eitaa logo
🔅 صفحه قرآنی رحیق🔅
2.8هزار دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.7هزار ویدیو
830 فایل
«رحیق» یعنی نوشیدنی گوارا و ناب ویژه بهشتیان. ۲۵مطففین . مقصد و مقصود ما درک و دریافت عمیق تر کتاب خداست. از محتوای لقمه ای و عموم پسند و صرفا انگیزشی استقبال نمی کنیم.همراهان ما اندکند لیکن ژرف نگرند. @s_m_a57
مشاهده در ایتا
دانلود
حضرت آیت الله العظمی (دامت برکاته): ☑️ شما در پايان وصيّت‌نامه حضرت (قدّس سرّه) ديديد كه ايشان فرمود: «با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوي جايگاه ابدي سفر مي‌كنم …» اين، سخن وجود مبارك (صلي الله عليه و آله و سلم) را تداعي مي‌كند. ☑️ گرچه انسان از آن جهت كه بندهٴ خداست، موظّف است كه همواره بنالد و بگويد: «و سلاحُهُ البُكاء»، و آن نماز شب حضرت (رضوان الله تعالي عليه) در حال بيماري در روي تخت بيمارستان نشانهٴ بندگي خالص ايشان است، امّا از آن جهت كه صالح سالك دلي دارد كه به ياد حق مطمئنّ است: ﴿ألا بذِكْرِ اللهِ تَطمئِنُّ القلوبُ﴾ به لطف حق اميدوار و از آيندهٴ خود مستحضر بوده و جاي خود را در بهشت مي‌بيند. ☑️ گاهي بلنداي صداي حضرت امام امّت (قدّس سرّه) را مي‌شنيديم كه مي‌فرمود: « شعبانيّه» چه مي‌كند، و گاهي آيهٴ كريمهٴ: ﴿فادخلي في عبادي و ادخلي جنّتي﴾ را معنا كرده و مي‌فرمود: دخول در زمرهٴ بندگان خاصّ خدا و ورود در «جنّة اللّقاء» بهرهٴ اَوْحَديّ از انسان‌هاي صالحِ سالك است. ☑️ و شما ديديد اين فداكار در تمام مراحل انجام وظيفه كرده و خود را بر قبر حضرت (قدّس سرّه) انداخته و تبرّك مي‌جستند سرّش آن است كه كمتر امامزاده‌اي است كه در اين قرون و اعصار بركاتي همچون حضرت امّت (قدّس سرّه) داشته باشد. ☑️ بنابراين بر فرد فرد ما لازم است كه به عنوان عمل به حضرت امّت (قدّس سرّه) اين نظام اسلامي را حفظ و از آن نگهداري كنيم و رهبري و ارگانهاي رسمي انقلاب را با اتّحاد و وحدت و صميميّت حفظ كنيم. 📚 برگرفته از کتاب بنیان مرصوص (ره) ص 410 🌷🌷🌷 📠در رساندن سخن حق و پایبندی به آن استقامت بورزیم و ثابت قدم باشیم. @rahighemakhtoom
🔅 صفحه قرآنی رحیق🔅
برشی از کتاب گرانسنگ #تفسیر_تسنیم_جلد_اول(135) #کانال_قرآنی_رحیق(گنجینه آموزه های تفسیری) #تفسیر_قر
برشی از کتاب گرانسنگ (136) (گنجینه آموزه های تفسیری) 🔅🔅🔅 اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ (6) 📌لطايف و اشارات ✅11 ـ زمامدار صاعد و ساقط 📐هر موجودي در نظام هستي قبله اي دارد كه به سوي آن متوجه است و راه وصول به آن را مي پويد. در مسائل عبادي نيز برخي به سوي مشرق، بعضي به طرف مغرب و گروهي به سوي كعبه كه نسبت ساكنان نقاط مختلف كره‌ي زمين به آن متفاوت است، متوجهند. 📃زمامدار و محرك راهيان همه‌ي راهها و روآورندگان به همه‌ي قبله ها خداي سبحان است: (ولكلٍّ وِجهةٌ هو مُولّيها)[ سوره‌ي بقره، آيه‌ي 148.]