🔴 مادر من کجاست؟
⭕️ 10 رمضان، سالروز وفات #ام_المؤمنین حضرت #خدیجه_کبری سلام الله علیها
🔸 مغيثا اکبري
سر به زانوي غم نهاده، هر چند اسوه صبر خداوندي است؛ پيغمبري که هرگز روي پدر را نديد و در خردسالي مادر خود را نيز از دست داد و سايه پدربزرگ را؛ اما اکنون در اندوه از دست دادن اولين يار خود، زانو به بغل گرفته، با خداي خويش درددل مي کند.
ثروتمند ترين زن عرب که دست رد به سينه بزرگان شهر مي زند، در برابر رسول خدا صلي الله عليه وآله با معرفتي از جنس شهود مي گويد: به خدا قسم اي محمد! اگر مال تو کم است، مال من زياد است. کسي که خودش را در اختيار تو ميگذارد، چگونه مالش را در اختيارت نگذارد؟ من با تمام اموال و کنيزانم، در اختيار تو هستم.
پيامبر صلي الله عليه وآله در تلخ ترين روز عام الحزن خويش، به مرور آن روزها نشسته است؛ وقتي که عموي خديجه، به سويش آمد و اموال آن بانو را به او تقديم کرد و پيغام آورد که خديجه فرموده اين اموال مرا بگير و نزد محمد ببر و به او بگو: من تمام اموال و بردگان و آن چه را در اختيار من است، به تو هديه ميکنم.
يادش مي آيد که ورقه، اين خبر را بين زمزم و مقام ابراهيم با صداي بلند به گوش همه مردم رسانيد و آنها را شاهد گرفت.
يادش مي آيد که او هيچ کجا تنهايش نگذاشت؛ نه فقط در شعب ابي طالب و هنگامه رنج و زحمت هاي مسلمانان؛ بلکه حتي در حريم خودش هم تنها محرمش باقي ماند. وقتي به امر خدا، خلوت خويش را در حراء آغاز کرده بود، عمار ياسر پيغام رسانش شد؛ تا از جانب پيامبر صلي الله عليه وآله به خديجه بگويد: اي خديجه! گمان مبر که کناره گيري من به خاطر توست؛ نه، خداوند به من چنين امر فرموده است. گماني جز خير مبر و بدان که خداوند هر روز چندين بار به خاطر تو، بر ملائکه اش اظهار مباهات و فخر ميکند.
او نيز يادش مي آيد که او به خاطر او، چقدر تنها شد؛ به حدي که وقتي درد زادن او را فرا گرفت و در پي زنان قريش فرستاد، چنين سرزنش شنيد: ما تو را منع کرده بوديم که با محمد فقير، ازدواج کني؛ اما تو همه ثروتت را به پاي دين او ريختي و حالا به سراغ ما آمدي!
اما کسي که رسول صلي الله عليه وآله را تنها نگذارد، چگونه ممکن است که خداي رسول صلي الله عليه وآله، تنهايش بگذارد. در اوج تنهايي و دل شکستگي خديجه، ناگهان چهار زن بلندقامت شبيه زنهاي بني هاشم، وارد اتاقش شدند و عرضه داشتند: محزون مباش اي خديجه. ما فرستادگان پروردگار توايم. ما خواهران تو هستيم؛ ساره، آسيه، مريم و صفرا؛ آمده ايم تا تو را کمک کنيم.
آخرين سخن خديجه را مرور مي کند، تا قدري در سايه کلمات عاشقانه او آرام بگيرد؛ همين ساعتي پيش که در بستر مرگ رو به رسول خدا صلي الله عليه وآله فرمود: اي رسول خدا! من در حق تو كوتاهي كردم و آن چه را شايسته تو بود، انجام ندادم. از من در گذر و اگر اكنون، دل در طلب چيزي داشته باشم, خشنودي توست.
اين کدام فراز از معرفت است که بانوي بزرگ اسلام چنين بدان راه برده است؟ پيامبر صلي الله عليه وآله در کرانه هاي علم لدني به دنبال يافتن پاسخي براي اين سؤال است.
