هدایت شده از مرسلات مدیا
✅💠زیبایی
افطاریهای طیبه خانم زبانزد خاص و عام بود تا جایی که افراد متوسط و کم در آمد فامیل دعوتش را به بهانه های مختلف رد میکردند؛ چون توان اینکه مثل او افطاری بدهند را نداشتند ولی طیبه خانم با دیدن وضعیت مالی بد خواهر برادران و سایر فامیلش تصمیم گرفت امسال افطاری ساده بدهد.
گوشی را برداشت و به مادرش زنگ زد.
_ «سلام مامان خوبین؟»
_ «سلام دخترم الحمدلله، شما خوبی؟ نماز روزه هات قبول مادر!»
_ «از شما هم قبول باشه؛راستش زنگ زدم باهاتون صلاح مشورت کنم.»
_ «چیزی شده مادر؟»
_ «نه مامان نگران نباشین؛ راستش امسال میخواستم افطاری ساده بِدَم ولی گفتم شاید بعضی از فامیل با خودشون بگن با این وضع زندگی که داره دلش نیومده خرج کنه.»
_ «اتفاقا خوب تصمیمی گرفتی مادر! حالا که این حرفای صد من یه غاز مردم مانعت شده؛ بذار اول من یه افطاری بدم و سفره رنگین نندازم بعد شما همه رو تو همون مهمونی دعوتشون کن و بگو که شما هم مثل من میخوای سفره ساده بندازی؛ خوبه؟»
_ «خوب فکریه؛ مث همیشه راهنماییهای شما راهگشاست؛ برای همین به شما زنگ زدم برای مشورت.»
_ «پس همین شب جمعه منزل مون افطاری میدم اونم یه افطاری ساده.»
_ «باشه مامان،فقط یه چیزی، فکر نکنند بی احترامی کردیم بهشون؟»
_ «نه مادر وقتی از قبل بگی افطاری ساده میدی به کسی برنمی خوره و هر کس دوست داره میاد.»
شب مهمونی مامان طلعت بر خلاف تصور طیبه خانم همه فامیل اومده بودند و حسابی شلوغ شده بود بعد از صرف افطاری طیبه خانم رو به مهمانها کرد و گفت:«حسین آقا میخوان یه چیزی بگن بهتون»
همه ساکت شدند که حسین آقا گفت :«ما هم مثل حاج خانم میخوایم یه افطاری ساده بدیم شب جمعه بعدی همه افطاری دعوتین منزل ما.»
همه ی فامیل با روی باز پذیرفتند و داداش بزرگ طیبه خانم آقا پرویز از جایش بلند شد و گفت:«حالا که اینطوره فردا شب همگی منزل ما دعوتین»
بقیه خواهر برادران و فامیل طیبه خانم هم یکی یکی از جا بلند شدند و آنها هم بقیه را دعوت کردند به صرف افطاری آن هم افطاری ساده. حتی فامیلهای کم در آمد هم برای افطاری دادن آعلام آمادگی کردند
تقریبا تا هفته ی بعد بیشتر شبها افطاری دعوت شدند.
مهمونی طیبه خانم هم با همان سادگی و بدون تجملات سالهای قبل برگزار شد و کوچکترای فامیل برای افطاری بقیه را دعوت کردند؛ بعد از مهمونی حسین آقا رو کرد به طیبه خانم و گفت: «ماه رمضان خوبی شد امسال همه فامیل در افطاری ها حاضر شدند و تونستند اونا هم افطاری بِدُهند و ثواب افطاری دادن و ببرند. واقعا که پدر خدابیامرزت درست می گفتند که زیبایی در سادگیه؛ ولی بعضیا زیبایی رو فقط در سفره رنگین انداختن میبینند.»
طیبه خانم گفت: «حق با شماست راستش شما همیشه می گفتین سفره ساده بیاندازیم ولی من اصرار داشتم سفره باید آنچنانی باشه با چند نوع خورش و چند نوع پلو و انواع دسر و سالاد ولی حالا که فکرش و میکنم میگم کاش سالای دیگه هم به حرف شما گوش داده بودم و اینقدر شما و بقیه رو توی زحمت نمینداختم.»
