eitaa logo
تنهاترین منجی ...
598 دنبال‌کننده
4هزار عکس
582 ویدیو
122 فایل
مباحث مهدویت مبحث غیبت حضرت مهدی(عج) مبحث وظایف شیعه در عصر غیبت مبحث فواید دعا برای تعجیل در فَرَج کانال تنهاترین منجی در دیگر پیام رسان ها👇 👈با شناسه ی tanhatarinmonji@ در تلگرام سروش ایتا گپ آی گپ ارتباط با مدیر: @monji55555
مشاهده در ایتا
دانلود
[12] ✔️ هدف سیدالشهدا علیه السلام از چه بود؟؟ إنّی ما خَرَجتُ اَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفسِداً و لا ظالِماً، اِنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الاصلاحِ فی اُمَّهِ جَدّی، اُریدُ اَن آمُرَ بِالمَعرُوفِ و اَنهی عَنِ المنکَرِ وَ اَسیرَ بِسیرهِ جَدّی وَ اَبی عَلیَّ بن اَبی طالبٍ. 〰〰▪️〰〰〰〰〰 ...عبیدالله نامه به نامه و فرستاده در پی فرستاده برای عمر بن سعد می‌فرستاد و او را برای جنگ با امام حسین علیه السلام تحریک می‌کرد؛ از جمله برای او نوشت: ❌ اما بعد، بین حسین و یارانش را از آب بازدار تا قطره‌ای آب نتوانند آشامید، همانطور که با آن مرد پاک مظلوم و وارسته، عثمان بن عفان کردند!!!! (مقتل ابن‌ابی‌مخنف/۶۳- مقتل الحسین/مقرم۲۷۵) چون نامه به دست عمر بن سعد رسید، به عمرو بن حجاج با همراهی 500 سواره دستور داد تا بر کنار آب فرود آیند و بین حسین و اصحابش با آب مانع ایجاد کنند و این واقعه روز هفتم محرم بود‌. ...زمانی که وضعیت مشکل شد، امام حسین علیه السلام عمر بن قرضهء انصاری را به سوی عمر بن سعد فرستاد تا از او ملاقات بخواهد و به او بگوید که وی می‌خواهد او را در فاصلهء بین دو لشکر ملاقات کند. امام علیه‌السلام و عمر بن سعد بین دو لشکر به صحبت نشستند. (کامل ابن اثیر۲۸۳/۳) امام حسین علیه السلام به او فرمودند: ⬅️ وای بر تو ای پسر سعد، آیا تقوای خدایی را که به سوی او بازمی‌گردی ، پیشه نمی‌سازی؟ آیا با من می‌جنگی حال آنکه می‌دانی من پسر چه کسی هستم؟ این گروه را رها کن و به من ملحق شو که به خدا قسم این برای تو بهتر است. عمر بن سعد گفت: می‌ترسم خانه‌ام ویران شود. امام حسین علیه السلام فرمود: من آن را می‌سازم. عمر بن سعد گفت: می‌ترسم که مالم گرفته شود. امام علیه‌السلام پاسخ داد: بهتر از آن را، از اموال حجاز به تو می‌دهم. عمر بن سعد گفت: من عیال دارم و برای آنها می‌ترسم. امام حسین علیه السلام ساکت شدند و او را جواب ندادند. آنگاه امام از او منصرف شدند در حالیکه می‌فرمودند: ⬅️ ترا چه شده؟ خداوند در بستر خواب سرت را قطع کند و در رستاخیز تو را نیامرزد. امیدوارم از گندم عراق چندان نخوری. عمر به استهزاء گفت: اگر از گندم عراق بهره‌مند نشوم، جوهایش مرا بس است. (تاریخ طبری۳۱۵/۴- کامل ابن‌اثیر۲۸۳/۳- مقتل الحسین/امین ۱۰۰) ___ ابن زیاد ملعون خبیث، نامه تندی خطاب به عمر سعد نوشت و آن را به شمر لع داد تا به او برساند؛ در آن آمده بود:: ❌ من تو را به سوی حسین نفرستادم تا از او دست بکشی و به او مهلت دهی‌‌...