دختر خردسال به پدر پناه آورده است؛ دختري که از اندوه عظيم پدر، قصه تلخ پرواز مادر را درک کرده است. او به دور پدر چون پرنده اي سرگردان، بال بال مي زند و مي پرسد: پدر جان! مادر من کجاست؟
ديگر مرور کافي است؛ بايد از کنار مزار خديجه برخيزد و ادامه اين راه دشوار را به تنهايي بر دوش بگيرد. پيامبر صلي الله عليه وآله برمي خيزد؛ اما پيش از آن بر روي زمين چهار خط مي کشد و مي گويد: بهترين زنان اهل بهشت، چهار تن هستند؛ خديجه دختر خويلد، فاطمه دختر محمد صلي الله عليه وآله، مريم دختر عمران و آسيه دختر مزاحم زن فرعون. پيامبر صلي الله عليه وآله برمي خيزد تا جهاني را به برخاستن وا دارد و برمي خيزد؛ اما بانو بر خاک هاي داغ مکه، آرميده است.
#به_کانال_نشریه_دانشجویی_پرسمان_بپیوندید
https://eitaa.com/porsemanmag
🔴 نكته هاي زيباي قرآني 2⃣
🔸 دکتر مژده پورحسيني
1⃣1⃣ همه دردها و ناراحتي هاي خود را مي توانيد با قرآن ريشه كن سازيد؛ قرآن بخوانيد و به آن عمل كنيد و با روح قرآن مرتبط و همنوا شويد؛ تا روح و جسم شما در تعادل مطلوب خود قرار گيرند.9
2⃣1⃣ در فرهنگ قرآني، اين خداوند است كه بيماري ها را شفا مي دهد و ديگران، وسيله و واسطه اند.10
3⃣1⃣ بهترين نحوه تغذيه براي سلامت انسان كه مورد سفارش قرآن كريم است، خوردن صبحانه و شام است؛ يعني غذاي روزانه در دو وعده اصلي در اول روز و آخر روز صرف شود. اين شيوه غذا خوردن بهشتيان است كه در سوره مريم، آيه 62 آمده است.
4⃣1⃣ خداوند در قرآن كريم، خواب را يكي از عوامل سلامت و آرامش روح انسان برمي شمارد و آن را نعمتي قابل ستايش و آيه اي از آيات اعجازآميز الهي معرفي مي كند.11
5⃣1⃣ آيا مي دانيد در فرهنگ قرآني، سخت ترين و ناگوارترين بيماري ها چيست؟ قرآن مستقيماً به اين بيماري اشاره نموده، آن را نام مي برد. اين بيماري، مرض قلب يا بيماري دل نام دارد؛ چون وقتي روح و دل فردي به اين بيماري گرفتار شد، از شنيدن و ديدن و درك حقايق، عاجز مي شود و اين، بدترين وضعي است كه يك انسان پيدا مي كند.12
6⃣1⃣ در قرآن كريم، در آيات فراواني از اندوه، علل ايجاد كننده آن و راه هاي برطرف ساختن آن سخن رفته است. گاهي اندوه فراق را با ديدار و گاهي اندوه فقر را با بشارت و گاهي اندوه رسول خدا صلياللهعليهوآله را به دلداري حضرت حق، درمان نموده است.
7⃣1⃣ از ديدگاه قرآن، ترس دو نوع است؛ ترس پسنديده و ترس ناپسند؛ ترس پسنديده، همان ترس از خداوند و عدالت اوست كه منجر به اصلاح رفتار مي شود؛13 و ترس ناپسند، اضطرابي شديد با علت مشخصي است كه تسلط بر نفس را از بين مي برد و بايد با آن مبارزه شود.14
8⃣1⃣ آلبرت انيشتين مي گويد: قرآن، كتاب جبر يا هندسه نيست؛ مجموعه اي از قوانين است كه بشر را به راه صحيح، راهي كه بزرگ ترين فلاسفه و دانشمندان دنيا از تعريف و تعيين آن عاجزند، هدايت مي كند.
9⃣1⃣ ويل دورانت، دانشمند شرق شناس آمريكايي، مي گويد: در قرآن، قانون و اخلاق يكي است. رفتار ديني در قرآن، شامل رفتار دنيوي هم مي شود و همه امور آن از جانب خداوند و به طريق وحي آمده است. قرآن در جان هاي ساده، عقايدي آسان و دور از ابهام پديد مي آورد كه از رسوم و تشريفات ناروا، آزاد است.
0⃣2⃣ پروفسور آرتور آربري كه يكي از مترجمان مشهور قرآن به زبان انگليسي است، مي گويد: زماني كه به پايان ترجمه قرآن نزديك مي شدم، سخت در پريشاني به سر مي بردم؛ اما قرآن آن چنان آرامش خاطري به من مي بخشيد كه براي هميشه به خاطر خواهم داشت. من در حالي كه مسلمان نيستم، قرآن را خواندم؛ تا آن را درك كنم و به تلاوت آن گوش دادم؛ تا مجذوب آهنگ هاي نافذ و مرتعش كننده اش شوم و تحت تأثير آهنگش قرار گيرم و به كيفيتي كه مسلمانان واقعي و نخستين داشتند، نزديك گردم؛ تا آن را بفهمم.
