📌لذت نگارش، لذت آفرینش
دیشب در جلسه پنجم کارگاه مقالهنویسی مقدماتی، نوبت به یکی از دوستان رسید تا "پاراگراف پشتیبان" مقالهاش را بخواند. چون زمان کارگاه کم است و در جلسه سوم، چند "پاراگراف مقدمه" را از بقیه دوستان بررسی کرده بودیم، از او خواهش کردم تا فقط "مدعای مقاله" و طرحش را بگوید و پاراگراف پشتیبان را بخواند تا نوبت به دیگران هم برسد. اما درخواست کرد که پاراگراف مقدمه اش را هم سریع بخواند. گفتم که وقت کم است، ولی او دوباره درخواست کرد که نوشته اش را بخواند.
این بار درخواستش را پذیرفتم؛ نه به این دلیل که احساس کردم مخالفتِ بیش از اینممکن است بی احترامی پنداشته شود؛ این هم بود، اما همه اش این نبود.
این دوست من با انگیزهی نویسنده شدن در این کارگاه شرکت کرده بود و برای جلسه دیشب، زحمت کشیده بود و اثری خلق کرده بود؛ اثری که خودش آن را دوست داشت و از آفرینش آن لذت برده بود و برای همین دوست داشت دیگران هم این تولید او را ببینند و اگر واقعاً قابل تحسین است، تحسینش کنند.
این خاصیت آفرینش است؛ وقتی چیزی بیافرینی، دوست داری دیگران هم آن را ببینند، و هرچه بیشتر آن را ببینند و از آن بهره ببرند، تو بیشتر لذت میبری.
برای همین است که میگویم دست به قلم شوید و تولید کنید؛ آن وقت خودتان تلاش میکنید تا برای این اثر جدیدتان خواننده پیدا کنید و میکوشید تا این نوشته هرچه بیشتر خوانده شود. این نکته، میتواند راهبرد ما در جنگ روایتها باشد.
#بهتر_بنویسیم
#کارگاه_آموزشی
#لذت_نویسندگی
#جنگ_روایتها
🆔️ @benevisim ✍بهتر بنویسیم
📌راهاندازی سامانه سنا (سامانه نشریات ایران)
سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، سامانهای به نام "سنا" راهاندازی و در دسترس اهالی فرهنگ و پژوهش قرار داده است. در این سامانه، متن کامل نشریات ایران از دوره قاجار تا کنون، بهصورت تمام متن در دسترس کاربران قرار دارد.
این طرح، بخشی از طرح کلان کتابخانه ملی با عنوان «حافظه ملی در خانه هر ایرانی» با هدف «توزیع عادلانه» و «دسترسی آزاد به اطلاعات» است. پژوهشگران، دانشجویان و هر ایرانی علاقهمند به گذشته و تاریخ این کشور، میتواند از متن کامل نشریات اسکن شده در این سامانه استفاده کند.
این سامانه دربردارنده مطالب زیر است:
۱. نشریات دوره قاجاریه (۱۱۹۳ - ۱۳۰۴ ق.)
۲. نشريات دوره پهلوی اول (۱۳۰۴ - ۱۳۲۰ ش.)
۳. نشريات دوره پهلوی دوم (۱۳۲۰ - ۱۳۵۷ ش.)
۴. نشریات پس از انقلاب (۱۳۵۷ش)
۵. نشریات لاتین.
برای ورود به این سامانه ارزشمند، از لینک زیر استفاده کنید.👇
https://sana.nlai.ir
💠 مدرسه تراز انقلاب اسلامی
🆔️ @mettaa
۱۵
📌بالا رفتیم، ماست بود؛ قصه ما راست بود...
حجتالاسلام راستگو، قصهگو و مربی سالهای کودکی و نوجوانیمان به سوی عالَم بالا رفت.
چقدر خاطره داریم ما بچههای دهه شصت و هفتاد از برنامههای جذاب او در تلویزیون، و چقدر مربی کودک و نوجوان تربیت کرد در سراسر کشور.
