من ادمیم که ۹۰ درصد مواقع فکر میکنم آدمای دورم دارن به زور تحملم میکنن ؛
حتی اگه اصلا همچین چیزی نباشه ..
برای همین خیلی وقتا سعی میکنم فاصله بگیرم که یه وقت اذیت نشن
و اونا فکر میکنن من اونارو دوست ندارم یا برام اهمیتی ندارن ..
انقدر شدتِ امیدواریم به زندگی زیاده که هروقت دارم واسه هفته های بعدی یا ماهای بعدی برنامه میریزم یهو با گفتنِ جملهی « یهو اصن تا اون موقع مردی » بیخیال میشم و میرم یه گوشه افسردگی میگیرم
میشود یکجا بشینیم من فقط گریه کنم؟
چند سالی گریه دارم ، بعدِ اتمامش بریم . .
« آدمی که یه اشتباهی کرده اما واقعا از کارش پشیمونه رو ببخشید »
چون اون به خاطر کاری که کرده همش خودشو داره سرزنش میکنه و حتی گاهی وقتا از خودش بدش میاد ؛
و اینکه شما هی یاد آوری کنید کارشو واقعا باعث نابودیش میشه ..