📚 پينوشتها:
1. طه، آيه 44 و شعرا، آيه 215.
2. لقمان، آيه 17.
3. لقمان، آيه 18.
4. احزاب، آيه 67.
5. قصص، آيه 26.
6. يوسف، آيه 55.
7. آل عمران، آيه 159.
8. اعراف، آيه 31.
#به_کانال_نشریه_دانشجویی_پرسمان_بپیوندید
https://eitaa.com/porsemanmag
🔴 چشم انتظاري در قرارگاه فرشتگان
🔸محبوبه زارع
ماه صوم و صيام که از راه مي رسد، خود را ميهماني محبوب در پيشگاه کبريا مي يابي؛ به دست هاي خالي خود نگاه مي کني و مي انديشي که بايد بضاعت هيچ خود را در کثرت حب علي عليه السلام عرضه کني؛ تا شايد مقبول بيفتد؛ زيرا ماهيت ذاتت را در چيزي جز شوق مولا نديده و نجسته اي و با همين محبت، رو به سوي شب هاي قدر مي آوري و کمال رمضان را در درک قدر علي عليه السلام مي جويي. نيمه رمضان که مي شود، خود را در ميان ترين مسير مي يابي؛ مسير قدر مجتبوي عليه السلام براي درک قدر نيمه رمضان، تو را مجالي زيباتر از بازگشت به سال سوم هجرت نيست. پس کوله بارت را بردار و به همراه ما در بالغ ترين کوچه هاي مدينه پس از هجرت، جاري باش!
ماه هاست که چشم انتظار آمدن اوست. مادري که اسطوره نجابت و جلالت و پدري که بوتراب است و دروازه شهر علم و پيغمبري که خاتم النبيين است و تکميل کننده رسالت پيامبران الهي و ملائکه اي که از قرن ها پيش براي رويش چهارمين نفر از پنج تن آل عبا در لاهوت به تسبيح نشسته اند، همه انتظار آمدنش را مي کشند. در لحظه تولد او، همه خلقت، نداي «تبارک الله احسن الخالقين» را از پرورگار بي همتاي خود شنيده اند و به معرفتش رسيده اند.
امشب خانه علي عليه السلام و زهرا عليهاالسلام قرارگاه فرشتگاني است که براي بهره جويي از نور اولين ميراث دار امامت، رو به سوي نوزاد دارند. فاطمه عليهاالسلام که خود ام ابيهايي بي تکرار است و مقام مادري را به تماشا نشسته، فرزند را در ٱغوش گرفته، در ميان انبساط و شور کروبيان، رو به همسر خويش مي گويد: براي نوزادمان نامي انتخاب کن!
و علي عليه السلام سرشار از شعفي که تنها مفسر شوق پدرانه اوست، رو به سوي معرفتي بي نهايت دوخته، به پدر مهرباني که او را در آغوش محبت خويش بزرگ کرده و اسلام را در قالب ارمغاني بي بديل به او عرضه داشته، فکر مي کند؛ من چنان نيستم كه در مورد نام گذاري فرزندم از رسول خدا صلي الله عليه وآله پيشي بگيرم.
خبر ميلاد اولين فرزند فاطمه عليهاالسلام به پدر رسيده، اينک او مشتاقانه به سوي هديه خداوندي آمده است.
دست هاي مبارک رسول الله صلي الله عليه وآله كودك را در آغوش گرفته و به قنداقه زرد او، خيره مانده است و بعد رو به اهل خانه و خدمت کاران مي فرمايد: مگر من به شما نگفته بودم كه او را در پارچه زرد نپيچيد؟
بعد برخاسته، کودک را در ميان قنداقه سفيدي پيچيده و در ميان بازوان خود، همچون گنجي گرانبها، به نظاره ايستاده است.
آن گاه رو به علي عليه السلام مي فرمايد: آيا او را نام گذاري كرده اي؟
مولا در نهايت ادب پاسخ مي دهد: من در نام گذاري وي از شما پيشي نمي گيرم.
رسول خدا صلي الله عليه وآله هم مي فرمايد: من هم در نام گذاري وي بر خدا سبقت نمي جويم!
صاحب نام ها، جبرييلش را به سوي خانه وحي فرستاد و پيغام داد: يا رسول صلي الله عليه وآله! به راستي كه علي عليه السلام نزد تو، به منزله هارون است نسبت به موسي، پس او را به نام پسر هارون، نام بگذار!
