23.38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارسالی آثار همراهان به کانال امام زادگان عشق
🎥کلیپ
قهرمان زندگی من،،شهید حاج قاسم سلیمانی
سرکار خانم درسا جعفری فام
۱۳ساله از خوزستان
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
هدایت شده از
امام زادگان عشق
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
هدایت شده از رسانه اجتماعی مسجد و محله
🔰📍🔰📍🔰
رای گیری موثر ترین رهبر عربی
https://sputnikarabic.ae/20221228/صوّت-للزعيم-العربي-الأكثر-تأثيرا-في-عام-2022--1071700262.html
رأی گیری برای انتخاب موثر ترین رهبر عربی در سال ۲۰۲۲
اسم جناب سید حسن نصرالله آخرین اسم آمده.
📌حتما شرکت کنید: رقابت بین بن سلمان و سید حسن نصرالله
درصدها رو هم ببینید، صلوات بفرستید.
أللّھُمَّ صَلّ عَلے مُحَمَّدِ وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجّل فَرَجَھُم
37.77M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برپایی حجله گرامیداشت یاد سردار دلها در مجتمع الهیه
ان شاء الله شاهد برپایی حجله یاد بود برای سردار شهید حاج قاسم سلیمانی ، در هر خانه و هر کوچه باشیم .
حاج قاسم سلیمانی🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
🔴 سه شخصیت خاص دیماه...
🔹دوازدهم، سیزدهم و چهاردم دیماه، یادآور نام سه شخصیتی است که رهبر معظم انقلاب بهصورت ویژه و پرتکرار از ایشان تجلیل کردند؛
🔹دوازدهم دیماه، سالروز ارتحال دانشمندی است که حتی مخالفان سیاسی او، از سفره گسترده علمی او بهره می بردند؛ عظمت شخصیت چندبعدی آیتالله #مصباح_یزدی بهخاطر ضعف مفرط دوستان و بغض بیپایان دشمنانش هنوز برای بخش بزرگی از جامعه پوشیده است.
🔹سیزدهم دیماه، سالروز شهادت شاگرد اول مکتب امام خامنهای و فرمانده سپاه انسانیت بدون مرز است؛ رفتار او مکتب بود چون #حاج_قاسم_سلیمانی حقیقتا نابغه عملکرد جهادی و جذاب در جامعه و جبهه بود.
🔹چهاردهم دیماه، سالروز شهادت کسی بود که رهبر انقلاب او را «دانشمند مؤمن و جهادگر»، «شخصیت ارزشمند»، «کانون امید و ابتکار و نوآوری»، «یکی از فرزندان صالح انقلاب» نامیدند و بارها از او تجلیل کردند؛ دکتر سعید #کاظمی_آشتیانی به عنوان یکی از تاثیرگذارترین دانشمندان غرب آسیا که با توسعه دانش سلولهای بنیادی دست برتر علمی را برای ایران ایجاد کرده بود، در فهرست ترور موساد قرار گرفته بود.
💬 حمیدرضا ابراهیمی
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
#خداحافظ_سالار
روایتی از زندگی ۴۰ساله همسر گرامی سرلشکر شهید حاج حسین همدانی
#قسمت : نود و پنجم
پرسید : هر چی باشه به روی
چشم.»
گفتم : وهب و مهدی و زهرا که به
دنیا اومدن شما جبهه بودی، اما حالا
دوست دارم برای این دخترمون
کنارم باشی .
دستش را روی چشمش گذاشت و
گفت : «چشم»
نزدیک وضع حملم که شد آمد و آوردم همدان . تیر ماه سال ۱۳۷۳
دختری که هنوز اسم نداشت به دنیا آمد .حاج احمد قشمی، رئیس ثبت احوال همدان و از دوستان حسین اسم سارا را پیشنهاد داد پسندیدیم ، حسین هم به خاطر من و عمه راضی
شد.
سارا دو روزه بود که تب ولرز شدیدی به تنم افتاد خیس عرق میشدم و یک باره مثل بید میلرزیدم عفونت به قدری با خونم قاطی شده بود که آمپولهای قوی پنی سیلین هم جواب نمی داد. حسین نگران من بود و من نگران سارا . تا چند روز یکی از دوستانم به او شیر میداد ، حسین هم مثل یک پرستار کنار تخت من می چرخاندش و با آب گرم و
کمک شیر آرامش می کرد.
بعد از پنج روز از بیمارستان مرخص شدم . اما دکتر گفت تا یک ماه
نمیتونی به بچه ات شیر بدی.
