eitaa logo
[ لاجَرم ]
213 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
123 ویدیو
3 فایل
- لاجرم مست و طربناک و قوی بنیادیم -
مشاهده در ایتا
دانلود
[ لاجَرم ]
[ باب ۱ ص ۲۴،۲۵ ] "حکایت در تدبیر و تاخیر در سیاست" کلمات جدید: رقعه = وصله،مکتوب(در اینجا وصله) ح
[ باب۱،ص۲۶،۲۷ ] کلمات جدید: سجل = حکم و فتوای قاضی الم = درد و رنج حرف گیر = عیب جو دستار بند = عالم،معمم سوفار = ظرف گلی(در اینجا به معنای شیء ارزشمند و شکننده) طشت = ظرفی نفوذ ناپذیر(در اینجا به معنای شخصیت مثبتی که غیر قابل نفوذ است) کوتاه بین = تنگ نظر سامان = صبر سدیگر= (در اینجا به مانع تعبیر شده است) شمه = بوی بردن لاابالی = بیکار،بی بند و بار زیند = زیستن طلعت = رخسار مضمون : حسادت ورزی عده ای و وزیر پیشین و دسیسه چینی ایشان تا جایگاه او (وزیر جدید یا مسافرِ درویش) تهدید شود. دوری از حسادت،اهمیت به صداقت،عقل مندی. شاه بیت: از آسایش آنگه خبر داشتی که در روی ایشان نظر داشتی! شخصیت هایی که وجودشون سراسر آرامش عه،چهره هایی مطابق شخصیتشون دارن. در آورد ملکی به زیر قلم کز او بر وجودی نیامد الم؛ سرزمین و دولتی که از قلم یک هنرمند خلق می‌شود، به وجود نمی‌آید مگر اینکه در آن اثری از درد و رنج وجود داشته باشد. نظر کن چو سوفار داری به شست نه آنگه که پرتاب کردی ز دست" به دقت به چیزی که در دست داری نگاه کن و ارزش آن را درک کن، نه زمانی که دیگر آن را از دست داده‌ای و حسرتش را می‌خوری. به ایام تا بر نیاید بسی نشاید رسیدن به غور کسی؛ برای رسیدن به عمق مسائل، باید زمان بیشتری بگذرد و نمی‌توان به سادگی به این عمق دست یافت.
هدایت شده از کوچه خلوت
امروز واقعا من شیشه بودم و باران سنگ میبارید.
حس میکنم بابات اطلاعاتیه -((((((((=
[ لاجَرم ]
حس میکنم بابات اطلاعاتیه -((((((((=
دوستان کلا که ولا تجسسوا ولی اگه خواستید یکم تجسسو،پسری که می‌گه من "سپاهی ام" هنوز جوهر ثبت نام بسیجش خشک نشده،اگه گفت "اطلاعاتی‌عه" احتمالا یه ماهه به جمع گردان محلشون پیوسته. پ.ن:این مورد برای دخترایی که این ادعارو درباره پدرشون هم دارن صدق می‌کنه.
_
سال پیش همین موقع داشتم عکسای مشهد رو استوری می‌کردم. غم و اندوه.
نمی‌دونم،بیاید درباره کلیشه عشق و ادبیات صحبت کنیم. " آمیختگی من و او" "حل شدن در او" "دنیای یک نفره" زیباست و لطیف اما خطرناک. وقتی رابطه به جای "من،تو،ما" صرفا در "ما " خلاصه بشه،نقد هایی وارد عه که شاید کمتر کسی بهش دقت کرده باشه. ¹ بحران هویت اگر رابطه‌ت به پایان برسه،از تو چی باقی می‌مونه؟ جوابِ نمی‌دونم تو،نشانه ی آسیب به هویت فردی‌ت عه‌. وقتی سلیقه،علاقه،دوستان،سبک زندگی،ارزش و باورهات "او"بشه،هویتی برای تو باقی نمی‌مونه. ² از دست دادن قدرت نقد در این حالت نقدی صورت نمی‌گیره. چون ذهن نقد او = نقد من تلقی می‌کنه و مرزهای مهم خط قرمز هارو به سبب علاقه نادیده می‌گیره. ³ نیمه گمشده مسئله جالب توجه اینه که انسان تا وقتی به بلوغ عاطفی،مالی،ذهنی و.. نرسه؛ رابطه عاطفی منطقی و درستی هم به طبع نمی‌تونه داشته باشه. به علاوه بار مسئولیت رشد! یعنی به سبب وجود نیمه گمشده خواه ناخواه انتظار رشد شخصیتی دارد. یه بهتره بگیم:انتظار برای کسی که بیاید و مشکلاتش را حل کند. پس نیمه گمشده قطعا نمی‌تونه به معنای پوشش خلاء شخصیتی باشه. این مرز بین زیبایی ادبیات و کلمات عه و در مقابل واقعیت هستی و نیستی انسان. پ.ن: تنها آمیختگی ای که وجودی واجب دارد؛درهم تنیده شدن انسان با روح خداوند عه.
هدایت شده از آبـےعزیزمن ؛
من از آن هایی که در باور خود همیشه حق دارند ، متنفرم ‌. - آلبرکامو