رسول خدا صلي الله عليه وآله پرسيد: نام پسر هارون چيست؟
گفته شد: شبّر
رسول خدا صلي الله عليه وآله نيز او را حسن ناميد که معادل نام شبر در زبان عربي است:
پيامبر صلي الله عليه وآله در گوش چپ حسن عليه السلام اقامه گفت و براي او گوسفندي قرباني کرد. سرش را تراشيده و هم وزن موي سرش به مستمندان نقره هديه کرد.
اين اولين باري بود که دستور داده شد سر نوزاد را عطرآگين کنند و به اين ترتيب، آيين عقيقه و صدقه دادن برابر وزن موي سر نوزاد، سنت شد.
بيش از چهارده قرن است که هرساله ماه رمضان مي آيد و به نيمه مي رسد و به سوي قدر، اوج مي گيرد؛ زيرا اگر ماه رمضان به نيمه نرسد و برات تکامل از محبت مجتبوي نگيرد، چگونه مي تواند ظرفيت نزول قرآن را در خود بيابد؟ رمضان ها مي آيند و مي روند و هر ساله در نيمه رمضان، شوق تجلي اولين وارث امامت علي عليه السلام در جان شيعيان به اوج مي رسد.
آن چه اين روزها بيش از هميشه هنگام يادآوري نام امام حسن عليه السلام در خاطره ها زنده مي شود، پاسخي است که به معاويه داده است؛ روزي که او به امام عليه السلام گفت: من از تو بهتر و برتر هستم و امام عليه السلام در پاسخ افرادي كه اطراف تو قرار گرفته اند، دو دسته اند؛ يك دسته فرمان بر و مطيع و دسته اي ناچار و مضطرّ؛ پس آنهايي كه از روي ميل و رغبت پيرو تو مي باشند، همانا مخالف خدا و رسول صلي الله عليه وآله و معصيت كار هستند؛ و آنهايي كه از روي ناچاري با تو مي باشند، در پيشگاه خدا، معذور خواهند بود؛ اما من نمي گويم از تو بهترم؛ زيرا فضايل پسنديده اي در تو وجود ندارد که من از تو بهتر باشم!
تاريخ، نام او را نبض حيات خود قرار داده است؛ تا رايحه حُسن حسن در جان عالم، تداوم داشته باشد. ميلاد خوب ترين خوب، مبارک باد!
#به_کانال_نشریه_دانشجویی_پرسمان_بپیوندید
https://eitaa.com/porsemanmag
🔴 صف بندی حق و باطل همیشگی است
🔸حجت الاسلام والمسلمین محمدباقر پورامینی
معاویه مغرور از صلح، نامهای به والیاش در مدینه فرستاد و از مروان خواست تا دختر عبدالله جعفر را برای یزید خواستگاری کند. او مست بود و نابخرد و بر این خیال بود حال که بر مسند نشسته و با تکیه بر زر و زور و تزویر حکم میراند، مرزهای مردی و نامردی نیز شکسته و حق و باطل به هم آمیخته است و می توان لبخند مکر بر لب داشت و گستاخانه دم از دوستی با رهبران حق مدار زد و از نمد صلح، کلاهی دوخت و بر سر این و آن گذاشت.
پاسخ امام مجتبی علیهالسلام کوتاه بود و گویا؛ امام فرصت سوء استفاده از صلح نامه را از بت حیله ستاند و به معاویه مکار فهماند که او همچنان دشمنی زبون است. سخن با چنین دشمن نابکاری نیز ادبیات خاص خود را داشت؛
«َإِنَّا عَادَیْنَاکُمْ لِلَّهِ وَ فِی اللَّهِ فَلَا نُصَالِحُکُمْ لِلدُّنْیَا؛ ما برای خدا و در راه او، با شما دشمنی کردیم؛ پس هرگز برای دنیا با شما بساط دوستی پهن نمیکنیم.
انعطاف هنرمندانه امام مجتبی(ع) برای دست یافتن به مقصود، با حفظ صفبندی جبهه حق و باطل استوار بود و امام تا اخرین لحظه حیات گهربار خود ، همواره بر حفظ موضع معترضانه با دشمن و توجه به آرمانها تاکید داشتند؛ نمونه ذیل گواه جایگاه شکوهمند و قوی امام نسبت دشمن و جبهه همراه او است.
روزی معاویه در حضور امام حسن(ع) خود را بهتر از امام دانست و حضرت در جوابش فرمود: چگونه؟ اى پسر هند! معاویه گفت: براى اینکه مردم در اطراف من اجتماع نمودهاند، ولى کسى در اطراف تو نیست.