یادش به خیر؛ وقتی قصههای قرآنی و درسآموزش تمام میشد، با همان چهره خندان و لحن کودکپسندش میگفت: "بالا رفتیم، ماست بود؛ قصه ما راست بود..."
شیخ راستگوی ما راست میگفت؛ آخر قصه همه ما رفتن به سوی عالَم بالاست؛ فقط فرق ما با هم این است که بعضیها با دست پر و کارنامه روشن میروند و بعضیها برعکس.
قصه او هم به سر رسید، ولی باقیات الصالحات او همچنان خواهد بود؛ نوجوانهایی که پای برنامههای او تربیت شدند و مربیان کودک و نوجوانی که برای ترویج معارف اهلبیت تربیت کرد، گوشهای از این توشه معنوی است.
💠 مدرسه تراز انقلاب اسلامی
🆔️ @mettaa
۱۷
آیا میدانید برابرِ دقیق فارسی برای واژه "پروژه" (project) چیست؟
یکی از بایستههای درستنویسی، پرهیز از بیگانهگرایی است. به این منظور، اگر واژه بیگانهای، یک برابرِ فارسی زیبا و مأنوس دارد که معنای آن را بهصورت دقیق در بر دارد، حتماً باید این برابر فارسی را به کار بندیم.
اکنون پرسش این است که برابر فارسی واژه "پروژه" چیست؟ دکتر محمد معین، این واژه را با دو کلمه "طرح" و "نقشه" معنا کرده است، اما آیا دو کلمه بیانگر همه معنای نهفته در پروژه است؟
برابرِ فارسی تصویب شده برای پروژه در فرهنگستان زبان و ادب فارسی را ببینید:
"مجموعۀ فعالیتهای موقت و هدفمند برای تولید محصول یا ارائۀ خدمت یا کسب نتایج مشخص با زمان و هزینه و منابع معین".
حتی دکتر معین هم پس از آوردن دو کلمه "طرح" و "نقشه"، گویا این دو کلمه را برای بیان همه معنای پروژه کافی ندانسته و در ادامه نوشته است: "طرح و نقشه کارهایی که باید انجام شود"؛ عبارتی که شبیه آن در فرهنگ فارسی عمید هم به چشم میخورد.
به نظر میرسد معنای دقیق پروژه همان است که در تعریف فرهنگستان آورده شده است. بنابراین، در هنگام کاربرد واژه "پروژه"، اگر منظورمان "طرح" یا "نقشه" است، این دو واژه را به کار میبریم؛ ولی اگر فراتر از این را در نظر داریم و میخواهیم چیزی نزدیک به تعریف طولانی فرهنگستان را بگوییم، بهتر است همان کلمه پروژه را به کار بندیم.
این سطح از کاربست واژه بیگانه، بیگانهگرایی نیست و اهل ادب هم آن را مجاز شمردهاند. مثلاً این توضیح را بخوانید:
"پارهای از کلمات، وجهه فرامرزی یافتهاند و در حال حاضر نیز معادلی در زبان فارسی برای آنها نیست؛ مانند اینترنت، اتم، رادیو، فیلم، سینما، اسید، ویتامین و موتور". (رضا بابایی، بهتر بنویسیم، ص۶۴)
#بهتر_بنویسیم
#درست_نویسی
#بیگانه_گرایی
🆔️ @benevisim ✍بهتر بنویسیم
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
"امیدوارم شب اول قبر، شب رفع خستگی من باشد".
اگه خسته و کمانگیزه شدید، این چند جمله را از این شیخ #راستگو بشنوید تا حالتون دوباره خوب بشه...
شادی روحش کاری کنید که یه نفر #خنده_حلال کنه؛
مطمئنم خوشحال میشه...
🆔️ @rajaaei
📌هشتگ #گرانی_مرغ، هشتگ #دولت_بی_تدبیر، هشتگ #تربیت_سیاسی
خدا میداند که دیدن این صحنهها چقدر برایم رنجآور است؛ که چه غوغایی در درونم برپا میشود وقتی درد و رنج مستضعفان را میبینم و میشنوم. نه اینکه خودم جزو طبقهای جز پابرهنهها باشم، ولی همیشه در عین شکرگزاری پروردگار برای اینکه دستم به دهانم رسیده، غصه خیلیها را خورده و میخورم.
