#عاشقانه_شهدا🌹
حالم خوش نبود...
رفتیم واسه آزمایش...
وقتی برگشتیم خونه...
حس خوبی داشتم...
حس یه اتفاق و تغییر...
اونقد غرق افکارم بودم...
که نفهمیدم کی غذا رو آماده کرده...!❤
دستپختش مثه همیشه حرف نداشت...💕
با اینکه اشتها نداشتم...
ولی طعم غذای اون روز...
هنوز زیر زبونمه...
صبح با صدای مهربونش...❤
از خواب بیدار شدم...
با یه لبخند زیبا نشسته بود بالا سرم...💕
گفت:
"حالت بهتر شده خانومی...؟💕
داشتم میرفتم سر کار...
دلشوره داشتم...❤
میخوای اصلا امروز نرم و بمونم پیشت...؟💕"
گفتم:"نه بابا خوبم...❤"
به چشاش حالت معصومانه ای داد و گفت :
"تو که مریض میشی…
از دنیا سیر میشم...❤"
سرمو کج کردم و با لبخند گفتم:
"درسته که تو همیشه خیییلی مهربونی ولی...
خداییش دیگه داری لوسم میکنیاااا...💕
بابا چیزیم نیست که...
فردا که جواب آزمایش بیاد میبینی که خبری نیست..."
گفت:"پس خیالم راحت...؟
حالت خوبه خوبهه...❤...برررم...؟"
گفتم:"آره...برو تا خودم بیرونت نکردم...❤
فرداش رفت و جواب آزمایشو گرفت...
تو خیال خودم بودم که...
دیدم با یه سلام بلند و لبخند...
اومد تو خونه...
یه جعبه شیرینی و یه شاخه گل رز هم دستش بود که گرفت سمتم...❤
مونده بودم هاج و واج نگاش میکردم...
گفتم:
"آقا مهدی ی ی...!
چـه خبر شده...؟!
واااای...…نههههه...!
خدایی ی ی...آره ه ه...؟"
گفت:
"بعععلهههه...
تبریک میگم مامان کوچولووو...❤
داریم مامان و بابا میشیم...💕"
احساسی که اون لحظه داشتمو...
هیچوقت فراموش نمیکنم...
بهترین خبری بود...
اونم از زبون عزیزترین فرد زندگیم...💕
اشک شوق میریختم و...
خدا رو شکر میکردیم...
.
(همسر شهید،مهدی خراسانی)
@shohda_shadat🌹
کلام شهید🕊
✔#شهید_محسن_دین_شعاری:
امام را تنها نگذارید که او #حسین_زمان است و هرکس او را تنها گذاشته امام زمان را #تنها گذاشته است.
______
نکند پیام رهبری روی زمین بماند و شرمنده خون شهدا شویم ...
⛔️ شعار سال، فقط مربوط به مسئولین نیست
🙏 #همه باهم وارد میدان شویم
با «حمایت از کالای ایرانی» #وارد_میدان شوید.
#به_کانال_ما در #ایتا بپیوندید....✌️
🌺 @shohda_shadat
#پلاک_صد_و_بیست_و_هشت|۰.👨✈️🇮🇷.۰|
-عبـاس!
+جـونـم داش حسـن...🙂
-اون #دختـره رو میبینے تـو #دانشگـاه...👀
+آره😶
-امسـال اومـده بود فڪه پیشمون؛😊
خیلے قسمم داد ڪه حاجتشو بدم...
ڪلے #گـریه ڪرد ...😭
حـالش خوبــ بودا...😊
ولی ببین الان ...👀
ببین جـون حسن...👁
ببین چطورے میره تو خیابون...💅💄
بخـدا خیلےهواشو دارم من...😌
ولی انگـار گاهےخودش نمیخواد...😕
تازه تـو #فضاے_مجـازے ندیدیش چجور عڪسایی میزاره از خـودش...📸🖼
ڪلے #نـامحرمم میبینن عڪساشو...😱
یعنے واقعا خودش نمیفهمه دنیاے مجـازی فرقے نداره بـا واقعے؟
یعنے واقعا نمیفهه مـا تو دنیاے مجازے هم ڪنارشیم میبینیمش؟
یا اینڪه خودش دلش نمیخواد خوب بشه؟😓
+آره حسن جون...
یـادمه ڪه اومده بود...😔
اصن ایـن هیچے ...
اون #پسره رو میبینے...👱
اوناهاش...👈
اونـم امسـال #طلاییه پیش مـن بود...😀
حـالا برو ببین تو فضا مجازے چجورے با #نامحرم صحبت میڪنه...📲
تو فضاے مجازے چـه ڪارا ڪه نمیڪنه...
منم همه ڪار ڪردم واسشاا...😃
ولی گاهی نمیتونه ...
ڪم میاره #داداش ...😟
میفهمم چـے میگے ...
همه اینا ڪه میگے منم زیاد دیدم...👀
ولے گاهے #ڪم میارن...😕
ایـن نَفسِشون پدرشونو درآورده...😤
امـا حسـن جـون اگـه مـاهم ولشون ڪنیم...