امام حسن علیهالسّلام فرمود: هیهات! اى پسر هند جگر خوار! این بدترین مقامى است که تو بدست آوردهاى، زیرا آن افرادى که در اطراف تو جمع شدهاند، دو دستهاند: یکى مطیع و دیگرى مجبور. آنان که مطیع باشند معصیت خدا را می کنند، و اشخاصى که بطور اجبار از تو فرمانبردارى می نمایند طبق قرآن خدا عذر و موجه دارند. وَ حَاشَ لِلَّهِ أَنْ أَقُولَ أَنَا خَیْرٌ مِنْکَ فَلَا خَیْرَ فِیکَ- وَ لَکِنَّ اللَّهَ بَرَّأَنِی مِنَ الرَّذَائِلِ کَمَا بَرَّأَکَ مِنَ الْفَضَائِل؛ حاشا که من بگویم: از تو بهترم، زیرا اصلا در وجود تو خیرى نیست، بلکه میگویم: خداى رؤف مرا از صفات پست و رذیله تبرئه کرده، همچنان که تو را از صفات نیکو و پسندیده محروم نموده است.
دشمنی حق و باطل، تاریخی به پهنای حیات بشر دارد و تاکید بر صف بندی مستمر جبهه ای با ولایت خدا در برابر جبهه ای با ولایت طاغوت، رمز سعادت و عزت دین باوران تاریخ بوده است .
دشمن ، به برق دنیایی که بر هوا و هوس استوار کرده، غره است و بدان مینازد و به دیگران میتازد ؛ او با تکیه بر شرارت خود، بر تحکیم و تثبیت آن اصرار دارد و ما را به همراهی با خود میخواند. در این مصاف، قبض و بسطها، برای تفوق بر دشمن ،اجتناب ناپذیر است؛ اما اصرار به جلب رضایت دشمن، بی معناست. او به کم راضی نیست، جز محو راه و هدف باور ندارد و غیر از زندگی ذلت بار ما، به چیزی نمیاندیشد؛
«لَنْ تَرْضى عَنْکَ الْیَهُودُ وَ لَا النَّصارى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم؛ هرگز یهود و نصاری از تو راضی و خشنود نخواهند شد؛ مگر این که از آنها پیروی کنی».
حفظ موضع قوی معترضانه و تهاجمی، همچنین فراموش نکردن دشمن و مبارزه، راهبرد ترسیمی سکاندار حکیم انقلاب است که با تکیه بر سیرۀ سبط اکبر امام مجتبی علیهالسلام طراحی شده است. توجه به این روش همراه با یک اراده جدی می تواند بر عزت و اقتدار جاری نظام بیفزاید.
«قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذِی جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصِیر؛ بگو: راه خدا، راه راست است و اگر پس از دانشى که به تو رسیده، از هواهاى ایشان پیروى کنى، در برابر خدا، یاورى نخواهى داشت.
🔴 درس بزرگ فتح خرمشهر
بيشک فتح خرمشهر را میتوان نقطه عطفي در تاريخ جنگ هشت ساله برشمرد، آنجا که سلسله عملياتهاي آزاديبخش به کمال خود رسيد و به جهانيان اثبات شد انقلاب اسلامي شجره طيبهاي است که در باورهاي عميق اين ملت ریشه دارد و در برابر طوفانهاي سهمگين نيز همچنان استوار ايستاده است. در واقع، فتح خرمشهر خط بطلاني بود بر اين پندار خيالي دشمنان انقلاب اسلامي که «ميتوان انقلاب اسلامي را از طريق حمله نظامي سرنگون کرد»!
عمليات «بيتالمقدس» از منحصربه فردترين عملياتهاي رزمي بود که در تاريخ دفاع مقدس اين سرزمين ثبت شد. كوتاه بودن زمان براي آمادگي، وسعت منطقه نبرد، مداومت زياد عمليات، دشواري عمليات، حجم تلفات و خسارات وارده بر دشمن از خصوصيات اين عمليات بود كه آن را از عملياتهاي پيش و پس از آن متمايز ميكرد؛ از این رو چنان بزرگ و شگفتانگيز بود كه حضرت امام(ره) در وصف آن چنين گفت: «فتح خرمشهر يك مسئله عادي نبود، اينكه ۱۵ الي ۲۰ هزار نفر به صف براي اسارت بيايند و تسليم شوند مسئله عادي نيست، بلكه مافوق طبيعت است.»
