eitaa logo
یارقیه
145 دنبال‌کننده
595 عکس
848 ویدیو
44 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️ 🔹دنبال یه بهانه می گشت، بره میدان از امامش دفاع کنه، چندبار آمد اجازه گرفت عرض کرد: یا سیدی و مولای لقد ضاق صدری، سینم دیگه سنگینی می کنه یه جوری میگی واغربتا، یادته تو تشییع جنازه امام حسن؛ همه رو به یه امیدی نگه داشتم این جا تلافی کنم، تو مدینه هم که نبودم از مادرت دفاع کنم..  شب آخر عمر بابامون علی هم که یادته خود بابا به همه ی ما سفارشاتی کرد اما وقتی خواهرم آمد گفت: بابا دلم میخواد یه دونه از برادرا رو کفیل من قرار بدی تو هی خیره خیره نگاه کردی اما من دلم می خواست زینب منو انتخاب کنه بابامون صدا زد منو عباسم بیام،زینبم اومد فرمود:دخترم دلت میخواد عباس رو کفیلت کنم؟ آره بابا ▪️این همه سال دلم می خواست تلافی کنم اجازه نداد. ▪️ ابی عبدالله بغلش کرد،فرمود: انت صاحب لوائی؛ تو پرچمدار منی، اگه پرچمدار زمین بخوره یعنی دیگه تمامه، تا تو هستی بچه ها دلشون خوشه ای دل خوشی حرم منو تنها نذار پا رو دلم نذار،زینبو تنها نذار 🔸یه وقت دید یه دختری خسته، خرامان خرامان داره راه میاد یه مشکی رو هم داره دنبال خودش رو زمین می کشه، نگاه کرد دید سکینه است.. اینجا دیگه حسین نتونست بهونه ای بیاره؛ صدا زد برادرم اگه می خوای بری،برو اما، فاطلب لهولاء الاطفال الماء؛ فقط برو آب بیار. خوشحال شد، مشکُ به دوش انداخت سوار شد. ▪️چهار هزار نفر محاصره ش کردن، فقط این جوری بگم اگر یک دهم این تیرها به عباس خورده باشه دیگه بسه،اگه فقط چهارصد نفر تیر بهش بزنند دیگه چیزی نمی مونه از این بدن.. وارد شریعه شد،همه دارن فرار می کنند. مشکشُ پر آب کرد، سوار شد مسیرشُ عوض کرد،گفت: از نخلستون میام زودتر برسم، راه امن تریه، کربلا رفته باشی بهت نشون میدم باب الفرات که وارد حرم عباس شدی اونجا همون جاییه که زمین گیرش کردند داره بر می گرده چه کردند؟ ▪️نمیگم، فقط همین قدر بگم دست در بدن نداشت.. 😭  مشکُ به دندان گرفت، تا تیر به مشک زدند سینه عباس هم نمایان شد، یه تیر به سینه ش زدند اما هنوز دوام داره، چه کردند؟ ▪️یا صاحب الزمان! اینجا نمی دونم حرمله بود یا نه؟ هر جا سپیدی می دید با تیر سه شعبه میز.. سپیدی چشم عباس رو اینجا نشونه گرفت.. 😭 سفیدی گلوی علی اصغر هم اونجا نشونه گرفت..😭 یه سپیدی هم عصر عاشورا نشانه گرفت.. همینکه ابی عبدالله قدری خواست استراحت کنه، تیری به پیشانی حسین زدن خون سر و صورتش رو گرفت؛ این لباساشُ بالا زد خون هارو پاک کنه سپیدی قلب حسین نمایان شد.. 😭 خدا لعنتت کنه، یه جوری تیر می زد دیگه نمی شد تیرُ از مقابل در آورد، تا تیرُ به چشم عباس زد، دست نداشت این تیرُ دربیاره، این سر رو گذاشت مقابل زانوهاش بلکه بتونه با نوک زانوها این تیرو دربیاره کلاه خود از سر عباس افتاد؛ اینجا دیگه با عمود آهن زدند.. 😭 یاحسین.. دیگه نتونست خودشُ رو اسب نگه داره، بابا اگه کسی بخواد از بالای بلندی به زمین بیفته اول دستاشُ سپر میکنه، اما این آقا دست در بدن نداشت تا عمود رو زدن با همون تیری که به چشمش رفته بود چنان با صورت به زمین افتاد... 😭 حسین... 😭 هشتک کانال حذف نشود ❌
