eitaa logo
امام زادگان عشق
93 دنبال‌کننده
15هزار عکس
4هزار ویدیو
333 فایل
خانواده های معظم شهداء و ایثارگران محله مسجد حضرت زینب علیها سلام . ستاد یادواره امام زادگان عشق ارتباط با مدیر کانال @ya110s تاریخ تاسیس ۱۳۹۷/۱۰/۱۶
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🇮🇷🇮🇷 مهتاب گم شد 🇮🇷🇮🇷 ✒قسمت هفتاد و پنجم فصل هفتم قسم به سمّ اسبان (۳) شب دوم، غروب راه افتادیم از سمت دیگر از زیر پل گذشتیم یک گونه سنگری خالی ولی تازه دیدم غیر عادی بود به طرفش رفتم آرام گونی را برداشتم زیرش یک مین گوجه‌ای بود شانس آورده بودیم که وقت عبور از زیر پل دست یا پای خود را روی آن نگذاشته بودیم راه را ادامه دادیم تا سینه کش یک تپه ماهور لب رودخانه محمود، سمت چپ با سینه، کجکی دراز کشیده بود تمام سینه‌اش به خاک نچسبیده بود زیر نور مهتاب، رنگ کرم مین به چشمم آمد گفتم زیرسینه‌ات مین است آرام از زمین جدا شد این دو تله هشداری بود که دور و بر ما زیاد مین‌کاری شده باید با دقت پا روی خاک می‌گذاشتیم و جلوتر می‌رفتیم این مسیر هم جواب نداد دوباره برگشتیم چندشب بعد، دوباره پنج نفره راه افتادیم جلوتر رفتیم تا به لب رودخانه رسیدیم آن طرف‌تر سنگر عراقی‌ها پیدا بود ولی نگهبان کنار سنگرها نبود علی آقا رو کرد به نادر فتحی: "نادر! آن سنگر دوشکا را می‌بینی؟" - "آری می‌بینم!؟" - "رودخانه را رد شو. برو دستت را به گونی سنگر دوشکا بزن و برگرد" مات و مبهوت و متحیر مانده‌بودیم!!! بیشتر از ما اسلامیان که انگار قبلاً در چند مورد، در مورد چند و چون کار شناسایی با علی آقا۷ بحث کرده بود من و جمشید اصلیان "و جعلنا" می‌خواندیم علی آقا بیخیال نگاه می‌کرد اسلامیان کمی نگران نادر هم بی هیچ سوال و حرف، آرام داخل آب رفت عرض رودخانه حدود ۳۰ متر بود عمق آن تا کمر و گاه تا سینه‌ی نادر دست‌ها و سر او از آب بیرون ماند زیر نور مهتاب آهسته آهسته از آب عبور کرد همین که به لب سنگر دوشکا رسید سر و کله یک عراقی پیدا شد که کنار سنگر ایستاد نادر پشت سنگر قایم شد عراقی سرپا ادرار کرد و رفت نادر سری به سمت ما چرخاند دستش را به گونه سنگر زد تا علی آقا ببیند و برگشت آن شب علی آقا به ما گفت: "باید به این شیوه از آب رد بشوید و از میان سنگر ها و فاصله بین سنگر ها عبور کنید و بروید به خط دوم دشمن" عبور از آب به این شکل، باورکردنی نبود اما نادر یخ تردید را در وجودمان شکست جان گرفتیم و از فردایش هر شب از رودخانه رد می‌شدیم از کنار سنگرهای جلوی عراقی تا پاسگاه زالوآب که ۲۰۰ متر عقب تر از رودخانه بود، می‌رفتیم هفته دوم، وقتی گزارش شناسایی‌ها را به علی آقا دادیم، گفت: "این که چیزی نیست! تیم مجاور شما تا جاده زرباطیه رفته است. شما هم باید تا خط سوم دشمن را شناسایی کنید."... ◀️ ادامه دارد ... 🔻... 👇 🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab 🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
نماز سکوی پرواز 32.mp3
4.4M
32 🎧آنچه خواهید شنید؛ 👇 ❣نماز ؛ یه وسیله است یا یه مرکب تیز پا.. که میشه باهاش تا خود خدا اوج گرفت! 👈اماچرا ما نمیتونیم سوار این مرکب بشیم و پرواز کنیم ؟ استادشجاعی 🔻... 👇 🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab 🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
اولین موکبی که در مسیر حرکت توقف کردیم . موکب الحمدالله که حرکتمان را با نام شهدای مدافع حرم عقیله شروع می کنیم . ان شاء الله بتوانیم در طول مسیر با عنایت حضرت عقیله بنی هاشم پیام شهدا را منتقل کنیم .🤲