خلاصه ۲۷
از کتاب #تفسیر_المیزان
🔹عمومیت اعجاز قرآن براى تمامى افراد انس و جن، از اینجا روشن میشود که قرآن کریم دعوى اعجاز، از هر جهت براى خود مى کند، آنهم اعجاز براى تمامى افراد جن و انس ، چه عوام و چه خواص ، چه عالم و چه جاهل ، چه مرد و چه زن ، چه فاضل متبحر و چه مفضول ، چه و چه و چه ، البته به شرطى که اینقدر شعور داشته باشد که حرف سرش شود.
🔸براى اینکه هر انسانى این فطرت را دارد که فضیلت را تشخیص دهد و کم و زیاد آن را بفهمد. پس هر انسانى میتواند در فضیلت هائى که در خودش و یا در غیر خودش سراغ دارد، فکر کند و آنگاه آنرا در هر حدی که درک مى کند، با فضیلتى که قرآن مشتمل بر آنست مقایسه کند، آنگاه به حق و انصاف داورى نماید و فکر کند و انصاف دهد، آیا نیروى بشرى میتواند معارفى الهى و آن هم مستدل از خود بسازد؟
🔹به طوری که با معارف قرآن هم سنگ باشد؟ و واقعا و حقیقتا معادل و برابر قرآن باشد؟ و آیا یک انسان این معنا در قدرتش هست که اخلاقى براى سعادت بشر پیشنهاد کند، که همه اش بر اساس حقایق باشد؟ و در صفا و فضیلت درست آنطور باشد که قرآن پیشنهاد کرده ؟! و آیا براى یک انسان این امکان هست ، که احکام و قوانینى فقهى تشریع کند، که دامنه اش آنقدر وسیع باشد، که تمامى افعال بشر را شامل بشود؟ و در عین حال تناقضى هم در آن پدید نیاید؟ و نیز در عین حال روح توحید و تقوى و طهارت، مانند بند تسبیح در تمامى آن احکام و نتائج آنها، و اصل و فرع آنها دویده باشد؟
🔸و آیا عقل هیچ انسانی که حداقل شعور را داشته باشد، ممکن میداند که چنین آمارگیرى دقیق از افعال و حرکات و سکنات انسان ها، و سپس جعل قوانینى براى هر حرکت و سکون آنان ، به طوریکه از اول تا به آخر قوانینش یک تناقض دیده نشود، از کسى سر بزند که مدرسه نرفته باشد، و در شهرى که مردمش باسواد و تحصیل کرده باشند، نشو و نما نکرده باشد،
🔹 بلکه در محیطى ظهور کرده باشد، که بهره شان از انسانیت و فضائل و کمالات بى شمار آن ، این باشد که از راه غارتگرى و جنگ لقمه نانى به کف آورده و دختران را زنده بگور کنند، و فرزندان خود را بکشند، و به پدران خود فخر نموده ، مادران را همسر خود سازند، و به فسق و فجور افتخار نموده ، علم را مذمت و جهل را حمایت کنند و در عین پلنگ دماغى و حمیت دروغین خود، تو سرى خور هر رهگذر باشند، روزى یمنى ها استعمارشان کنند، روز دیگر زیر یوغ حبشه در آیند، روزى برده دسته جمعى روم شوند، روز دیگر فرمانبر بى قید و شرط فارس شوند؟ آیا از چنین محیطى ممکن است چنین قانون گذارى برخیزد؟
🔸مزایایى که قرآن مشتمل بر آن است فوق طاعت بشرى است
و آیا هیچ عاقلى به خود جرئت میدهد که کتابى بیاورد، و ادعاء کند که این کتاب هدایت تمامى عالمیان ، از بى سواد و دانشمند و از زن و مرد و از معاصرین من و آیندگان ، تا آخر روزگار است و آنگاه در آن اخبارى غیبى از گذشته و آینده و از امتهاى گذشته و آینده ، نه یکى و نه دو تا، آن هم در بابهاى مختلف و داستانهاى گوناگون قرار داده باشد، که هیچ یک از این معارف با دیگرى مخالفت نداشته و از راستى و درستى هم بى بهره نباشد، هر قسمتش قسمت هاى دیگر را تصدیق کند؟!
