6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چـه بـگـویـم بـه سـکـیـنـه چـو سـراغـت گـیـرد؟
گـر بـفـهـمـد تـو شـدی *کـشـتـه بـدان مـیـمـیـرد!
«با حال مناسب تماشا بشه»
دلــ🇮🇷ـی☫
چـه بـگـویـم بـه سـکـیـنـه چـو سـراغـت گـیـرد؟ گـر بـفـهـمـد تـو شـدی *کـشـتـه بـدان مـیـمـیـرد!
.
علقمه موج شد، عکسِ قمرش ریخت بههم
دستش افتاد زمین، بال و پرش ریخت بههم
دلــ🇮🇷ـی☫
. علقمه موج شد، عکسِ قمرش ریخت بههم دستش افتاد زمین، بال و پرش ریخت بههم
تا که از گیسویِ او لختۀ خون ریخت به مَشک
گیسویِ دخترکِ منتظرش، ریخت بههم
دلــ🇮🇷ـی☫
تا که از گیسویِ او لختۀ خون ریخت به مَشک گیسویِ دخترکِ منتظرش، ریخت بههم
تیر را با سرِ زانوش کشید از چشمش
حیف از آن چشم، که مژگانِ ترش ریخت بههم
دلــ🇮🇷ـی☫
تیر را با سرِ زانوش کشید از چشمش حیف از آن چشم، که مژگانِ ترش ریخت بههم
خواهرش خورد زمین، مادرِ اصغر غش کرد
او که افتاد زمین، دور و برش ریخت بههم
دلــ🇮🇷ـی☫
خواهرش خورد زمین، مادرِ اصغر غش کرد او که افتاد زمین، دور و برش ریخت بههم
*مصرع اول رو دوبار بخون
دلــ🇮🇷ـی☫
خواهرش خورد زمین، مادرِ اصغر غش کرد او که افتاد زمین، دور و برش ریخت بههم
قبل از آنی که بـرادر بـرسد بالینش
پدرش از نجف آمد، پدرش ریخت بههم
دلــ🇮🇷ـی☫
قبل از آنی که بـرادر بـرسد بالینش پدرش از نجف آمد، پدرش ریخت بههم
به سرش بود بیاید به سرش امبنـین
عوضش فاطمه آمد به سرش ریخت بههم
دلــ🇮🇷ـی☫
به سرش بود بیاید به سرش امبنـین عوضش فاطمه آمد به سرش ریخت بههم
کِتفها را که تکان داد، حسیـن افتاد و
دست بگذاشت به رویِ کمرش، ریخت بههم
دلــ🇮🇷ـی☫
کِتفها را که تکان داد، حسیـن افتاد و دست بگذاشت به رویِ کمرش، ریخت بههم
خواست تـا خیمه رساند، بغلش کـرد، ولی
مـادرش گفت به خیمه نبرش، ریخت بههم