#حضرت_علی
#غدیر
#مدح
#ترکیب_بند
#محمدرضامسعودی
حسبی امام اسمه فی الحشر و فی الدنیا علی
دنیا و ما فیها علی عقبی و ما فیها علی
فرمانروای هر چه دل حتی دل زهرا علی
ماعرف الله العلی الا نبی الا علی
ختم صد و ده یا علی امشب اراده می کنم
ختمم که کامل می شود از نو اعاده می کنم
....................
عید غدیر است و در میخانه را هی در زنم
تا در به رویم وا شود فریاد یا حیدر زنم
بهر وساطت رفته رو بر حضرت قنبر زنم
شاید که جامی می ز دست ساقی کوثر زنم
منعم مکن بینی اگر بی تابی و مشتاقی ام
زیرا که مستان مست می من مست دست ساقی ام
...................
از عرش تا فرش عرشیان با خویش تاج آورده اند
پیغام صاحب خانه را بر خیل حاج آورده اند
گویی به تاریکی دل با خود سراج آورده اند
یا آیه اکمال دین با ابتهاج آورده اند
الیوم اکملت لکم از عرش رحمان آمده
نعمت تمام و موعد ابلاغ ایمان آمده
.................
احمد به جمع حاجیان فرمانروایی می کند
با حسن تبلیغش دل و جان را ولایی می کند
از متن این ابلاغ تا پرده گشایی می کند
مولا امیرالمومنین را رونمایی می کند
فرمود ای مردم من و حیدر چنان مغزیم و پوست
هر کس که مولایش منم زین پس علی مولای اوست
...............
نور ولایت منجلی از چشم غماز علی
اعجاز موسی می کند دست سرافراز علی
سر بسته می گویم همه باشید سرباز علی
در آسمان ها دیده ام من خویش اعجاز علی
معراج؛ آنجایی که پرهای ملک هم بسته بود
رفتم خدا بینم علی جای خدا بنشسته بود
...............
با خلقت حیدر خدا بر خلق عزت داده است
حق قصد خلقت کرد و او فرمان خلقت داده است
بر انبیا با دست او حکم نبوت داده است
حالا به دست خود به او حکم امامت داده است
جبریل آورده به من این حکم از عرش برین
یوم الازل حتی الابد حیدر امیرالمومنین
...............
خورشید دارد اعتبار اما به زیر سایه اش
بازار عالم دارد از لبخند او سرمایه اش
بیت الغزل آن بیت که نام علی آرایه اش
بالاست عرش حق ولی یک دست حیدر پایه اش
یک دست عمود عرش حق دست دگر بر ذوالفقار
از قدرت یک دست او دارند صد لشکر فرار
...............
هرگز نباشد در جهان دست کسی فوق علی
بر گردن گردون زده عشق علی طوق علی
حتی خداوند جلی دارد به دل ذوق علی
قرآن در دست شما نازل شد از شوق علی
حق خواست اعجازی کند با مدحتش در شان دوست
قرآن که نازل شد به من شعر خدا در مدح اوست
.............
امروز دست آسمان با یار بیعت می کند
جبریل با شاهنشه ابرار بیعت می کند
با دلبر افلاکیان دلدار بیعت می کند
دست خدا با حیدر کرار بیعت می کند
حیدر زبان حق بود کوس انااللهی زند
با امر احمد تکیه بر تخت شهنشاهی زند
..............
لب ها پر از لبخنده و دل ها پر از شور و شعف
لطف خدا دارد تمامی عوالم را هدف
خیل ملائک در نزول از عرش رحمان صف به صف
یک حلقه گل آورده بهر گردن شاه نجف
این لحظه از هر لحظه ای عاشق تر و مجنون ترم
مستی بیفزا ساقیا جامی بده از کوثرم
.............
جامی بده مستانه ام کن عاشقم کن ساقیا
وانگه نگاهی بر نگاه شائقم کن ساقیا
بر خدمت میخانه ی خود لایقم کن ساقیا
لا یق که کردی از کرامت واثقم کن ساقیا
هر کس به نامی مِی زند من مِی زنم با نام یار
با لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
...............
امروز پر وا می کنم پروا ز دنیا می کنم
دنیا رها ؛ پرواز تا ایوان مولا می کنم
وقتی رسیدم دیده را از اشک دریا می کنم
اذن دخولم می رسد تا یاد زهرا می کنم
ایوان زیبای علی خورشید را شرمنده کرد
زائر اگر دل مرده بود آنجا دلش را زنده کرد
............
شعری اگر زیبا شود اوصاف حیدر گفته است
شاعر غلام قنبر است از شاه قنبر گفته است
شاید مراعات از می و ساقی و کوثر گفته است
یا استعاره از دل و دلدار و دلبر گفته است
مستفعلن مستفعلن دیگر رها سازم کنون
با فاعلاتن فاعلن می آورم شعر جنون
...............
لحظه ی تاریخی عشق آمده
لشکر ابلیس ها زانو زده
می کشند از درد و غصه عربده
از غدیر انوار ایمان سرزده
شیعیان را شد زمان سروری
حیدریم ام حیدری ام حیدری
.............
از دوعالم آنکه دل برده علیست
مُهر حق با نام او خورده علیست
داروی هر قلب افسرده علیست
با قدومش عشق آورده علیست
تشنه را سیراب کرد از ساغری
حیدری ام حیدری ام حیدری
............
قبله را در صورت او دیده اند
در رخش وجه هوالهو دیده اند
با حقش پهلو به پهلو دیده اند
در شبی او را به هر سو دیده اند
عالمی لبخند او را مشتری
حیدری ام حیدری ام حیدری
...........
ای اذان از پیش زیباتر شدی
یا رسول الله والاتر شدی
ای خدای عشق پیداتر شدی
حضرت زهرا تو زهراتر شدی