🔹و آیا یک انسان که خود یکى از اجزاء عالم ماده و طبیعت است و مانند تمامى موجودات عالم محکوم به تحول و تکامل است ، میتواند در تمامى شئون عالم بشرى دخل و تصرف نموده ، قوانین و علوم و معارف و احکام و مواعظ و امثال و داستانهائى در خصوص کوچکترین و بزرگترین شئون بشرى به دنیا عرضه کند، که با تحول و تکامل بشر متحول نشود و از بشر عقب نماند؟
🔸 و حال و وضع خود آن قوانین هم از جهت کمال و نقص مختلف نشود، با اینکه آنچه عرضه کرده ، به تدریج عرضه کرده باشد و در آن پاره اى معارف باشد که در آغاز عرضه شده ، در آخر دوباره تکرار شده باشد و در طول مدت ، تکاملى نکرده تغیرى نیافته باشد، و نیز در آن فروعى متفرع بر اصولى باشد؟ با اینکه همه میدانیم که هیچ انسانى از نظر کمال و نقص عملش به یک حال باقى نمى ماند، در جوانى یک جور فکر مى کند، چهل ساله که شد جور دیگر، پیر که شد جورى دیگر.
🔹پس انسان عاقل و کسى که بتواند این معانى را تعقل کند، شکى برایش باقى نمى ماند، که این مزایاى کلى و غیر آن ، که قرآن مشتمل بر آن است ، فوق طاقت بشرى و بیرون از حیطه وسائل طبیعى و مادى است و به فرض هم که نتواند این معانى را درک کند، انسان بودن خود را که فراموش نکرده و وجدان خود را که گم ننموده ، وجدان فطرى هر انسانى به او میگوید: در هر مسئله اى که نیروى فکریت از درکش عاجز ماند و آنطور که باید نتوانست صحت و سقم و درستى و نادرستى آن را بفهمد، و ماخذ و دلیل هیچیک را نیافت ، باید به اهل خبره و متخصص در آن مسئله مراجعه بکنى .
ادامه دارد ...
مشاهده سایر خلاصه ها 👈
✨ @bairanii
خلاصه ۲۸
از کتاب #تفسیر_المیزان
سوال:
🔹اینکه شما اصرار دارید عمومیت اعجاز قرآن را ثابت کنید، چه فائده اى بر این عمومیت مترتب میشود و تحدى عموم مردم چه فائده اى دارد؟ باید خواص بفهمند که قرآن معجزه است ، زیرا عوام در مقابل هر دعوتى سریع الانفعال و زودباورند و هر معامله اى که با ایشان بکنند، مى پذیرند، مگر همین مردم نبودند که در برابر دعوت امثال حسینعلى بهاء، و قادیانى و مسیلمه کذاب ، خاضع شده و آنها را پذیرفتند؟! با اینکه آنچه آنها آورده بودند به هذیان بیشتر شباهت داشت ، تا سخن آدمى ؟
پاسخ:
🔸اولا تنها راه آوردن معجزه براى عموم بشر و براى ابد این است که آن معجزه از سنخ علم و معرفت باشد، چون غیر از علم و معرفت هر چیز دیگری که تصور شود، که سر و کارش با سایر قواى دراکه انسان باشد، ممکن نیست عمومیت داشته ، دیدنیش را همه و براى همیشه ببینند، شنیدنیش را همه بشر و براى همیشه بشنوند،
🔹عصاى موسایش براى همه جهانیان و براى ابد معجزه باشد و نغمه داودیش نیز عمومى و ابدى باشد، چون عصاى موسى و نغمه داود و هر معجزه دیگری که غیر از علم و معرفت باشد، قهرا موجودى طبیعى و حادثى حسى خواهد بود، که خواه ناخواه محکوم قوانین ماده و محدود به یک زمان و یک مکان معینى میباشد و ممکن نیست غیر این باشد،
🔸 و به فرض محال یا نزدیک به محال ، اگر آن را براى تمامى افراد روى زمین دیدنى بدانیم ، بارى باید همه سکنه روى زمین براى دیدن آن در یک محل جمع شوند، و به فرضى هم که بگوئیم براى همه و در همه جا دیدنى باشد، بارى براى اهل یک عصر دیدنى خواهد، بود نه براى ابد. به خلاف علم و معرفت ، که میتواند براى همه و براى ابد معجزه باشد، این اولا،
🔹و ثانیا وقتى از مقوله علم و معرفت شد، جواب اشکال شما روشن میشود، چون به حکم ضرورت فهم مردم مختلف است و قوى و ضعیف دارد، همچنان که کمالات نیز مختلف است و راه فطرى و غریزى انسان براى درک کمالات که روزمره در زندگیش آن را طى مى کند، این است که هر چه را خودش درک کرد و فهمید، که فهمیده و هر جا کمیت فهمش از درک چیزى عاجز ماند، به کسانى مراجعه مى کند، که قدرت درک آن را دارند و آن را درک کرده اند و آنگاه حقیقت مطلب را از ایشان مى پرسند،
🔸در مسئله اعجاز قرآن نیز، فطرت غریزى بشر حکم به این مى کند، که صاحبان فهم قوى و صاحب نظران از بشر، در پى کشف آن برآیند و معجزه بودن آن را درک کنند و صاحبان فهم ضعیف به ایشان مراجعه نموده ، حقیقت حال را سئوال کنند، پس تحدى و تعجیز قرآن عمومى است و معجزه بودنش براى فرد فرد بشر و براى تمامى اعصار میباشد.
