#عروج_عاشقانه
🥀«۲۳ شهریور ماه»
🌹زندگی زیباست؛ شهادت زیباتر🌹
💔 بخشی از وصیتنامه :
ای جوانان و دوستان من ! هوشیار باشید و درست فکر کنید و در آغوش اسلام زندگی کنید . از اتلاف عمر و از پرورش دادن خیالات خام در سرها بپرهیزید . مانند جوانانی باشید که در راه خدمت به اسلام مخلص بوده اند و برای هدف اسلام دست از جان کشیدند و هم چون امام حسین (ع) باشید که برای حیات اسلام خود را در کام مرگ افکند و تشنه جان داد.
♦️هدیه به روح شهید بزرگوار نجات افروز آرانی «صلوات»
#شهید_دفاع_مقدس
🥀 @yaade_shohadaa
🥀امام خمینی«ره»:
اگر روزی اسراء برگشتند و من نبودم، درود مرا بـه آنها برسانید و بگویید خمینی در فکرتان بود.
❤️🔥شهید والامقام «سرتیپ جهانشاه محمدی»
💔شهید والامقام سرتیپ جهانشاه محمدی در ۱۷ دی ماه سال ۳۴ در کرمانشاه به دنیا آمد.
در سال ۵۸ در درگیری با گروهکهای ضدانقلاب کومله و دمکرات در منطقه نوسود مجروح و به اسارت در آمده و پس از یک سال شکنجه و اسارت به ارتش بعث عراق تحویل داده شد و در نهایت پس از تحمل ۱۱ سال اسارت به آغوش میهن بازگشت و سرانجام در ۲۷ آبان ۱۴۰۲ به شهادت رسید.
♦️قرائت «سوره حمد» هدیه به روح مطهرش.
#شهدای_آزاده
#شانزدهمینچلهتوسلبهشهدا
#روز دهم
🥀 @yaade_shohadaa
#معرفی_کتاب
📚یک روز بعد از حیرانی
کتاب «یک روز بعد از حیرانی» نوشته فاطمه سلیمانی ازندیاری، زندگینامهی داستانی شهید مدافع حرم؛ محمدرضا دهقان امیری را روایت میکند.
در این کتاب سرگذشت این شهید بزرگوار را از زبان خانواده، دوستان، نزدیکان و همرزمانش میخوانید.
محمدرضا در تاریخ ۲۱ آبان ۱۳۹۴ بهعنوان بسیجی تکاور راهی دفاع از حرم حضرت زینب(س) شد.
همزمان با روزهای آخر ماه محرمالحرام، در عملیات محرم، در حومۀ حلب به فیض شهادت نائل آمد. محمدرضا وصیت کرده بود او را در امامزاده علیاکبر(ع) چیذر دفن کنند.
از صفات بارز اخلاقی او میتوان به خوشخلقی و خلوص نیت در انجام وظایف دینی اشاره کرد.
از آثار نویسنده این اثر میتوان به کتابهایی چون یک خوشه انگور سرخ، رد سرخ جا مانده بر فنجان، به سپیدی یک رویا اشاره نمود.
#امام_زمان
#حجاب
🥀 @yaade_shohadaa
#برشی_از_یک_کتاب
#یک_روز_بعد_از_حیرانی
🥀 رساندن خبر شهادتت به مامانفاطمه شاید سختترین کار دنیا بوده. هرچقدر هم که مادر دل شیر داشته باشد و هرچقدر هم که دل از فرزند بریده باشد. مگر میشود به همین راحتی خبر شهادت پسر را به مادر داد؟
شاید برای همین خواست خدا این بوده که مامانفاطمه پیش از همه باخبر شود. باید یک محرم راز خبر را میرساند. و طوری هم میگفت که آب توی دل مامانفاطمه تکان نخورد. یکجوری که خیالش از بابت تو راحت باشد. مثلاً یک نفر مثل برادر شهیدش. همانی که خبر تولدت را داده بود.
مادر، مژدهٔ تولدت را هم از داییمحمدعلی، دایی شهیدت، شنیده بود. مهدیه سهچهارساله بوده که تو از راه رسیدی. مامانفاطمه دلنگران از اینکه باوجود یک دختربچهٔ کوچک، بزرگکردن یک نوزاد کوچک برایش مشکل خواهد بود. بعداز سه ماه بارداری تازه متوجه وجودت شده بوده و کمی از وضع پیشآمده ناراحت بوده. یک دختربچه و یک نوزاد و کارهای خانه بهعلاوهٔ کار در مدرسه دلش را به شور انداخته. یک نفر باید خیالش را راحت میکرد. یکی از همان روزهای پریشانی مامانفاطمه یک مرد با لباس نظامی در چهارچوب در ظاهر شده. کلاه نظامیاش را تا روی چشمهایش پایین کشیده بوده. آنقدر که چهرهاش قابلِتشخیص نبوده. مامانفاطمه برای دیدن چهرهاش خم میشود و برادرش را میبیند. برادری که مدتها دلتنگش بوده. برادر را در آغوش میکشد و دعوتش میکند روی پتوهای سفیدی که دورتادور اتاق پهن بوده بنشیند.
داییمحمدعلی چهارزانو بالای اتاق مینشیند. مقابلش هم پر از ظرفهای آجیل و نقل و نبات، یک سبد بزرگ میوه، میوههای خوشرنگولعاب. همه سوغات برادر برای خواهر.