بنگر ، اگر حسین و یارانش به فرمان من درآمدند و تسلیم شدند ، آنها را دستگیر کن و به نزد من بفرست. اگر امتناع ورزیدند، به سوی آنها برو تا آنها را به قتل برسانی و سپس مُثله کنی که بدان سزاوارند! هر گاه حسین کشته شد، اسبان را بر سینه و پشتش بدوان که او تیره‌بخت، ظالم و فرومایه است. من می‌دانم که بعد از مرگ این کارها به او ضرری نمی‌رساند، اما این قولی است که من داده‌ام که بعد از مرگش با او چنین کنم!!! اگر به فرمان ما عمل کنی، به تو پاداش شنوندهء مطیع را خواهم داد و هر گاه اطاعت نکنی، از مسئولیت لشکر کناره‌گیری کن و لشکر را به بن ذی‌الجوشن بسپار که ما دستورات را به او داده‌ایم. والسلام. پس از این واقعه بود که شمر ملعون، امان نامه برای فرزندان حضرت ام‌البنین سلام الله علیها آورد... (تاریخ طبری ج۴ ص۳۱۶،۳۱۷) در پی این واقعه و شدت کنترل بر آب ، سپاهیان امام مانند جناب بریر با لشکر اموی سخن گفتند و آنان را نسبت به بستن آب بر پسر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بیم دادند. و پاسخی چنین دریافت کردند: ❌ ای بریر، زیاد حرف زدی، ساکت شو؛ به خدا سوگند که حسین تشنه خواهد ماند... (مقتل الحسین/امین۹۸) و حتی امام علیه‌السلام ، وقتی حد عناد و اصرار بر گناه آنان را مشاهده فرمودند، به ارشاد سپاه اموی برخاستند و در حالیکه به شمشیر خود تکیه زده بودند به معرفی خود پرداختند و انتساب خود را به رسول خدا ، زهرای اطهر ، امیرالمومنین ، کبری ، حضرت ، حضرت جعفر طیار علیهم‌السلام و ...را یادآور شدند و ایشان نیز پاسخی جز این دریافت ننمودند: ❌ همهء اینها را می‌دانیم ولی تو را رها نمی‌کنیم تا از تشنگی هلاک گردی! (المجالس الفاخرة/شرف الدین۹۹ - مقتل الحسین/امین۹۹) 〰〰〰〰〰〰 👈به راستی چگونه است که عده‌ای با چنین روایات و آثار موجود، حرکت و مخالفت آن حضرت را با و عدم بیعت با او را ، انقلاب علیه دستگاه حکومت دانسته‌اند؟؟! آن امام غریب، هرگز آغاز‌گر مبارزه و جنگ نبودند و عبارت صحیح درباره خروج آن حضرت از وطن با خانواده ، اباء از بیعت با یزید است و تلاش برای دفاع از جان مبارک خویش ؛ نه انقلاب و شورش و قیام مسلحانه به قصد تشکیل حکومت و ... ↶【به ما بپیوندید 】↷ 🌐 ... 📝🔍 @tanhatarinmonji
[13] ✔️ هدف سیدالشهدا از چه بود؟؟ 〰〰▪️〰〰〰〰 ✍..بعد از رسیدن نامه تند ابن‌زیاد توسط بن ذی‌الجوشن که در آن به عزل و کناره‌گیری عمر از سپاه اشاره شده بود، عمر بن سعد احساس کرد که اوضاع به نفع او نیست و به هراس افتاد که فرصت از دست برود و فرماندهی لشکر از او گرفته شود و از حکومت ری برکنار گردد؛ لذا می‌بینیم که با شدت فراوان، به قتل امام کمر بست. عصر روز نهم محرم، در حالیکه امام بعد از نماز عصر در مقابل خیمه نشسته و تکیه بر شمشیر زده و سر مبارک‌شان را بین دو زانو گذاشته بودند ، عمر بن سعد فریاد زد: ❌ ای سواران خدا سوار شوید! به بهشت مژده به آن باد. مردان با او سوار شدند و رو به خیمه‌های امام حسین سرازیر گشتند. (المجالس الفاخرة/ شرف‌الدین۹۹ - مقتل الحسین/امین ۹۹) ⬅️در حالی که امام حسین علیه السلام سر را بر زانوان گذاشته بودند ؛ زینب کبری سلام الله علیها به برادر نزدیک شده و فرمودند: آیا صدا را نمی‌شنوید که نزدیک می‌شود؟ امام به ایشان توجه نموده و فرمودند: ⬅️ پیامبر را در خواب دیدم، به من فرمود: تو به سوی ما می‌آیی.... (همان ص۳۱۸) ...قمر بنی‌هاشم علیه‌السلام ، جناب زهیر و جناب حبیب بن مظاهر با لشکر اموی صحبت می‌کنند و علت آمدن سپاه را می‌‌پرسند، آنان پاسخ می‌دهند: ❌ امیر به ما دستور داده که راه بر شما ببندیم، یا به فرمان او درآیید یا شما را به فرمان او در خواهیم آورد و با شما خواهیم جنگید. وقتی حضرت عباس خبرها را برای امام آورد، به او فرمودند: ⬅️ برادرم به سوی آنها بازگرد؛ اگر می‌توانی امشب را از آنها فرصت بگیر و جنگ را به فردا بینداز، تا ما امشب نماز بخوانیم و پروردگارمان را ندا کنیم و استغفار نماییم. او می‌داند که من، نماز برای او و تلاوت کتابش و کثرت دعا و استغفار را دوست می‌داشته‌ام. ....امویان درخواست امام علیه السلام را می‌پذیرند.... (مقتل الحسین/امین۱۰۴- تاریخ طبری ۳۲۰/۴) در پی این مهلت ، وقتی اصرار جنگ‌ بر همگان مشخص شد، امام حسین علیه السلام اصحاب خود را می‌آزمایند و خطبه‌ای بیان می‌فرمایند و بیعت خود را از اصحاب برمی‌دارند و امر می‌کنند هر کدام از شما، دست یک نفر از خانواده مرا بگیرد و فرار کند.... (تاریخ طبری ۳۲۱/۴-مقتل الحسین ۱۰۵) پس از این خطبه، اهل بیت علیهم السلام و اصحاب هر کدام در مقام دفاع از امام خود کلماتی بیان داشتند؛ 👈 ...پس از سربلندی اصحاب، امام اینگونه در مورد یاران خویش گواهی دادند:: ⬅️ خواهرم، به خدا سوگند آنها را آزمودم و در ایشان جز شجاع نیافتم؛ با مرگ در راه من آنقدر مأنوسند که طفل به شیر مادرش. (همان۹۳) امام حسین علیه السلام و یاران، شب را به مناجات گذراندند. آن شب، شب دهم محرم بود....آنان با تمام وجود در حالات رکوع و سجود، قیام و قعود، تلاوت قرآن و استغفار، به خدای روی آوردند. زمزمه‌ای چون همهمه زنبوران. (تاریخ طبری ۳۴۴/۴- مقتل الحسین/امین ۱۰۶) آنچنان که یکی از سپاهیان اموی با مشاهدهء این وضعیت، و این جو آکنده از ایمان و تقوا، هدایت یافت. به هنگام سحر، امام علیه‌السلام سر را به زیر انداخته و لختی خوابیدند؛ سپس بیدار شده و فرمودند: ⬅️ سگانی را دیدم که به شدت می‌خواستند مرا بگزند.در میان آنها سگ پیسی بود که بیشتر حمله می‌کرد‌. فکر می‌کنم آن کس که مامور قتل من است، مردی باشد که مرض پیسی دارد. سپس جدم رسول الله و عده‌ای از اصحابش را دیدم که می‌فرمود: پسرم، تو شهید آل محمدی اهل آسمان به تو بشارت می‌دهند. (مقتل الحسین/امین ۱۰۷) ....امام به اصحاب دستور دادند تا در پشت خیمه‌ها خندقی بکَنند و هیزم در میان آن بیندازند و آن را صبح هنگام آتش بزنند تا دشمن از ورای خیمه‌ها حمله نکند... 〰〰〰〰〰〰〰 حضرت از شهادت خود در این سفر آگاه بوده‌اند؛ و به ایشان این بود که: إن الله شاء أن یراك قتیلاً. 👈 امرخاص خدا در و 👈 عدم بی‌تفاوتی نسبت به دعوت کوفیان در ، سبب حرکت امام علیه‌السلام است. کسانی که به لغزش ، انگیزه تشکیل حکومت را بیان می‌دارند و ادعا می‌دارند کارها آنگونه که امام می‌خواست پیش نرفت!