_ «گذشته ها گذشته طیبه خانم ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازس؛ از همین امسال هم که شروع کردی به نظرم خیلی عالیه ان شاالله سالهای سال زنده باشی و سفرهای ساده بندازی که آدمهای بیشتری سرش بشینن و صفای بیشتری داشته باشه.»
_ «خدا سایه شما رو از سرِ ما کم نکنه حسین آقا. همه صفای سفره قدیمیا هم همین بود که سفره هاشون مث دلاشون ساده بود و اهل چشم و هم چشمی نبودن حتی تو افطاری دادن.»
_ «خدا رحمت کنه همه قدیمیا رو.»
_ «الهی آمین»
✍️ به قلم: مریم رمضان قاسم
#داستانک
#رمضان_1401
@taaghcheh
از شما خواستن عشق است و
ضرر خواهد کرد
هرکه در وقت گدایی
به رقم فکر کند
السلام علیک یا علیبنموسیالرضا
#چهارشنبههای_رضوی
⏰زنگ بیداری👈 https://eitaa.com/joinchat/2786918448C6bafa932ef
هدایت شده از مرسلات مدیا
✅💠یتیم
شیرین رو به مادرکرد و پرسید: «مامان جان امروز افطار چی داریم؟»
مادر سر پایین انداخت.
شیرین سوالش را تکرار کرد.
جوابش سکوت بود.
😥بغض گلوی دخترک را فشرد. آهسته گفت: «دوباره نون و پنیر و چای؟!»
«دخترم خوبه همینم هست. بعضیا همینم ندارن بخورن.»
«اما خونه ی همسایه وقت افطار که می شه، بوی غذا های خوشمزه میاد. امروز صبح که تو خواب بودی دوستم اومد درخونه. ازم پرسید افطار چی دارین؟ ما امروز پلو و قرمه سبزی داریم... مامان! من بهش دروغ گفتم. روزه ام باطل شد.» قطره ی اشک از گوشه ی چشمش افتاد.
«مگه بهش چی گفتی دختر گلم؟»
«گفتم ما افطار چلو کباب داریم.خجالت کشیدم راستشو بگم.»
مادردستی برسر دخترک یتیمش کشید: «نه دخترم! روزه ات باطل نشد.»
صدای در خانه قاتیِ صدای پیش آهنگ نماز مغرب از مسجد محل شد.
مادر و دخترنگاهی به هم انداختند.
شیرین چادربه سر به طرف در رفت: «من در رو باز می کنم.»
با دو ظرف غذا برگشت. می خندید:«مامان مسجد نذری داده. اونم چلوکباب.»
✍️ به قلم: عزت سیدمظلوم
#رمضان_1401
#گروه_تبلیغی_مسطور
#داستانک
@taaghcheh
3.99M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مداح اهلبیت:علیآقاسیرانی
وقتی میگفتی بخون play میشد.
من بهشون میگفتم سیدرضا نریمانی
ماشاءالله مرحبا به پدر مادرش.
دلم به کوی تو رفت و مقیم شد آنجا
وزان مقام به جایی دگر نخواهد شد
#شب_زیارتی_ارباب_بیکفنمان
#تل_زینبیه
⏰زنگ بیداری👈 https://eitaa.com/joinchat/2786918448C6bafa932ef
2.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه پیشنهاد عالی👌
پیشنهادم اینه که:
عید فطر( روز ۱۲ اردیبهشت) تشریف ببرین سرچشمهی افوس هم بساط جوجه رو ببرین و هم چندتا بطری ببرین و از سرچشمه آب بیارین و باهاش چای دم کنید به این ترتیب طبیعت را به منزلتون آوردین که حسابی محشره☕️
اردیبهشت ماه، افوس بینظیره البته برای من همیشه بینظیره. مکان تفریحی و توحیدیِ خلاصه یه جورائی معنویه، اونجا نماز خوندن خیلی میچسبه، دعای مجیر هم این روزا میچسبه
توفیق شد اومدیم افوس انشاءالله قسمت شما هم بشه...🚗
#طبیعت_درمانی
⏰زنگ بیداری👈 https://eitaa.com/joinchat/2786918448C6bafa932ef
👆این خوشمزهجات دلخوشی زندگی هستند.
