🔹برخی از مفسران بر این باورند که این آیه ناظر است به اهل مکه هنگامی که در دالندوه جمع شدند و توطئه قتل رسول الله (ص) را ریختند (که حضرت علی ع شب جای ایشان خوابید و ایشان شبانه به مدینه هجرت کرد)؛ یعنی همان که در جای دیگر فرمود: «وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ الله وَ الله خَيْرُ الْماكِرين: و [ياد كن] هنگامى را كه كافران در باره تو نيرنگ مىكردند تا تو را به بند كَشَند يا بكُشند يا [از مكّه] اخراج كنند، و نيرنگ مىزدند، و خدا تدبير مىكرد، و خدا بهترين تدبيركنندگان است.» (انفال/30). و اینجا هم فرمود آنان کید میکنند چه کیدی
📚(النكت و العيون (تفسير الماوردى)، ج6، ص249 ).
🔹و برخی از مفسران این آیه را همراه با دو آیه «أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً فَإِنَّا مُبْرِمُونَ» (زخرف/۷۹) و «أَمْ يُرِيدُونَ كَيْداً فَالَّذِينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكِيدُونَ» (طور/۴۲) نازل شده در همین موقعیت میدانند
📚(تفسير مقاتل بن سليمان، ج4، ص660-662 ).
@yekaye
☀️۱) ذیل آیه ۱۰ (جلسه ۱۱۵۵) روایتی از ابوبصیر گذشت که این احتمال مطرح بود که گفتگوی وی با امام صادق ع باشد؛ در فراز بعدی آن آمده است:
گفتم: [مقصود از] إِنَّهُمْ یَکِیدُونَ کَیْداً [چیست]؟
فرمود: در خصوص پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) کید ورزیدند و در مورد علیّبنابیطالب (علیه السلام) کید ورزیدند و در مورد فاطمه زهرا (سلام الله علیها) کید ورزیدند. پس خداوند فرمود: ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! همانا بهیقین آنان چارهها اندیشند، چه چارهاندیشیدنی؛ و من هم چارهای کنم، چه چارهکردنی؛ پس به کافران مهلت ده» ای محمد «و كمى آنان را به حال خود واگذار» تا وقت برانگیختن قائم ع که انتقام مرا از جبّاران و طاغوتهای قریش و بنیامیّه و سایر مردم میگیرد.
📚تفسير القمي، ج2، ص416
حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنِ ابْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ فِي قَوْلِهِ: «فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ» قَالَ: «مَا لَهُ قُوَّةٌ» يَقْوَى بِهَا عَلَى خَالِقِهِ «وَ لَا نَاصِرٌ» مِنَ اللَّهِ يَنْصُرُهُ إِنْ أَرَادَ بِهِ سُوءاً.
قُلْتُ: «إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً»؟
قَالَ: كَادُوا رَسُولَ اللَّهِ ص وَ كَادُوا عَلِيّاً ع وَ كَادُوا فَاطِمَةَ ع. فَقَالَ اللَّهُ: يَا مُحَمَّدُ «إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً وَ أَكِيدُ كَيْداً فَمَهِّلِ الْكافِرِينَ» يَا مُحَمَّدُ «أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً» لِوَقْتِ بَعْثِ [لو قد بُعِثَ] الْقَائِمِ ع فَيَنْتَقِمُ لِي مِنَ الْجَبَّارِينَ وَ الطَّوَاغِيتِ مِنْ قُرَيْشٍ وَ بَنِي أُمَيَّةَ وَ سَائِرِ النَّاسِ.
