فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌸صدای پای عید میآید
و دل مومن بر سر
دو راهی آمدن
عیـد رمضان و
رفتن ماه رمضان بلا تکلیف است🌸
🌸از آمدن آن یک دل شاد
باشد یا از رفتن این یک محزون🌸
پیشاپیش عید فطر مبارک🌸🎊🌸
@ranggarang
رنگارنگ 🌸
#داستان_ 🌸ادامه #داستان حضرت یحیی🌸 قسمت چهارم 🍃وارستگى حضرت يحيى عليه السلام و گفتگوى او با ابل
#داستان_
🌸ادامه #داستان حضرت یحیی5🌸
🍂شهادت جانسوز يحيى عليه السلام به فرمان طاغوت شهوت پرست🍂
در بيت المقدس پادشاهى هوسباز به نام هيروديس (يا هردوش) بود، كه از طرف قيصر روم در آن جا فرمانروايى می كرد، برادرش بهنام فيلبوس دخترى به نام هيروديا داشت. پس از آن كه فيلبوس از دنيا رفت، هيروديس با همسر برادرش ازدواج كرد.
هيروديس شاه هوسباز، عاشق هيردوديا دختر زيباى برادرش شد، به طورى كه زيبایی هيروديا او را در گرو عشق آتشين خود قرار داده بود، از اين رو تصميم گرفت با او كه برادرزاده، و دختر همسرش بود، ازدواج كند. اين خبر به پيامبر خدا حضرت يحيى رسيد، آن حضرت با صراحت اعلام كرد كه اين ازدواج بر خلاف دستورهاى تورات است و حرام می باشد. سر و صداى اين فتوا در تمام شهر پيچيد و به گوش آن دختر (هيروديا) رسيد، او كينه يحيى را به دل گرفت، چرا كه او را بزرگترين مانع بر سر راه هوس هاى خود می دانست و تصميم گرفت در يك فرصت مناسبى از او انتقام بگيرد.
ارتباط نامشروع هيرودیا با عمويش هيروديس بيشتر شد، و زيبايى او شاه هوسران را شيفته اش كرد به طورى كه هيروديا آن چنان در شاه نفوذ كرد، كه شاه به او گفت: هر آرزويى دارى از من بخواه كه قطعاً انجام خواهد يافت.
هيروديا گفت: من هيچ چيز جز سر بريده يحيى را نمی خواهم، زيرا او نام من و تو را بر سر زبانها انداخته و همه مردم را
عيب جويى ما مشغول نموده است.
در فراز ديگر تاريخ می خوانيم: شاه فلسطين هيروديس، روز تولد خود را جشن می گرفت، و وقتى آن روز فرا رسيد، هيروديا از فرصت استفاده كرد، طبق راهنمايى مادرش، خود را به طور كامل آرايش كرد و لباسهاى زينتى پوشيد و رقص كنان به مجلس جشن شاه وارد شد، همه اشراف بنى اسرائيل كه در اطراف طاغوت بودند فريفته او شدند. هيروديس كه مست و مخمور شراب شده بود به او رو كرد و گفت: اى آفت دين و دنيا، هر چه می خواهى بخواه، اگر چه نصف مملكت باشد.
هيروديا به مادرش مراجعه كرد و گفت: شاه چنين می گويد، چه بخواهم.
مادر گفت: سر يحيى را بخواه زيرا او تو را از همسرى پادشاه نهى و باز می دارد، و تا زنده است دست از نهى بر نمی دارد.
هيروديا به مجلس جشن شاه وارد شد و گفت: سر بريده يحيى را می خواهم. و در اين مورد اصرار كرد.
سرانجام شاه مغرور كه ديوانه هوس و عشق به هيروديا شده بود، دستور داد يك طشت طلا حاضر نمودند، به مأموران جلادش گفت: برويد و يحيى را دستگير كرده و به اين جا بياوريد.
يحيى در اين هنگام در زندان بود. (و طبق پاره اى از روايات در محراب عبادت در مسجد بيت المقدس به سر می برد) مأموران جلاد سراغ او آمدند و او را دستگير كرده و به مجلس شاه بردند، شاه در همان جا فرمان داد سر از بدن او جدا كردند و سر بريده اش را در ميان طشت طلا نهادند و آن گاه كه هيروديا تسليم هوس هاى شاه گرديد، سر بريده يحيى به سخن آمد و در همان حال نهى از منكر كرد و خطاب به شاه فرمود: يا هذا اتَّقِ اللهِ لا يَحِلَّ لَكَ هذِهِ؛ اى شخص از خدا بترس اين زن بر تو حرام است. به اين ترتيب حضرت يحيى مظلومانه به شهادت رسيد.
ادامه دارد...
@ranggarang
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌸درود به آنهایی که نه از سرِ عادت، بلکه به منظور تجربهای در خلافآمدِ عادت، روزه گرفتند
🌸درود به آنهایی که روزه گرفتن سبب شد با خدا مأنوستر و با خلق خدا نرمخوتر شوند
🌸درود به آنهایی که روزه گرفتند، اما آنانی را که روزه نگرفتند داوری نکردند
🌸درود به آنهایی که در ماه رمضان بیشتر بخشش داشتند و به اقشار کمتوان، توجه بیشتر کردند
🌸درود به آنهایی که روزه نگرفتند، اما به روزه و روزهداران نخندیدند و تفاوتها را محترم شمردند
🌸درود به آنهایی که روزه نگرفتند، اما با دیدن شادی همنوعان روزهدارشان در عید فطر، دلشاد میشوند
🌸درود به روزهدارانی که به شکرانهی توفیق الهی، در عید فطر شادی میکنند
@ranggarang