🌀 🌀 🌀 🌀 🌀 🌀 🌀 🌀 🌀 🌀
🌀
🌀
⁉️هدف و غرض از علم کلام چیست؟
1⃣غرضی که متکلمین برای خود دنبال میکنند
یکی از اهداف علم کلام اهدافیست که نسبت به خود متکلم است، یعنی من و شمائی که داریم علم کلام میخوانیم هدفمان چیست؟
متکلمین برای خود ۲ هدف را دنبال میکنند:
۱) هدف نظری:
دست یافتن به معرفت و شناخت تحقیقی و تفصیلی، یعنی اول نظر و اعتقادات خود را تقویت و تحکیم کنیم، زیرا بسیاری از ما شناختهایمان اجمالیست، متاسفانه با وجود اینکه ادعای قبول خدا و پیغمبر را داریم اما شناخت اغلب ما نسبت به خدا و پیغمبر، از نوعِ شناخت اجمالیست، زیرا وقتی در معرض شبهه و سوال قرار میگیریم ساکت میشویم و عقبنشینی میکنیم چون پاسخی نداریم. این یعنی معرفتمان، معرفت تفصیلی و تحقیقی نبوده است.
۲) هدف عملی:
وقتی در حوزه و حیطهی نظر و اعتقاد قوی شویم آنگاه دینداری و عبادتِ ما عبادتی عالمانه و همراه با شناخت و معرفت خواهد بود.
لذا فرمودند: اولالدين معرفت الجبار، معرفةالله اعلیالمعارف، چون باعث میشود من در عبودیت هم پیشرفت کنم.
یکی از علل کوتاهی ما در مباحث عمل: نماز، روزه، خمس، زکات در جامعهی ما بخاطر ضعفِ در عقیده است. زیرا ضعف عقیده منجر به ضعف در عمل میشود.
پس هدف اول و مهم نسبت به خود متکلم است.
و هدفی که نسبت به خود متکلم دنبال میشود یک هدف نظریست که همان رسیدن به شناخت دقیق است.
2⃣ غرضی که متکلم برای دیگران دنبال میکند
هدف ما از مطالعهی علم کلام ارشاد و هدایت دیگران است، زیرا یکی از وظائف ذاتی طلبهگی ما ارشاد و هدایتگری و دستگیری از ایتام آل محمد صلواتاللهعلیهماجمعین است.
♻️نتیجه اینکه:
آنچه اهمیت علمکلام را بر ما آشکارمیکند عبارتست از👇
❇️پایهبودن علمکلام نسبت به سایرعلوماسلامی
حیات سایر علوم اسلامی در گرو علمکلام (اثبات خدا و کلام خدا) است، که این مهم در علم کلام اتفاق میافتد. فلذا علم کلام پایهی سایر علوم اسلامیست:
🔸نظیر اینکه:
〽️علم کلام، پایهی علم تفسیر است.
مثلاً اگر در علم کلام حجیت وحی را اثبات نکنیم، دیگر علم تفسیر معنا ندارد زیرا تفسیر ناظر به آیات است و آیات باید اثبات شود که از طرف الله است، اگر ثابت نشود که دیگر تفسیر معنا ندارد.
〽️ علم کلام، پایهی علم فقه است.
در علم فقه اول باید بر ما ثابت شود این کلام کلامِ معصوم است. لذا قبل از آن باید در علم کلام اثبات کردهباشیم خدا، نبی و امام کیست، چون اگر اینها در علم کلام اثبات نشود دیگر علم فقه مفهومی نخواهد داشت.
🔶 بنابراین سایر علوم با پسوند اسلامی نظیر تفسیر، فقه، حدیث و... نسبت به علم کلام، علم پَسینی هستند زیرا اول باید در علم کلام خدا و پیغمبر را اثبات کردهباشیم تا بعد بتوانیم دربارهی علم تفسیر، فقه، حدیث و ... صحبتکنیم و منابع و تشریعات آن را مطرح کنیم.
❇️ حکمت خیر کثیر است.
به جهت جایگاه بسیار بالائی که علم کلام نسبت به سایز متون دینی دارد این فرمایش است: هر کس حکمت داشته باشد، خیر فراوان نصیب او شده است "من اوتی الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا" به همین جهت ما میخواهیم حکیمانه عملکنیم.
❇️ توجه ویژهی اهلبیت علیهمالسلام به متکلمان
از ارزش ویژهای که اهلبیتعلیهمصلواتالله برای متکلمان قائل بودند به جایگاه و اهمیت علم کلام پیمیبریم. یک نمونه اینکه، امامصادق علیهالسلام با وجود اینکه هشام در سن جوانی بود، حضرت تمام قد مقابل ایشان میایستادند و او را احترام میکردند و دیگران را نیز توصیه میکردند مثل او با زبان، قلم و بیان از مکتب اهلبیت دفاع کنند.
❇️ افزایش دانش و هدفمند کردن گرایش
بنابراین وظیفهی ماست که با سعی، تلاش، توکل و توسل به ساحت مقدس آلاللهعلیهمصلواتالله بتوانیم اندکی بر داشتهها، دانشهای خود بیفزائیم و بینش و گرایشهایمان را هدفمندکنیم و هرآنچه میآموزیم به دیگران نیز انتقال دهیم و انشاءالله برای تعمیق مباحث معرفتی، کلامی و اعتقادیمان اهل تحقیق، گفتگو و مباحثه باشیم زیرا بدون مباحثه و پرسش و پاسخ و تجزیه و تحلیل اندیشهها طبیعتاً تعمیق باورها برایمان رخ نخواهد داد. لذا میطلبد با مباحثه و تحقیق این مهم را محققسازیم.