فتح خرمشهر دستاوردهاي ارزشمندي براي انقلاب اسلامي به همراه داشت و توانست موقعيت بينالمللي جمهوري اسلامي را به شدت تقويت کند. اين حماسه بزرگ در حالي انجام شد که جمهوري اسلامي در انزواي کامل بينالمللي قرار داشت و همه قدرتهاي بزرگ براي موفقيت صدام به ميدان آمده و نقشآفريني ميکردند. ايستادگي ملت ايران و اراده براي مبارزه و غلبه بر همه ضعفها و کمبودها و اتحاد و همدلي در ذيل توجه به فرامين فرمانده کل قوا موجب شد تا نصرت الهي نيز شامل حال ملت ایران شود و خرمشهري فتح شود که طبق برآورد دشمن دستنايافتني بود، به گونهای که صدام وعده سپردن کليد بصره را به عنوان جايزه فاتح آن داده بود!
امروز با گذشت بيش از 37 سال از فتح خرمشهر، ملت ما و به ویژه جوانان هنوز نيازمند يادآوري آن حماسههاي بزرگ و شنيدن پيامها و درسهاي بزرگ آن حماسههاي به ياد ماندني هستند. درس بزرگ فتح خرمشهر در بیان امام خامنهای این است؛ «يك ملت وقتي به خود متكي شد، وقتي مؤمن شد، وقتي اين ايمان را با عمل صالح و جهاد همراه كرد، در همه ميدانها پيروزي او قطعي است. درس خرمشهر براي ما اين است؛ ملت ايران اين درس را نبايد فراموش كند.» (1384/3/3)
🔴 تنهايي علي
🔸یوسف کرمی
کم نبودند اصحابي که سابقه خود در اسلام را خرج مقام و ثروت کردند! کم نبودند ياراني که دارالخلافه برايشان به دارالسقوط در دنيا تبديل شد؛ اما در ايمان و روش زندگي اميرالمؤمنين عليه السلام، تغييري حاصل نشد و دنيا براي او ارزشي نداشت.
مولاي من! تو نه کاخ نشين بودي، نه لباس زربفت مي پوشيدي و نه مالي اندوختي؛ تاج مرواريد نشان هم نداشتي. اصلاً حکومت براي تو ارزشي نداشت که به خاطرش حقيقت را پاي بسياري مصلحت هاي ريز و درشت، قرباني کني.
مولاي من! حجاب دنيا در برابر يقين تو، هيچ بود. امروز هم صداي قدم هاي تو را در کوفه مي شنويم و حتي ناله هاي تو در گوش چاهي که محرم رازت بود، هنوز طنين دارد. تو بر اعتبار جود و کرم و مهرباني، افزودي. بي تو چه بودند اين مفاهيم اي مولاي من؟
تو را خانه نشين کردند؛ شبانه به نخلستان مي رفتي؛ سر در چاه فرو مي کردي و مناجات و ناله مي کردي! هيچ دلي محرم اين نالهها نبود. تنهايي تو از آن بود که آنها در شأنت نبودند. ابتذال زمانه، همه قدها را کوتاه کرده بود. دلها و زبانها و گوشها، مُهر شده بودند. اگر تاريخ آبرو و شرافتي داشته باشد، از سکوت و مظلوميت و از اخلاص و پارسايي توست...
#به_کانال_نشریه_دانشجویی_پرسمان_بپیوندید
https://eitaa.com/porsemanmag
🔴 آن شب سرنوشت ساز
⭕️ ویژگی های شب قدر در گفت وگو با حجت الاسلام سرلك 1⃣
⁉️ در كلام بعضی از بزرگان بر اين موضوع خيلی تأكيد مي شود كه ساعت ها و فرصت های ايام مبارك ماه رمضان و به خصوص شب های قدر، يك فرصت طلايی است. چرا چنين فرصتی را فرصت طلايی عنوان می كنند ⁉️
✅ ما آدم ها چون درگير منافع مادی و محاسبات عادی هستيم، بعضی وقت ها كه می خواهند ما را نسبت به اين فرصت های ناب توجه بدهند، باز با معيارهای خودمان از آنها ياد مي كنند؛ مثلاً به ما مي گويند كه اين فرصت طلايی است يا اين فرصت خاص است؛ چون پيش ما طلا يك قدر و قيمت تعريف شده ای دارد. حقيقت ماجرا اين است كه قدر و منزلت شب هايی مثل شب قدر را مقياسی مثل طلا، جواهر، برليان و مرواريد، نمي تواند نشان دهد. به تعبير قرآن، شب قدر حقيقتی فراتر از هزار ماه دارد. قرآن می گويد: «خَيرٌ مِنْ ألْفِ شَهْرٍ». يعنی اگر شما با معيار خير كه يك معيار كاملاً كيفی است، به سراغ ارزيابی شب قدر برويد، از هزار ماه، خيرش بيشتر است يا خير بيشتری دارد. به هر حال، اينها همه تعابيری است از بزرگان معنوی ما برای اين كه آدم هايی مثل بنده كه به هر حال در محاسبات مادی گرفتار هستند، دست كم بتوانند از اين زاويه و از اين پنجره، دری به سوی باغ خوبي ها باز كنند.