. گزينشِ جهت حركت و انتخاب قبله با رهپويان است، ولي پس از انتخاب، رساننده ديگري است و ملاقات همه نيز در پايان راه با خداست؛ گروهي با مهر او و گروهي نيز با قهر او ملاقات خواهند كرد. گر چه در دنيا راه خير بر چهره همه گشوده است و همه به سرعت و سبقت در آن دعوت شده اند، ولي برخي پذيراي اين دعوت نبوده به بيراهه مي روند: (فاستبقوا الخيرات أين ما تكونوا يأت بكم الله جميعاً إن الله علي كلّ شي ء قدير) [سوره‌ي بقره، آيه‌ي 148.]و خداوند همه را در حشر اكبر جمع خواهد كرد؛ چون او بر هر كاري هم دانا و هم تواناست. 📃پس محرّكِ هر متحرك خداست. حال اگر متحركْ راه خوب را برگزيد خدا او را در همان راه بالا مي برد و به درجاتي رفيع مي رساند: (يرفَعِ الله الذين آمنوا منكم والذين أُوتوا العلم درجات) [سوره‌ي مجادله، آيه‌ي 11.]و اگر راه سقوط به طرف دَرَكات را در پيش گرفت و از راه خداي سبحان و رسول گرامي (صلي الله عليه و آله و سلم) فاصله گرفت باز هم مولّي و محرك او در اين راه خداي سبحان است و او را تا به مقصدش كه همان دوزخ است مي رساند: (ومن يُشاقِقِ الرسول من بعد ما تبيّن له الهدي ويتّبع غير سبيل المؤمنين نُولّه ما تولّي ونُصْلِه جهنّم وساءت مصيراً)[ سوره‌ي نساء، آيه‌ي 115.].روشن است كه انسان در حدوث و بقا مختار است، ولي حدّ اختيار او تا انتخاب راه و عمل است و عمل او را خدا به ثمر مي رساند و عبادتِ عبد سالك را به صورت (جنات تجري من تحتها الأنهار) [سوره‌ي بقره، آيه‌ي 25.]و كفر و نفاق و عصيان تبهكاران را به صورت (ناراً أحاط بهم سُرادقها) [سوره‌ي كهف، آيه‌ي 29.]درآورده مؤمنان را به بهشت و كافران و منافقان را به جهنم واصل مي كند. بر اين اساس در هر دو مورد، فعل اختياري را به انسان نسبت داده، مي فرمايد: در هر صورت انسانها را ياري مي كنيم: (كُلّاً نُمدّ هؤُلاء وهؤُلاء من عطاء ربّك وما كان عطاء ربّك محظوراً)[ سوره‌ي إسراء، آيه‌ي 20.]. خداي سبحان وسيله‌ي خير و شر و اطاعت و عصيان را در اختيار همگان قرار مي دهد تا صحنه‌ي جهاد اكبر آماده و وسيله‌ي آزمون انسانها فراهم باشد. ☘️☘️☘️ 🔰در رساندن سخن حق و پایبندی به آن استقامت بورزیم و ثابت قدم باشیم. @rahighemakhtoom
🔅 صفحه قرآنی رحیق🔅
برشی از کتاب گرانسنگ #تفسیر_تسنیم_جلد_اول(136) #کانال_قرآنی_رحیق(گنجینه آموزه های تفسیری) #تفسیر_قر
برشی از کتاب گرانسنگ (137) (گنجینه آموزه های تفسیری) 🔅🔅🔅 اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ (6) 📌لطايف و اشارات ✅11 ـ زمامدار صاعد و ساقط 📃در اين سير برخي با اين كه به سمت دركات سير مي كنند مي پندارند در درجات و رو به سوي بالا سير مي كنند. اينان همانند درخت كه «اصل» و ريشه اش در خاك و گل فرو رفته و آنچه از آن بالا آمده است تنها «فرع» و شاخ و برگ است، همه‌ي فكرشان معطوف به خاك است و چون در دنيا درخت گونه سر به خاك فرو برده بودند، در قيامت نيز سر به زير، و روبرگردانده محشور مي شوند: (ولو تري إذ المجرمون ناكسوا رؤسهم عند ربّهم)[ سوره‌ي سجده، آيه‌ي 12. سرافكنده محشور شدن مجرم در قيامت كه در روايات نيز به آن اشاره شده، تنها به معناي «سر به زيري» براثر شرم نيست، بلكه او براثر زميني انديشيدن با هيئت خاص (منكوس الرأس) محشور مي شود و اين بازتاب همان افكار و رفتار دنيوي اوست كه در جهت «تنزّل» بود، نه «تعالي».]. 