تحدى قرآن به علم
🔹قرآن کریم به علم و معرفت تحدى کرده ، یعنى فرموده : اگر در آسمانى بودن آن شک دارید، همه دست به دست هم دهید و کتابى درست کنید که از نظر علم و معرفت مانند قرآن باشد،
🔸فرموده : ((و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شى ء))،
(ما کتاب را که بیان همه چیزها است بر تو نازل کردیم ) و فرموده : ((لا رطب و لا یابس الا فى کتاب مبین ))،
(هیچ تر و خشکى نیست مگر آنکه در کتابى بیانگر، ضبط است ) و از این قبیل آیاتى دیگر.
🔹آرى هر کس در متن تعلیمات عالیه اسلام سیر کند و آنچه از کلیات که قرآن کریم بیان کرده و آنچه از جزئیات که همین قرآن در آیه :، ((و ما آتیکم الرسول فخذوه ، و ما نهیکم عنه فانتهوا))،
(رسول شما را به هر چه امر کرد انجام دهید، و از هر چه نهى کرد اجتناب کنید)
و آیه : ((لتحکم بین الناس بما اریک اللّه ))
(تا در میان مردم به آنچه خدا نشانت داده حکم کنى )
🔸و آیاتى دیگر به پیامبر اسلام حوالت داده و آن جناب بیان کرده ، مورد دقت قرار دهد، خواهد دید که اسلام از معارف الهى فلسفى و اخلاق فاضله و قوانین دینى و فرعى ، از عبادتها و معاملات و سیاسات اجتماعى و هر چیز دیگرى که انسانها در مرحله عمل بدان نیازمندند، نه تنها متعرض کلیات و مهمات مسائل است ، بلکه جزئى ترین مسائل را نیز متعرض است ،
🔹و عجیب این است که تمام معارفش بر اساس فطرت و اصل توحید بنا شده ، بطوریکه تفاصیل و جزئیات احکامش ، بعد از تحلیل ، به توحید بر مى گردد و اصل توحیدش بعد از تجزیه به همان تفاصیل بازگشت مى کند.
ادامه دارد ...
مشاهده سایر خلاصه ها 👈
✨ @bairanii
خلاصه ۲۹
از کتاب #تفسیر_المیزان
🔹معارف قرآن کریم باقى و ابدى است و قانون تحول و تکامل آن را کهنه نمى سازد.
قرآن کریم خودش بقاء همه معارفش را تضمین کرده و آن را نه تنها صالح براى تمامى نسلهاى بشر دانسته و در آیه : ((و انه لکتاب عزیز، لا یاتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه ، تنزیل من حکیم حمید))،
(نه از گذشته و نه در آینده ، باطل در این کتاب راه نمى یابد، چون کتابى است عزیز و نازل شده از ناحیه خداى حکیم حمید)
و آیه : ((انا نحن نزلنا الذکر، و انا له لحافظون))،
(ما ذکر را نازل کردیم و خود ما آن را حفظ مى کنیم )
فرموده : که این کتاب با مرور ایام و کرور لیالى کهنه نمیشود، کتابى است که تا آخرین روز روزگار، ناسخى ، هیچ حکمى ازاحکام آن را نسخ نمى کند و قانون تحول و تکامل آن را کهنه نمى سازد.
🔸خواهى گفت علماى علم الاجتماع و جامعه شناسان و قانون دانان عصر حاضر، این معنا برایشان مسلم شده : که قوانین اجتماعى باید با تحول اجتماع و تکامل آن تحول بپذیرد و پا به پاى اجتماع رو به کمال بگذارد و معنا ندارد که زمان به سوى جلو پیش برود و تمدن روز به روز پیشرفت بکند و در عین حال قوانین اجتماعى قرنها قبل ، براى امروز و قرنها بعد باقى بماند.