ڪیو دارن اینا؟😱
ڪجا برن اگه سال به سال پیش ما نیان...
از ڪی #ڪمڪ بخوان؟😳
مـن هر وقتـ یڪے از ایـن بچه هـارو میبینم؛
جـاي نـا امید شدن میگم ایندفعه بیشتـر هواشو دارم..😍.
اینـدفعه بیشتر ڪمڪش میڪنم...☺️
-آره عبـاس...
حـق باتوئه...👨✈️
حالا ما ڪه هیچ...
گاهے ڪه دل #حضرتــ_حجت رو میشڪونن خیلـے قلبم #درد میگیره...😔💔
پاشو...
بیـا بریم پیش بقیه بچه هاے #گـردان...🚶🚶
بـا اونـام صحبتــ ڪنیم #هواے اینـارو بیشتر داشتـه بـاشن...😇
+بـاشه
اصلا این #شبــ_جمعـه با خود ارباب صحبت میڪنیم...😍
شهیـد سیـد مرتضی آوینے:
عالـم محضـر شهداستــ؛
امـا ڪو #محرمـےڪه ایـن حضور را دریـابـد...😞
🍃 @shohda_shadat
🌹روزے ڪه تو را آفرید
آرام در گوشتــ زمزمه ڪرد :
تو جهاد نڪن
تو مانند مردان ڪار نکن
تو دستــ به سیاه و سفید هم نزدے،
نزدے...🙂
فقط حجابتــ را
فقط عفافتــ را
فقط نجابتتـ را
با چنگ و دندان نگھ دار💪
تا از آغوش تو مردانے بہ معراج بیایند
و از پاڪے تو فرزندان بشر پاڪ شوند
و خواستــ به تو بفهماند ڪہ چقدر برایش ارزشمندے و مرد هیچ
برتری بر تو ندارد☺️🌺
آنگاه فاطمه (س) را آفرید😍
و گفتـ این بهانه ی
آفریدن زمین و همه ی کائناتــ و عالمیان استــ و عفاف را در فاطمه نهاد تا زن او را الگو ڪند و بداند وظیفه اش چیستــ .🍃
فاطمه ای که چادرش پشتــ در
سوختــ اما از سرش نیفتاد
#حیا
📌راهی که باید رفت
🇮🇷 @shohda_shadat
#شهیـــدانه🕊❤️
.
.
🌹به آسمان رسیدند رو به ما گفتند:
زمین چقدر حقیر است آی خاکی ها...
😔💔
.
.
🍂🍂
@shohda_shadat
🍂🍂
💫✨💫✨💫
#وَافعَل بی ما اَنتَ اَهلُهُ
و لا تَفعَل بی ما اَنا اَهلُهُ..
انجام ده درباره من آنچه را تو شایسته آنی
نه آنچه را که من سزاوارم.....
#اللهم_رزقنی_شهادت
🕊 @shohda_shadat
#رفاقت_با_دوست_شهیدم ❤️
👈گام هفتم:
اولین پاسخ #دوست_شهیدت
🔸گام های قبلی رو خوب پیش رفتی؟؟
🔹علاقه و خلوص نیتت رو به رفیق شهیدت نشون دادی؟
🔸 به عهدت وفا ڪردی؟
🔹 اگه اینطوره پس منتظر جواب دوست شهیدت باش.
عڪس باز شود👆👆
@shohda_shadat
🌷بسم رب الشهدا و الصدیقین🌷
درود خدا بر شهدا و دوستان شهدا✋
خوشحالیم ڪه همچنان در این محفل شهدایی همراه ما هستین😊
خدا رو شڪر یه گام دیگه هم پیش اومدی❤️
🌀 در گام های قبلی گفتیم ڪه رفاقت با شهدا دو طرفه است، تو هم باید برای رفاقتت مایه بذاری،
باید نشون بدی ڪه پای عهد با دوست شهیدت وایستادی
🌀 گفتیم ڪه وقتی یه شهید رفیقت میشه، از اون به بعد دوست شهیدت حواسش بهت هست، نگات میڪنه، دوستت داره پس دیگه نباید هر ڪاری رو انجام بدی،
تو هم باید حواست به رفاقتت باشه
🌀 در گامهای قبلی گفتیم ڪه شهدا عاشق بی عمل نمیخوان؛ باید رهروی راهشون باشیم تا عشق حقیقی شڪل بگیره، عشقی ڪه شما رو به خدا برسونه.
🔹می پرسی چه طور؟!