😳 پاسخ دهند که: ⁉️ چرا حضرت در مدت اقامت ۵ماهه در مکه ، به تجهیز سپاه نپرداخت و هیچ اقدامی نفرمود؟ ⁉چگونه ایشان انگیزه خلع را دارد در حالیکه در طول مسیر بارها شهادت را به عناوین مختلف اعلام داشت و بارها بیعت خود را از همراهان برداشته و با این حال در برخورد با هر فردی از او یاری طلبیدند؟! ⬅️جز آنکه در این مسیر ،که انتهایش شهادت است و وظیفه، دفاع از حجت خدا و تنها نگذاشتن ایشان است، مردمان محک بخورند و غربال شوند؟؟ جناب زهیر در ضمن احتجاجی به کوفیان فرمود: خدا ما و شما را با خاندان پیامبر امتحان نموده تا واکنش ما و شما معلوم شود؛ ما شما را به یاری اهل بیت پیامبر دعوت می‌نماییم. 📝🔍 @tanhatarinmonji
[14] ✔️ هدف سیدالشهدا علیه السلام از چه بود؟ 〰〰▪️〰〰〰〰〰 سپیده فجر روز دهم محرم برآمد؛ امام با اصحابش نماز صبح را خواندند. سپس حمد خدا بازگفتند و فرمودند: ⬅️ خداوند متعال اجازه فرمود تا من و شما امروز کشته شویم؛ بر شما باد شکیبایی و نبرد. (تاریخ طبری ۳۲۷/۲) 👈 امام به یاران و اصحابش نگاهی فرمودند و این سپاه کوچک که به قول در 📔ارشاد و ابن اثیر در 📔کامل ۲۸۶/۳ متشکل از ۳۲ و ۴۰ بودند؛ و به قولی دیگر طبق استناد شیخ محمد سماوی در 📔 ابصار العین فی انصار الحسین، تعداد آنها از ۱۱۰ پیاده و سواره بیشتر نبوده است؛ را به سه جبهه تقسیم نمود. راست به رهبری ، چپ به سرپرستی و در قلب سپاه، او و اهل بیت و دیگر یاران ایستادند و پرچم را به دست برادرش علیه‌السلام سپرد. 👈 عمر سعد نیز دستور داد تا لشکرش را که متشکل از 000'30 پیاده و سواره بود منظم کنند... بعد از تنظیم صفوف ، عمر بن سعد با لشکرش به سوی لشکر امام سرازیر شد و شروع کرد به گشتن دور خیمه‌های امام حسین علیه السلام، امام دستور دادند آتش را در خندق بیفروزند، تا دشمن از پشت هجوم نیاورد و آنها در یک جهت با دشمن بجنگند. شَمِر بن ذی الجوشن -که لعنت خدا بر او باد- گفت: ❌ حسین، قبل از رسیدن قیامت، آتش را در دنیا برای خود افروختی! امام علیه السلام فرمود: کیست؟ مثل اینکه بن ذی‌الجوشن است. گفتند: بله. فرمود: ای چوپان‌زاده ، تو بدین نزدیکتری. مسلم بن عوسجه گفت: ای پسر پیامبر، فدایت شوم، آیا او را با یک تیر بزنم؟ می‌توانم. او از بزرگترین ستمکاران است و تیر من هرگز به خطا نمی‌رود. امام فرمود: ⬅️ نه؛ من خوش را کنم. (تاریخ طبری ۳۲۹/۴) چون امام به لشکر امویان نظر افکند، آنان را چون سیلی دید که به قتل و غارت و چپاول او کمر بسته‌اند. پس به خدای اجابت‌کننده دعا توجه نمودند و دستان مبارک‌شان را بلند کردند و فرمودند: ⬅️ خدایا تو در هر سختی مرا پناهی و در هر شدتی امید و در هر مصیبتی تو وسیله و اطمینان منی. چه بسیار کوشش‌ها که دل در آن به ضعف کشیده می‌شود و حیله‌ها به کاهش می‌رود و دوست در آن خوار می‌شود و دشمن در آن سرزنش می‌کند و من آن را به سوی تو نازل کردم و از آن تنها به تو شکایت نمودم و آن را روا شده یافتم. تویی صاحب هر نعمت من و دارندهء هر نیکی و سرانجام هر آرزو. 