تلخ است روزگار، مگر با بهانهای
پیدا کنیم دلخوشی کودکانهای....
یکی دیگه از دلخوشیهامونم بارونِ🌧
🌨داره بارون مییاد موقع استجابت دعاس واسه هم خیلی دعا کنیم💦
سلام ای عطر باران خوردهی خاک
#دلخوشی
⏰زنگ بیداری👈 https://eitaa.com/joinchat/2786918448C6bafa932ef
هدایت شده از مرسلات مدیا
✅💠 "کریم اهلالبیت(ع) الگویی در تعامل با خدا"
✅ زندگی ما انسانها بر پایهی ارتباط و تعامل با خدا، با خویشتن، با جامعه، با طبيعت و جهان بنا شدهاست و این ارتباطات بايد بر مبنای ميزان و شاخصی تنظیم شود.
این شاخص و ميزان را قرآن کريم در آیات ابتدایی که بر پیامبر عظیمالشان اسلام نازل کرده است بیان کرده، آنجا که در سوره مبارکهی علق میفرمايد:
اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ.
🔹 مریم رمضانقاسم
عضو گروه نویسندگی صریر
http://nedaesfahan.ir/144173
#رمضان_1401
#یادداشت
#گروه_تبلیغی_صریر
@taaghcheh
🎒🎒🎒🎒🎒🎒🎒🎒🎒🎒🎒🎒
🎒
🎒
♦️گامهایی برای نویسنده شدن
1⃣آموزش
آنكه میخواهد رانندگی یاد بگیرد، مدتها آموزش میبیند و تمرین میكند. نوشتن، كاری بس دشوارتر از رانندگی است پس نیاز بیشتری به آموزش و تمرین دارد. بسیاری از ما چون آموزش ندیدهایم و تمرین نكردهایم، تصور میكنیم نمیتوانیم بنویسیم در حالی كه اگر آموزش ببینیم و قواعد و آیین آن را تمرین كنیم درمییابیم که به راحتی میتوان نوشت.
2⃣تقلید
نوقلمان باید در ابتدا، مقلدان خوبی باشند و این تقلید را ناشایست نشمارند، هر چند ابتكار و نوآوری در نوشتن، امری پسندیده است، اما برای كسانی كه به درجاتی از دانش و مهارت در نگارش رسیده و مراتبی از ذوق و تجربه را به دست آورده باشند، نه برای نوقلمان، زیرا این تقلید، پلی است برای رسیدن به ابتكار و نوآوری در نویسندگی، نه در جا زدن و مقلّد همیشگی ماندن.
علاقهمندان به نگارش، باید در ابتدا، نوع نگارش و سبك نویسندگی یكی از نویسندگان موفق و بزرگ را الگوی خویش قرار دهند و با آن ارتباط حسی و قلمی برقرار كنند و از رمز و رازهای نویسندگی او باخبر شوند سپس در مراحل بعدی از آثار نویسندگان دیگر و سبكهای تازهتری بهرهمند شوند تا خود به نویسندهای مبتكر و چیرهدست بدل گردند و با آزمودن سبكهای مختلف در نوشتن برای خود مبنایی برگزینند.
3⃣دانش و اطلاعات
ذات نایافته از هستی بخش
كی تواند كه شود هستیبخش؟
راهکار کسب دانش برای برخی سفرکردن، برای برخی دیگر با آدمها دمخورشدن و خواندن کتاب و ... است؛ پس مطالعه و كسب آگاهی، مقدمه نوشتن است. باید بدانیم تا كسی خواننده خوبی نباشد، نمیتواند نویسنده خوبی باشد.