🔰خب مسلّماً:
🔻وقتی ڪه خودت رو با خاطرات و یاد رفیق شهیدت درگیر ڪنی
🔻وقتی به خاطر عهدی ڪه بستی گناهی ڪه بهش عادت ڪردی رو ترڪ ڪنی
🔻وقتی ڪه به نیابت از دوست شهیدت ڪار خیر انجام بدی
🔻وقتی ڪه سعی میڪنی از اخلاق و رفتارش الگوبرداری ڪنی
✅ اون عشق واقعی ڪه پایدار و ارزشمنده و میتونه سعادت ما رو تضمین ڪنه شڪل میگیره
💠 دوستی با شهید این مزیت رو داره ڪه شما رو رشد میده، میتونی تزڪیه نفس ڪنی، دوست شهیدتون زمینه تحول رو براتون فراهم میڪنه
👈بریم به گام بعدی
7⃣گام هفتم👇
اولین پاسخ #رفیق_شهیدت
🌹حالا ڪه در مسیر رفاقت با شهدا قدم برداشتی
🌹حالا ڪه به دوست شهیدت نشون دادی ڪه میخوای راهش رو ادامه بدی و گام های قبلی رو طی ڪردی
🌹وقتشه ڪه از دوست شهیدت جواب بگیری:
✔️خواب دوست شهیدتو میبینی
✔️دعایی ڪه ڪرده بودی برآورده میشه
✔️به قبور شهدا، راهیان نور و ڪربلا دعوت میشی
✔️با دوستان مؤمن آشنا میشی
✔️و ...
🌸 دوستی تان با شهدا پایدار✌️✌️
@shohda_shadat
♥️ #قبله_ی_من
❇️ قسمت 1⃣
🍂دردلم با خودم کلنجارمی روم و آخر سر از جا بلند شدم و به اتاِق "یحیی" می روم. پشت در لحظه ای مکث می کنم و بعد چند تق به در می زنم. جوابی نمی شنوم اما در را باز می کنم و داخل می روم! بوی #عطر خنک ودل پذیر همیشگی به مشامم می رسد. نفس عمیقی می کشم و حس خوب را با ریه هایم می بلعم😌.
در را پشت سرم می بندم و به سمت کمدش می روم. در آینه ی قدی که روی در کمد نصب شده، خودم را گذرا برانداز و درش را باز می کنم. بوی خوش همان #عطر، این بار قوی تر به صورتم می خورد. درست میان پیراهن های یحیی و بعد از کت و شلوار روز #عروسی، دامن گل گلی و بلوز آبی رنگم را آویزان کرده بودم.
لبخندی تلخ لب هایم را رنگ می زند. دست دراز می کنم و بلوز و دامنم را از روی رخت آویز بر می دارم و در کمد رامی بندم. مقابل آینه لباسم را عوض و موهایم را اطرافم مرتب می کنم. گل سینه ی روی بلوزم روی زمین می افتد، خم می شوم و دستم را روی فرش می کشم تا پیدایش کنم. صورتم را روی فرش می گذارم و زیرکمد را نگاه می کنم. سنگ سرمه ای رنگش در تاریکی برق میزند!
دست دراز می کنم تا آن رابر دارم که دستم به چیزی تقریبا بزرگ و مسطح می خورد. می ترسم😑 و دستم را عقب میکشم. هوفی می کنم و دستم را زیر کمد می برم. همان چیز را با احیتاط بیرون میکشم.
🍃یک #دفتر دویست برگ که با روزنامه جلد شده! متعجب به تیترهای روی روزنامه خیره و فکرم درگیر چند سوال می شود! این برای کیه؟ کی افتاده اینجا؟! شانه بالا می اندازم♀ و صفحه ی اولش را باز می کنم. دست خط یحیی! خط اول را از زیر نگاهم عبور میدهم.
🌾 به ناهار خوری می روم و #دفتر را بر می دارم. به قصد رفتن به حیاط، شالم را روی سرم می اندازم و از خانه بیرون می روم. باد گرم ظهر به صورتم می خورد و عطرگل های سرخ🌹 و سفید باغچه ی کوچک حیاط درفضا می پیچد. صندل لژ دارم را به پا می کنم و سمت حوض میروم.
📖صفحه ی اول دفتر را باز می کنم و لب حوض مینشینم. یک بیت شعر که با خودکار بیک نوشته شده. انبوهی از سوال در ذهنم می رقصد.
متعجب دوباره دفتر را می بندم و درافکارغرق می شوم. اگر این برای یحیی است چرا به من نگفت؟ چرا اون جا گذاشته. اگر نیست پس چرا نوشته ها با دست خط اونه نکنه...نباید بخونمش. یا شاید... باید حتما بخونمش؟!
نفس عمیقی می کشم و صفحه ی اول را باز می کنم و با نگاه کلمه به کلمه را دقیق می خوانم:
📝فصل اول: #تو_نوشت
" یامجیب یا مضطر "
ِ جهان بی #عشق❤️ چیزی نیست به جز تکرارِ یک تکرار
گاهی باید برای گل زندگیت بنویسی
گل من
تجربه ی کوتاه نفس کشیدن کنار تو گرچه کوتاه بود اما چقدر من کوتاهی
ماندن را درکنارت دوست داشتم
یک #دفتر ۲۰۰ برگ خریدم تا خط به خط و کلمه به کلمه فقط از تو بنویسم، امامیخواهم تو داستان این #عشق❤️ را بنویسی بنویس گلم.
⬜️خط های سفید بعدی برق ازسرم
پراند. تلخ می خندم همیشه خواسته هایت هم عجیب بود. #دفتر را می بندم و بایک بغض خفیف😔 سمت خانه بر میگردم...
باماهمراه باشید🌹
@shohda_shadat