@yekaye
☀️۲) اشاره شد که برخی مفسران شأن نزول این آیه را همان کیدی دانستند که کفار در پیش گرفتند که شبانه پیامبر ص را به شهادت برسانند. با توجه به اینکه اولا احادیث مربوط به این واقعه انشاءالله ذیل آیه «وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرين» (انفال/۳۰) خواهد آمد و ثانیا سیاق آیه نیز انحصار در آن واقعه نیست بلکه میتواند ناظر به هر کیدی باشد که علیه اسلام شده است، مناسب است مهمترین کیدهایی که در صدر اسلام علیه اسلام شده و در همه آنها مهمترین و تنها یاور اسلام امیرالمومنین بوده است را از زبان خود امیرالمومنین روایت کنیم.
در این حدیث، امیرالمومنین به هفت واقعه در زمان پیامبر ص و هفت واقعه بعد از شهادت ایشان اشاره میکند، که از این میان، فقط اصل تحمل سنگینی مصیبت از دنیا رفتن پیامبر ص است که در بیان ایشان به عنوان امتحانی مطرح شده که خود آن واقعه، نه از زاویه مکر و کید دیگران، به عنوان امتحان الهی مورد توجه واقع شده است.
اما متن حدیث:
☀️از محمد حنفیه و نیز از امام باقر (ع) روایت شده که فرمودند:
چون امير المؤمنين از جنگ نهروان بازگشت در مسجد كوفه نشسته بود كه رئيس يهوديان به حضورش آمد و عرض كرد يا امير المؤمنين خبرهایی را میخواهم از شما بپرسم كه جز پيغمبر و يا وصى پيغمبر كسى نتواند پاسخ آنها را بدهد حال چنانچه اجازه میفرمائيد بپرسم وگرنه صرف نظر نمايم.
فرمود: برادر يهودى هر چه میخواهى بپرس.
عرض كرد: ما در كتاب خود چنين يافتهايم كه خداى عز و جل چون پيغمبرى برانگيزد به او وحى میفرمايد كه از میان افراد خاندان خود كسى را كه بتواند پس از وى كار امت را به دست گيرد اختيار كند و از امت خود عهد و پيمان بگيرد كه پس از او بر سر پيمان باشند و طبق عهدى كه بستهاند رفتار كنند و خداى عز و جل جانشينان پيغمبر را در زمان حيات پيغمبران آزمايش میفرمايد و پس از وفات پيغمبران نيز آزمايش میفرمايد. مرا آگاه بفرما كه آزمايش جانشينان پيغمبران چند بار است و پس از وفاتشان چند بار و اگر جانشينان پيغمبران در آزمايش مورد رضايت خداوند شدند سرانجام كارشان بكجا خواهد كشيد؟
حضرت فرمود: به حق خدایى كه يكتا است و دريا را براى بنى اسرائيل شكافت و تورات و انجيل را بر موسى و عيسى فرو فرستاد اگر جواب سؤال تو را درست گفتم، اعتراف خواهى كرد كه درست میگويم؟
عرض كرد: آرى.
فرمود: به حق خدایى كه دريا را براى بنى اسرائيل شكافت و تورات را بر موسى فرو فرستاد اگر پاسخ پرسش تو را گفتم، اسلام را خواهى پذيرفت؟
عرض كرد: بلى.
على (ع) فرمود: خداى عز و جل جانشينان پيغمبران را تا پيغمبران زندهاند در هفت مقام آزمايش میفرمايد تا فرمانبردارى آنان را بيازمايد. و چون اطاعتشان و نتيجه آزمايششان رضايت بخش شد به پيغمبران دستور میدهد كه تا زندهاند آنان را دوست خود گيرند و پس از مرگ هم جانشين خود قرار دهند و همه امتهایی را كه اطاعت پيغمبر را لازم میشمرند بر اطاعت جانشينان الزام كنند. سپس جانشينان را پس از آنكه پيغمبران بدرود حيات گفتند در هفت مقام آزمايش میفرمايد تا پايه شكيبائى آنان را بيازمايد و چون آزمايش رضايت بخش شد سرانجام آنان را سعادت و نيك بختى قرار دهد تا با كمال خوشبختى به پيغمبران ملحقشان سازد.
