eitaa logo
شهدای غریب شیراز 🇮🇷
4.9هزار دنبال‌کننده
12.3هزار عکس
3.7هزار ویدیو
48 فایل
❇ﻛﺎﻧﺎﻝ ﺭﺳﻤﻲ هیئت ﺷﻬﺪاﻱ ﮔﻤﻨﺎﻡ ﺷﻴﺮاز❇ #ﻣﺮاﺳﻢ_ﻫﻔﺘﮕﻲ_ﻣﻴﻬﻤﺎﻧﻲﻻﻟﻪ_ﻫﺎﻱ_ﺯﻫﺮاﻳﻲ ﻫﺮ ﻋﺼﺮﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ/ﻗﻂﻌﻪ ﺷﻬﺪاﻱ ﮔﻤﻨﺎﻡ ﺷﻴﺮاﺯ ⬇ _ڪپے؟! +حلالت‌‌همسنگر،ولی باحــفظ‌ آیدی و لوگو... تبادل و تبلیغات نداریم ⛔ ارتباط با ادمین: @Kh_sh_sh . . #ترک_کانال
مشاهده در ایتا
دانلود
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 سخنرانی حاج قاسم سلیمانی به مناسبت آغاز دهه فجر 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
💫یادی از سردار شهید حاج اسکندر اسکندری 💫 🌷عملیات رمضان بود، به دنبال برادرم به جبهه رفته بودم. در دژبانی منتظر بودم که حاج اسکندر آمد، سراغ برادرم را گرفتم، گفت پیش خودم است. کنارش نشستم. به سمت منطقه درگیری حرکت کرد، کم کم صدای انفجار ها نزدیکتر می شد. از دژ مرزی رد شدیم. جلو ما دشتی بود و در آن تعداد زیادی تانک و نفر پیاده که به سمت دژ می آمدند. گفتم: حاجی، اینها نیروهای خودمان هستند! خندید. گفت: نه، این جونور ها، عراقی هستند. فاصله ما تا آنها حدود پانصد متر بود. کم کم آتش آنها به سمت ماشین حاج اسکندر کشیده شد. حاج اسکندر ماشینش را تا پشت یک خاکریز هدایت کرد. یک قبظه سلاح سنگین پشت آن، در یک سنگر تانک بود. سریع پیاده شد و آن را بکسل کرد. از ترس چسبیده بودم به صندلی و کم کم خودم را به زیر صندلی می کشیدم. صدای انفجار و ترکش هایی که به ماشین برخورد می کرد وحشتناک بود. از دژ که رد شدیم، حاج اسکندر ایستاد. تمام بدنه ماشین با ترکش پاره شده بود. همه جای ماشین ترکش خورده بود جز ما دو نفر. حاج اسکندر خندید و گفت: خیلی خوب، حالا بریم سراغ برادر تو 🌿🌷🌿🌷🌿 : ﺩﺭ سروش: https://sapp.ir/shohadaye_shiraz یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید
🌺"ماهِ تمامِ" اوّلِ "ماهِ خدا " شدی 💐تو پنجمین ستاره ی بی انتها شدی 🌺سقف فقاهت از قد عِلمَت شکاف خورد 💐تا باقرالعلومِ همه ماسِوا شدی (ع) 🌺 و حلول مبارڪ🌙🌺 🔹 🍃🌱🍃🌱🍃
‏وسطِ‌ عملیات‌زیرِ‌آتش‌فرقی ‌براش ‌‌نداشت اذان‌‌ که ‌میشدمی‌گفت:‌↓ من‌میرم‌موقعیتِ‌الله...♥️:) 🌻 🕊 .... 🌹🍃🌹🍃 http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
🚨 *مراسم میهمانی لاله های زهرایی* 🇮🇷غبارروبی قبور شهدا در دهه فجر🇮🇷 و *🏴گرامیداشت چراغعلی دهقان🏴* 🔹با حضور خانواده معظم شهید 🔹 💢سخنران: حجت الاسلام گودرزی 💢 برادر *کربلایی حسین فتح اللهی* 💢 : *◀️دارالرحمه_شیراز/قطعه شهدای گمنام* : ◀️ *پنجشنبه ۱۴بهمن ماه۱۴۰۰/ از ساعت ۱۶* ⬇️⬇️⬇️⬇️ *مراسم در و با رعایت فاصله گذاری اجتماعی و پروتکل های بهداشتی برگزار می‌شود* 🔺🔺🔺🔺🔺 🔹🔹🔹🔹 پخش زنده با اینترنت رایگان از لینک: http://heyatonline.ir/heyat/120 🔺🔺🔺🔺🔺 لطفا *مبلغ مجلس شهدا باشید*