🔹جواب این شبهه را در تفسیر آیه : ((کان الناس امة واحده )) الخ خواهیم داد انشاءاللّه .
و خلاصه کلام و جامع آن این است که : قرآن اساس قوانین را بر توحید فطرى و اخلاق فاضله غریزى بنا کرده ، ادعاء مى کند که تشریع (تقنین قوانین ) باید بر روى بذر تکوین و نوامیس هستى جوانه زده و رشد کند و از آن نوامیس منشاء گیرد، ولى دانشمندان و قانون گذاران ، اساس قوانین خود را و نظریات علمى خویش را بر تحول اجتماع بنا نموده ، معنویات را به کلى نادیده مى گیرند، نه به معارف توحید کار دارند و نه به فضائل اخلاق و به همین جهت سخنان ایشان همه بر سیر تکامل اجتماعى مادى و فاقد روح فضیلت دور مى زند، و چیزیکه هیچ مورد عنایت آنان نیست ، کلمه عالیه خداست .
تحدى به کسى که قرآن بر وى نازل شده
🔸قرآن کریم بشر را به شخص رسول خدا (ص )، که آورنده آنست ، تحدى کرده و فرموده : آوردن شخصى امى و درس نخوانده و مربى ندیده کتابى را که هم الفاظش معجزه است و هم معانیش ، امرى طبیعى نیست و جز به معجزه صورت نمى گیرد: (((قل لو شاء اللّه ما تلوته علیکم ، و لا ادریکم به ، فقد لبثت فیکم عمرا من قبله ، افلا تعقلون ؟))
بگو اگر خدا میخواست این قرآن را بر شما تلاوت نکنم ، نمى کردم و نه خدا شما از آن آگاه مى خواست ، شما میدانید که قبل از این ، سالها در میان شما بودم ، آیا باز هم تعقل نمى کنید؟ آرى رسول خدا (ص ) سالها به عنوان مردى عادى در بین مردم زندگى کرد، در حالیکه نه براى خود فضیلتى و فرقى با مردم قائل بود و نه سخنى از علم به میان آورده بود، حتى احدى از معاصرینش یک بیت شعر و یا نثر هم از او نشنید، و در مدت چهل سال که دو ثلث عمر او میشود، (و معمولا هر کسى که در صدد کسب جاه و مقام باشد، عرصه تاخت و تازش ، و بحبوحه فعالیتش ، از جوانى تا چهل سالگى است مترجم )
🔹با این حال آن جناب در این مدت نه مقامى کسب کرد و نه یکى از عناوین اعتبارى که ملاک برترى و تقدم است بدست آورد، آنگاه در راءس چهل سالگى ناگهان طلوع کرد، و کتابى آورد، که فحول و عقلاى قومش از آوردن چون آن عاجز ماندند، و زبان بلغاء و فصحاء و شعراى سخن دانشان به لکنت افتاد و لال شد، و بعد از آنکه کتابش در اقطار زمین منتشر گشت ، احدى جرئت نکرد که در مقام معارضه با آن بر آید، نه عاقلى این فکر خام را در سر پرورید، و نه فاضلى دانا چنین هوسى کرد، نه خردمندى در یاراى خود دید، و نه زیرک هوشیارى اجازه چنین کارى بخود داد.
ادامه دارد ...
مشاهده سایر خلاصه ها 👈
✨ @bairanii
خلاصه ۳۰
از کتاب #تفسیر_المیزان
تحدى قرآن کریم به خبرهائی که از غیب داده
🔸قرآن کریم در آیات بسیارى با خبرهاى غیبى خود تحدى کرده ، یعنى به بشر اعلام نموده : که اگر در آسمانى بودن این کتاب تردید دارید، کتابى نظیر آن مشتمل بر اخبار غیبى بیاورید.