رئيس يهوديان گفت: اى امير مؤمنان درست فرمودى. اكنون بفرما تا بدانم خداوند تو را در زمان حيات پيغمبر چند بار آزمايش فرمود و پس از وفات آن حضرت چند بار و سرانجام كار تو چه خواهد شد؟
على (ع) دست يهودى را گرفته و فرمود: برخيز با هم برويم تا تو را از اين موضوع آگاه كنم. جمعى از ياران على نيز برخاستند و عرض كردند يا امير المؤمنين ما را نيز در اين افتخار با يهودى شريك فرمائيد.
فرمود: میترسم كه دلهاى شما تاب تحمل آن را نداشته باشد.
عرض كردند: براى چه يا امير المؤمنين؟
فرمود: به خاطر كارهایی كه از بيشتر شماها سر زده است.
مالك اشتر برخاست و عرض كرد: يا امير المؤمنين ما را نيز آگاه بفرمائيد كه به خدا قسم ما به طور محقق میدانيم كه در روى زمين به جز تو وصى پيغمبرى وجود ندارد و ما را مسلم است كه خداوند پس از پيغمبر پيغمبرى ديگر نخواهد فرستاد و گردنهاى ما براى فرمان تو و فرمان پيغمبر ما محمد به يك ريسمان اطاعت بسته شده است.
على (ع) نشست و رو به يهودى كرده و فرمود: اى برادر يهود همانا خداى عز و جل در زمان حيات پيغمبر مرا در هفت مورد آزمايش فرمود. نه از باب خودستائى میگويم بلكه نعمتى از خداوند بود كه در همه اين موارد مرا فرمانبردار يافت.
عرض كرد: در كدام و كدام مورد يا امير المؤمنين؟
📚الخصال، ج2، ص365-382؛ ترجمه فهرى، ج2، ص412-439
📚الإختصاص، ص164-181
📚إرشاد القلوب (للديلمي)، ج2، ص343-358
@yekaye
ادامه حدیث
👇سند و متن فراز فوق👉
سند و فراز اول از متن حدیث۲
حَدَّثَنَا أَبِي وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالا حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ حَدَّثَنِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ النَّوْفَلِيُّ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ قَالَ حَدَّثَنَا يَعْقُوبُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عُبَيْدَةَ
عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي الْمِقْدَامِ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ عَنِ الْحَارِثِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَنَفِيَّةِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ:
وَ عَمْرُو بْنُ أَبِي الْمِقْدَامِ عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ قَالَ:
أَتَى رَأْسُ الْيَهُودِ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع عِنْدَ مُنْصَرَفِهِ عَنْ وَقْعَةِ النَّهْرَوَانِ وَ هُوَ جَالِسٌ فِي مَسْجِدِ الْكُوفَةِ فَقَالَ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ أَشْيَاءَ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا نَبِيٌّ أَوْ وَصِيُّ نَبِيٍّ.
قَالَ: سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ يَا أَخَا الْيَهُودِ.
قَالَ: إِنَّا نَجِدُ فِي الْكِتَابِ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا بَعَثَ نَبِيّاً أَوْحَى إِلَيْهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ مَنْ يَقُومُ بِأَمْرِ أُمَّتِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْ يَعْهَدَ إِلَيْهِمْ فِيهِ عَهْداً يَحْتَذِي عَلَيْهِ وَ يَعْمَلُ بِهِ فِي أُمَّتِهِ مِنْ بَعْدِهِ؛ وَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَمْتَحِنُ الْأَوْصِيَاءَ فِي حَيَاةِ الْأَنْبِيَاءِ وَ يَمْتَحِنُهُمُ بَعْدَ وَفَاتِهِمْ. فَأَخْبِرْنِي كَمْ يَمْتَحِنُ اللَّهُ الْأَوْصِيَاءَ فِي حَيَاةِ الْأَنْبِيَاءِ؟ وَ كَمْ يَمْتَحِنُهُمُ بَعْدَ وَفَاتِهِمْ مِنْ مَرَّةٍ؟ وَ إِلَى مَا يَصِيرُ آخِرُ أَمْرِ الْأَوْصِيَاءِ إِذَا رَضِيَ مِحْنَتَهُمْ؟
فَقَالَ لَهُ عَلِيٌّ ع: وَ اللَّهِ الَّذِي لَا إِلَهَ غَيْرُهُ الَّذِي فَلَقَ الْبَحْرَ لِبَنِي إِسْرَائِيلَ وَ أَنْزَلَ التَّوْرَاةَ عَلَى مُوسَى ع لَئِنْ أَخْبَرْتُكَ بِحَقٍّ عَمَّا تَسْأَلُ عَنْهُ لَتُقِرَّنَّ بِهِ؟
قَالَ: نَعَمْ.