امروز صبح، وقتی از خانه بیرون آمدم، خیابانهایی را دیدم که از روزهای قبل خلوتتر بودند و مغازههایی را که صاحبانشان، کرکره را پایین کشیده بودند تا با محدودیتهای کرونایی دولت همراهی کنند. در دلم گفتم، مسئولان این کشور باید هر روز دست این مردم نجیب و همراه را ببوسند؛ مردمی که خودشان مشکلات زیادی دارند و قسطها و قرضها و چکهایشان آنها را در فشار گذاشته است، ولی به تصمیم مدیران اجرایی کشورشان احترام میگذارند.
اما کمی که جلوتر رفتم، جلوی یکی دو مغازه، صفهایی طولانی دیدم؛ صف که نه، انبوهی از مردم که حتی صف را هم رعایت نکرده بودند و در تلاش بودند که حتی اگر بدون نوبت، خود را به جلوی در مغازه برسانند.
صف توزیع مرغ دولتی بود؛ مرغی که این روزها از سبد غذایی مردم پر کشیده و در آسمان بی تدبیری مسئولان بیکفایت، جولان میدهد.
راستش، قلم هم دیگر تحمل این تلخی را ندارد. اینکه همشهریهایم ممکن است در این صفهای طولانی، به این ویروس منحوس مبتلا شوند و جان شیرینشان را از دست بدهند، تلخ است؛ ولی تلختر از آن، عزت و کرامت انسانی آنهاست که در این صفها لگدمال میشود. به آنها گفته بودند که ما کاری میکنیم تا شیوۀ مدیریت کمیتۀ امدادی دولت قبل به پایان برسد، ولی در طول چند سال، کاری کردند که کسان دیگری هم کمیتۀ امدادی شوند.
از واژهها هم دیگر کاری برنمیآید. تا کی نوشتن از این همه رنج و ظلم؟ باید کاری کرد. باید دوباره انقلاب کنیم. باید قدرت را از دست این ظالمان بگیریم. باید انقلاب مستضعفان را از مدیران اشرافی پس بگیریم و به صاحبان اصلی آن برگردانیم.
باید انقلاب کنیم، باید از درون در ما انقلابی دوباره صورت گیرد، باید دوباره برگردیم به سال های دهه شصت؛ سالهایی که هیچ کداممان از آمریکا نمیترسیدیم و حاضر بودیم پای کار انقلابمان بایستیم، سالهایی که اجازه نمیدادیم کسی در کشورمان شعار مذاکره با شیطان بزرگ را سر دهد تا چه رسد به اینکه با این شعار رأی بیاورد و کشور را از وضعیت خیبر به وضعیت شعب ابیطالب بکشاند.
#گرانی_مرغ
#دولت_تدبیر
#روحانی
#تربیت_سیاسی
🆔️ @rajaaei
✅ #تأمین_شد
💠گروه جهادی حضرت سیدالشهدا علیه السلام
ما را در اینستاگرام دنبال کنید⬇️
https://instagram.com/seyyedalshohadaa
کانال اطلاع رسانی گروه جهادی حضرت سیدالشهداء علیه السلام
https://eitaa.com/seyyedalshohadaa
حالم خوش نیست،
اصلاً حالم خوش نیست؛
نه از شنیدن خبر شهادت تو ای بزرگمرد،
که امثال شما اگر جز با شهادت به ملاقات پروردگار بروید، دچار خسارت شدهاید.
ناخوش احوالیام برای خودم است،
برای خودم و امثال خودم که تو و راهت را نشناختهایم و هنوز قدم در راهی که تو منازل مختلف آن را طی کردی و به مقصد و مقصودت رسیدی، نگذاشتهایم.
ای شهید، ای آنکه از دیروز به مقام "عند ربّهم یُرزَقون" رسیدی، در این نیمهی شب، با بغض در گلو و اشک در چشم مینویسم: خدا گواه است که ما با همه ادعایمان، باید در مکتب شما شاگردی کنیم.