🔹و این آیات بعضى درباره داستانهاى انبیاء گذشته و امتهاى ایشان است ، مانند آیه : ((تلک من انباء الغیب ، نوحیها الیک ، ما کنت تعلمها انت و لا قومک من قبل هذا))،
این داستان از خبرهاى غیب است ، که ما به تو وحى مى کنیم و تو خودت و قومت هیچ یک از آن اطلاع نداشتید)،
و آیه : ((ذلک من انباء الغیب نوحیه الیک ، و ما کنت لدیهم اذا جمعوا امرهم و هم یمکرون ))،
این سرگذشت یوسف از خبرهاى غیبى است ، که ما به تو وحى مى کنیم ، تو خودت در آن جریان نبودى و ندیدى که چگونه حرف هاى خود را یکى کردند، تا با یوسف نیرنگ کنند)
🔸و آیه : ((ذلک من انباء الغیب ، نوحیه الیک ، و ما کنت لدیهم اذ یلقون اقلامهم ، ایهم یکفل مریم ؟ و ما کنت لدیهم ، اذ یختصمون ))،
این از خبرهاى غیبى است ، که ما به تو وحى مى کنیم و گر نه تو آن روز نزد ایشان نبودى ، که داشتند قرعه هاى خود مى انداختند، که کدامشان سرپرست مریم شود و نیز نبودى که چگونه بر سر این کار با هم مخاصمه مى کردند) و آیه : ((ذلک عیسى بن مریم قول الحق الذى فیه یمترون ))،
اینست عیسى بن مریم آن قول حقی که در او شک مى کنند) و آیاتى دیگر.
🔹و یک قسمت دیگر درباره حوادث آینده است ، مانند آیه : ((غلبت الروم فى ادنى الارض ، وهم من بعد غلبهم سیغلبون فى بضع سنین ))،
سپاه روم در سرزمین پائین تر شکست خوردند، ولى هم ایشان بعد از شکستشان بزودى و در چندسال بعد غلبه خواهند کرد)،
و آیه : ((ان الذى فرض علیک القرآن ، لرادک الى معاد))،
آن خدائیکه قرآن را نصیب تو کرد، بزودى تو را بدانجا که از آنجا گریختى ، یعنی به شهر مکه بر مى گرداند)،
🔸و آیه ((لتدخلن المسجد الحرام ، انشاءاللّه آمنین ، محلقینروسکم ، و مقصرین لا تخافون ))،
بزودى داخل مسجد الحرام میشوید، انشاءاللّه ، درحالیکه سرها تراشیده باشید و تقصیر کرده باشید و در حالیکه هیچ ترسى نداشته باشید)،
و آیه : ((سیقول المخلفون ، اذا انطلقتم الى مغانم لتاخذوها،: ذرونا نتبعکم ))،
بزودى آنها که از شرکت در جهاد تخلف کردند، وقتى براى گرفتن غنیمت روانه میشوید، التماس خواهند کرد: که اجازه دهید ما هم بیائیم )
🔹 و آیه : ((و اللّه یعصمک من الناس ))،
و خدا تو را از شر مردم حفظ مى کند)،
و آیه - ((انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون))
به درستی که ما خودمان ذکر را نازل کرده ایم و خودمان نیز به طور مسلم آن را حفظ خواهیم کرد) و آیات بسیارى دیگر که مؤمنین را وعده ها داده و همانطور که وعده داد تحقق یافت و مشرکین مکه و کفار را تهدیدها کرد و همانطور که تهدید کرده بود واقع شد. نمونه هاى دیگرى از آیات قرآنى که درباره امور غیبى است.
🔸و از این باب است آیات دیگری که درباره امور غیبى است ، نظیر آیه : ((و حرام على قریه اهلکناها، انهم لا یرجعون ، حتى اذا فتحت یاجوج و ماجوج ، و هم من کل حدب ینسلون ، و اقترب الوعد الحق ، فاذا هى شاخصه ابصار الذین کفروا، یا ویلنا قد کنا فى غفله من هذا، بل کنا ظالمین ))،
ممکن نیست مردم آن شهری که ما نابودشان کردیم و مقدر نمودیم که دیگر باز نگردند، اینکه باز گردند، مگر وقتى که راه یاجوج و ماجوج باز شود، در حالیکه از هر پشته اى سرازیر شوند و وعده حق نزدیک شود، که در آن هنگام دیده آنان که کافر شدند از شدت تحیر باز میماند و میگویند: واى بر ما که از این آتیه خود در غفلت بودیم ، بلکه حقیقت مطلب آنست که ستمگر بودیم )،
🔹 و آیه ((وعد اللّه الذین آمنوا منکم ، و عملوا الصالحات ، لیستخلفنهم فى الارض ))،
خدا کسانى از شما را که ایمان آوردند، و عمل صالح کردند، وعده داد: که به زودى ایشان را جانشین در زمین کند)،
و آیه ((قل : هو القادر على ان یبعث علیکم عذابا من فوقکم ))،
بگو خدا قادر است بر اینکه عذابى از بالاى سر بر شما مسلط کند).
ادامه دارد ...
مشاهده سایر خلاصه ها 👈
✨ @bairanii