eitaa logo
⸤ شاهِدان اُسوه‍ ⸣
300 دنبال‌کننده
28.8هزار عکس
4هزار ویدیو
31 فایل
• ما را بُکُش و مُثله کن و خوب بسوزان • لایق که‍ نبودیم در آن جنگ بمیریم...(: و اینجا می‌خوانیم از سرگذشت، از جان گذشتگان جبهه های حق!-♥️ محلِ ارتباط با ما ☜︎︎︎ @shahidgomnam70 ﴿صلوات بفرست مؤمن🌱﴾
مشاهده در ایتا
دانلود
🚨 نوبت مقاومت فیلم کوتاه منتشره از نگاه سیدحسن نصرالله به اسلحه قرارگرفته در نشان حزب‌الله را دیده‌اید. این تصویر اختصاصی از مکانی که سید مقاومت در حال ورود به آن بود را هم ببینید: اتاق عملیات محور مقاومت. نصر من الله و فتح قریب... @shahedaneosve شاهدان اسوه، زندگینامه شهدای دفاع مقدس و مدافعان حرم
🔰امیرالمؤمنین علیه السلام : ✍يَوْمُ آلْمَظْلُومِ عَلَى الظَّالِمِ أَشَدُّ مِنْ يَوْمِ الظَّالِمِ عَلَى آلْمَظْلُومِ. 🔴روز انتقام مظلوم از ظالم، شديدتر از روز ستم كردن ظالم بر مظلوم است. 📚 حکمت 241 نهج البلاغه @shahedaneosve شاهدان اسوه، زندگینامه شهدای دفاع مقدس و مدافعان حرم
✊ایستادند پای امام زمان خویش... 💐 نهم آبان ماه سالروز شهادت ۶ شهید مدافع حرم گرامی باد. 🌷شهید مدافع حرم (۱۳۹۴) 🌷شهید مدافع حرم (۱۳۹۴ ) 🌷شهید مدافع حرم (۱۳۹۵) 🌷شهید مدافع حرم (۱۳۹۵) 🌷شهید مدافع حرم (۱۳۹۴) 🌷شهید مدافع حرم (۱۳۹۴) @shahedaneosve شاهدان اسوه، زندگینامه شهدای دفاع مقدس و مدافعان حرم
*سالروز شهادت شهید مدافع حرم محسن فانوسی گرامی باد* 🍃 *شهیدی که تاریخ عقد و شهادتش در یک روز شد. در تاریخ ۹ آبان ۸۱ عقد کرد و در تاریخ ۹ آبان ۹۴ به فیض شهادت رسید* . او متولد سال ۵۹ بود،در سال ۷۹ در گردان ۴۳رزمی مهندسی امامعلی(ع) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استخدام شدند و در گردان تخریب مشغول به کار بود و قریب به ۱۳ سال در جهت پاکسازی میدان مین در مناطق مرزی کشور از جمله شمال غرب، جنوب و شلمچه و بسیاری از مناطق دیگر خدمت می‌کرد و در سال ۹۲ به‌عنوان پاسدار نمونه انتخاب شده بودند. حاصل زندگی مشترک او دو فرزند است که محمد مهدی متولد سال ۸۵ و  فاطمه زهرا در سال ۹۲ به دنیا آمد. راجع به شهادت آقا محسن می گویند ایشان مشغول به پاکسازی منطقه بودند، تیری توسط یک تک تیرانداز به پیشانی او شلیک شده و به شهادت می‌رسد. یکی از دوستانش می‌گفت محسن لحظات آخر به آسمان نگاهی کرد، لبخند زد به پهلو خوابید. *هدیه به روح امام و شهدا، صلوات الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و َعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِین* @shahedaneosve شاهدان اسوه، زندگینامه شهدای دفاع مقدس و مدافعان حرم
💐دستی تو را از شاخہ ام چید و نمے دانست 🌷گلها پس از پرپر شدن هم عطرشان باقے ست 🥀 🕊 @shahedaneosve شاهدان اسوه، زندگینامه شهدای دفاع مقدس و مدافعان حرم
