eitaa logo
⸤ شاهِدان اُسوه‍ ⸣
297 دنبال‌کننده
31.3هزار عکس
4.8هزار ویدیو
32 فایل
• ما را بُکُش و مُثله کن و خوب بسوزان • لایق که‍ نبودیم در آن جنگ بمیریم...(: و اینجا می‌خوانیم از سرگذشت، از جان گذشتگان جبهه های حق!-♥️ محلِ ارتباط با ما ☜︎︎︎ @shahidgomnam70 ﴿صلوات بفرست مؤمن🌱﴾
مشاهده در ایتا
دانلود
تمام #خنده هایم را #نذر کرده ام تا تو همان باشی که #صبح یکی از روزهای #خدا عطر #نگاهت.... #دلتنگی ام را به #باد می سپارد ... @shahedaneosve شاهدان اسوه، زندگینامه شهدای دفاع مقدس و مدافعان حرم
💫 بسم رب الشهدا و الصدیقین قسمت 2⃣3⃣1⃣ اين داستان واقعي است... 🍃 آنا هنوز هم ميخندد 🍃 چه عجب ياد ما کردي! اين بايد نرگس خانم باشه. بفرماييد! داشتم مي خوابيدم. رختخوابم تو حياط پهنه. دخترته؟ اسمش چيه؟ ماشاالله! از اين طرف! تعارف نکنيد مثل هميشه تنهام. بگذار مادر صداي نوار رو کم کنم. عاشق اين نوارم! ترکي ميخونه. صدبار تو نوار اسم سه تا بچمو مياره. دلم که ميگيره ميذارمش رو ضبط و آروم ميشم. گاهي خواب بچه هارو ميبينم.... بفرماييد تو اتاق! ميبخشي اگه بهم ريخته س. راستي حال خودت چطوره مادر؟ سردردت بهتر شد؟ ترکش هنوز تو سرته؟ نمي خواي درش بياري؟ با اجازتون بايد بشينم رو صندلي. بدون عصا دوقدم هم نميتونم راه برم مادر. تو55سالگي شدم مثل پيرزناي80ساله... اگه عاليه خانم! همسايه ديوار به ديوارم نبود، نميدونم چي سرم مي اومد.... تنهايي مادر بد درديه! بنشينيد رو مبل. بگو بچه ها ميوه بخورن. نمک نداره.... عکس رو خيلي دوست دارم؛ اون عکس سياه و سفيد بالاي بخاري رو مي گم. خيلي قديميه. محمد و حميد و رضام دارن مي خندن تو عکس! بچه هاي دوقلوم، انگار به هم چسبيده بودن. دوست داشتن خنده منو ببينن. خيالتون راحت، آنا هنوز هم مي خنده.... آنا؟ آنا به ترکي همون ميشه. اون باباشونه. يک سال بعد همين عکس طلاقم داد و رفت. فقط تو تشيع جنازه سه تا بچم سر و کله اش پيدا شد. مي گن شهرستان زن و بچه داره. روزي يه درد جديد مياد سراغم. مهره هاي کمرم صدمه ديده. ماشين که زد بهم، بدتر شدم. دکترا ميگن بايد بسوزي و بسازي. راه مي رم تنم يه طرف ميره، خودم يه طرف ديگه! عصا نباشه، چند قدم هم نميتونم راه برم. آنا دنبال بهانه ميگرده تا بخنده. بيش تر به خاطر بچه هام. قربون دستت عاليه خانم! چاي رو بذار همين جا! شما برو بخواب، خسته شدي.... شبا ديگه نميتونم تنهايي بخوابم. عاليه خانم بنده خدا پيشم مي خوابيد. خيلي وقتا از درد، تنم خشک ميشه. رماتيسم مفضلي بهم زدم. دکتر گفته دست و پات گرفت، نبايد تکون بخوري. رعايت نکني استخونات ميشکنه! عاليه خانم از پس کارام برمياد. يه مدت خواهر شوهرشو فرستاد پيشم... مي خندم؟ بله داره به خدا. جاي سه تا بچه هام سبزه. بودن يه عالمه مي خنديدن. شنيدين ضرب المثل کوري عصاکش کور دگر شود؟ ميوه بخوريد تا براتون بگم. 🍃 خواهر شوهر عاليه خانم پيردختره؛ کر و لال هم هست! بيچاره دست و پاهاش کج شده! مي گنش اختر خانم. مدتي قبل فرستادنش پيشم بخوابه. نصف شب از درد بيدار شدم. پاي راستم گرفته بود و نصف تنم قفل شد. صداش زدم، باورتون نميشه نيم ساعت صداش زدم. تکون نخورد. هم لجم گرفته بود هم ام. پتوي روي تنم رو گلوله کردم و کوبيدم توي صورتش. از جا پريد و وحشت زده به من خيره شد. از خنده داشتم مي ترکيدم و دردم رو فراموش کردم. صبح اصلان نفهميد براي چي بيدار شدم و مي خنديدم. براي عاليه خانم که گفتم، اونم خنديد. بعدش برادر اختر خانم دلش برام سوخت. چند سالي از شما بزرگتره. بنده خدا اومد و گفت، ميخوام شبا بيام پيشتون؟ خنديدم و به شوخي گفتم مادر مي خواي نونم رو ببري. اگه بنياد شهيد فهميد ميگه لابد رفتم کردم و حقوقم رو قطع مي کنه. ‼️ گفتمش مادر! من کسي رو ميخوام که بتونه مشت و مالم بده! بلند و کوتام کنه! خنديد و گفت: منم جاي پسرت! پارسال که يادته؟ اومده بود سراغمو و زل زده بودم به ديوار. خودت اومدي و از خونه کشونديم بيرون. اين بر و اون بر برديم تا بهتر شدم. !... رفتم مادر. چند مدت قبل پيش بنياد رفتم. خدايي اش تحويلم گرفت. گفتم مشکل مالي ندارم. درد تنهاييم رو گفتم. گفت خانم خسروي يه زن مطمئن پيدا کن براي پرستار. حقوقش هم با ما! گفتم همه جارو گشتم. سپردم به اين ور و اون ور. اما گيرم نيومده... مي ترسم بزنم سيم آخرو و بچه هام اون دنيا ناراحت بشن. آخر سر گفتم: به خدا اگه برام پرستار گير نياريد، از فردا خرت و پرتام رو ميارم کنار خودتون و تو همين اتاق زندگي ميکنم. شما مي آي پيش من.... براي همين اومديد..... با نرگس خانم هم توافق کرده باشي، من راضي نيستم مادر.... دارعلي جان! تو خودت هزار تا درد سر داري.... ⬅️ ادامه دارد... ☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘ @shahedaneosve شاهدان اسوه، زندگینامه شهدای دفاع مقدس و مدافعان حرم
🌷خصوصیات شهید: ویژگی بارز #محمدحسن شوخ طبعی او بود؛ در تمام #جمع‌ها شادی می‌آورد و همه آن را دوست داشتند 👌 🌻تمام خاطرات ما از محمد حسن به #خنده و شادی است؛ حتی بچه های دوستان و همسایگان به او عمو خنده میگفتند. 🦋تمام عکسهایی که از او داریم با خنده است فقط چند عکس از او داریم که لبخند نزده وآن به خاطر این است که در مراسم عزای ابا عبدا... بوده 😔 🌷او وقتی از سر کار می آمد با وجود همه خستگی خود را متعلق به خانواده میدانست ودر هر ساعتی که بود بچه ها را به پارک داخل مجتمع میبرد یکی از همسایگانش میگفت هر وقت ما از پنجره بیرون را نگاه میکردیم میدیدیم شهید روی صندلی پارک نشسته و دخترانش در پارک بازی میکنند.♥️ 🥀محمد حسن ارادت ویژه‌ای به #حضرت فاطمه معصومه (ع) داشت و ده سال خادم حرم آن حضرت بود با اینکه اصالتا یزدی بود ولی چون در قم زندگی میکرد خود را جیره خوار آن حضرت میدانست و وصیت کرده بود که در قم دفن شود.🕊 #شهیدروحانی #محمدحسن_دهقانی🌷 @shahedaneosve شاهدان اسوه، زندگینامه شهدای دفاع مقدس و مدافعان حرم