صلواتی که برایت میفرستم، در برابر سلام و صلوات خدا و ملائکهاش بر تو ناقابل است؛ ولی میخواهم بهانهای باشد تا وقتی آن را در طبقی از نور به روح پر فتوحت میرسانند، مرا بشناسی.
من تا امروز نمیشناختمت و نمیدانستم که همشهری منی، تو هم مرا نمیشناختی؛ ولی حالا که وارد عالَم بالا شدهای، دستت باز شده و دیگر میتوانی مرا ببینی و حالا میشناسیام. دست این همشهریات را هم بگیر و دعایم کن. دعایم کن تا از اسارت خودم رها شوم و مانند شما، جز برای خدا قیام و قعودی نداشته باشم.
خدایا به حق خون پاک این شهید، دعای او و دعاهای امام زمانمان را در حق ما اجابت کن.
#محسن_فخری_زاده
#ترور_دانشمندان_هسته_ای
#ترور
#انتقام_سخت
🆔️ @rajaaei
📌انشای یک نوجوان سیزده ساله، یک روز پس از شهادت شهید #فخری_زاده
امیرعباس، پسر یکی از دوستانم است که بعضی از روزها با پدرش به محل کار میآید. به توصیهٔ پدرش، گاهی دربارهٔ درسِ «بنویسیم» و نوشتن انشا، چیزهایی از من میپرسد. امروز هم به سراغ من آمد و نوشتهای به من داد تا نظرم را دربارهٔ آن بگویم. بالای برگهاش با خودکار قرمز نوشته بود: «آزمون میانترم انشا و املای فارسی». معلوم شد که امروز امتحان داشته و این را برای معلمش فرستاده و حالا میخواهد بداند به نظر من، نمرهاش چند میشود.
وقتی انشایش را خواندم، خدا را شکر کردم و یک بار دیگر تفسیر رویشهای انقلاب را به چشم دیدم. متن انشای امیرعباس را برایتان مینویسم، تا شما هم بخوانید و لذت ببرید.
همهٔ انسانها سرنوشتی دارند. بعضیها به جاهای بالایی میرسند و کار خوبی پیدا میکنند؛ بعضیها هم کمتر تلاش میکنند و بیکار گوشهٔ خیابان مینشینند و گدایی میکنند؛ انسانهای دیگری هم، بیشتر تلاش کرده و مانند کوهی استوار در برابر دشمنان میایستند و در راه خدا و وطن عزیزشان میجنگند و به درجهٔ شهادت میرسند.
از نظر من، شهادت، بالاترین درجهای است که فقط انسانها توان دستیابی به این درجهٔ بالا را دارند؛ البته نه همهٔ انسانها، فقط بعضی از آنها. شاید از نظر ما شهادت سخت باشد و حتی تصور اینکه رزمندهها چگونه مانند لاله پرپر میشدند، آزارمان دهد و باعث شود غصه بخوریم؛ اما کسانی هم بودند و هستند که شهادت برایشان از عسل شیرینتر باشد. اینها هم اول مانند ما پشت نیمکت بودهاند، اما با درس خواندنهایشان، با عبادت کردنهایشان، با سبک زندگی درست و مطالعه، به معنای واقعی کلمهٔ «شهادت» پی بردند و به این درجه دست پیدا کردند. شهدایی همچون شهید #تهرانی_مقدم، شهید #احمدی_روشن، شهید #قاسم_سلیمانی، شهید #فخری_زاده و...
ما هم باید خوب درس بخوانیم و مطالعه کنیم و با عبادت و سبک زندگی درست، راه راست را پیشه کنیم و مانند شهدا در برابر سختیها همچون کوه استوار باشیم تا به خدا برسیم.
✍امیرعباس تهوری، سیزده ساله، ۹۹/۹/۸
#محسن_فخری_زاده
#شهید_محسن_فخری_زاده
#ترور
#ترور_دانشمند_هسته_ای
#مذاکره
🆔️ @rajaaei