هدایت شده از هیچ!
دریا متلاطم بود، موج ها بر روی یکدیگر غِل میخوردند و به صخره با غرور تنه میزدند. با هر تنه، صخره به آرامی متلاشی میشد تا اینکه بعد از سالها به خاک کف دریا تبدیل شود و آنگاه هیچ به هیچ راه پیدا میکرد و هیچ دگر هیچ میشد. و این است داستان همه ما. از هیچ میآییم و به هیچ میرویم.
ایکس`
دریا متلاطم بود، موج ها بر روی یکدیگر غِل میخوردند و به صخره با غرور تنه میزدند. با هر تنه، صخره ب
چنلش جدی قشنگه حمایتش کنین)