لذا توصیهمیشود برای تحقیق بیشتر، کتابهای pdf استاد محمد بیابانی اسکوئی را با مراجعه به سایت نبا رایگان دانلود کنید.
#عقائد
#هدف_علم_کلام
@javadheidari110
💠 💠 💠 💠 💠 💠 💠 💠 💠
@ramezan_ghasem110
🌀 🌀 🌀 🌀 🌀 🌀 🌀 🌀 🌀 🌀
🌀
🌀
⁉️ موضوع علم کلام چیست؟
🌀مقدمه
تمایز علوم به موضوعِ آن است، آنچه باعث میشود کلام از فلسفه، ریاضی،فیزیک، شیمی و کلاً از سایز علوم متمایز شود موضوع آن است که
خدا و صفاتِ خداست.
بنابراین هرگاه بحثی ناظر به بحث خدا و صفات باشد میشود بحث اعتقادی مبحث کلامی است.
🔹موضوعِ علوم
🛋 موضوع علم نجوم ستارگان است.
🛋 موضوع علم نجو کلمه و کلام است.
🛋 موضوع علمِ پزشکی بدن انسان است.
🛋 موضوع علم صرف کلام از حیث تغییراتش.
🛋 موضوع علم کلام، "خدا و صفات" خداوند است.
⁉️ نقش دین در حيات انسان چیست؟
⁉️نقش دین در زندگی انسان چیست؟
⁉️وجه تمایز یک فردِ دیندار با کسی که هیچ اعتقادی به خدا ندارد چیست؟
⁉️چرا دینداران کشورِ جهانِسوم و عقبماندهاند؟
⁉️چرا تکنولوژی و فنآوری در غرب و کشورهائی که هیچ اعتقادی به دین ندارند و یا سکولاریسم هستند (جدائی دین از سیاست) پیشرفتهترند؟
⁉️ چرا ما که ادعای دینداری داریم جامعهیمان پر از فساد است؟
⁉️جایگاه و نقش دین در حیات انسان چیست؟
البته باید فرق بگذاریم بین دین و دینداران، باید بدانیم ادعای دیندار بودن با عملکردن به دین، خیلی متفاوت است. ادعای دینداری نتایج دینداریِ حقیقی را ندارد چون با حلوا حلوا کردن دهان شیرین نمیشود.
اگر فردی بگوید من مسلمانم ولی طریقت اسلام را دنبال نکند طبیعتاً به آن اهدافی که دین مطرح کرده است نمیرسد
⁉️منشأ دین چیست؟
امروزه در مباحث مربوط به کلام جدید که موضوعات جدید کلامی را مطرح میکند، یکی از موضوعات آن این است که:
🔶 منشا دین چیست؟
〽️ برخی ترس را منشا دین میدانند
در گذشته افراد پدیدههای طبیعی از قبیل سیل و زلزله و امثالهم که میآمد میترسیدند، لذا حس روانشناختیشان گل کرد و برای تسکین و آرامش خود یک قدرت موهومی درست کردند بنام خدا و دین و به آن معتقد شدند، پس منشا دین ترس است.
〽️ برخی جهل را منشا دین میدانند
در این گروه افرادی نظیر آگوست کنت و دیگران هستند، آنها معتقدند چون انسانهای اولیه سواد نداشتند و علت حوادث طبیعی از قبیل سیل و زلزله را نمیدانستند لذا هرگاه برایشان این سوال پیش میآمد که منشا سیل و ... چیست، چون پاسخی نداشتند، چیزی موهومی درست کردند بنام خدا و دین تا با خدا و دین سوراخهای جهلشان را بپوشاندند. (خدای رخنهپوش)
در مباحث اعتقادی غربی خدای رخنهپوش یعنی خدا یک مفهومیست موهوم برای پوشاندن سوراخها و رخنهها و انسان هرگاه جهل نسبت به مسئلهای داشت و منشا آن را نمیدانست میگفت خدا، ولی وقتی علم پیشرفت کرد و انسان فهمید فرآیند سیل چیست دیگر خدا بی خدا و خدا دیگر پاک شد فلذا هر چه علوم پیشرفت کرد خدا کمرنگ و کمرنگتر شد لذا آن نظریهی آگوست کنت که دورانهای متعددی را مطرح کرده بر همین اساس همین بودهاست. آگوست کنت -چون اولین پوزیتیویست بود او را پدر پوزیتیویست میدانند- او نیز همین اعتقاد را دارد و پیشفرض او این است که دورانها را تقسیم میکند به دوران علمی، دوران الهی، فلسفی،
او معتقد است دوران الهی و اعتقاد به خدا مربوط به آن مرحلهای بوده که انسان علت حوادث را نمیدانسته و سواد کافی نداشته است ولی اکنون دوران علم و تجربه (ساینس) است و مردم به پاسخ سوالات خود در آزمایشگاه می رسند و عالم شدهاند لذا دین کنار میرود، چون دین آنجائی مطرح میشود که علم نیست.
منشا حرف آگوست کنت این است که دین و علم با هم جور در نمیآیند و هر جا علم آمد دین کنار می رود.
♻️ نتیجهاینکه:
قطعا ترس و جهل نمیتواند منشا دین باشد اما اینکه منشا دین چیست؟ و اینکه چرا برخی معتقد به دینی میشوند و... انشاءالله در آینده به این مباحث خواهیم پرداخت.
#عقائد
#هدف_علم_کلام
@javadheidari110
💠 💠 💠 💠 💠 💠 💠 💠 💠
@ramezan_ghasem110