eitaa logo
[ لاجَرم ]
213 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
123 ویدیو
3 فایل
- لاجرم مست و طربناک و قوی بنیادیم -
مشاهده در ایتا
دانلود
[ لاجَرم ]
[باب۱،ص۲۲،۲۳] کلمات جدید: هرم = پیری بذل = بخشیدن،دادن منعم = مال دار،توانگر امل = امید،آرزو سلیم
[ باب ۱ ص ۲۴،۲۵ ] "حکایت در تدبیر و تاخیر در سیاست" کلمات جدید: رقعه = وصله،مکتوب(در اینجا وصله) حراق = آب بسیار شور،بسیار سوزان (در اینجا بسیار سوزان) رهی = مسافر پیرایه = زینت ایذا = رنج و آزار نسیان = فراموشی لعل بدخشان = سنگ اسپینل (مشابه یاقوت سرخ) مضمون: حکمرانی با انصاف و ماندگار چگونگی پند دادن و.. داستان مسافر درویشی که پیش پادشاه میره و بخاطر درایت و خوش سخنی، به وزارت و ثروت دست پیدا می‌کنه. شاه بیت: گر آید گنهکاری اندر پناه نه شرط است کُشتن به اوّل گناه! اگر خطاکاری به شما پناه آورد نباید اون رو بخاطر یک خطا تنبیه و سرزنش کنید‌. که سهل است لعل بدخشان شکست شکسته نشاید دگر باره بست! شکوندن سنگ قیمتی ای مثل لعل راحته اما نمیتونی به حالت قبل برگردونیش. (دل شکستن عواقب داره) _
[ لاجَرم ]
بنا شد که روزی حداقل "یک صفحه" از بوستان جناب سعدی رو بنویسم. چرا؟ گسترده تر شدن دایره لغات¹ یادگی
حقیقتا دیدم در توانم نیست ۴۰۰۰ خورده ای بیت،۱۰ فصل،۱۸۰ ۱۹۰ حکایت رو بازنویسی کنم. بنظرم صرفا بیت های خاص و شاه بیت ها کافی باشه. (بخاطر بقای این اقدام💔)
سخن گفتن با تو برایم پناه بود.
_
یا خیلی زود میرسم، یا خیلی دیر؛ کمک.
هدایت شده از قلم‌نَورد
پدرها ، دانا به همان هایی هستند که در پشت اشک و لبخندهایمان پنهان می‌کنیم . . بابا بدون اینکه دلیل را بپرسد ، از چشمانمان می‌خواند ؛ آغوش می‌گشاید و پناه می‌دهد جان را .
فقط «اتفاق» است که آن را می‌توان به عنوان یک پیام تفسیر کرد. آن‌چه بر حسب ضرورت روی می‌دهد، آن چه انتظارش می‌رود و روزانه تکرار می‌شود چیزی ساکت و خاموش است. تنها «اتفاق» سخن‌گوست و همه می‌کوشند آن را تعبیر و تفسیر کنند، همان‌گونه که کولی‌ها -در ته یک فنجان برای اشکالی که اثر قهوه به جای گذارده است- تعبیراتی می‌تراشند! [ سبکی تحمل ناپذیر هستی ]
[ لاجَرم ]
[ باب ۱ ص ۲۴،۲۵ ] "حکایت در تدبیر و تاخیر در سیاست" کلمات جدید: رقعه = وصله،مکتوب(در اینجا وصله) ح
[ باب۱،ص۲۶،۲۷ ] کلمات جدید: سجل = حکم و فتوای قاضی الم = درد و رنج حرف گیر = عیب جو دستار بند = عالم،معمم سوفار = ظرف گلی(در اینجا به معنای شیء ارزشمند و شکننده) طشت = ظرفی نفوذ ناپذیر(در اینجا به معنای شخصیت مثبتی که غیر قابل نفوذ است) کوتاه بین = تنگ نظر سامان = صبر سدیگر= (در اینجا به مانع تعبیر شده است) شمه = بوی بردن لاابالی = بیکار،بی بند و بار زیند = زیستن طلعت = رخسار مضمون : حسادت ورزی عده ای و وزیر پیشین و دسیسه چینی ایشان تا جایگاه او (وزیر جدید یا مسافرِ درویش) تهدید شود. دوری از حسادت،اهمیت به صداقت،عقل مندی. شاه بیت: از آسایش آنگه خبر داشتی که در روی ایشان نظر داشتی! شخصیت هایی که وجودشون سراسر آرامش عه،چهره هایی مطابق شخصیتشون دارن. در آورد ملکی به زیر قلم کز او بر وجودی نیامد الم؛ سرزمین و دولتی که از قلم یک هنرمند خلق می‌شود، به وجود نمی‌آید مگر اینکه در آن اثری از درد و رنج وجود داشته باشد. نظر کن چو سوفار داری به شست نه آنگه که پرتاب کردی ز دست" به دقت به چیزی که در دست داری نگاه کن و ارزش آن را درک کن، نه زمانی که دیگر آن را از دست داده‌ای و حسرتش را می‌خوری. به ایام تا بر نیاید بسی نشاید رسیدن به غور کسی؛ برای رسیدن به عمق مسائل، باید زمان بیشتری بگذرد و نمی‌توان به سادگی به این عمق دست یافت.