چه نمایشی میده.mp3
2.32M
شماره 944 🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹 چه نمایشی میده شاه علقمه چه دلی میبره از همه چه ابر مردی شدی شیر فاطمه چه صولتی داره به به اُبهتی داره به به نفس مخدرات عباس عشقه چشات عباس پهلوون علی صفات عباس شیر قوی دل یا ابوفاضل عالمی تعظیم میکنه رو به شمایل علی چکیده سپر نداره خودش نخواد تیغ به تنش اثر نداره ▪️یا ابوفاضل یا ابو فاضل به چه دلبری شده گیسوت دست باد چقدر علم بهت میاد میبینت هر کسی تو روز ماه و میخواد دلبر دلهایی به به چه قد و بالایی به به قمر هاشمیان عباس حضرت جان عباس وارث شاه نهروان عباس یا قمر الله قابض الارواح صاحب قلب اکلاب رقیه ای ماه شیخ جماعت ای پدر بذل حسین جونم فدات بهت گفته ابالفضل ▪️یا ابوفاضل یا ابو فاضل شاعر: امیرحسین‌ روستائی هشتک کانال حذف نشود ❌
نیمه شب مدینه و نیمه شب کرب و بلا یه خونه ی سوخته کجا خیمه های سوخته کجا مصیبت آغاز شد بند کفن باز شد مادر سادات با همون چشمای بسته بغل گرفت حسینو با دست شکسته دل همه ملائکه به خون نشسته کجا بودن ملائکه تو کربلا موقعی که و تَضرِبُها و جَروحا عَن جَسَدِ اَبیها آه وا ذَبیحا وا ذَبیحا یا زهرا یا حسین شام غریبونه سلام به قلب زینب الصبور یه قبر بی نشونه و سر بریده و تنور تیزی میخ در یا کندی خنجر برا کدوم گریه کنه چشمای زینب چادر خاکی و به سر میکنه یا رب مادری میکنه برا حسین از امشب خدا میدونه چی کشید همه شنیده ها رو دید از کربلا تنها سوغاتش پیرهن غرق خونه آه از زمونه آه از زمونه یا زهرا یا حسین دوباره تکراره غمه دفن شبونه ای خدا فاطمه ی مدینه و فاطمه ی کرب و بلا کربلا تکرار شد یزید که بیدار شد سر بریده رو آوردن تو خرابه بغل گرفت با دستی که بین طنابه یه داغ دیگه سهم زینب و ربابه خدا غریبیو ببین با گریه زین العابدین دوباره نماز میت خوند این بار برا رقیه آه یا رقیه آه یا رقیه دخترمو غسل و کفن نکردن سبحان الله زنای شام کمک به من نکردن سبحان الله لا اله الا الله واویلا واویلا فاطمه رفت از دنیا واویلا واویلا  
enc_17016003522616854756432.mp3
9.83M
نیمه شب مدینه و نیمه شب کرببلا یه خونه سوخته کجا خیمه های سوخته کجا 😭😭😭
2.65M
دستگاه ماهور بانوای کربلایی مجتبی باآبرو 🎤 "شوریده دلیم و سر سودای تو داریم با این دل سرگشته تمنای تو داریم . سوگند به یک موی سرت هر چه که داریم از دولتی خاک کف پای تو داریم . ما زنده بر آنیم گرفتار تو باشیم دل بسته به گیسوی چلیپای تو داریم . ای کاش که بر نامه ی اعمال همه عمر بینیم که خشنودی و امضای تو داریم . ما روضه گرفتیم که تشریف بیارید این گرمی روضه ز نفس های تو داریم . دیگر تو بیا روضه بخوان صاحب روضه ما حسرت آن صوت دل آرای تو داریم . قدری تو بگو از غربت جان دادن مادر ما چشم تر از ماتم عظمای تو داریم . امشب شب غم هاست امان از دل حیدر ذکر لب زهراست امان از دل حیدر
