#وصیت_شهید
❤️🔥خواهران! شما را به خون شهدا سوگند حجابتان را رعایت کنید و بدانید که زینت شما حجاب شماست و به خدا هیچ چیز برای یک خواهر بهتر از غفت و پاکدامنی نیست.
✍🏻فرازی از وصیتنامه شهید اکبر رجبی
#رفیق_شهید
#امام_زمان
🥀 @yaade_shohadaa
11.51M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💔از پدری که عکس پسرش را بوسه باران کرد تا پسری که اشک خبرنگار خندهرو را در آورد...
🎥روایتی از دیدار خانوادههای شهدای امنیت با مقام معظم رهبری
#رفیق_شهید
#وعده_صادق
#ارتش_قهرمان
🥀 @yaade_shohadaa
💔مهدی در سن ده دوازده سالگی، علاقه خاصی به جلسات مذهبی داشت. شبهای جمعه دعای کمیل و صبحهای جمعه دعای ندبه میخواند، بدون اینکه من خبر داشته باشم. حتی من خبر نداشتم که ایشان کتاب جامع المقدمات خریده بود.
زمانیکه این کتاب را خریده بود، ۱۶ ساله بود. او از طریق مسجد محل به جبهه اعزام شد. با سه چهار تا از دوستانش عازم منطقه شد. دوستانش بعد از سه ماه آمدند، ولی ایشان از جبهه نامهای نوشت که من میخواهم دو سال اینجا باشم؛ آیا شما راضی هستید یا خیر؟ من هم پاسخ دادم مانعی ندارد بمانی.
ایشان مدتی در جبهه ماند و بعد هم مفقود شد. سال ۷۵ استخوانها و پلاکش را آوردند و به خاک سپردیم.
✍🏻به روایت پدر شهید مهدی نامی شریفآباد
#رفیق_شهید
#وعده_صادق
#ارتش_قهرمان
🥀 @yaade_shohadaa
#عروج_عاشقانه
🥀«۹ آبان ماه»
🌹زندگی زیباست؛ شهادت زیباتر🌹
💔 همسر شهید :
بحث شهادت و شهید با زندگی محسن عجین شده بود، او از ابتدای بلوغ با شهدا انس گرفته بود و در واقع طلب شهادت از خداوند جزء آرزوهای او بود.
او یک تخریب چی بود و مطمئنا دغدغههای بسیاری داشت و این دغدغهها تنها مختص میدان جنگ نبود؛ بلکه هدف او رضایت و خواست خداوند بود. او همواره آماده خدمت بود، لذا وقتی بعد از ۲۳ روز خدمت پاهایش را از پوتین در میآورد تاول زده بودند و به قول همرزمانش نمیشد پوتین تخریب چی را به راحتی درآورد. حتی در طول ۶ ماه که شلمچه بودند میگفت حلال کن و توقع نداشته باش در این مدت به من پولی داده بشود.
♦️هدیه به روح شهید بزرگوار محسن فانوسی «صلوات»
#شهید_مدافع_حرم
🥀 @yaade_shohadaa
8.27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#چهارشنبه_های_امام_رضایی
💔ما گرهگشا داریم؛
دافعالبلا داریم؛
هر کسی کسی دارد،
ما امام رضا داریم...😭🤲🏻
#فاطمیه
#ارتش_قهرمان
🥀 @yaade_shohadaa
🥀شهید سیدحسن نصرالله: ما از این شهید یاد گرفتیم...
❤️🔥شهید والامقام «سید رضی موسوی»
💔سردار شهید سید رضا موسوی معروف به سید رضی، اصالتا زنجانی بود و در دوران دفاع مقدس در بسیاری از عملیاتها در مقابل رژیم بعثی عراق ایستادگی کرد.
او از همرزمان سردار شهید حاجقاسم سلیمانی و از افراد نزدیک به او و سردار شهید حجازی و مسئول پشتیبانی جبهه مقاومت در سوریه و همچنین از مستشاران باسابقه سپاه در سوریه بود.
او سالها از جمله خادمان حسنیه اعظم زنجان بود که روز هشتم محرم اجتماع با شکوه این مسجد برگزار میشود.
در جریان حمله رژیم غاصب صهیونیستی به منطقه زینبیه در حومه دمشق، ساعت ۱۶ به وقت تهران با شلیک ۳ موشک از آسمان جولان اشغالی محل حضور سردار موسوی در منطقه زینبیه دمشق را مورد هدف قرار داد که منجر به شهادت این این فرمانده سپاه پاسداران شد.
♦️قرائت «آیتالکرسی» هدیه به روح مطهرش.