حقيقت اين است كه شب قدر با يك محاسبه ظاهری، هزار ماه است؛ يعنی حدود هشتاد و چهار سال است و ظرفيت بارگيری و ادب آموزی و تقوا را برای ما آدم ها در درون خودش دارد. آن ساعات و لحظات باشكوهی را كه سرشار از اسرار است، به كلمة «ليله» تعبير كرده اند؛ شبی پر از اسرار كه انسان ها به قدر و اندازة خودشان، به رمز و رازهای آن پی مي برند.
در شب های قدر، انسان می تواند خودش را و هويت خودش را با يك كوششی بشناسد. بهترين عمل شب قدر، كسب علم است؛ يعني پيوند زدن سرنوشت انسان با گوهر آگاهی. اين كه آدمی در شب قدر به فهميدن بيشتر همت كند، از طرف خالق ليلة القدر، اجر بيشتری دارد. همچنين اذكار و دعاهايی كه برای اين شب ها توصيه شده است، همه سرنخ هايی برای فهميدن هستند؛ فرصت هايی برای پوست انداختن و تلاشی برای بازشدن چشمی در وجود ما؛ تا دنيا را بهتر ببينيم. در آن عمل معروف ليلة القدر، ما قرآن را روی سر مي گذاريم؛ يعنی به اين آگاهی می رسيم كه از اين به بعد، قرار است قرآن تعيين مسير كند و حرف خدا روی سر ما باشد و ما از زلال قرآن، تمام جام های تصميماتمان را پر كنيم.
⁉️ آيا اين عملی كه در شب های قدر انجام می دهيم، برنامة يك سال آينده ما را تعيين مي كند ⁉️
✅ نه تنها تا يك سال، بلکه آن نهر جاری از شب قدر، بناست همة دنيا و آخرت ما را پر كند؛ اما از آن جا كه خداوند، كريم و رحيم است، هر سال اين امكان را برای آدم ها فراهم مي كند كه اگر به دنبال فرصت كاملی هستند، در ليلة القدر، آن را پي جويی كنند. اگر ظاهر تعبير قرآن كه می گويد: «خَيرٌ مِنْ ألْفِ شَهْرٍ» را در نظر بگيريم، اين شب از هزار ماه، ارزشش بيشتر است؛ يعنی بيش از هشتاد و چهار سال. با اين نگاه، پيداست كه فقط طرح يك ساله در كار نيست. اگرچه در تعابير ما هست كه تقدير يك ساله را در اين شب تعيين مي كنند و قضای الهی در شب های قدر، متناسب با تقاضا و تمنای آدم ها محكم مي شود، اما به هيچ وجه، مراد اين نيست كه ما در ليله القدر، فقط تكليف يك ساله مان را بايد تمنا كنيم. از پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله پرسيدند كه چه چيزی را در شب قدر بيشتر بخواهيم؟ حضرت فرمودند: «عاقبت به خيری و عافيت». از همين آموزه ها پيداست كه ماجرا مربوط به يك سال يا دوازده ماه نيست؛ مربوط به سرتاسر زندگی دنيا و آخرت است. به هر ترتيب، باز هم با همان مقياس های مادی، مي توانيم بگوييم حقيقتاً ليلة القدر، يك شب و ساعت طلايی است؛ اگرچه مافوق اين حرف هاست.
#ادامه_دارد
#به_کانال_نشریه_دانشجویی_پرسمان_بپیوندید
https://eitaa.com/porsemanmag
🔴 به افتخار خدا يک کف مرتب!
⭕️ عليرضا مستشاری
روز يکشنبه، پانزدهم ارديبهشت به دعوت بسيج دانشجويي، براي سخنراني به دانشگاه اروميه رفتم. موضوع سخنراني، «روابط دختر و پسر» بود. در سالن شهيد چمران دانشگاه، بعد از نماز مغرب و عشاء، بيش از پانصد دانشجو شرکت کرده بودند. ابتداي جلسه، خيلي جو سالن، ناآرام بود و برخي بلند مي گفتند: حاجي حلالش کن!