بسم‌الله الرحمن الرحیم 🌷 مناجات با امام رضا (ع) زمزمه امشب منم مهمان تو     مهمان نوازی کن رضا آواره ام بیچاره ام         تو چاره سازی کن رضا امشب نگاهی کن به من      من سائل درمانده ام مهمان کویت گشته ام      یا خوانده یا نا خوانده ام جانم رضا جانم رضا امشب زیارت میکنم    صحن و سرایت یا رضا بوسه زنم امشب به آن     با نیت کرب و بلا قلبم خدایی گشته است   امشب هوایی گشته است با کاروان رفته دلم               کرب و بلایی گشته است جانم رضا جانم رضا شبهای جمعه گفته اند    مهدی به تو مهمان بود من آمدم تا بینمش      مهدی مرا جانان بود از بهر دیدار رخش    من بی قراری میکنم بهر نگاه لطف او       لحظه شماری میکنم جانم رضا جانم رضا دریافت سبک موضوعات مرتبط: امام رضا (ع) مدح ومناجات مناجات با امام رضا (ع) شور (ولادتی) پر می زنه این قلب عاشقم      رو به سوی گنبد طلای تو هی میخونه با گریه ی شعف       یَبنَ علی جونم فدای تو امام رضا مولا امام ضا کاشکی بشم از خیل نوکرات    کاشکی یه روز جونم بشه فدات کاشکی بشم از لطف مادرت       تو حرمت ، خدام زائرات امام رضا مولا امام ضا هر دلی بی مهرت کوه غمه    هر چی بگم از خوبیات کمه مصرع بعد آوای دلمه       سائل تو سلطان عالمه امام رضا مولا امام ضا نام خوشت ذکر اهل ولا     مِس ِ وجود از لطف تو طلا آخر یه روز با قلب مبتلا      از حرمت میریم کرببلا امام رضا مولا امام ضا مناجات با امام رضا (ع) شور (ولادتی) مهرت در فطرت ما ، خورشید رحمت ما ، ای ولی نعمت ما ای روح و روان من ، السلطان ابالحسن السلطان ابالحسن نام تو ذکر لبم ، روی تو ماه شبم ، بنگر بی تاب و تبم ای آرام جان من ، السلطان اباالحسن السلطان ابالحسن ثامنُ الائمه ای ، تو مولای همه ای ، فرزند فاطمه ای ای تاب و توان من ، السلطان اباالحسن السلطان ابالحسن جلوه ات نور هُدی ، کِی هستی ز حق جدا ، مدح تو کار خُدا برتر از بیان من ، السلطان اباالحسن السلطان ابالحسن عالم ِ آل عبا ، کن رزق اهل ولا ، عرفه کرببلا یار مهربان من ، السلطان اباالحسن السلطان ابالحسن 🌷🌷🌷🌷
سلام همه‌ ی زندگیم سلام امام حسین من سلام‌ همه زندگیم‌ سلام امام حسین من سلام عزیز فاطمه سلام عشق امام حسن السلام و علی الحسین نوکرت رو بگیر تو بغل حسین میدونم بدم ولی میدونی تورو دوست دارم حداقل حسین آقا هر کاری بگی میکنم با خیال تو زندگی میکنم واسه من همیشه بزرگی کن گاهی وقتا که بچگی میکنم آقا حسین حسین حسین حسین تو زندگیمی‌ حسین حسین حسین حسین حسین دوست قدیمی حسین دانلود نوحه سلام همه ی زندگیم سلام امام حسین من حسین خلجی سلام پناه خستگیم سلام رفیق بامرام سلام آقای مهربون سلام دلیل گریه هام من دلم به شما خوشه به یه دوستی که داره وفا خوشه به یه مشهد و به نجف خوشه به زیارت کرب و بلا خوشه آقا عشق پای علم باشم همیشه سر خان کرم باشم نه سه روز یه سال توی راهتم تا که اربعین و تو حرم باشم آقا حسین حسین حسین حسین تو زندگیمی‌ حسین حسین حسین حسین حسین دوست قدیمی حسین حسین‌ حسین حسین حسین تو زندگیمی حسین