«از كوزه همان برون تراود كه در اوست»؛
4⃣سادهنویسی
ساده نویسی دقیقاً شبیه حرفهایی است که به یک دوست میزنیم اما این کافی نیست چون نوشتهی بیمغز زود فراموش میشود و فقط و فقط جنبهٔ سرگرمی پیدا میکند و یکبارمصرف میشود، نوشتهی ماندگار نوشتهای است که خواننده را درگیر کند یا سؤالی در ذهن او ایجاد کند، پس هر چه نگاهمان عمیقتر باشد نوشته ماندگارتری خواهیم داشت، دغدغههای مردم دنیا، چیزی است که میتواند به نگاه هر نویسندهای عمق و عمر ببخشد. پس از سر صبح که درِ یخچال را باز میکنیم تا شب که خوابآلود داریم دندانهایمان را مسواک میزنیم، هر اتفاق پیشِ پاافتادهای را میتوانیم کمی عمیقتر ببینیم.
البته در ابتدا که نو قَلم هستیم باید از نوشتههای توصیفی که سادهتر هستند شروع کنیم و به تدریج به سمت و سوی نوشتههای تحلیلی و تحقیقی برویم چون معمولاً انسانها با امور و پدیدههای حسی و عینی و ملموس، بهتر میتوانند ارتباط برقرار كنند و از آن سخن بگویند و دربارهی آن قلم بزنند.
مثلاً فردی كه میخواهد درباره طلوع خورشید متنی بنویسد، راحتتر میتواند این كار را انجام دهد تا درباره آغاز خلقت، چون نوشتن در مورد موضوعات حسی و عینی و پدیدههای طبیعی و ملموس راحتتر از نوشتن در مورد مفاهیم عقلی و ذهنی است.كسی كه میخواهد ورزش كند، نخست باید به نرمش بپردازد. نویسنده نیز همانند ورزشکار، باید ابتدا از ورزشهای سبك آغاز میكند تا به تدریج ورزیده شود و به ورزشهای حرفهای روی آورد. وزنهبردار اگر از اول وزنهی سنگین بردارد شكست میخورد. كوزهگری را باید با ساختِ كوزههای كوچك آغاز كرد، كودك با شیر زندگی را آغاز میكند.
5⃣صداقت
راحت و بیپرده، و با کمترین میزان سانسور بنویسیم، مثلاً اگر میخواهیم راجع به روز خاصی بنویسیم که در آن غمگین یا افسردهحال بودهایم، آن را پنهان نکنیم؛ اگر عصبانی بودهایم، انکارش نکنیم؛ اگر اتفاقی افتاده که بهدلیلی از آن خجالتزده شدهایم، حتی میتوانیم آن را به چشم یک نکتهٔ فکاهی یا طنز در نوشتهمان به کار ببریم اما نوشتهمان را سانسور نکنیم. خوانندگان خواهان نوشتارهای صادقانهاند.
6⃣انتقاد پذیری
برخی از ما میپنداریم اگر نوشتهمان مورد نقد واقع شود آبروی علمی و ادبیمان بر باد رفته در حالی كه باید بدانیم اگر آثارمان از نقادی علمی و ادبی بیبهره بماند، هیچگاه نویسنده خوبی نخواهیم شد زیرا انتقادات، عاملی برای نوشتن بهتر است پس نباید از انتقاد بهراسیم بلكه باید آن را هدیهای نیكو برای رشد و ترقی خود به حساب آوریم. به قول سهراب سپهری «چشمها را باید بست و جور دیگر باید دید»
♻️نتیجه اینکه
با رعایت مطالب فوق
قانونطلایینویسندگی=راحتبنویس+بسیاربنویس
كار نیكو كردن از پر كردن است.
📖نویسندۀ حرفهای کسی است که هر روز مینویسد.
نویسنده اگر چند روزی ننویسید، انگار قلم از دستش در میرود؛ مثل رانندهای میشود که سالهاست پشت فرمان ننشسته.
برای اطلاعات بیشتر مراجعه کنیم به👇
virastaran.net/a/22952
🖊نویسنده: مرضیه رمضانقاسم
#گامهای_نویسندگی
⏰زنگ بیداری👈 https://eitaa.com/joinchat/2786918448C6bafa932ef