📕 رمان #آنگارد
🔻قسمت دویستوسیوهشتم
▪شایگان گیلاس را روی میز شیشهای قرار داد و با هر دو دست، کف زد: «هموطن باسواد باعث افتخاره! حتی اگه با من مخالف باشه!»
▫لحن شایگان آرام بود؛ آنقدر آرام که انگار امیر هم جا خورد و او با همان آرامش ادامه داد: «خب! حالا واسه اینکه جون خودت رو نجات بدی و با اولین پرواز برگردی فرانسه، حاضری چی به ما بدی؟»
▪چشم امیر، روی صورت شاهرخ ثابت ماند و دقیقاً انگشتش را روی نقطه ضعفش فشار داد: «تقریباً ده سال رو پروندۀ پدرت تو کشورای اروپایی کار کردم... حتی چیزایی که خودت خبر نداری، من خبر دارم!»
▫نمیدانستم شاهرخ قبل از این گیلاس آخر، چقدر خورده ولی چشمهایش خمار شده بود و شُل حرف زد: «زِر مفت میزنی!»
▪امیر پا از روی پا پایین انداخت؛ با پشت پانسمان دست، گیلاس خودش را کمی عقب زد و با لبخندی کج، به رخ شاهرخ کشید: «واسه همین نخوردم که زرِ مفت نزنم! شما هم اگه نخورده بودی، الان میفهمیدی من چی میگم!»
▫خندۀ شایگان جمع شد؛ رنگ شیوا حتی زیر اینهمه کرمپودر، سفید شد و شاهرخ از جا پرید؛ فقط یک لحظه کشید تا مقابل مبل امیر رسید، با هر دو دست یقۀ پیراهنش را چنگ زد، با یک تکان بلندش کرد و عربده کشید: «میتونم همینجا خفهات کنم!»
▪شایگان و شیوا با هم بلند شدند؛ نمیفهمیدم زیر گوش شاهرخ چه میگویند ولی فشار یقۀ پیراهن روی گردن سوختۀ امیر را میدیدم، صورتش که از درد در هم رفت و صدایی که هنوز محکم بود: «میتونی... ولی دیگه کسی نیس دسترسی اونا به سرور رو قطع کنه!»
▫تنم به مبل چسبیده، جرأت نداشتم جم بخورم! نفسهای شاهرخ، بدتر از ضربان قلبم تند شده؛ با هر نفس، بوی الکل تا همینجا حالم را به هم میزد و شایگان دستش را از یقۀ امیر عقب کشید: «اینجوری نمیتونیم به نتیجه برسیم آقای انصاری!»
▪امیر به پشت سر چرخید تا کسی نبیند ولی من دیدم گوشۀ چشمش از درد، چین خورد و پیدا بود زخمش دوباره سر باز کرده است.
▫لب یقه، خونی شده بود و شیوا، درست مقابلش ایستاد؛ انگار همیشه آمادۀ پرستاری باشد، از جیب شلوارش، یک بسته گاز استریل درآورد و آهسته سؤال کرد: «اجازه میدید کمکتون کنم؟»
▪شایگان، شاهرخ را کنار کشیده، نمیشنیدم چه میگوید؛ شیوا با احتیاط گاز را روی گردن امیر مماس میکرد و من نمیفهمیدم در این دیوانهخانه دقیقاً چه خبر شده!
▫امیر سرش را بالا گرفته بود تا این زن برایش پانسمان کند و شیوا با هر اشارۀ دست، زیر گوشش آهسته حرف میزد: «من واقعاً دوست ندارم شما صدمه ببینید آقای دادفر! پس لطفاً آروم باشید!»
▫کار پانسمان تمام شد؛ امیر یک قدم عقب رفت، روی همان مبل نشست و مخصوصاً با صدای بلند صحبت کرد: «من آرومم! هر زمان بلیتم اوکی بشه، دسترسی رو قطع میکنم!»