📃بر اين اساس كه هر متحرّكي تنها انتخاب كننده‌ي راه است و محرك او خداي سبحان است، مصداقِ «اِهدنا» در آيه‌ي مورد بحث «حَرِّكنا» است؛ چنانكه «نَوِّرنا» و «اَنْعِم علينا» نيز از مصاديق آن است. توضيح اين كه، «اهدنا» گرچه در معناي خود (هدايت) به كار رفته است، اما مصداق اين هدايت، نوراني كردن، نعمتْ بخشيدن و تحريك خاصي است كه انسان با آن، درجات را يكي پس از ديگري پيموده، به سر منزل مقصود كه لقاي مهر و جمال ربّ العالمين است مي رسد. 📃قرآن كريم درباره‌ي هدايت و ضلالت نيز مي فرمايد هر دو به دست خداست، ولي خداي سبحان جز فاسقان كسي را گمراه نمي كند: (يُضلّ به كثيراً ويهدي به كثيراً وما يضلّ به إلاّ الفاسقين)[ سوره‌ي بقره، آيه‌ي 26.]. هدايت الهي همان اعطاي توفيق و دستگيري از عبد سالك و رساندن او به مقصد است و اضلالْ ندادن توفيق و رها ساختن شخص به حال خويش است، نه امري وجودي. اما اين رها شدن و بيراهه رفتن را ابتدا انسان به سوء اختيار خود بر مي گزيند، ولي سقوطش به طرف دركات به دست خداوند است و اِضلالِ به اين معنا ويژه‌ي فاسقان و منحرفان از صراط مستقيم است. ☘️☘️☘️ 🔰در رساندن سخن حق و پایبندی به آن استقامت بورزیم و ثابت قدم باشیم. @rahighemakhtoom
(گنجینه آموزه های تفسیری) 🔅 🔅 🔅 📌 نگاشت7 :نکته ها و پیام ها ی تفسيری آیات 6 و 7 سوره اعلی سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى‌ «6» إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَ ما يَخْفى‌ «7» «6» ما تو را به قرائت درست وامى‌داريم، پس فراموش نخواهى كرد.«7» مگر آنچه خدا بخواهد كه او بى گمان آشكار و نهان را مى‌داند. 🔸🔸🔸 ▪ «سَنُقْرِئُكَ» از ريشه «قرء» و باب افعال است. ▪ «اقراء» در لغت يعنى آنكه قارى بخواند و استاد گوش بدهد و غلطهاى او را تصحيح كند، امّا در مورد پيامبر گرامى اسلام، «اقراء» يعنى ما قدرتى به تو مى‌دهيم كه قرآن را بدون كم و كاست و درست بخوانى و آنچه را به تو نازل شده، فراموش نكنى. «سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى‌» 📂 جمله‌ «إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ» استثنايى است كه به منظور بيان قدرت مطلقه الهى آمده است تا بفهماند كه خداوند قادر است حتّى بعد از دادن اين قدرت، مى‌تواند پيامبر را گرفتار فراموشى كند. (چنانكه درباره بهشتيان مى‌فرمايد: بهشت براى آنان جاودانه است و عطاى خداوند نسبت به آنان قطع و گسسته نمى‌شود، ولى باز هم ميان كلمه‌ «خالِدِينَ» و «عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ» مى‌فرمايد: «إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ» مگر اينكه پروردگارت بخواهد آنان را از بهشت بيرون و لطفش را قطع كند و اين بخاطر آن است كه بگويد دست خدا بسته نيست.) 📝 پیام ها: ✅ 1- آفرينش هستى و هدايت تكوينى آن، مقدّمه هدايت تشريعى و معنوى انسانهاست. «سَنُقْرِئُكَ» (خدايى كه گياه را از درون خاك بيرون مى‌كشد، چگونه استعدادهاى معنوى انسان را بروز ندهد؟ «سَنُقْرِئُكَ») ✅ 2- پيامبر كه هر چه دارد از وحى است، نگران فراموش كردن آن در آينده بود كه خداوند به او وعده عدم فراموشى داد. «سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى‌» ✅ 3- رسول خدا صلى الله عليه و آله از هرگونه نسيان، مصون است. «فَلا تَنْسى‌» ✅ 4- پيامبر، حافظ كل قرآن بود. «فَلا تَنْسى‌» (يكى از معجزات پيامبر اكرم اين بود كه با يكبار شنيدن براى هميشه حتّى آيات طولانى را به ياد داشت). ✅ 5- دست خدا بسته نيست و مى‌تواند آنچه مى‌دهد پس بگيرد. «سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى‌ إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ» ✅ 6- گرچه خداوند هرگز خلف وعده نمى‌كند «وَ لَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ» «2» ولى معناى‌وعده‌هاى الهى مجبور بودن خداوند نيست. «فَلا تَنْسى‌ إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ» ✅ 7- اراده الهى حكيمانه و عالمانه است. إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ‌ ... ✅ 8- اقتضاى بعضى از امور آن است كه پنهان باشد. «ما يَخْفى‌» (كلمه‌ «يَخْفى‌» در قالب فعل مضارع بيانگر آن است كه مخفى بودن بعضى امور، مقتضاى طبيعت آنهاست.) ☘☘☘ 🔰در رساندن سخن حق و پایبندی به آن استقامت بورزیم و ثابت قدم باشیم. @rahighemakhtoom
(گنجینه آموزه های تفسیری) 🔅 🔅 🔅 📌 نگاشت8 :نکته ها و پیام ها ی تفسيری آیات 8 تا 13 سوره اعلی وَ نُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرى‌ «8» فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرى‌ «9» سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى‌ «10» وَ يَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى «11» الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرى‌ «12» ثُمَّ لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى‌ «13» «8» و ما تو را براى آسان‌ترين (راه دعوت) آماده مى‌سازيم. «9» پس تذكّر بده، (البتّه) اگر تذكّر مفيد افتد. «10» هر كس خشيت الهى داشته باشد، بزودى پند گيرد. «11» و بدبخت‌ترين افراد از آن دورى كند. «12» همان كس كه به آتش بزرگ درافتد. «13» پس در آنجا نه بميرد و نه زندگانى كند. 🔅🔅🔅 📜 حضرت موسى براى موفقيّت در انجام تبليغ، دو چيز از خدا خواست، يكى سعه‌صدر ويكى آسان شدن امر رسالت: «رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي» «1» خداوند اين دو امر را بدون درخواست، به پيامبر اسلام عطا فرمود. چنانكه درباره سعه‌صدر فرمود: «أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ» و درباره آسان شدن امر دعوت در اين آيه مى‌فرمايد: «وَ نُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرى‌». 📜 مراد از «نُيَسِّرُكَ» آن است كه اى پيامبر! نفس شريف تو را با خلق عظيم و سعه صدر و صفا و سادگى، چنان مهيّا مى‌كنيم كه بتواند وظيفه رسالت را به آسانى و به بهترين طريق انجام دهد. كارى مى‌كنيم كه تو خود راه آسان را انتخاب كنى كه همان راه فطرت است. 📂 شرائط تذكّر و موعظه: 🔹 الف: شرط موعظه، آمادگى واعظ است. نُيَسِّرُكَ‌ ... فَذَكِّرْ 🔹 ب: تذكّر و موعظه بايد بر اساس قرآن باشد. سَنُقْرِئُكَ‌ ... فَذَكِّرْ 🔹 ج: واعظ بايد خود اهل غفلت و نسيان نباشد. فَلا تَنْسى‌ ... فَذَكِّرْ 🔹 د: واعظى موفق است كه به امدادهاى الهى اميدوار باشد. سَنُقْرِئُكَ‌ ... نُيَسِّرُكَ‌ ... فَذَكِّرْ 🌹🌹🌹 🔰در رساندن سخن حق و پایبندی به آن استقامت بورزیم و ثابت قدم باشیم. @rahighemakhtoom