🔻 💠 از زبان خودِ شهید خلیلی: 💟امیر گفت: چقدر کلاهت من هم کلاهم را از سرم برداشتم و به او دادم. اتفاقا وقتی سرش کرد خیلی هم به تیپش می آمد. 💟وقتی به صورت امیر و هایش نگاه کردم، خیلی خوشحال شدم که می توانم با چیز هایی که دارم، دوستانم را خوشحال کنم؛ 💟حتی اگر چیزی را که می بخشم، خیلی دوست داشته باشم؛ اما حسی که از رفقایم به من منتقل میشد برایم بود. @shahedaneosve شاهدان اسوه، زندگینامه شهدای دفاع مقدس و مدافعان حرم
🍃🌸🍃🌸🍃 💫هر صبح زندہ مے شوم از هاے دوست 🌟لبخند دوست، ناب ترین شڪل گفتگوست... 💐🍃 🌷🕊 @shahedaneosve شاهدان اسوه، زندگینامه شهدای دفاع مقدس و مدافعان حرم
🌷خصوصیات شهید: ویژگی بارز شوخ طبعی او بود؛ در تمام شادی می‌آورد و همه آن را دوست داشتند 👌 🌻تمام خاطرات ما از محمد حسن به و شادی است؛ حتی بچه های دوستان و همسایگان به او عمو خنده میگفتند. 🦋تمام عکسهایی که از او داریم با خنده است فقط چند عکس از او داریم که لبخند نزده وآن به خاطر این است که در مراسم عزای ابا عبدا... بوده 😔 🌷او وقتی از سر کار می آمد با وجود همه خستگی خود را متعلق به خانواده میدانست ودر هر ساعتی که بود بچه ها را به پارک داخل مجتمع میبرد یکی از همسایگانش میگفت هر وقت ما از پنجره بیرون را نگاه میکردیم میدیدیم شهید روی صندلی پارک نشسته و دخترانش در پارک بازی میکنند.♥️ 🥀محمد حسن ارادت ویژه‌ای به فاطمه معصومه (ع) داشت و ده سال خادم حرم آن حضرت بود با اینکه اصالتا یزدی بود ولی چون در قم زندگی میکرد خود را جیره خوار آن حضرت میدانست و وصیت کرده بود که در قم دفن شود.🕊 🌷 ...🌿🌺🌺🌿 •┈••✾•🌿🌺🌸🌺🌿•✾••┈• @shahedaneosve شاهدان اسوه، زندگینامه شهدای دفاع مقدس و مدافعان حرم
از شهید مدافع حرم 👈 «جواد الله کرم»؛ امشب کمتر کنید، نزدیک است. همرزم شهید جواد الله کرم می‌گفت کنار هم نشسته بودیم که جواد گفت: «بچه‌ها امشب کمتر شوخی کنید»، به گفتیم: «نکنه داری شهید میشی؟!»، گفت: «آره نزدیکه». هاج و واج مانده بودیم چه بگوییم. همه لحظه‌ای سکوت کردند. یکی از بچه‌ها دوربین آورد و گفت: « بگذار چند تا عکس بگیریم. » قبول کرد، نشستیم چند تا عکس مجلسی انداختیم، و فردایش جواد شهید شد. او مورد اصابت دو گلوله به دست و سينه‌اش قرار گرفت، اما به دليل وظيفه‌شناسی منطقه را ترک نکرد تا اينكه گلوله ديگری به سفيدرانش اصابت کرد. شهید_جواد_الله_کرم 🌿🌾 اَللَّهُـــمَّ صَلِّ عَلــَی مُحَمـّـــَدٍ وَآلِ مُحَمـّــَدٍ وَعَجّـــِـلْ فــَرَجَهُـــمْْ 🌾🌿 @shahedaneosve شاهدان اسوه، زندگینامه شهدای دفاع مقدس و مدافعان حرم