〰〰〰〰〰〰〰〰 نتیجه: امام تا آخرین لحظات قبل از ورود به کربلا از معرکه جنگ می گریختند: وقتی جناب حر رضوان الله علیه، مأمور شد تا حضرت را به نزد ابن زیاد ببرد، بعد از گفتگویی که بین او و امام رد و بدل شد، امام فرمود: ثم تردد الكلام بينهما حتي قال له الحسين فإذاكنتم علي خلاف ماأتتني به كتبكم وقدمت به علي رسلكم فإنني أرجع إلي الموضع ألذي أتيت منه فمنعه الحر وأصحابه من ذلك و قال بل خذ يا ابن رسول الله طريقا لايدخلك الكوفة و لايوصلك إلي المدينة لأعتذر أنا إلي ابن زياد. ▪️امام فرمود: «اگر اكنون رأى شما بر خلاف نامه‌ها و پيام هاى شما است كه براى من فرستاديد، من به همان جايى كه از آنجا آمده‌ام باز مى گردم». حرّ و همراهانش، امام عليه السّلام را از بازگشت جلوگيرى نمودند، و حرّ به امام عليه السّلام گفت: «راهى را كه نه به كوفه منتهى مى شود، و نه به مدينه باز مى گرداند، انتخاب كن، تا من راه عذرى براى ابن زياد داشته باشم.» (اللهوف ص 78-بحارالانوار 44/377) این نکته نیز قابل توجه است که امام روز عاشورا نیز فرمودند: ما آغاز کننده جنگ نیستیم. ⁉️❗️آیا این مشی و سیره یعنی امام علیه‌السلام قیام بالسیف به قصد تشکیل حکومت کرده‌ اند؟؟ ↶【به ما بپیوندید 】↷ 🌐 ... 🌤الّلهُـــمَّ عَجِّــــــلْ لِوَلِیِّکَــــــ الْفَــــــــرَج الساعة🌤 📝🔍 https://t.me/joinchat/AAAAAD0VAZd23pFbq5w3KA
[15] ✔️ انگیزه سیدالشهدا از چه بود ؟؟ 〰〰▪️〰〰〰〰 امام حسین علیه السلام در روز دهم محرم، چندین بار به ارشاد سپاه اموی برخاستند تا این جمعیت سرگردان و گمراه را به سوی حق و هدایت رهنمون سازند. خطبه در صبح عاشورا ایراد گردید در حالیکه امام سوار بر اسب خود و با صدایی رسا و بلند ، مطالبی را بیان نمودند که بلیغ‌تر از آن را هیچ کس نشنیده است، سپس فرمودند: ⬅️ ....ای مردم، نسب مرا ببینید و به خود بازگردید و خود را سرزنش کنید و ببینید که آیا قتل و ریختن خون من برای شما رواست؟آیا من پسر دختر پیامبرتان نیستم؟....آیا گفته رسولخدا را در مورد من و برادرم نشنیده‌اید که فرمود: این دو آقای اهل بهشت‌اند؟....اگر سخنم را نمی‌پذیرید ، در میان شما افرادی هستند که می‌توانید از آنها بپرسید. از جابربن عبدالله‌انصاری و اباسعیدخدری و سهل بن سعدساعدی و زیدبن‌ارقم و انس‌بن‌مالک بپرسید تا به شما خبر دهند که این گفته را از رسول خدا در مورد من و برادرم شنیده‌اند. آیا این گفته‌ها کافی نیست تا از ریختن خون من خودداری کنید؟......به خدا سوگند در مشرق و مغرب زمین هیچ پیامبری را پسر دختری جز من نیست؛ نه در میان شما و نه دیگران! وای بر شما! آیا کسی را کشته‌ام یا مالی را گرفته‌ام و یا زخمی بر شما وارد ساخته‌ام که خون مرا می‌خواهید؟.....ای شبث بن رِبعی و ای حجار بن ابجر و ای قیس بن اشعث و ای زید بن حارث، آیا برای من ننوشتید: بیا که میوه‌ها رسیده و باغها سبز شده و لشکری مجهز در انتظار توست؟ ⬅️....