(گنجینه آموزه های تفسیری) 🔅 🔅 🔅 📌 نگاشت9 : پیام ها ی تفسيری آیات 8 تا 13 سوره اعلی وَ نُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرى‌ «8» فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرى‌ «9» سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى‌ «10» وَ يَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى «11» الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرى‌ «12» ثُمَّ لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى‌ «13» «8» و ما تو را براى آسان‌ترين (راه دعوت) آماده مى‌سازيم. «9» پس تذكّر بده، (البتّه) اگر تذكّر مفيد افتد. «10» هر كس خشيت الهى داشته باشد، بزودى پند گيرد. «11» و بدبخت‌ترين افراد از آن دورى كند. «12» همان كس كه به آتش بزرگ درافتد. «13» پس در آنجا نه بميرد و نه زندگانى كند. 🔅🔅🔅 📝 پیام ها: ✅ 1- تبليغ دين و دعوت مردم به سوى خدا، مشكلات و سختى‌هاى فراوانى در پيش دارد كه خداوند وعده داده است، مبلّغ دين را يارى دهد و تحمّل سختى‌ها را بر او آسان سازد. «نُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرى‌» ✅ 2- به هر كس مأموريّتى مى‌دهيد، گره كارش را باز كنيد. «نُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرى‌ فَذَكِّرْ» ✅ 3- تسبيح ما مقدّمه كار گشايى خداوند است. سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ‌ ... نُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرى‌ ✅ 4- نزول وحى براى تذكّر به مردم است. سَنُقْرِئُكَ‌ ... فَذَكِّرْ ✅ 5- شرط تذكّر، پند پذيرى است و پيامبر نسبت به افراد پندناپذير مسئوليّتى ندارد. «فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرى‌» ✅ 6- تنها افراد خداترس تذكّر را مى‌پذيرند. «سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى‌» ✅ 7- پنددادن افراد خداترس آسان‌تر است. نُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرى‌ ... سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى‌ ✅ 8- به مُبلّغ بايد دلدارى داد كه كارش بيهوده نيست. فَذَكِّرْ ... سَيَذَّكَّرُ ... ✅ 9- مُبلّغ نبايد توقّع تأثير فورى داشته باشد. «سَيَذَّكَّرُ» ✅ 10- مشكل كفّار دورى خود آنان از قرآن و پيامبر است، نه آنكه در اين دو عنصر پاك، ضعف يا نقصى باشد. «يَتَجَنَّبُهَا» ✅ 11- قرآن ميزان است. پندپذير آن مدال‌ «يَخْشى‌» مى‌گيرد، «سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى‌» و پندناپذير آن لقب «اشقى» دريافت مى‌كند. «وَ يَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى» ✅ 12- دورى از پند و پيام قرآن، مايه شقاوت است. «يَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى» ✅ 13- سيره دائمى تيره‌بختان دورى از پند