دوباره برگشتیم کرمانشاه بعد از یک ماه، سارا شیرم را گرفت داشتیم به زندگی در کرمانشاه عادت میکردیم که یک روز حسین با یک خاور آمد و
گفت: «آماده شید باید بریم پرسیدم: «کجا؟!»
تا آن روز هر مسئولیتی که میگرفت
نمی گفت اینبار نخواست کار و
مسئولیتش را از زبان این و آن بشنوم
گفت: «برام حکم معاون
هماهنگ کننده نیروی زمینی سپاه رو زدن یه خونه هم توی شهرک محلاتی تهران رهن کردم همه چیز آمادس که بریم حاضری؟!.
خندیدم و گفتم: «مگه راه دیگه ای
دارم؟» گفت: «آره.»
جا خوردم گیج و مبهوت :پرسیدم
👇👇👇
یک مرتبه پقی زدم زیر خنده و به رو خودش
انگار که چیزی ناگهانی یادش افتاده
باشد، ادامه دادم حتما اونم بشمار سه ، ها ؟»
تکانی خورد و گفت: «شما به
هیچی دست نزن ، خودم همه چیزو
بسته
میکنم میذارم پشت
ماشین.»
مثل اینکه اسباب و اثاثیه مان هم به
این جابه جایی های ناگهانی و هرازگاهی ، عادت کرده بودند چون خیلی زود جمع وجور و بار خاور شدند .از بابت وسایل و بارکردنشان که خیالمان راحت شد، حسین رفت
پرونده بچه ها را از مدرسه گرفت و
راهی تهران شدیم.
شهرک محلاتی، آن زمان اوضاع خوبی نداشت و ما برای زندگی با
مشکلات زیادی روبه رو بودیم. فصل
پاییز بود و به علت نبود امکانات
هوای خانه مثل هوای بیرون سرد بود، فاصله آنجا تا محل کار حسین در ستاد نیروی زمینی سپاه هم دور بود. به همین خاطر هنوز جاگیر پاگیر نشده رفتیم شهرک کلاهدوز که برعکس محلاتی همه چیز دم دست
بود.
با شروع سال تحصیلی وهب رفت اول دبیرستان مهدی دوم راهنمایی و زهرا سوم ابتدایی من هم سرگرم تر و خشک کردن سارای سه ماهه شدم.
سارا آینه کودکی های خودم بود مثل من دختر دوم و مثل من عزیز دردانه بابا حسین از سر کار که میآمد تا ساعتی با او سرگرم میشد
گاهی که حسابی ذوق میکرد می گفت : «پروانه یادته وقتی زینب از
دنیا رفت چقدر غصه خوردیم؟ حالا
ببین خدا چه دسته گلی بهمون
داده.»
سارا بزرگتر که شد و راه افتاد
دستش را می گرفتم و میبردمش ،پارک تاب و سرسره بازی سارا دو ساله شد که اتفاقی برایش افتاد از همان اتفاق ها که برای خودم گاه و بیگاه می افتاد؛ رفته بودیم ،شمال کنار دریا زیلو انداخته بودیم پسرها با زهرا و پدرشان توپ بازی میکردند سارا با ماسه ها ور میرفت و من گرم کار خودم بودم که یک دفعه موجی آمد و ناگهان دیدم
سارا نیست.
جیغ زدم: «سارا!»
چشمم به دریا افتاد موج او را بالا آورد و فرو برد حسین با فریاد من متوجه سارا شد و پرید داخل آب زنده شدم با گریه و التماس فریاد
میزدم که تو رو خدا نذار بچه م
بمیره.
حسین خیلی سریع از آب گرفت و
بیرونش آورد ولی بچه به حدی آب
خورده بود که نفسش بالا نمیآمد و
صورتش سیاه شده بود. حسین برش
گرداند و چند ضربه با دست به
گرده اش زد تا راه بسته سینه اش باز شد. بچه ها مات و مبهوت مانده بودند من اشک شوق میریختم و حسین مدام دلداری ام میداد و می گفت «بخیر گذشت خدا عمرش را دوباره نوشت .»
⬅️ ادامه دارد ....
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
هدایت شده از سالن مطالعه
KayhanNews759797104121494850168506.pdf
10.16M
┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄
امروز؛ دوشنبه
۱۲ دی ۱۴۰۱
۹ جمادیالثانی ۱۴۴۴
۲ ژانویه ۲۰۲۳
تمام صفحات #روزنامه_کیهان
پیدیاف روزنامههای ایران، وطن امروز، شرق و اعتماد در "سالن مطالعه"
▪️🌺▪️--------------
🖋"سالن مطالعه" با کلی رمان، داستان، مقاله و ... مفید و خواندنی
@salonemotalee