قَالَ: وَ الَّذِي فَلَقَ الْبَحْرَ لِبَنِي إِسْرَائِيلَ وَ أَنْزَلَ التَّوْرَاةَ عَلَى مُوسَى ع لَئِنْ أَجَبْتُكَ لَتُسْلِمَنَّ؟
قَالَ: نَعَمْ.
فَقَالَ لَهُ عَلِيٌّ ع: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَمْتَحِنُ الْأَوْصِيَاءَ فِي حَيَاةِ الْأَنْبِيَاءِ فِي سَبْعَةِ مَوَاطِنَ لِيَبْتَلِيَ طَاعَتَهُمْ فَإِذَا رَضِيَ طَاعَتَهُمْ وَ مِحْنَتَهُمْ أَمَرَ الْأَنْبِيَاءَ أَنْ يَتَّخِذُوهُمْ أَوْلِيَاءَ فِي حَيَاتِهِمْ وَ أَوْصِيَاءَ بَعْدَ وَفَاتِهِمْ وَ يَصِيرَ طَاعَةُ الْأَوْصِيَاءِ فِي أَعْنَاقِ الْأُمَمِ مِمَّنْ يَقُولُ بِطَاعَةِ الْأَنْبِيَاءِ. ثُمَّ يَمْتَحِنُ الْأَوْصِيَاءَ بَعْدَ وَفَاةِ الْأَنْبِيَاءِ ع فِي سَبْعَةِ مَوَاطِنَ لِيَبْلُوَ صَبْرَهُمْ فَإِذَا رَضِيَ مِحْنَتَهُمْ خَتَمَ لَهُمْ بِالسَّعَادَةِ لِيُلْحِقَهُمْ بِالْأَنْبِيَاءِ وَ قَدْ أَكْمَلَ لَهُمُ السَّعَادَةَ.
قَالَ لَهُ رَأْسُ الْيَهُودِ: صَدَقْتَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ. فَأَخْبِرْنِي كَمِ امْتَحَنَكَ اللَّهُ فِي حَيَاةِ مُحَمَّدٍ مِنْ مَرَّةٍ؟ وَ كَمِ امْتَحَنَكَ بَعْدَ وَفَاتِهِ مِنْ مَرَّةٍ؟ وَ إِلَى مَا يَصِيرُ آخِرُ أَمْرِكَ؟
فَأَخَذَ عَلِيٌّ ع بِيَدِهِ وَ قَالَ: انْهَضْ بِنَا أُنَبِّئْكَ بِذَلِكَ.
فَقَامَ إِلَيْهِ جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِهِ فَقَالُوا: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْبِئْنَا بِذَلِكَ مَعَهُ.
فَقَالَ: إِنِّي أَخَافُ أَنْ لَا تَحْتَمِلَهُ قُلُوبُكُمْ.
قَالُوا: وَ لِمَ ذَاكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ؟
قَالَ: لِأُمُورٍ بَدَتْ لِي مِنْ كَثِيرٍ مِنْكُمْ.