است. «يَتَجَنَّبُهَا» در قالب مضارع براى معناى استمرار و دوام است. ✅ 14- بدبخت‌ترين مردم كسى است كه خشيت الهى ندارد. «اشقى» در برابر «يَخْشى‌» قرار گرفته است. ✅ 15- توقّع اصلاح همه مردم را نداشته باشيد. «سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى‌ وَ يَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى» ✅ 16- عامل پذيرش و عدم پذيرش در درون خود انسان است. يَخْشى‌ ... اشقى‌ ✅ 17- كيفر به مقدار خباثت است. «اشقى- النَّارَ الْكُبْرى‌» ✅ 18- دوزخ براى گروهى ابدى و هميشگى است. «لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى‌» ✅ 19- خلود در دوزخ، طبيعت دوزخيان را تغيير نمى‌دهد كه ديگر از آتش رنج نبرند، بلكه دائما در شكنجه هستند. «لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى‌» 🌹🌹🌹 🔰در رساندن سخن حق و پایبندی به آن استقامت بورزیم و ثابت قدم باشیم. @rahighemakhtoom
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
@mrranjbar3نساء 40.mp3
زمان: حجم: 7.41M
40 🔅🔅🔅 🔹با بیانی جذاب، شنیدنی و زیبا و آسان وساده و کاربردی ▪️با هشتگ در کانال تمام فایل ها را می توانید گوش کنید. 🔅 به هنگام فتنه ها و بلاها به پناه ببریم. ☑️ ثواب استفاده از این فایل هدیه به پیشگاه مقدس امام صادق علیه السلام @rahighemakhtoom
💢اخلاص امام راحل قدس سره ▪️ گرچه امام راحل (رضوان الله تعالی علیه)در طی این چند سال گذشته که از رحلت آن حضرت می گذرد کاملاً شناخته شده است مطالب فراوانی نثراً و منظماً درباره این شخصیت بازگو شد، لکن هر چه بیشتر درباره این بزرگوار بیاندیشیم به نتایج برتری می رسیم. این بزرگوار در آن کتاب مصباح الخلافه[1] مرقوم خودشان فرمودند معرفت نفس، مفتاح مفاتیح و مصباح مصابیح است؛ یعنی اگر کسی بخواهد هر در بسته ای را باز کند محتاج به کلید است و کلید آن معرفت نفس است، هر جایی را بخواهد گام بگذارد، نیازمند به فروغ و روشنی است چراغ روشن گر آن منطقه معرفت نفس است؛ به این حرف معتقد بودند و عمل کردند و خدای سبحان هم به عمل ایشان آثار فراوانی اهداء کردند. ▪️ بسیاری از ماها در حوزه ها یا دانشگاه ها درس می خوانیم و گاهی هم برابر آن درس هایمان عمل می کنیم، لکن این کلید نیست، این چراغ نیست، این راه رفتن در فضای روشن است یا قدم زدن در یک اتاق باز شده است، این بازکننده درهای بسته نیست. ما کارمان هجرت از جهل به علم است؛ یعنی چه در حوزه و چه در دانشگاه تلاش و کوشش می کنیم، درس می خوانیم و عالم می شویم؛ این کار، کار خوبی است و این قدم، قدم اول است. هجرت از جهل به علم و عالم شدن این هجرت صغری و جهاد اصغر است؛ اما عمده هجرت از علم به معلوم است، نه هجرت از علم به علم! ما یا از جهل به علم حرکت می کنیم که می شویم عالم یا از علمی به علم دیگر حرکت می کنیم که می شویم اعلم. عالم از جهل نجات پیدا کرده و یک سلسله مطالبی را فهمید، اعلم آن فهمیده ها را مبادی قرار داده، مطالبی مجهولی که برای دیگران روشن نیست کشف می کند و می شود اعلم، ولی هر دو در مفاهیم و مبادی و منابع معرفتی سیر می کنند، هیچ کدام به