📕 رمان #آنگارد
🔻قسمت صدوبیستودوم
▪با همین حرف، آخرین رمق را از قدمهایم گرفت. در جا ایستادم و او کنارم رسید: «از همون شمارهای که راعد تو جیبت پیدا کرد، ردّش رو تا اینجا زدن...»
▫از اسم راعد، مغزم را برق گرفت؛ میسی گفته بود نام عملیاتی مرتضی همین است و امیر انگار از زبانش در رفته باشد، بلافاصله دندانهایش به هم چسبید.
▪از اینکه با دادههای نصفه و نیمه ذهنم را شکنجه میداد، شاکیتر شدم؛ داشتم از بغض شاهرخ خفه میشدم و قید هر مزخرفی سرِ هم میکرد، زدم.
▫خیابان خلوت بود؛ فقط هرازگاهی یک ماشین رد میشد اما من نه پولی داشتم نه آدرس؛ دنبال موبایل جیبم را لمس کردم تا با میسی تماس بگیرم ولی آستر سرد جیب به سرانگشتم چسبید.
▪هر دو جیبم خالی بود؛ نگاهم سمت صورتش کشید و او انگار منتظر همین لحظه بود؛ پوزخندی زد و با همان دست باندپیچی، روی جیب شلوارش را گرفت: «اگه خاموشش نکرده بودم، الان هیچکدوم زنده نبودیم...»
▫هر چه خون در رگهایم یخ زده بود، همه گُر گرفت و محکمتر از هر مردی که کنارم نبود، داد کشیدم: «تو حق نداشتی دست به من بزنی... مطمئنی وقتی بیهوش بودم، فقط جیبامو گشتی؟!...»
▪چشمهایش را بست، پشت پلکها هزار خط در هم شکست و زیر لب حرفی زد که نشنیدم ولی از رگی که روی گردنش باد کرد، ترسیدم.
▫دوباره چشمها را باز کرد؛ باز هم لبخند زد ولی این یکی شبیه هیچکدام از خندههای قبلی نبود: «هیچوقت نخواستم خودمو به کسی اثبات کنم... اونی که باید میدید من چی کار کردم، دید...»
▪دو نفر از آنسوی خیابان رد میشدند و به ملاحظۀ همین، چند لحظه ساکت ماند؛ سپس یک قدم نزدیکتر شد و خیره در چشمم، انتقام کشید: «به بدبختی تو رو از اونجا کشیدم بیرون... برام مهم نیس چه فکری میکنی... ولی از اینجا به بعدش با منه نه تو!»
▫پشیمان از متلکی که بارش کرده بودم، ترسیدم بخواهد همینجا تلافی کند و از همین ترس، هر چه پوشال از شجاعت تینا ساخته بودم، متلاشی شد!
▪دلهرۀ حال شاهرخ، مرد غریبهای که حاضر نبود دست از سرم بردارد و بغضی که بلاخره در گلو شکست.
▫هر چه نفسم را حبس میکردم و هر چه پلک میزدم، دیگر نمیشد مقاومت کنم.
▪موهایم از پشت بسته، ولی بعد از یک ساعت دربهدری همه به هم ریخته و من بین همین آشفتگی، چنگ میزدم.
▫هرگز در زندگیام خدایی نبود تا همین حالا صدایش بزنم ولی این مرد به همان خدا قسم میخورد تا باورش کنم: «بهخدا من نمیخوام بهت صدمه بزنم...»...
📖 ادامه دارد...
✍️ نویسنده: فاطمه ولینژاد
♦️توصیه رهبر شهید انقلاب به قرائت سوره فتح، دعای ۱۴ صحیفه سجادیه و دعای توسل برای پیروزی کشورمون🇮🇷 و جبهه مقاومت
21.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚫این ۳ کار در خانه ممنوع!!
🎙آیتالله راشد یزدی
#سبکزندگیاسلامیایرانی
🇮🇷 اللّٰھـُم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجْـ 🇮🇷
https://eitaa.com/samn910
❤️࿐✾✾🤍✾✾࿐💚
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این پسر بچه نابغه هفت ساله رو حتما ببینید
https://eitaa.com/samn910