#شهید_قدس
#هفدهمینچلهتوسلبهشهدا
#روز دوم
🥀 @yaade_shohadaa
🌎 تولد در سائوپائولو
قسمت: 5⃣
🌅🕌 من یک مسلمانم 🕌🌅
🔷با اشتیاق سطربهسطر و صفحه به صفحه کتاب را خواندم.ابتدا خلاصهای از دین اسلام بود و بعد داستان زندگی پیامبر را تعریف میکرد.🍃
🔹همیشه در برنامههای مختلف تلوزیون دیدهبودم که پیامبر اسلام با زنهای زیادی ازدواج کرده و کل عمرش را مشغول همین کار بودهاست.🍃
🔹چیزی که باعث میشد مردم کشور من،و فکر کنم خیلیهای دیگر،پیامبر(ص) اسلام را دوست نداشتهباشند.ازدواج ایشان با عایشه بود.🍃
🔹آنها در فیلمهایشان،پیامبر را فردی هوسباز معرفی میکردند!اما من با خواندن زندگی ایشان متوجه شدم که پیامبر(ص) اسلام در منطقهای بهدنیا آمد که همه جاهل بودند،بهخاطر چیزهای بیاهمیت میجنگیدند و حتی دخترانشان را زندهبهگور میکردند.🍃
🔷اما پیامبر(ص) همه این مشکلات را با اخلاقشان درست کردهبود.اینجا بود که فهمیدم اخلاق در دین اسلام چقدر مهم است.مثل حاجعبدالله که با اخلاق خوبش این دین را به من معرفی کرد.🍃
🔹قصه زندگی پیامبر(ص) را خیلی دوست داشتم.همینطور که میخواندم مثل اینکه از بالا همهچیز را نگاه میکنم.خواندن و یاد گرفتن نام اهلبیت برای من خیلی سخت بود.اما به مرور توانستم یاد بگیرم.
بهخصوص تلفظ اسم امام#علی(ع)برایم خیلی دشوار بود.🍃
🔹زندگینامه حضرتزهرا(س) را که خواندم.فهمیدم جایگاه زن در اسلام چقدر بالاست،رفتار با پدر و همسر و فرزندان و همسایهها و داستانی که بهخاطر بیماری فرزندانشان سه روز روزه میگیرند و غذای خود را میبخشند.زندگی امامحسن(ع) را هم خواندم.🍃
🔷صبحها وقتی از خانه بیرون میآمدم و شبها وقتی از محیط کار خارج میشدم،در مترو کتاب میخواندمهمه اتفاقات و شخصیتهای اسلام برایم جذاب بود و دوست داشتنی و قابل احترام بودند تا اینکه به امامحسین(ع) رسیدم
و
اما #حسین.....🍃
🔷وقتی داستان به جایی رسید که امامحسین(ع) به کربلا رسیدند با خودم گفتم: چرا با حسین(ع) که فرزند علی(ع) و نوه پیامبر(ص) است،مخالفت میکنند؟ با اینکه میدانند حق با اوست.🍃
🔹رسیدم به روز عاشورا و شهادت امام و فرزندان و یارانشان.این سوال در ذهنم تکرار میشد که چرا با نوه پیامبر(ص) این کار را کردند؟به بچه شیرخواره هم رحم نکردند.وقتی جملات مربوط به شهادت امام و گذاشتن سرمقدسشان روی نیزه را خواندم،انگار چیزی درون قلبم از جا کندهشد.اشک در چشمانم جمع شدهبود و نمیتوانستم جلوی چکیدن را بگیرم.
مثل همه زمانهایی که کتاب میخو اندم سوار مترو بودم.اما اصلا متوجه نبودم.🍃
🔷اتفاقات کربلا یکییکی از جلوی چشمانم رد میشد و من مانند کسی که عزیزش را از دست داده گریه میکردم.عشقی در دلم بهوجود آمدهبود که نمیتوانستم نادیدهاش بگیرم.میدانستم من دیگر کامیلا قبلی نیستم
#کامیلایقبلخواندنکتاب با #کامیلابعدازآشناییباانسانیبهنامحسین فرق میکند.🍃
🔷زنی روی صندلی کناریام نشستهبود.دستمالی به طرفم گرفت و با حالت غصهداری به من نگاه کرد.تازه به خودم آمدم و دیدم چند نفر دیگر هم دارند نگاه میکنند.
زن پرسید: چیزی شده؟؟با اشاره سر گفتم: نه!!!!🍃
🔹به کتاب اشاره کردم و گفتم: (به خاطر این داستان غصهدار هست)
خیلی دوست داشتم به همه کسانی که در مترو بودند بگویم: من با اسلام آشنا شدم. با انسانی بهنام #حسین
شما او را نمیشناسید.اگر بشناسید دوستش دارید و بهاندازه من گریه میکنید.🍃
🔹اما نمیتوانستم،چون هم فرصت کتاب خواندن را از دست میدادم و هم چیز زیادی از دین اسلام نمیدانستم تا بتوانم کامل توضیح دهم.🍃
ادامه دارد...
#من_یک_مسلمانم
🥀 @yaade_shohadaa