مامانفاطمه با همان میوهها از برادرش پذیرایی میکند. چه خوب موقعی به داد خواهرش رسیده بود. همان موقعی که دلش پر از غصه بود و همدمی میخواست برای شنیدن درددلش. از غصههایش گفته و برادر فقط شنیده و لبخند زده. حتماً از همان لبخندهای دلقرصکن. از همانها که میشود به اعتبارش پشتِپا زد به همهٔ غموغصههای دنیا. چه لبخند دلنشینی بوده و چقدر دل خواهر سبک شده بعداز اینهمه شِکوه و گلایه.
🥀 میدانی آرزوی دو چیز به دلم ماند. هم دلم میخواست یک دل سیر کتکت میزدم و هم دلم میخواست یک یادگاری از تو داشته باشم. در جریان یادگاریها که هستی. همه را گذاشتند توی ویترین و درش را چندقفله کردهاند. از تو فقط چند عکس دارم که آنها را از مهدیه گرفتهام. هرچه از تو مانده را مامان فاطمه بلوکه کرده. حتی کم مانده دور ویترین سیم خاردار بکشند. البته حق هم دارند. من اگر بودم شاید دزدگیر هم نصب میکردم. چه صحنۀ بامزه ای میشود که مثلاً یک نفر مهمان خانۀ شما باشد و بخواهد دور ازچشم بقیه در ویترین را باز کند. آن وقت آژیر دزدگیر رسوایش میکند. من هم به قول خودت گوریل شدم وقتی به مهدیه گفتم در ویترین را باز کند و گفت در ویترین چندقفله است و کلیدش را هم احتمالاً یک نفر قورت داده...
#جمعه
🥀 @yaade_shohadaa
🌸🍃برای شهید شدن،
دوتا راه وجود داره:
یکی خلوص و دیگری تلاش و کوشش
اگه این دوتا رو خوب انجام بدیم شهید میشیم...
✍شهید حسن باقری
🥀 @yaade_shohadaa
21.77M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥀شعر خوانی شهید در وصف حال خود و دوستانش
باید گذشـت از این، دنیا به آسـانی
باید مهیا شد، از بهر قربانی...
سرانجام معشوقه به سامان شد و #شهید_مرتضی_عطایی پس از رشادت های فراوان و چند بار مجروحیت های گوناگون، جانباز سرافراز مرتضی عطایی در ۲۱ شهریور ماه سال ۱۳۹۵ و همزمان با روز عرفه در منطقه لاذقیه به مقام رفیع شهادت نائل آمد و به یاران شهیدش پیوست.
🥀 @yaade_shohadaa
💔شهید عبدالمهدی مغفوری که بود؟
◇پاسدار شهیدی که مقام معظم رهبری مزارش را پنج مرتبه زیارت کردند.
◇شهیدی که مزارش از شهرهای شمالی و غربی ایران تا هزاران کیلومتر دورتر، زائر دارد.
◇شهیدی که حاجت روا می کند و معمولا کسی دست خالی از سر قبرش برنمیگردد.
◇شهیدی که قبل از تدفین ، سوره مبارکه کوثر را تلاوت نمود.
◇ شهیدی که هنگام تدفین ، از او صدای اذان گفتن شنیده شد.
◇ شهیدی که در سجده ها و قنوت نمازش ، دعای کمیل را می خواند.
شهیدی که با همان لباس خاک آلود برگشته از ماموریت به خواستگاری رفت.
◇ شهیدی که روی قالی های خانه نمی نشست. می گفت: نشستن روی این قالیها مرا از یاد محرومان غافل می کند.
◇ شهیدی که در هفته چند ساعت برای خود "کسر کار" می زد. می گفت: در حین کار احتمال می رود یک لحظه ذهنم به سمت خانه، همسر و یا فرزندم رفته باشد، وقت کار، من متعلق به بیت المال هستم و حق استفاده شخصی ندارم.
◇ شهیدی که حاج_قاسم سلیمانی معتقد بود مزارش شفاخانه است و درباره اش گفت: «ما افتخار میکنیم شهید مغفوری که امروز قبرش امامزاده شهر ماست، برای استان کرمان است؛ شهیدی که هیچ شبی نافله شبش قطع نشد. ما افتخار میکنیم به شهید مغفوری، او آن قدر در حفظ بیتالمال حساس بود که حتی موقع وضع حمل همسرش، برای انتقال او به بیمارستان، از ماشین سپاه استفاده نکرد»
◇ شهیدی که پس از شهادتشان ، حاج قاسم پشت در اتاق عمل نوه شان ۴ ساعت منتظر و دعاگو ماند.
✨به یاد شهید عبدالمهدی مغفوری، شادی روحش صلوات
🥀 @yaade_shohadaa
✨﷽✨
💫السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَأْمُولُ
💫السَّلامُ عَلَيْكَ بِجَوامِعِ السَّلامِ
💠سلام بر تو ای پیش نهادهی آرزو شده
💠سلام بر تو به همه سلامها
«روزتون پر از نگاه خاص امام زمان عجل الله و شهدا»
#اللھمعجلݪوݪیڪاݪفࢪج 🌹
#زیارت_آل_یس
#بند_یازدهم
🥀 @yaade_shohadaa
#عروج_عاشقانه
🥀«۲۴ شهریور ماه»
🌹زندگی زیباست؛ شهادت زیباتر🌹
💔سروان "حسن طاهری" و استواریکم "سجاد زارع مقدم" ۲۴ شهریور هنگام انجام ماموریت و مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر در محور نهبندان به بیرجند دچار حادثه شدند و به درجه رفیع شهادت نایل آمدند.
♦️هدیه به روح شهید بزرگوار سجاد زارع مقدم «صلوات»
#شهید_امنیت
🥀 @yaade_shohadaa