#کتاب
#عصرهای_کریسکان #خاطرات_امیر_سعیدزاده #رزمنده_کرد_اسیر_در_چنگال
#ضد_انقلاب_کومله
#نویسنده_کیانوش_گلزار_راغب
#فصل_نهم
#قسمت ۳۲
بهنام نظری میآید و میگوید: «ایشان محمد بروجردی فرمانده کل منطقه است.» باورم نمیشود فرمانده منطقه اینقدر خاکی باشد. یک بار دیگر میخواهم به ارومیه بروم که تصادفی از جادۀ مهاباد رد میشوم. سری به بهنام نظری میزنم. دوباره بروجردی را میبینم که به سمت روستای دارلک میرود تا یک زن حامله را به بیمارستان برساند. از روی احساسات انسانی فداکاری میکند. چون وسیلۀ نقلیهای نبوده، خودش میرود تا آن زن را به بیمارستان برساند. در بیست و پنج کیلومتری مهاباد به طرف نقده، به طرفش تیراندازی میکنند و ماشینش روی مین رفته و با همراهانش به شهادت میرسد.
حاجی نوشاد بسیج عشایری را تقویت میکند و فرماندهان جدیدی به آنجا منتقل میشوند. عفیفی، عرب، نظری، حیدری به عنوان فرماندهان بسیج عشایری فعالیتهای سازمان را وسعت
داده و از ظرفیت مردمی علیه ضد انقلاب بهره میبرند. دیدهبانی و شناسایی کار اصلی من است. افراد ضد انقلاب را که به داخل سردشت نفوذ کردهاند رصد کرده و شناسایی میکنم.
علی عسکری، صفرزاده، اسماعیل احمدی مقدم، نصیرپور، امانالهی، داود عسکری یکی پس از دیگری فرمانده سپاه سردشت میشوند و عملیاتها را فرماندهی میکنند. پس از پاکسازی روستاها، مردم محلی را اجباری و اختیاری مسلح میکنیم تا خودشان از جان و مال و ناموسشان دفاع کنند. نیرو
محدود است و عملیاتها با آرامی و مرحلهای پیش میرود. در اولین عملیات مسیر روستای مارقان آزاد میشود و مردم روستا را مسلح کرده و پایگاه عشایری دایر میکنیم. چون نیروی باسواد محلی هستم برای مردم روستاهای تازه پاکسازی شده سخنرانی میکنم و نیات شوم گروهکهای ضد انقلاب را لو داده و مردم را توجیه میکنم.
غروب است و با حسین کریمیان در شهر میچرخیم و با وجودی که سیگار نمیکشد میگوید: «کاک سعید بذار یه بسته سیگار بخرم.»
ـ تو که سیگاری نیستی.
سیگار رو توی جیبم میذارم تا اگه ترکش خورد، بخوره به پاکت سیگار و زخمی نشم.
از تاکتیکش خندهام میگیرد. شب که به پایگاه میرسیم دستور عملیات میدهند. در اطراف روستاهای ولیور و ورجیل، پایگاهی ارتشی به محاصره دموکرات افتاده و یک هفته است دسترسی نیروهای پایگاه با مرکز قطع شده است. باید برویم منطقه را پاکسازی کرده و نیروهای ارتشی را نجات دهیم.شبانه با بیست نفر از بچههای بسیج عشایری و سپاه حرکت کرده و به درۀ گراوان و گرژال در دامنه شیبدار رودخانۀ زاب میرسیم. آنقدر شیب کوه تند است که بُز کوهی هم به سختی میتواند از دیواره صخرهای آن بالا برود. بعد از پایین رفتن از شیب تند درّه، باید به طرف سربالایی حرکت کنیم و به نزدیک پایگاه برسیم. در همین موضع رگبار گلوله نیروهای دموکرات متوقفمان میکند. گویا عملیاتمان لو رفته و منتظرمان بودهاند. در سراشیبی گودال دره و رودخانه به کمین دموکرات میافتیم و گرفتار میشویم. با شلیک اولین آرپیجی، کاک سلام خوره، بیسیمچیمان، شهید میشود. دموکراتها توی سنگرند و بر ما مسلط. بدون پناهگاه، فرصت هیچ عکسالعملی نداریم. تا تیراندازی میکنیم محلمان لو میرود و با رگبار گلوله مواجه میشویم. عمرملا سر پا ایستاده و به تنهایی تیراندازی میکند. نمیترسد و میگوید: «تو فقط برام خشاب پر کن.»