خارج از آن [مفاهیم] راه پیدا نمی کند! مقداری هم بخشی از آن چه را خواندند عمل می کنند، اما کسی که دارای هجرت وسطاست و جهاد اوسط است او از علم به معلوم می آید، به این فکر نیست چیز یاد بگیرد یا اگر یاد گرفت و عالم شد بشود اعلم، این با مفاهیم کار ندارد، با صور ذهنی کار ندارد، با علوم کتاب کار ندارد، می خواهد آن چه را که این الفاظ و مفاهیم از او حکایت می کنند آن را بیابند، این می شود هجرت از علم به معلوم که این هجرت وسطاست و جهاد اوسط است. آن کسی که درس اخلاق می گوید و بحث اخلاقی دارد عدالت را معنا می کند، اقسام عدالت را ذکر می کند، این شخص هم در هجرت صغری و جهاد اصغر به سر می برد این با مفهوم کار دارد، اما کسی که واقعاً عادل شد او یک تلاش و کوشش کرد، جهاد و هجرت کرد از علم به معلوم؛ امام (رضوان الله علیه) این کار را در دروان همان اوایل جوانی انجام داد. ▪️ اگر کسی چهل روز با اخلاص حرکت کند چشمه های حکمت از قلب او بر زبان او جاری می شود، حالا اگر چهل سال این طور بود چطور؟! مرحوم آیت الله بهجت این چنین بود، امام (رضوان الله علیه) این چنین بود، اینها اوحدی از سالکانند؛ منتها هر کدام در رشته خاص خودشان. اگر طبق آن روایت «مَنْ‏ أَخْلَصَ‏ لِلَّهِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً ظَهَرَتْ ینَابِیعُ‏ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ»،[2] نتیجه چهل روزه انفجار حکمت هست از دل بر قلم بنان و بیان، اگر کسی چهل سال این طور زندگی کرد همین طور است! از دوران جوانی تا دوران سالمندی از این بزرگوار جزء اخلاص چیز دیگر نشنیدیم، آن وقت که صحنه مبارزه بود به این فکر نبود ما در این بخش موفق شدیم خودی نشان بدهد، از اعلامیه هایشان، از بیاناتشان، از قلم و آثارشان پیدا بود به اینکه دارد خدا را شکر می کند که بندی از بند هایی که دست و پای اسلام است او باز کرده است. پس اولین خصلت امام این است که او هجرت کرده از علم به معلوم و باور کرده است! [1]. مصباحُ الهِدایَة الی الخِلافَة و الوِلایَة، ص49 و 50؛ «..و برای سالکِ ‏‎ ‎‏عارف، راه ورود به این گونه معارف و تمامی حقایق، شناخت نفس است. پس در ‏کسبِ این معرفت که شاه کلید و چراغ روشنِ هدایت است بکوش که هر کس نفس ‏‎ ‎‏خود را بشناسد به یقین پروردگارش را شناخته است». [2]. جامع الاخبار (للشعیری)، ص94، 📚 درس اخلاق تاریخ: 1388/03/14 🌹🌹🌹 🔰در رساندن سخن حق و پایبندی به آن استقامت بورزیم و ثابت قدم باشیم. @rahighemakhtoom
✔️جهت و هدف بکارگیری استعداد 🔰استعدادها انسان از سرمايه‏ هايى سرشار است و با استعدادهايى همراه، از نيروهاى بدنى و عاطفى و غرايز فردى و اجتماعى و عالى گرفته تا مهم ‏تر از اين همه؛ يعنى نيروى رهبرى اينها و جهت دادن به اين همه استعداد. انسان ‏ها گرچه در سرمايه‏ ها با هم تفاوت دارند اما در جهت دادن‏ به اينها و رهبرى اينها همه با هم برابرند. هر كس از تضاد استعدادها برخوردار بود و هر كس بشر بود ناچار از اين جهت دادن و رهبرى كردن برخوردار است. خود اين استعدادها مهم نيستند و كارى كه با دست يا فكر يا نيروى عظيم خود انجام مى‏ دهيم مهم نيست، بل مهم هدف و جهت اين كارهاست كه براى چه از اينها بهره مى‏ گيريم و در چه راهى آنها را به جريان مى‏ اندازيم. و با اين ديد ديگر اختلاف عمل‏ها و اختلاف استعدادها مسأله ظلم و بى ‏عدالتى را به دنبال نمى ‏كشد؛ چون حكمت بر اساس نيازهاى گوناگون، افراد گوناگون تهيه مى‏كند، در حالى كه اين گوناگونى‏ ها ملاك افتخار نيست‏ و در حالى كه از هر كس به اندازه‏اى كه داده ‏اند بازدهى مى‏ خواهند و در حالى كه هنگام پاداش، نسبت سرمايه‏ ها و سودها را مى‏ سنجند، نه سرمايه ‏ها را و نه سودها را. در حالى كه جهت اين نسبت و هدف اين كوشش را در نظر مى ‏گيرند، كه: «انَّما الاعمالُ بالنِّيَّات‏» و «لَيْسَ لِلْإِنْسانِ الَّا مَا سَعَى» و «لايُكَلِّفُ اللّهُ نَفْساً الَّا ما اتيها». استاد علی صفایی حائری کتاب رشد ص ۲۹ @rahighemakhtoom
.☑️طبیعت درنده آدمی 📄من زدم! من کشتم! من پیروز شدم! من دشمن را از بین بردم! اینها سخنان گرگ‌صفتانى است که سرتاسر تاریخ را با پنجه‌ها و دندان‌هاى خود، با خون انسان‌ها رنگین نموده‌اند. «من انسان یا انسان‌هایى را از پاى درآوردم و پیروز گشتم»، جمله‌ای است که تاکنون در فضاى تاریخ طنین انداخته است و احساس می‌شود که پس از این هم چنین خواهد بود. 📄 این طبیعت درندۀ آدمى است که همۀ مصلحان و پیامبران براى تعدیل و تلطیف آن، می‌کوشند و فداکارى در این راه را اولین مادۀ رسالت خود می‌دانند. پلیدتر و نفرت‌آورتر از این طبیعت آدمى و جانگدازتر از آن، نام‌گذارى جنایتکارانه‌اى است که کُشنده را پیروز و کُشته‌شده را شکست‌خورده می‌نامند. 📄مگر کسى نیست که به این نام‌گذارانِ از حیات بى‌خبر بگوید: حالا که در تعدیل و تلطیف طبیعت بشرى و تربیت آن قدم برنمی‌دارید، اقلاً جنایتکاران را با کلمۀ پیروزى مست‌تر و دیوانه‌تر نسازید. اگر شما این کلمه را به کار نبرید و به کلمۀ قاتل کفایت کنید، احتمال آن می‌رود که روزى آن جنایتکاران رویاروى وجدان خود قرار بگیرند و اشکى چند به خودکشى خویشتن بریزند. 📄بیایید، براى خدا و براى احترام قطره‌هاى خون، تابلوهایى را که منظرۀ شکارگاهى را نشان می‌دهد که درندۀ سرمستى حیوان بینوایى را با شکنجۀ فوق تصور از پاى درمی‌آورد، بسوزانید و نابود کنید. حیوانى که نوزادهاى خود را در آشیانه مخفى کرده، براى پیدا کردن غذا کوه‌ها و دره‌ها را درنوردیده با حالت یأس، در دامنۀ کوهى چشم به افق‌هاى دوردست دوخته، باشد که برگ و نوایى براى نوزادان خود پیدا کند و رو به آشیانۀ خود برود، ناگهان درندۀ سرمستى از راه می‌رسد و متلاشى‌اش می‌کند، یا انسان درنده‌تر از وحشى جنگل، نه براى رفع گرسنگى، بلکه براى آنکه تیرش به هدف برسد، آن جاندار بینوا را از حیات لذیذش محروم می‌سازد، نقاش هنرمندى پیدا می‌شود و با حماسه‌اى مانند شراب کهن، درندگان را مست‌تر می‌نماید، این منظرۀ وقیح و جان‌سوز را به صورت تابلو درمی‌آورد و پول‌هایى کلان را از جریان زندگى مردم خارج کرده، هم پول را که براى جریان شئون اقتصادى مردم به وجود آمده است، در آن تابلو راکد می‌نماید و هم حیات مردم را در آن تابلو به پوچی می کشاند. @rahighemakhtoom