مردم! اگر از من روی گردانده‌اید ، بگذارید از شما منصرف شوم و به سرزمین امنی بروم...... (مقتل الحسین/مقرم۲۷۹) 👈👈 هنگامی که جناب زهیر مشاهده کرد که قوم ، خطبه امام را اجابت نکردند ،در حالی‌که سلاح جنگی را برداشته بود، سوار بر اسب، به سوی آنان رفت تا آنان را نصیحت کند و آنان را برحذر داشت از آنچه می‌خواهند مرتکب شوند و نسبت به عاقبت پیروی از و عبیدالله هشدار داد... (تاریخ طبری ۳۳۱/۴- کامل ابن اثیر۲۸۸/۳) اما لشکر اموی اینچنین به زهیر پاسخ می‌دهد: ❌ ما نمی‌رویم مگر اینکه آقای تو و هر که را با اوست بکشیم؛ یا اینکه او و یارانش را به سوی عبیدالله به عنوان اسیر ببریم. زهیر جواب داد: بندگان خدا! پسر فاطمه سزاوارتر است به دوستی و یاری تا زاده سمیه؛ اگر او را یاری نمی‌کنید ، پس پناه بر خدا که اگر او را بکشید .او را با یزید واگذارید، سوگند به خدا که یزید بی قتل حسین، پیروی شما را می‌پذیرد. (تاریخ طبری ۳۳۲/۴- کامل ابن‌اثیر ۲۸۸/۳) لعین به سوی زهیر تیر می‌اندازد....زهیر گفت: بندگان خدا این سبک سران ستمکار شما را در دینتان فریب ندهند....و.... امام به زهیر می‌فرمایند که بازگردد ؛ و آنگاه فرمودند: ⬅️ به جان خود سوگند، اگر مومن آل فرعون قومش را نصیحت کرد...من هم نصیحت نموده و ابلاغ کردم؛ اگر نصیحت و رساندن سودمند باشد. (همان) 👈👈 آنگاه بریر که از تابعین و قاریان بزرگ قرآن و مردی عابد و پارسا بود، ایستاد و با قوم باطل صحبت نمود: .....ای قوم! نواده پیامبر در میان شماست و اینها ذریه او، عترت و دختران و خانواده‌اش هستند؛...بگویید با آنها چه می‌خواهید بکنید؟ پاسخ دادند: ❌ می‌خواهیم آنها را فرمانبردار عبیدالله بن زیاد کنیم و امر او را بر آنها حاکم کنیم‌. بریر گفت: آیا قبول نمی‌کنید به همان جایی بروند که آمده بودند؟ وای بر شما ای اهل کوفه، آیا نامه‌ها ..را به فراموشی سپرده‌اید؟ وای بر شما اهل بیت پیامبرتان را دعوت کردید ولی همین که به سوی شما آمدند، آنها را به ابن زیاد تسلیم کردید و آب را از آنها مانع شدید...چه بد قومی هستید! در این هنگام ، جمعیت با تیر به سوی او حمله بردند و او را عقب زدند. (مقتل الحسین/مقرم۲۸۶) امام بار دیگر ، در حالی که در دست مبارک خود قرآنی داشتند، در مقابل این جماعت گمراه ایستادند و آنان را در ضمن خطبه‌ای بسیار شیوا و غرا و با فرازهایی بسیار عمیق، پند دادند. و ضمن اشاره به وقایع آینده، سپاه اموی را اینچنین بیم دادند و فرمودند: ⬅️ خدایا قطرات آسمان را از آنان فرو بند، و بر آنها سالیانی بگذران همچون سالهای قحطیِ یوسف، و بر ایشان جوانی ثقفی ( ) را چیره ساز که جام تلخ مرگ را بدانان بنوشاند؛ آنها به ما دروغ گفتند و ما را خوار کردند و تویی خدای ما و بازگشت ما به سوی توست. (اللهوف۴۱- مقتل الحسین/مقرم۲۸۹) ⬅️در پی این خطابه، نور هدایت بر دل جناب حر تابید و به اسبش نهیبی زد و به سپاه امام پیوست‌..... جناب حر ، پس از پیوستن به سپاه امام، خطاب به سپاه اموی فریاد برآورد: ای اهل کوفه، مادرانتان به عزایتان بنشینند! او را خواندید و چون آمد تسلیم‌اش کردید....و او را از توجه به سرزمین‌های امن و ایمنی اهل بیت‌اش مانع شدید....چه بد با بازماندگان حضرت محمد عمل کردید! (تاریخ طبری ۳۳۴/۴) @tanhatarinmonji 👇 ادامه