🌱هـــــم خودشان خاڪے بودند وهم لباس هـــــایشان... ڪافے بـــــود بـــــاران ببارد تا عطـــــرشان در ســـــنگرها بپیچد🌸 🌷🌿🌷🌿🌷🌿🌷🌿🌷@golzarshohadashiraz
یک روز همراه دخترم به اﻣﺎﻣﺰاﺩﻩ سید محمد (گلزار ﺷﻬﺪا) رفتیم ... شادی رو به من گفت : مامان نگاه ، عکس بابا !!! هرچه نگاه کردم چیزی ندیدم وقتی برگشتم علی زنگ زد ؛ و جریان را برایش تعریف کردم علـی خنـدید و گفت : واقعا دخترم دیده درست داره میگه ، من جـام تـوی گلــزار شهـداست ... ده روز بعد خبر شهادتش را آوردند. ✍ راوی : همسر شهید ▫️ولادت : ۶٤/۰۱/۰۱ کازرون ▫️شهادت : ۹٤/۱۱/۱۶ سوریه ▫️عملیات آزادسازی نبل و الزهرا ☘🌺🌹☘🌺 ﺑﺎ ﻧﺸﺮ ﻣﻂﺎﻟﺐ ﺩﺭ ﺗﺮﻭﻳﺞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺷﻬﺪا ﺳﻬﻴﻢ ﺑﺎﺷﻴﺪ *** : ﺩﺭ اﻳﺘﺎ : http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
*داستان دنباله دار هر روز یک قسمت* * * * * * * _غلامعلی چی شده چرا گریه می کنی؟ پلاستیک را باز کرد و یک تکه سنگ بیرون آورد و گفت: نگاه کن! _خوب سنگ دیگه! _درسته سنگه ولی خوب نگاهش کن چی میخواد بگه؟! همینطور که داشتم نگاش میکردم سنگ را از دستم گرفت و گفت:اینجا رو نگاه کن این یک قطره خون که روش ریخته شده این قطره خون شهید هست. توی واقعه دیروز مسجد حبیب که اتفاق افتاد این سنگ را از آن جا آوردم. همینطور به این سنگ نگاه می‌کرد و اشک می‌ریخت. حسابی این تکه سنگی که خون رویش ریخته بود غلامعلی را منقلب کرده بود و برایش ارزش داشت .دیگه حرفی برای گفتن نداشتم. _غلامعلی به امید خدا انقلاب پیروز میشه و خون همه این شهدا جبران میشه . چند دقیقه ای نشستیم و اعلامیه ها را هم دادم به دستش. _برای خودت هم برداشتی که پخش کنی؟ _بله تعداد برداشتم. _محمدرضا داری میری حواست باشه فردا زودتر بیایی که کار داریم جلال هم میاد. تقریباً روزی نبود که تظاهرات و راهپیمایی برگزار نشده و غلام علی هم که از دسته‌های مسجد و مدرسه بود و یک گروه را هدایت می‌کرد و تظاهرات راه می‌انداخت.فردای آن روز هم رفتم پیش غلامعلی و آن طبق معمول علم امام حسین را برداشت و حرکت کردیم.حالا کل مردم انقلاب امام را داشتند و توی تظاهرات شرکت می‌کردند یعنی همه روحانیون ذهن مردم را آگاه می کردند و مردم یکپارچه و یکصدا گوش به فرمان بودند و زن و مرد توی تظاهرات شرکت می کردند.غلام علی هم که خیلی علاقه به روحانیت داشت و رابطه نزدیکی با آقای نبوی روحانی مسجد داشت از او دستور می گرفت که چیکار کنه. مردم همه از روحانیون دستور می گرفتند کی تظاهرات کنند. تظاهرات آنروز خیلی شلوغ بود چند نفر شهید شدند.