🗒 موضوع: چادر سیاه و هوای گرم 🔵گاهی، آرزو می‌کنم جای شخص دیگری بودم؛ همیشه به غلام سیاه امام حسین(علیه السلام) که با آگاهی به شهادت رسید، غبطه می‌خورم، ولی من کجا و او کجا؟ 🔵 هنوز هم آرزو دارم کاش نه جای حاج قاسم، که جای یکی از سربازان یا همراهان سردار بودم، ولی حیف که امکان ندارد. 🔵 در هوای گرم تابستان، خانمی که با علم و آگاهی به دستور خداوند–و نه برای دربایست‌های خانوادگی و شهری و فرهنگی–چادر سیاه بر سر و با تحمل گرمای هوا، به خاطر رضای خداوند متعال، حجاب خود را در عالی‌ترین شکل خود، حفظ می‌کند، دست کمی از مجاهدان راه خداوند ندارند. خیلی وقت‌ها، آرزو داشتم کاش یک خانم بودم و با پوشیدن چادر در گرمای تابستان، رضای خداوند را به دست می‌آوردم. البته حفظ حجاب تابستانی در شهر ورزنه، به علت پوشش سفید چادر، شاید کمی آسان‌تر از شهرهای دیگر و روستاها باشد. 🔵 سخت‌تر از حفظ حجاب برتر در گرمای تابستان، حفظ حجاب در محیطی است که جو غالب را کم‌حجاب‌ها و شل‌حجاب‌ها یا مخالفان حجاب برعهده دارند؛ در این شرایط، اگر شخص از مبانی تاریخی و اسلامی حجاب آگاهی نداشته باشد، ممکن است در پاسخگویی به استدلالات اغلب غیر منطقی و احساسی آنان، دربماند؛ یا مجبور است همرنگ جماعت شود یا باید طعنه و نیش و کنایه‌ی اطرافیان را تحمل کند یا محیط را ترک نماید و منزوی شود. دوست داشتم در این شرایط هم،خانمی باشم که با حفظ کامل و دقیق و بی‌کم و کاست حجابم، اگر می‌توانستم، استدلال‌های مخالفان را هم پاسخ گویم. 🔵 خدایا! من یک خانم نیستم؛ اما دوست دارم در زمره‌ی باحجاب‌ها محشور شوم، اگر لیاقت داشته باشم. 📝 ✅ارزیابی‌ها، دیدگاه‌ها، پیشنهادها: 🌐https://eitaa.com/yazdanibakhsh 🔰دیگر یادداشت‌ها: 🌐https://eitaa.com/aghamoalem