مدح_حضرت_ام_البنین روضه_حضرت_ام_البنین ( سلام الله علیها ) کربلایی_زهیر_سازگار سلام ما به تو ای هاجرِ چهار ذبیح درود ما به تو ای مریمِ چهار مسیح سپهرِ نورفروزِ سه اختر و یک ماه عجب نه خوانم اگر مادرت به ثارُ الله سلام بر تو و ابناء و شوهرت ، مادر بـه عطرِ دامنِ عباس پرورت ، مادر ادب به قامت زهرایی ات قیام کند وفا به غیرت عباس تو سلام کند اگر چه با همه گفتی کنیزِ زهرایی به چشم آل محمّد عزیز زهرایی ( فرمود بچه ها ، آقازاده ها ، من نیومدم براتون مادری کنم ، من کجا و مادر شما فاطمه ی زهرا کجا ؟ من اومدم کنیزِ درِ خونه ی مادرتون زهرا باشم ... ) تو بعد فاطمه در بیت وحی ، فاطمه ای تو آسمان ادب را همیشه قائمه ای به نفس پاکِ محمّد تو همدمی مادر مسیحِ عشق و ادب را تو مریمی مادر بی_بی_جانم بهشت ،شیفته چار لاله یاست کلید بابِ حوائج به دست عبّاست هـزار قافله دل پای بست فرزندت نشان بوسه مولا به دست فرزندت ( یه روز دید مولا ، قنداقه عباسشو بغل گرفته ، هی دستاشو می بوسه ، ... آقاجانم ، آیا دستای بچم ، عیب و نقصی داره ؟ ... نه اُمُّ البنین ، دارم این دستهارو می بوسم ، آخه یه روزی قراره برای حسینم ازبدن جدا بشه ... ) حسین را که بسی داشت در کنار ، « شهید » به جز تو نیست کسی مادرِ چهار شهید به چار ماهِ خود اشکی نریختی ز دو عین گریستی به حسین و گریستی به حسین ( گفتند اُمُّ البنین عباست رو کُشتند ، گفت از حسین چه خبر ؟ اُمُّ البنین ، یکی یکی پسرایت را کشتند ، گفت بگید از حسین چه خبر ؟ ... انگار نه انگار ... فقط اول براش مهم این بود ، ببینه چه بلایی بر سرِ حسین اومده ... ) اگر تو نام نبردی ز شاخه یاست گریست دیده ی زهرا برای عبّاست ( یه مادر از یک پسر احترام گرفت ، یه مادر هم از یک پسرِ دیگه احترام گرفت ، دو تا مادر تلافی کردند ) اگر تو نام نبردی ز شاخه یاست گریست دیده ی زهرا برای عبّاست ( تو اینجا گفتی « حسین » ، فاطمه هم کنار علقمه ، هی صدا میزد : آی پسرم ، عباسم ... ) الا تمام وجودت پُر از نوایِ حسین به گریه نایبه الزینبی برای حسین روایتِ عطشِ کربلاست در اشکت سلامِ گریه کنان حسین ، بر اشکت سرود زخم گلوی حسین وِردِ لبت خلوص زینب و عبّاس در نماز شبت بی_بی_جانم تو مادر شهدا ، همسرِ علی هستی هزار حیف ، غریبانه چشم خود بستی ( چرا میگه غریبونه ، مگه شب برداشتند ، نه والله ، روز برداشتند ، اما : ) خزان رسید چو بر برگِ لاله یاست نبود ، جعفر و عثمان و عون و عبّاست ( مادرِ چهارتا پسره ، اما وقتی از دنیا رفت ، یه دونه پسراش نبودند زیرِتابوتش رو بگیرند ؟ این مادر خیلی غریبانه تشییع شد ... ) بی_بی_جان سپهر و مِهر و مَه و کوکبت کجا بودند ؟ علی ، حسین ، حسن ، زینبت کجا بودند ؟ هماره ریخت به رخ از دو دیده ، یاقوتت اگر به دوش غریبانه رفت تابوتت دگر به پیکرت آثار تازیانه نبود دگر مراسم تشییعِ تو شبانه نبود تو داغدارِ شهید کنار علقمه ای همیشه فاطمه بودی همیشه فاطمه ای نگه به خاطرِ ذریّه ی بتولم کن مرا که «میثم» آلوده ام ، قبولم کن ... ( روزها می اومد ، چهار صورت قبردرست میکرد ، می نشست ، اونقده گریه میکرد خانم ، حرف دلش این بود : ) دیگرمرا ، اُمُّ البنین نخوانید زیرا که من ، دیگر پسر ندارم ( حالا داد بزن ، حسییین )
1. سلام ما.mp3
10.35M
مدح_حضرت_ام_البنین روضه_حضرت_ام_البنین ( سلام الله علیها ) کربلایی_زهیر_سازگار سلام ما به تو ای هاجرِ چهار ذبیح ...