نارنجک تخممرغی میاندازد و مبارز میطلبد. با نارنجک دموکراتها محمد عبدالی و جواد عفیفی زخمی و نیروهای ما پراکنده میشوند. کاری از دستمان برنمیآید و هر کسی باید فکری برای خودش بکند. یا باید در گوشهای پنهان ماند و مخفی شد یا اگر امکان داشت فرار کرد و از مهلکه گریخت. از همدیگر بیخبر میمانیم و در گوشه و کنارهها پناه میگیریم. به زیر صخرهای میخزم و خودم را استتار میکنم. تا صبح نمیتوانم چشم روی هم بگذارم و بخوابم.
صبح زود منطقه ساکت میشود و دموکراتها فرار میکنند. سر و کلۀ نیروهای ما یکی یکی پیدا میشود و آمار میگیریم. هفت نفر از بهترین نیروهایمان به شهادت رسیدهاند که جنازهشان روی
دستمان میماند. سلام خوره، حسین کریمیان، محمد خضری و رحمان ممندی شهید شدهاند. تعدادی هم نیروی بسیجی غیر بومی شهید شدهاند که آنها را نمیشناسم. بقیه هم زخمی شده و امکان انتقالشان به پشت خط نیست.
با زحمت و مرارت خودمان را به روستای ورگیل میرسانیم و به پایگاه بسیج میرویم. جواد عفیفی با وجودی که نیروی غیر بومی منطقه است، با تن خسته و زخمی توانسته بود شبانه از مسیر رودخانه فرار کند و خودش را نجات دهد. دوباره جمع میشویم و خودمان را بازسازی میکنیم. توی روستا میفهمم . . .
⬅️ ادامه دارد. . . . .
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
الو . . . .
سردار سلیمانی . . .
🌷〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰🌷
🌷〰🌷〰🇮🇷〰🌷〰🌷
#السلام_علی_المهدی_عج
امروز #چهارشنبه برابر است با :
🗓 5 خرداد 1400ه.ش
🗓 14شوال 1442ه.ق
🗓 26 مِی 2021 میلادی
🌸 ذڪر روز 🌸
#یا_حی_یا_قیوم
#ای_زنده_ای_پاینده
💠زیارت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام
🔸به تو از دور سلام ...
اللّهُمَّ صَلِّ عَلى
عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا الْمُرْتَضَى
الاِمامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ
وَحُجَّتِکَ عَلى مَنْ فَوْقَ الاَرْضِ
وَمَنْ تَحْتَ الثَّرى
الصِّدّیقِ الشَّهیدِ✨
صَلاةً کَثیرَةً تامَّةً زاکِیَةً
مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً
کَاَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ عَلى اَحَد مِنْ اَوْلِیائِکَ
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
هدایت شده از
امام زادگان عشق
کاش یک #تخریبچی
میزد به #معبر_نفس ما؛
تخریب میکرد
آنچه من است و #هوای_نفس !
که گاهی بدجور گیر میکنیم،
میان مینهای القاب و #شهرتها ...
سلام ✋
#صبحتون_شهدایی🌸
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
هدایت شده از
امام زادگان عشق
#امام_صادق_علیه_السلام
اگر زمان غیبت را درک کردی ، این دعا را
همیشه داشته باش :
«اَللّهُمَّ عَرِّفْنى حُجَّتَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى
حُجَّتَكَ ، ضَلَلْتُ عَنْ دينى»
خدايا حجّتت را به من بشناسان ، زيرا اگر حجّتت را به من نشناسانى ، از دين خود گمراه میشوم .
📚بحارالانوار، جلد ۵۲، صفحه ۱۴۶
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰〰〰🇮🇷〰〰🌷