بحث را با چند مزاح شروع کردم و سعي کردم به طور منصفانه و عقلايي، پيرامون روابط دو جنس مخالف صحبت کنم. به آية «غض بصر»، يعني «نگاه خريدارانه به نامحرم نکردن» که رسيدم، گفتم: ما مخلقوق خداوند هستيم. او از اين که ما لذت ببريم، بدش نمي آيد. خدا که بخيل نيست. اصلاً براي خدا چه ضرري دارد که جوانان از راه نگاه و انواع رابطه ها، با جنس مخالف، لذت ببرند؟ مگر اين جاذبه را کسي غير از خود او در وجود انسان آفريده است؟ پس چرا گفته نگاه نکنيد؟ چرا گفته در نگاه ها و رابطه هاي خود با جنس مخالف، مراعات کنيد؟ خداوند مي داند که اگر نگاه کنيد، عاشق مي شويد و آن هم عشق زود هنگام و خالي از ملاک هاي عقلايي، دل مشغول مي شود و هر آنچه ديده بيند، دل کند ياد؛ بلکه ويران مي کند خود را ز بنياد!
خدا خواسته که شما افسرده نشويد و نشاط جوانيتان از بين نرود، اصلا بحث دستور و امر و نهي از موضع قدرت نيست، خداوند براي گناهاني که در قرآن از آنها ياد مي کند، وعدة جهنم و آتش و زقوم و عذاب داده و با تعابيري همچون «ويلٌ»، تهديد کرده، ولي وقتي به موضوع روابط دختر و پسر و نگاه مي رسد، آيه را اين طور تمام مي کند: «ذلک ازکي لهم»؛ يعني اي پيامبر صلياللهعليهوآله به بندگانم بگو: اگر رعايت نگاه هايشان را بکنند، اين براي دلشان بهتر است؛ دل آنها پاک مي ماند؛ دل پريشان و افسرده نمي شوند. بگو: اگر رعايت سخن گفتن با نامحرم را نکنند، «فيطمع الذي في قلبه مرض»؛ آدم هاي مريض و شهوت ران و رِند، نسبت به آنها به طمع مي افتند، به آنها ضرر مي رسانند و من خدا راضي به آن دل مشغولي يا اين ضرر از ناحيه طمّاع ها نيستم و دلم براي بنده هايم مي سوزد. من آنها را دوست دارم و چون آنها را دوست دارم، اين قانون را وضع کردم و... .
حالا ديگر سکوت محض، بر سالن حکم فرما شده بود. همه گوش مي دادند و بعضي ها به نشانة تأييد، سر خود را تکان مي دادند.
همين طور که فسلفة اين حکم را مي گفتم، احساس رضايت را با تمام وجود در چهرة جوانان حاضر در آمفي تأتر مي ديدم. از قيافه ها معلوم بود که خيلي ها به وجد آمده اند.
ناگهان يکي از دانشجويان طاقت نياورد و بلند فرياد زد: به افتخار خدا يه کف مرتب!
تمام سالن تا چند دقيقه به افتخار خدا دست زدند؛ آن هم چه دستي،!
از اين که به لطف خدا بندگان خدا را به حکم خدا اين گونه راضي کرده بودم، شوق و شعف در وجودم آن قدر زياد شد که نه با پيشاني، بلکه با تمام وجودم با حالت تواضع سجده شکر کردم و با خود گفتم: کجايند پادشاهان و پادشاه زادگان؛ تا اين لذت مرا ببينند و حسرت ببرند.
واقعاً خستگي از تنم بيرون رفت؛ خستگي مسافرت صبح از قم به تهران و جلسه کاري تا ظهر؛ خستگي منبر ظهر دانشگاه اميرکبير و پرواز با تأخير تهران تبريز و خستگي رفتن از تبريز تا اروميه و جلسة قبل از مغرب با تشکل هاي دانشگاه اروميه و خلاصه گوفتگي دقيقاً 22 ساعت بي خوابي، همه و همه با يک کف به افتخار خدا، کف روي آب شد و از وجودم بيرون رفت و علت آن، چيزي نبود جز تبلور فطرت پاک و جريان جويبار زلال خداخواهي و خدا دوستي جوانان عزيزمان که دوستشان دارم، شايد اگر کسي گوش حقيقت شنو مي داشت، مي شنيد که خداوند هم در آن لحظه به ملائکه گفت: به افتخار اين بندگان خوبم يه کف مرتب!
#به_کانال_نشریه_دانشجویی_پرسمان_بپیوندید
https://eitaa.com/porsemanmag