📸 تصویر و جمله منتشرنشده از کتابخوانی سردار سلیمانی ❤️بهمناسبت آغاز #هفته_کتاب و کتابخوانی
#شهید_روح_الله_قربانی 🥀
#نسأل_الله_منازل_الشهدا🌷
#دلتنگ_نباش🌸
@shahid_roohollah_ghorbani
❣ #سلام_امام_زمانم❣
✨از قعر زمین به #اوج افلاک سلام
🍃از من به حضورحضرت یارسلام
✨صب⛅️ح است دلم 💓هواییت شد 🍃مولااز جانب #قلب من بر آن یار سلام
@shahid_roohollah_ghorbani
🍃عهدبستن باشهیدان
کار احساس است وعشق
بهرماندن بر سرپیمان
بصیرت لازم است
#مدافعان_حرم
#شهید_روح_الله_قربانی🌹
@shahid_roohollah_ghorbani
آخرین تماس...
یک هفته قبل از شهادت تماس گرفت. قبلا هر وقت تماس میگرفت، زود قطع میشد اما این بار یک ساعت و نیم با من حرف زد اما تلفن قطع نشد. از روحالله نپرسیدم که چرا تلفن قطع نمیشود گفت این دنیا میگذرد تمام میشود مادرم هم رفت خیلیها رفتند حاج آقا مجتبی تهرانی هم رفت (روحالله شاگرد حاج آقا مجتبی تهرانی بود)
آقا روحالله از ظلم به مظلوم خیلی ناراحت میشد و ظلم را برنمیتافت همیشه میگفت در سوریه افرادی هستند که مورد ستم قرار میگیرند در حالی که بیگناه هستند. میگفت من باید بروم و در نابود کردن این ظلم کمک کنم و میگفت که حرم حضرت زینب(س) نباید خالی بماند. میگفت ما باید برویم تا حرم خالی نباشد.
@shahid_roohollah_ghorbani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#سلام_به_ارباب♥✋🏻
🌸صبحگاهانڪهخیالٺبہسرممےآید
🌿دســتبرسیـنہدلـمسمٺحــرممےآیـد
🌸بعدهرذڪرسلامےڪهبہشمامےگویم
🌿عطرسیــباسٺڪهازدوروبرممےآید
#سلام_اربابم✋
#صباحڪمحسینۍ🌤
@shahid_roohollah_ghorbani
6.89M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸🌼✨مـیــخــانـه را نَـبَـسـتَـنـد
🦋تو عجب تنگه ی عابرکشی ای معبر عشق💞
که به جز کشته ی عاشق💔 نکند از تو عبور
#شهید_روح_الله_قربانی🌼
#نسال_الله_منازل_شهدا💔
@shahid_roohollah_ghorbani
📱 #استوری
📸 #عکس_نوشته
🌹 #شهید_ابراهیم_هادی
به فکر مثل شهدا مردن نباش
به فکر مثل شهدا زندگی کردن باش
@shahid_roohollah_ghorbani
کانال رسمی شهید روحالله قربانی
﴾﷽﴿
.
قسمتی از کتاب #دلتنگ_نباش به مناسبت شهادت شهید #رسول_خلیلی :
.
بیستوهفتم آبانماه روحالله مانند روزهای دیگر به دانشکده رفته بود. از صبح کارهایش را بر طبق روال همیشه انجام داد و ظهر همراه مهران به سالن غذاخوری رفتند. وقتی وارد سالن شدند، گرم صحبت بودند که عکسی روی دیوار نظر روحالله را به خود جلب کرد. وسط حرفش پرید و گفت: «مهران یه لحظه صبر کن!»
ـ چی شده؟
روحالله بهسمت عکس روی دیوار رفت. همان طور که به عکس اشاره میکرد، خندید و گفت: «اینجا رو نگاه کن. زده #شهید_محمدحسن_خلیلی . اینکه محمدحسن نیست، این رسوله، دوستمه، میشناسمش!»
مهران با تعجب به او نگاه میکرد. هنوز حرفی نزده بود که روحالله گفت: «خب حالا چرا زده شهید؟ نکنه واقعاً شهید شده؟ این رسوله نه محمدحسن؛ اما عکس خودشه.»
بعد با ترسی که از چشمانش میبارید، به مهران خیره شد.
ـ نکنه واقعاً #رسول شهید شده؟ بیچاره میشم.
مهران همچنان در سکوت به او خیره شده بود و چیزی نمیگفت. نمیدانست باید چه عکسالعملی نشان بدهد. روحالله غذایش را گرفت و سر میز نشست، اما یک قاشق هم نخورد. به یک نقطه خیره شده بود و با غذایش بازی میکرد.
مهران چند بار صدایش کرد.
- کجایی داداش؟ چرا غذات رو نمیخوری؟
روحالله که با صدای او به خودش آمد، از سر میز بلند شد و گفت: «اصلاً اشتهام کور شد، میرم یه پرسوجو کنم ببینم خبر صحت داره یا نه.»
این را گفت و از سالن غذاخوری رفت بیرون. چند دقیقه بعد مهران رفت سراغش، نگران حالش بود. وقتی به اتاقش رفت، دید که روحالله اشکهایش را پاک میکند.
از حالوروزش پیدا بود که خیلی ناراحت است. رفت کنارش نشست و گفت: «چی شد؟ پرسیدی؟»
روحالله سرش را بهنشانۀ تأیید تکان داد و با بغض گفت: «آره پرسیدم. خبر صحت داره. حالا چهکار کنم؟»
ـ میدونم دوستت بوده، خیلی ناراحتی. اما باید خوشحال باشی که شهید شده و نمُرده.
روحالله که سعی میکرد بغضش را مخفی کند، گفت: «درد من فقط این نیست. آره شهید شده، خوش به حالش. اما رسول خیلی بلده بود. به کارش وارد بود. میخواستم برم پیشش ازش کار یاد بگیرم. کلی سؤال داشتم ازش. قرار بود چیزهایی رو که از #محرم_ترک یاد گرفته بود، بهم یاد بده. خیلی قرارها با هم گذاشته بودیم. فکرشم نمیکردم اینجوری بشه.»
مهران بازهم سعی کرد که دلداریاش بدهد، اما خودش هم میدانست خیلی فایدهای ندارد. روحالله خیلی ناراحت بود.
.
@shahid_roohollah_ghorbani
#سلامارباب •°💛
•° هر صبـح با سلام دلم
جان گرفتہ اسٺ
خونم پس از سـلام تو
جریـان گرفتہ اسٺ
اے فاتـح القلـوبِ دلم
ختم جملہ ے
ما اَعرفُ بغیرڪ سلطان
گرفتہ اسٺ🕊🍃
#صبحٺون_حسینۍ 🌤
#حسینجانم♥️
@shahid_roohollah_ghorbani
🌸🌼
سرخوش
آن دل
که در آن
شوق تو باشد
همه صبح ...
#سلام🤚
#صبحتون_شهدایی🍃
#شهید_روح_الله_قربانی 🥀
#نسأل_الله_منازل_الشهدا🌷
@shahid_roohollah_ghorbani