💟 🌕شهید مدافع‌حرم 📀راوے: همسر شهید ☔️سید سجاد همیشه در کارهای منزل به من کمک می‌کرد؛ مخصوصاً زمانی که مهمان داشتیم؛ مهمان را حبیب خدا می‌دانست و از مهمانی‌دادن لذت می برد. قبل از اینکه مهمان بیاید، همه چیز را حاضر می‌کردم چون سیدسجاد اجازه نمی‌داد من پذیرایی کنم. ⭐️حتی گاهی خودش چای می‌ریخت و می‌آورد. هرچیزی در منزل داشتیم، برای مهمان می‌آورد. مثلاً برای صرف یک چایی در حضور دوستان اگر گز، شکلات، پولکی، قند یا هرچیزی بود با چایی می‌آورد. ☔️می گفت: باید برای مهمان سنگ تمام بگذاریم. بعد از اینکه مهمانها می‌رفتند، با هم ظرفها را می‌شستیم. اگر مهمان ها از دوستان خودش بودند، حتی اجازه نمی‌داد ظرف‌ها را بشویم و می‌گفت: شما فقط خانه را مرتب کن. در کمک به من در کارهای منزل، بین همه همیشه حرف اول را می زد. @shahedaneosve شاهدان اسوه، زندگینامه شهدای دفاع مقدس و مدافعان حرم
‍ ‍ جلسه ی خواستگاری یک شهید💔 ✨ توافق زندگی ام 🌹 ✨شهید مدافع حرم ❣هجده سال بیشتر نداشتم که وارد یک مجلسی شدم به نام خواستگاری ❣در آن جلسه من و سید سجاد قرار بود همدیگر را ببینیم ،حجب و حیای زیادی داشتیم و به سختی به هم نگاه میکردیم. از ظاهر امر مشخص بود پسر خوبیست.اما باید با او حرف میزدم تا بیشتر او را بشناسم... ❣شبی را قرار دادند برای صحبت کردن ، از خجالتی که داشتم مادرم را با خودم به اتاق بردم و از مادرم خواستم بجای من صحبت کند ، مادرم به جای من تمام حرفها را دقیق به سید سجاد می‌گفت و ایشان هم بخوبی و مودبانه جواب مادرم را می‌دادند. ❣آخر صحبت‌های مادرم و سید سجاد بود که مادرم از من خواست از اتاق بیرون بروم. وقتی به سالن رفتم،یادم آمد مسئله ای را نگفتم. در زدم و وارد اتاق شدم. ❣با صحنه ی عجیبی روبرو شدم که تا آخر عمر فراموش نمیکنم. با تعجب به مادرم گفتم چه شده؟ گفتن چیزی نیست.چکار داشتی؟ گفتم من مسئله ای را فراموش کردم مطرح کنم. وقتی سوالم را پرسیدم سید سجاد گفتن هیچ مشکلی نیست و اشکهایشان را پاک کردند و لبخند زدند 😊 و بعد از اتاق بیرون آمدم. ❣دل توی دلم نبود که مادرم بیاید و از او بپرسم چرا سید سجاد آنطور اشک میریختن... ❣وقتی بیرون آمدند از مادر پرسیدم. گفت یک واقعیت مهم زندگی ات را به او گفتم. گفتم:جگر گوشه ی من نه پدر دارد. نه برادری. ❣مسئولیتت خیلی سخت است...از این به بعد باید هم همسرش باشی هم پدرش هم برادرش...تو همه کس او میشوی... ❣سید سجاد هم گریه افتاده بودند و قول داده بودند که قطعا همینطور است و غیر از این هم نمیشود ... ❣ ، بعد از یازده سال زندگی به یک باره با رفتنت پدرم، برادر ،بهترین دوستم و همسرم را از دست دادم.🌹 ❣تکیه گاه امن من! تو خیلی بیشتر از قولت و گفته ات،جاهای خالی زندگی من را با حضورت پر کرده بودی... ❣از خداوند یک چیز را میخواهم!که در فردوس برینش بهترین نعمات را نصیبت کند💖 ان‌شاءالله... @shahedaneosve شاهدان اسوه، زندگینامه شهدای دفاع مقدس و مدافعان حرم
نہ از شهامتِ او عاشقـانہ تر شعری ست ... نہ از شهــادتِ او دلبرانہ تر هنـری ... 🔹ولادت : ۱۳۶۶ صومعه‌سرا/گیلان 🔹شهادت : ۹۵/۸/۹ حلب/سوریه 🕊 @shahedaneosve شاهدان اسوه، زندگینامه شهدای دفاع مقدس و مدافعان حرم
📸 | 🔴شهید مدافع‌حرم محمد با من و بقیه برادران و خواهرانش فاصله‌ی سنّی تقریبا زیادی داشت. هربار که ما از محل کار و یا مدرسه برمی‌گشتیم، می‌دیدیم جلوی دربِ خانه ... ! @shahedaneosve شاهدان اسوه، زندگینامه شهدای دفاع مقدس و مدافعان حرم
🔖 نام : محمــــد نام خانوادگی : اتابــــه نام پدر : علی تاریخ تولد : ۱۳۶۶/۵/۱۵ - گوراب زرمیخ دین و مذهب : اسلام شیعه وضـعیت تأهل : متأهل شـغل : پاسدار ملّیـت : ایرانی تاریخ شهادت : ۱۳۹۵/۸/۹ - حلب سوریه مزار : گلزار شهدای شهر گوراب زرمیخ ┅─✵🌺🕊🌺✵─┅ @shahedaneosve شاهدان اسوه، زندگینامه شهدای دفاع مقدس و مدافعان حرم