▪یک کلمه سر در نمیآوردم چه میگوید ولی همین جمله، به انبار باروت شاهرخ کبریت کشید؛ شایگان را کنار زد و همان چند قدم را سمت امیر حمله کرد: «واسه من شرط نذار بیشرف!»
▫نرسیده به امیر، شیوا سدّ راهش شد و هر دو دست را بالا گرفت: «شاهرخ... خواهش میکنم!»
▪سفیدی چشمهایش از رگهای خونی پُر شد؛ انگار هر چه خورده بود، با عرق از صورتش بیرون زد و از پشت دستهای شیوا، هوار کشید: «همین الان قطع میکنی وگرنه تو همین حیاط خاکت میکنم!»...
📖 ادامه دارد...
حاج مهدی سماواتییا ممتحنه .mp3
زمان:
حجم:
11.4M
﷽
زیارت حضرت زهرا (س)
نوای حاج مهدی سماواتی
📢 توصیه حضرت آیتالله العظمی خامنهای رضواناللهعلیه به قرائت قرآن و دعا برای پیروزی جبهه مقاومت
❤️رهبر شهید انقلاب اسلامی در پاسخ به سوالی، قرائت سوره فتح، دعای ۱۴ صحیفه سجادیه و دعای توسل را برای پیروزی جبهه مقاومت توصیه کردند.
سلام لطفا در مورد حضرت زهرا سلام الله علیها کتاب مناسب برای مطالعه قشر نوجوان معرفی کنید
با سلام چند کتاب معرفی می شود
📌کتاب «مقتل فاطمی نوجوان»
علی شعیبی
دفتر نشر معارف
📌عزیز پیامبر (ص): حضرت فاطمه زهرا (س)
محسن ماجراجو
ناشر: قم/اصباح
📌ریحانه پیامبر: داستان هایی از حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
محسن نعماء
گنجشک های جمکران (داستان نوجوان)
📌۱۸ساله
حمید سبحانی صدر
مؤسسهی فرهنگی ایمان ماندگار
📌به کوتاهی آه، به بلندای ماه
سید علی موسوی گرمارودی
مؤسسه انتشارات قدیانی
📌یک نفر تو را دوست دارد
علی باباجانی
#فاطمیه
🏴 زهراست (سلاماللهعلیها ) الگوی زنان در همه دوران
❇️ فاطمه آناستازیا یژووا، بانوی اندیشمند روسی که در سال ۱۹۹۹ رسماً اسلام آورد و در ۲۰۰۳ شیعه شد، درباره ویژگیهای حضرت زهرا (سلاماللهعلیها ) میگوید:
🔹ایشان توانایی خاصی در خوشحال کردن همسرش داشت، بهطوری که حضرت علی (علیهالسلام ) وقتی به حضرت زهرا(سلاماللهعلیها ) نگاه میکرد، همه دردها و مصیبتهایش را از یاد میبرد. این هنر عشق است؛ هنر یک زن و همسر واقعی.
🔹 او الگوی همیشگی زنان و نیز مادری عالی، شجاع و قهرمانپرور بود
🔹از سوی دیگر ویژگیهایی چون توجه به سیاست، عدالت و وضعیت امت، در ایشان وجود دارد. چون زنی که علایقش محدود به مسایل خانواده و خانهاش است نمیتواند پسری را چون حسین علیهالسلام پرورش دهد.
#سلامت_معنوی
#الگوی_سلامت_معنوی
https://eitaa.com/samn910
🔰نشست سیاسی
🔹سخنران:جناب آقای نجفی
🔸موضوع: مهمترین نیاز امروز کشور در شرایط جنگی در حوزه اجتماعی چیست!؟
⏰زمان:سه شنبه ۵ آبانماه ساعت ۱۹
📍مکان: آنلاین در کانال رمیصاء
https://eitaa.com/romaysa135
حوزه حضرت فاطمه سلام الله عليها