دیگه مردم قابل کنترل نبودند من و غلامعلی و جلال حالا جزو گروه ها بودیم و سر دسته تظاهر کننده ها. شعار می دادیم و مردم هم تکرار می کردند. امروز نزدیک بود دستگیر بشیم غلامعلی نگاهی به من کرد و اشاره کرد به جوی آب.همینطور که داشتم فرار میکردیم هرکدام خودمون رو انداختم تو یه جدول کنار خیابان تا دیده نشیم. صدای تیر رگبار گوش ها را کر می کرد. _بچه‌ها بجنبید! عجله کنید! محمدرضا مواظب باش !دست بزار روی سرت. بپر توی جدول چرا معطل می کنی؟ این صدای غلامعلی بود که هر لحظه فریاد هایش بیشتر می شد. ادامه دارد.. •┈┈••✾❀🍃♥️🍃❀✾••┈┈•*
•دلت که گرفت💔 •با رفیقی درد و دل کن ⇜که باشد •این زمینیـ🌎ها •در کارِ مانده اند 🌷 😔 🌹🍃🌹🍃 ﻫﺮﻛﺲ ﺩﻟﺶ ﺑﺮاﻱ ﺭﻓﻴﻖ ﺷﻬﻴﺪﺵ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ... همینک🚨 ..... ﺁﻧﻼﻳﻦ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﺷﻬدا انجام بدهید ⬇️⬇️⬇️ پخش مستقیم با اینترنت رایگان: http://heyatonline.ir/heyat/120
💫یادی از سردار شهید حاج اسکندر اسکندری 💫 🌷عمليات رمضان بود. حاج اسكندر از خط مقدم بر مي گشت. پشت ماشينش دو قبضه تيربار دو لول بكسل شده بود،‌چهار عراقي هم در قسمت بار ماشينش نشسته بودند. مستقیم رفت پیش حاج نبی، فرمانده تیپ امام سجاد(ع). حاج نبی گفت: این جونورها چیه با خودت آوردی؟ حاج اسکندر گفت: دو لول! حاج نبی به سرباز های عراقی اشاره کرده و گفت: این جونورها را می گم! حاج اسکندر گفت: اسیر! حاج نبی رفت و دولول ها را بررسی کرد، هر دو مسلح و آماده شلیک بودند. با برافروختگی گفت: چه طور، با چه اعتباری این عراقی ها را کنار این همه مهمات و دو پدافند ضد هوایی جا داده ای! حاج اسکندر با خنده گفت: حاجی خدا دست و پای اینها را بسته، هیچ کاری نمی تونن بکنن، خدا اینها را کور کرده و قدرت ندارند از خود عکس العملی نشون بدن! خودش مي گفت مسير را اشتباه رفتم و رسيدم به يك مقر عراقي،‌ اين ها را اسير گرفتم و با قبضه شان آوردم... 🌿🌷🌿🌷🌿 : ﺩﺭ سروش: https://sapp.ir/shohadaye_shiraz یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید
❤️ پابوسے شاه عالمین مےخواهم یڪ هرولہ بین الحرمین مےخواهم گفتند حاجٺ بطلب شهادت وسط صحن مےخواهم 🔹🔹 ❣️ 😍 🌙 ❤️ 💚 🌷🍃🌷🍃 http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
🔸شهيد سيدمجتبي علمدار: *برای بهترين دوستان خود آرزوی شهادت کنيد.* 🌹 🔹آقـا ‌تو ‌نـگاهی ‌کن ‌و ‌نگــذار ‌دلم جا‌مانده‌ی ‌لـیلة ‌الرغائـب ‌باشد... ┄┅┄❅💠❅┄┅┅┄ 🌹🍃🌹🍃 https://chat.whatsapp.com/BWYt9AXokIyI7n5VyrsVDG