📜روایتی از زندگی شهید مدافع‌حرم محمــــد اتــــابه 🔹شهید محمد اتابه در پانزدهم مرداد ۱۳۶۶ در شهر شهیدپرور گوراب زرمیخ از شهرستان صومعه‌سرا استان گیلان دیده به جهان گشود؛پدرش کشاورزی ساده‌دل و متدین بود که بیش از همه چیز به رزق حلال اهمیت می‌داد. 🔹محمد دوران تحصیل خود را در زادگاهش شهر گوراب زرمیخ سپری کرد؛ دوران ابتدایی را در مدرسه حافظ و دوره راهنمایی را در مدرسه شهید پورنصیری درس خواند و همچنین دیپلم خود را نیز از دبیرستان شهید خداپرست أخذ نمود. 🔹محمد در دوران نوجوانی و جوانی فعالیت‌های فرهنگی و آموزشی زیادی را در مسجد جامع محل و حوزه بسیج شهید بهشتی داشت؛ ایشان در برگزاری یادواره‌های شهدا به صورت ویژه کمک می‌کرد و نقش بسزایی در زنده نگه‌داشتن یاد و خاطره شهدا ایفا می‌نمود. 🔹محمد بعد از گرفتن دیپلم در آزمون ورودی دانشگاه افسری امام حسین(علیه‌السلام) شرکت کرد و پس از فارغ‌التحصیلی در مقطع لیسانس در سال ۱۳۸۹ به عضویت رسمی لشکر عملیاتی ۱۶ قدس گیلان درآمد؛ شهید محمد اتابه در سال ۱۳۸۹ ازدواج کرد و درسال ۱۳۹۳ تنها یادگار او، امیرحسین به دنیا آمد؛ این شهید در طول مدت خدمت همواره در حال انجام مأموریت در جبهه‌های شمالغرب بود. 🔹شهید اتابه در دی ماه سال ۱۳۹۴ برای اولین بار عازم سوریه شد و پس از دو ماه دوری از خانواده و فرزندش به دیار خود بازگشت،ولی عشق به اهل بیت به ویژه حضرت زینب(سلام‌الله‌علیها) اجازه نداد که او را از سوریه و حریم آل‌الله دور نگه دارد. 🔹او پس از ۸ ماه درحالیکه تنها دو روز که از مأموریت قبلی خود بازگشته بود، برای بار دوم عازم سوریه شد و سرانجام در ۹ آبان ۱۳۹۵ در منطقه آکادمی نظامی۳هزار(همدانیه)شهر حلب سوریه بر اثر اصابت ترکش خمپاره از ناحیه سر به شهادت رسید. 🔹پیکر مطهر این شهید پس از یک روز به خاک میهن بازگشت و به زادگاهش منتقل شد و در جوار آستان مقدس آقا‌سید ابراهیم و چند تن از شهدای دفاع مقدس واقع درگلزار شهدای شهر گوراب زرمیخ آرام گرفت. 🌷 •┈••✾•🌿🌺🌸🌺🌿•✾••┈• @shahedaneosve شاهدان اسوه، زندگینامه شهدای دفاع مقدس و مدافعان حرم
💌 🔵شهید مدافع‌حرم ذاکر حیدری 📀راوے: فرزند شهید 🎈پدرم سال۱۳۶۱ عضو سپاه پاسداران شده بود. بار‌ها به جبهه رفته و جانباز ۲۵درصد بود. شیمیایی هم بود اما پیگیر پرونده جانبازی‌اش نمی‌شد. موج‌گرفتگی هم داشت. وقتی اثرات موج بروز می‌کرد، آن لحظه معلوم نبود چه کار می‌کند! هیچ‌چیز یادش نمی‌ماند. نمی‌گذاشت این صحنه‌ها را ببینیم. بعد از اینکه حالش خوب می‌شد، می‌گفت: ببخشید شما را ناراحت کردم. 🎈از مهم ترین ویژگی‌‌های بابا یکی این بود که دائم‌الوضو بودند؛ هیچوقت بدون وضو بیرون نمی‌رفتند. نماز اول وقت را هم ترک نمی‌‌کردند و سحرگاهان ما با صدای قرآن ایشان از خواب بیدار می‌شدیم. هرروز بعد از نماز صبح سوره اَلرّحمن را قرائت می‌‌کرد. هنوز هم صدایش در گوشم هست. ...🕊🌹 🌟هدیه به روح مطهر شهید صلوات ❄️اَللهُمَّ‌صَلِّ‌عَلَى‌مُحمَّـدٍوآل‌مُحَمَّد❄️ @shahedaneosve شاهدان اسوه، زندگینامه شهدای دفاع مقدس و مدافعان حرم