1_8521768984.mp3
7.06M
دلش گرفته پر دردهحضرت_اُم‌ُالبنین_سلام‌الله‌عَلیها‌ بی گمان امّ البنین با عشق نسبت داشته چون که درنزدعلی بسیارحرمت داشته التـفاتی کـرده مولامان و با این التـفات بر سر آن مهــربـان بسیــار منّت داشته بی جهت ننشسته مهرش بر دل وجان علی فـاطمه با فـاطمه، قطعـاً شباهت داشتـه نـام این بانـو کـنــار نام زهـرا می برند بس که این بانو به آن بانو ارادت داشته صاحب این روح زهرایی شدن آسان نبود سال ها روی لبش کوثـر تـلاوت داشته تا که بغض بچه ها با نــام مـادر نشکند ازهمین هم نام بردن هم؛ خجـالت داشته رنگ نخلستان گرفته چشم های عاشقش بس که با غم های مولایش رفاقت داشته مــادر عـبّـاس شد تا عـلـقـمـه بـاور کند خون او در اصل عاشورا شراکت داشته از مزار خاکی اش هم میتوان فهمید که هرکسی شد فاطمه سهمی ز غربت داشته یا اباالـفـضلی بگو کــز خانــل امّ البنین دست خالی بر نگشته هرکه حاجت داشته
هدایت شده از یا فاطمه الزهرا مولاتی اغیثینی
🩸 فراق | اشعار جانسوز امیرالمومنین صلوات‌الله علیه 🩸 🥀 قطب‌الدین کیدری رضوان‌الله تعالی علیه روایت کرده است، که حضرت امیرالمومنین صلوات‌الله علیه، پس از شهادت و دفن محبوبه‌اش حضرت زهرا سلام‌الله علیها ابیاتی سرودند که اجمال و ترجمه آن، چنین است: 🥀 يعزُّونني قومٌ براءٌ من الصبرِ 🥀 و في الصبرِ أَشياءٌ أمرٌّ من الصبرِ 🥀 يعزِّي المُعزِّي ثم يمضي لشأنهِ 🥀 و يبقى المعزَّى في أَحر من الجمرِ 🥀 مردمی که خودشان صبر ندارند، به خاطر سنگینی مصیبت، به من می‌گویند صبر کن! در این صبر چیزهای تلخ‌تری هم هست، و آن فراق است... تسلیت‌دهنده، پس از تسلیت دنبال کار خود می‌رود و صاحب‌عزا در آتش فراق که سوزنده‌تر از آتش دنیاست، می‌سوزد. 📕 دیوان اشعار امام علی علیه‌السلام، گردآوری توسط قطب‌الدین کیدری، ترجمه فارسی از احمد زمانیان، صفحه ۲۲۹، چاپ انتشارات اسوه
هدایت شده از یا فاطمه الزهرا مولاتی اغیثینی
مصائب_بعد_از_شهادت 🩸خرمای نخلستان من، خرمای خَتمت شد همسایه‌ها خوردند و خندیدند و رفتند... باز هم از اعترافات اهل تسنن، این است که إبن أبی الحدید (عالم بزرگ سنّی در قرن هفتم) نقل می‌کند که عایشه از شهادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها خوشحال شد!!! ➖ او نقل می‌کند: 📋 ثُمَّ مَاتَتْ فَاطِمَةُ فَجَاءَ نِسَاءُ رَسُولِ اللَّهِ کُلُّهُنَّ إِلَی بَنِی هَاشِمٍ فِی الْعَزَاءِ ▪️وقتی که صدیقه کبری سلام‌اللّه‌علیها به شهادت رسید، تمام همسران رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله آمدند و (به امیرالمؤمنین علیه‌السلام) و بنی‌هاشم، تسلیت گفته و برگشتند‌. 📋 إِلاَّ عَائِشَةَ فَإِنَّهَا لَمْ تَأْتِ وَ أَظْهَرَتْ مَرَضاً وَ نُقِلَ إِلَی عَلِیٍّ عَنْهَا کَلاَمٌ یَدُلُّ عَلَی السُّرُورِ. ▪️اما عایشه نیامد و خودش را به مریضی زد و یک پیغامی را از جانب او به امیرالمؤمنین علیه‌السلام رساندند که نشانهٔ خوشحالیِ او از شهادت صدیقه کبری سلام‌اللّه‌علیها بود. 📚 شرح نهج البلاغه،إبن‌أبی‌الحدید، ج۹ ص۱۹۹