۱۰۴۶ دیدم من از دور که رفتی از حال دیدم که افتادی عمو گوشه‌ی گودال برات بمیرم رمق نداری رو خاک گرم کربلا کاش سرنذاری می‌سوزونه گرما تموم سرتو عموجون بسّه برا پیکرتو عموجون سوختگیِ حنجرتو عموجون **** رسیدم امّا تو داری میری من اومدم تا که یکم نفس بگیری سپر ندارم برا تن تو شرمنده افتادم عمو رو بدن تو شکر خدا توو قتلگاه کنار تو میدم جون دستم به مویی بند شده عموجون ببخش اگه شد صورت تو پُرخون @mahmud_asadi_shaegh135