فَقَامَ إِلَيْهِ الْأَشْتَرُ فَقَالَ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْبِئْنَا بِذَلِكَ فَوَ اللَّهِ إِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّهُ مَا عَلَى ظَهْرِ الْأَرْضِ وَصِيُّ نَبِيٍّ سِوَاكَ وَ إِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ لَا يَبْعَثُ بَعْدَ نَبِيِّنَا ص نَبِيّاً سِوَاهُ وَ أَنَّ طَاعَتَكَ لَفِي أَعْنَاقِنَا مَوْصُولَةٌ بِطَاعَةِ نَبِيِّنَا.
فَجَلَسَ عَلِيٌّ ع وَ أَقْبَلَ عَلَى الْيَهُودِيِّ فَقَالَ: يَا أَخَا الْيَهُودِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ امْتَحَنَنِي فِي حَيَاةِ نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ ص فِي سَبْعَةِ مَوَاطِنَ فَوَجَدَنِي فِيهِنَّ مِنْ غَيْرِ تَزْكِيَةٍ لِنَفْسِي بِنِعْمَةِ اللَّهِ لَهُ مُطِيعاً.
قَالَ: وَ فِيمَ وَ فِيمَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِين؟
📚الخصال، ج2، ص365-382؛ ترجمه فهرى، ج2، ص412-439
📚الإختصاص، ص164-181
@yekaye
👇ادامه حدیث👇
فراز دوم از حدیث امتحانات امیرالمومنین ع
اولین امتحان در زمان پیامبر ص
☀️فرمود: اما نخستين مورد آن بود كه خداوند عز و جل پيغمبر ما را به مقام وحى آشنا فرمود و بار رسالت بر دوش او نهاد و من در آن وقت كم سنترين افراد خانوادهام بودم كه در خانه پيغمبر به خدمتش مىپرداختم و كارهاى آن حضرت را انجام میدادم.
پيغمبر كوچك و بزرگ خاندان عبدالمطلب را خواست كه بيگانگى خداوند و رسالت پيغمبر گواهى دهند همه از اين گواهى خوددارى نموده و پيشنهادش را انكار كردند و از او كناره گرفتند و او را رها نموده و تركش نمودند و از وى دورى جستند و ديگر مردم نيز از آن حضرت دورى نموده و بر مخالفتش برخاستند كه پيشنهاد حضرتش را چون تاب نمىآوردند و عقلهايشان درك نمیكرد بزرگ شمردند.
تنها من بودم كه دعوت رسول خدا را شتابانه اطاعت كردم و بدون اينكه شك و ترديدى به دل راه دهم يقين بر حق بودنش داشتم.
سه سال به همين منوال بوديم و در روى زمين مخلوقى نبود كه نماز بگذارد و احكام الهى را كه به رسول خدا رسيده بود بپذيرد به جز من و دختر خويلد [= حضرت خدیجه] كه خدايش رحمت كند و حتما مشمول رحمت الهى است.
سپس رو به ياران فرموده پرسيد: مگر چنين نبود؟
همه عرض كردند: چرا يا امير المؤمنين چنين بود.
