-سِیوآ؛
عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او داد رسوایی من شهرت زیبایی او بسکه دادم همه جا شرح دلارایی او شهر پر گ
چاره اینست و ندارم به از این رای دگر
که «دهم جای دگر دل به دل آرای دگر»
چشم خود فرش کنم زیر کف پای دگر
بر کف پای دگر بوسه زنم جای دگر
بعد از این رای من اینست و همین خواهد بود
من بر این هستم و البته چنین خواهد بود
....
-سِیوآ؛
چاره اینست و ندارم به از این رای دگر که «دهم جای دگر دل به دل آرای دگر» چشم خود فرش کنم زیر کف پای د
پیش او یار نو و یار کهن هردو یکی ست
حرمت مدعی و حرمت من هردو یکی ست
قول زاغ و غزل مرغ چمن هردو یکی ست
نغمه بلبل و غوغای زغن هر دو یکی ست
این ندانسته که قدر همه یکسان نبود
زاغ را مرتبه مرغ خوش الحان نبود
....
ای آنڪه همه بود و نبودم شده ای
هم قبله و هم ذڪر سجودم شده ای
با بودنٺ این دل شده آرامشِ محض
پنهان چه ڪنم ڪل وجودم شده ای...!!♡
-سِیوآ؛
پیش او یار نو و یار کهن هردو یکی ست حرمت مدعی و حرمت من هردو یکی ست قول زاغ و غزل مرغ چمن هردو یکی س
چون چنین است پی کار دگر باشم به
چند روزی پی دلدار دگر باشم به
عندلیب گل رخسار دگر باشم به
مرغ خوش نغمه گلزار دگر باشم به
نوگلی کو که شوم بلبل دستان سازش
سازم از تازه جوانان چمن ممتازش
....