از واژه و مفهوم ترحم بیزارم.
دلسوزی دست دوم،
محبتی از سر ناچاری،
آروم کردن وجدان.
هدایت شده از آبـےعزیزمن ؛
غم عقب نمی نشیند مگر آنکه به عقب برانیاش . نمی گریزد مگر آنکه بگریزانی اش . آرام نمی گیرد مگر آنکه بیرحمانه سرکوبش کنی ! غم هرگز از تهاجم خسته نمی شود . و هرگز به صلح دوستانه رضا نمی دهد . . .
- برشی از نامه نادر ابراهیمی
روزی هشت لیوان آب بخورید.
حیوون خونگی نگیرید و
تو دوران نووجونی عکستون رو پروفایل نذارید. [ احتمال پشیمونی۱۰۰/۱۰۰۰۰ ]
[ لاجَرم ]
شعر اول وصیت نامه انوشیروان ساسانی هست که به دست جناب سعدی به نظم دراومده. - صحت و اعتبار وصیتنامه
[باب۱،ص۱۹]
کلمات جدید:
غور = فرو رفتن،تامل،عمیق شدن.
فراخ = واسع،وسیع.
جور = ستم،ظلم.
سمر = حکایت،افسانه.
شیرویه = پسر خسرو پرویز؛پادشاه ساسانی.
مضمون و محتوا همچنان پند و توصیه به پادشاه و نحوه برخورد با مردمانش عه.
شاه بیت:
وگر در سرشت وی این خوی نیست
در آن کشور آسودگی بوی نیست!
[ لاجَرم ]
[باب۱،ص۱۹] کلمات جدید: غور = فرو رفتن،تامل،عمیق شدن. فراخ = واسع،وسیع. جور = ستم،ظلم. سمر = حکایت،ا
[باب۱،ص ۲۰ و ۲۱]
کلمات جدید:
گمار = گماشتن،کسی یا چیزی را به جایی گذاشتن.
خصم = دشمن
سیاح = جهانگرد
عن قریب = به زودی
حذر = پرهیز
زی = پوشش،کِسوت
غدر = بی وفایی و خیانت ورزیدن
سقلاب = قومی در قسمت شمالی دریای خزر تا همسایگی روم.(اروپای شرقی)
صنعا = پایتخت یمن.
مضمون:
نوع برخورد با دوست و دشمنان.
شاهبیت:
خرابی کند مرد شمشیر زن
نه چندان که دود دل و طفل و زن
- تاثیر آه و خون دل خوردن مادران و فرزندان مخرب تر از تاثیر رزم آوران است.
سر گرگ باید هم اول برید
نه چون گوسفندان مردم درید
- سر گرگ رو باید همون اول ببریم نه
وقتی که گوسفندان مردم را درید و کشت .
(مشکلات را باید از بیخ و ریشه ای حل کنیم،نه زمانی که در بحران و مشکلات غرق شدیم)