📚الخصال، ج2، ص365-382؛ ترجمه فهرى، ج2، ص412-439
📚الإختصاص، ص164-181
📚إرشاد القلوب (للديلمي)، ج2، ص343-358
@yekaye
👇متن اصلی فراز فوق👉
متن فراز دوم از حدیث ۲
☀️قالَ: أَمَّا أَوَّلُهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحَى إِلَى نَبِيِّنَا ص وَ حَمَّلَهُ الرِّسَالَةَ وَ أَنَا أَحْدَثُ أَهْلِ بَيْتِي سِنّاً أَخْدُمُهُ فِي بَيْتِهِ وَ أَسْعَى فِي قَضَاءٍ بَيْنَ يَدَيْهِ فِي أَمْرِهِ فَدَعَا صَغِيرَ بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ كَبِيرَهُمْ إِلَى شَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّهُ رَسُولُ اللَّهِ. فَامْتَنَعُوا مِنْ ذَلِكَ وَ أَنْكَرُوهُ عَلَيْهِ وَ هَجَرُوهُ وَ نَابَذُوهُ وَ اعْتَزَلُوهُ وَ اجْتَنَبُوهُ. وَ سَائِرَ النَّاسِ مُقْصِينَ لَهُ وَ مُخَالِفِينَ عَلَيْهِ قَدِ اسْتَعْظَمُوا مَا أَوْرَدَهُ عَلَيْهِمْ مِمَّا لَمْ تَحْتَمِلْهُ قُلُوبُهُمْ وَ تُدْرِكْهُ عُقُولُهُمْ. فَأَجَبْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص وَحْدِي إِلَى مَا دَعَا إِلَيْهِ مُسْرِعاً مُطِيعاً مُوقِناً لَمْ يَتَخَالَجْنِي فِي ذَلِكَ شَكٌّ. فَمَكَثْنَا بِذَلِكَ ثَلَاثَ حِجَجٍ وَ مَا عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ خَلْقٌ يُصَلِّي أَوْ يَشْهَدُ لِرَسُولِ اللَّهِ ص بِمَا آتَاهُ اللَّهُ غَيْرِي وَ غَيْرُ ابْنَةِ خُوَيْلِدٍ رَحِمَهَا اللَّهُ وَ قَدْ فَعَلَ.
ثُمَّ أَقْبَلَ ع عَلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ: أَ لَيْسَ كَذَلِكَ؟
قَالُوا: بَلَى يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِين.
📚الخصال، ج2، ص365-382؛ ترجمه فهرى، ج2، ص412-439
📚الإختصاص، ص164-181
📚إرشاد القلوب (للديلمي)، ج2، ص343-358
@yekaye
👇ادامه حدیث👇
فراز سوم از حدیث امتحانات امیرالمومنین ع
#دومین_امتحان در زمان پیامبر ص
آنگاه فرمود:
اما مورد دوم اى برادر يهود!
قريش هميشه براى كشتن پیغمبر (ص) رأيها میدادند و حيله ها به كار میبردند تا آنكه در يوم الدار در آخرين جلسهاى كه در دار الندوة نمودند و ابليس ملعون كه در قيافه مردى يك چشم از ثقيف (مغيرة بن شعبة) در آن مجلس شركت كرده بود پشت و روى كار را به دقت ملاحظه میكردند
تا آنكه به اتفاق آراء تصميم گرفتند كه از هر تيرهاى از قريش يك نفر نماينده دعوت شود و همگى با شمشيرهاى كشيده يك باره بر پیغمبر (ص) حمله كنند و خونش را بريزند
و چون چنين كنند قريش به حمايت نمايندگان خود، قاتلين را تسليم اولياء مقتول نكنند و در نتيجه خون پیغمبر (ص) پايمال شود.
چون اين تصميم را گرفتند جبرئيل فرود آمد و پيغمبر (ص) را از جريان آگاه كرد و شبى را كه بنا بر اجتماع بود و ساعتى را كه تصميم داشتند بر بستر خواب پيغمبر (ص) حمله كنند خبر داد و دستور داد كه در ساعت معينى بيرون شود و در غار پنهان گردد.
رسول خدا ص مرا در جريان گذاشت و دستور فرمود كه من در بستر او بخوابم و با اين فداكارى جان او را نگهدارى كنم.
من بیدرنگ از فرمانش اطاعت نمودم و شاد و خرسند بودم كه به جاى پيغمبر (ص) كشته شوم.
پيغمبر (ص) به راه خويش رفت و من در بستر او خوابيدم.
مردان قريش در حالى كه پيش خود يقين داشتند كه پيغمبر (ص) كشته خواهد شد روى به من آوردند همين كه به اتاقم رسيدند با شمشيرم در برابر آنان مقاومت نمودم و آنان را از خود دور ساختم چنانچه خدا و مردم میدانند.
