eitaa logo
شهدای هویزه
5.2هزار دنبال‌کننده
9.7هزار عکس
820 ویدیو
30 فایل
http://eitaa.com/joinchat/2875523072C71b2b4b72a 🌷 محفلی برای معرفی و زنده نگه داشتن یاد و نام شبیه ترین شهدا به شهدای کربلا در ایران... 🌍 خوزستان_ هویزه 🔰 کانال‌رسمی‌یادمان‌شهدای مظلوم کربلای هویزه؛ اولین یادمان دفاع مقدس ⬅️ ارتباط با ادمین: @h_media
مشاهده در ایتا
دانلود
تنها دانشجوی شهید رشته پزشکی در حماسه هویزه ▫️ تاریخ تولد:28 بهمن 1338 ▫️ نام پدر:سید علی اکبر ▫️ شهرستان: اهواز ▫️ تحصیلات: دانشجوی سال سوم پزشکی دانشگاه جندی شاپور اهواز ▫️ شهادت: 16 دی 1359 – کربلای هویزه ▫️ محل آرامگاه: ردیف دوم- قبر ششم * کانال شهدای هویزه؛ موثق ترین منبع روایت و اطلاعات حماسه هویزه @shohaday_hoveizeh
📒 | 📸 تصاویری از شهید کربلای هویزه 🔺 دانشجوی سال سوم دانشگاه جندی شاپور اهواز 📝 سید محمد علی حکیم از قدیم ارتباط نزدیکی با آیت الله موسوی جزایری (امام جمعه سابق اهواز و نماینده ولی فقیه در خوزستان) داشت. آیت الله تعریف می کردند: 🔹 دو سه روز مانده به عملیات هویزه، محمد علی به دیدارم آمد و تا پاسی از شب ماند. مدام از من حلالیت می طلبید. گفتم چرا این حرف ها را می زنی؟ خدا شما را برای اسلام حفظ کند. ولی او اصرار داشت با من وداع کند. چند روز بعد خبر مفقود شدنش را برایم آوردند. بعدها فهمیدم برای طلب حلالیت سراغ دوستان دیگرش هم رفته بوده است. شاید به سید محمد علی الهام شده بود که شهید می شود. * کانال شهدای هویزه؛ موثق ترین منبع روایت و اطلاعات حماسه هویزه @shohaday_hoveizeh
شهدای هویزه
✍️ یک شهید؛ یک خاطره... 🌷 دانشجوی شهید ▫️ تاریخ تولد:28 بهمن 1338 ▫️ نام پدر:سید علی اکبر ▫️ شهرستان: اهواز ▫️ تحصیلات: دانشجوی سال سوم دانشگاه جندی شاپور اهواز ▫️ شهادت: 16 دی 1359 – کربلای هویزه ▫️ محل آرامگاه: زیارتگاه شهدای هویزه- ردیف دوم- قبر ششم 🔹 روایت عاشقی: 1️⃣ درس خوان بود. سال 56، معدل دیپلمش 5/18 شد. بعد هم خیلی زود اسمش رفت توی قبولی های پزشکی دانشگاه اهواز. سال سوم بود که سایه شوم جنگ افتاد روی آب و خاک مان. دو سه روز مانده به عملیات هویزه، محمد علی از خیلی ها خیلی جدی حلالیت طلبید و رفت تا چند روز بعد که خبر مفقود شدنش را همراه حسین علم الهدی آوردند؛ بابا اما باور نکرد! می گفت مثل حضرت یعقوب (علیه السلام) چشم به راه یوسفم می مانم... 2️⃣ گلزاری قشنگ با طبیعتی معصوم. قبرهایی منظم و چهره های جوان با نگاه های نافذ گیرا... میان قبرها می دویدم. هر چه می رفتم تمام نمی شد. آن قدر جلو رفتم تا رسیدم به یک سالن بزرگ تو در تو. به دنبال صدایی آشنا رفتم توی یکی از سالن ها. انگار کلاس دانشگاه بود. ایستاده بود توی جایگاه استاد، بلند بلند حرف می زد. رفتم جلو تا چهره اش را بهتر ببینم. خودش بود.؛ همان که توی آن عکس معروف، کنار عمویم [شهید علم الهدی] ایستاده بود. سید محمد علی حکیم. صورتش را برگرداند طرفم. خیلی قرص و محکم چند بار پشت سر هم گفت: «به همه بگو من شهید شده ام. من همان روز، همان جا شهید شدم. تو این را به همه بگو.» از خواب که پریدم، اذان شروع شده بود. هنوز صدایش توی گوشم زنگ می زد:«من شهید شده ام.» 👤 راوی: خانواده شهید حکیم 📕 منبع: کتاب * کانال شهدای هویزه؛ موثق ترین منبع روایت و اطلاعات حماسه هویزه @shohaday_hoveizeh