سپس روى به ياران كرده و فرمود: مگر نه چنين است؟
عرض كردند: چرا، يا امير المؤمنين.
📚الخصال، ج2، ص365-382؛ ترجمه فهرى، ج2، ص412-439
📚الإختصاص، ص164-181
📚إرشاد القلوب (للديلمي)، ج2، ص343-358
@yekaye
👇ادامه حدیث👇
👇متن اصلی فراز فوق👉
متن فراز سوم از حدیث ۲
☀️فقَالَ ع:
وَ أَمَّا الثَّانِيَةُ يَا أَخَا الْيَهُودِ!
فَإِنَّ قُرَيْشاً لَمْ تَزَلْ تَخَيَّلَ الْآرَاءَ وَ تَعَمَّلَ الْحِيَلَ فِي قَتْلِ النَّبِيِّ ص حَتَّى كَانَ آخِرُ مَا اجْتَمَعَتْ فِي ذَلِكَ يَوْمَ الدَّارِ دَارَ النَّدْوَةِ؛ وَ إِبْلِيسُ الْمَلْعُونُ حَاضِرٌ فِي صُورَةِ أَعْوَرِ ثَقِيفٍ.
فَلَمْ تَزَلْ تَضْرِبُ أَمْرَهَا ظَهْرَ الْبَطْنِ حَتَّى اجْتَمَعَتْ آرَاؤُهَا عَلَى أَنْ يَنْتَدِبَ مِنْ كُلِّ فَخِذٍ مِنْ قُرَيْشٍ رَجُلٌ، ثُمَّ يَأْخُذَ كُلُّ رَجُلٍ مِنْهُمْ سَيْفَهُ، ثُمَّ يَأْتِيَ النَّبِيَّ ص وَ هُوَ نَائِمٌ عَلَى فِرَاشِهِ، فيضربونه [فَيَضْرِبُوهُ] جَمِيعاً بِأَسْيَافِهِمْ ضَرْبَةَ رَجُلٍ وَاحِدٍ، فَيَقْتُلُوهُ.
وَ إِذَا قَتَلُوهُ مَنَعَتْ قُرَيْشٌ رِجَالَهَا وَ لَمْ تُسَلِّمْهَا فَيَمْضِيَ دَمُهُ هَدَراً.
فَهَبَطَ جَبْرَئِيلُ ع عَلَى النَّبِيِّ ص، فَأَنْبَأَهُ بِذَلِكَ وَ أَخْبَرَهُ بِاللَّيْلَةِ الَّتِي يَجْتَمِعُونَ فِيهَا وَ السَّاعَةِ الَّتِي يَأْتُونَ فِرَاشَهُ فِيهَا؛ وَ أَمَرَهُ بِالْخُرُوجِ فِي الْوَقْتِ الَّذِي خَرَجَ فِيهِ إِلَى الْغَارِ.
فَأَخْبَرَنِي رَسُولُ اللَّهِ ص بِالْخَبَرِ وَ أَمَرَنِي أَنْ أَضْطَجِعَ فِي مَضْجَعِهِ وَ أَقِيَهُ بِنَفْسِي. فَأَسْرَعْتُ إِلَى ذَلِكَ مُطِيعاً لَهُ مَسْرُوراً لِنَفْسِي بِأَنْ أُقْتَلَ دُونَهُ.
فَمَضَى ع لِوَجْهِهِ؛ وَ اضْطَجَعْتُ فِي مَضْجَعِهِ؛ وَ أَقْبَلَتْ رِجَالاتُ قُرَيْشٍ مُوقِنَةً فِي أَنْفُسِهَا أَنْ تَقْتُلَ النَّبِيَّ ص. فَلَمَّا اسْتَوَى بِي وَ بِهِمُ الْبَيْتُ الَّذِي أَنَا فِيهِ، نَاهَضْتُهُمْ بِسَيْفِي فَدَفَعْتُهُمْ عَنْ نَفْسِي بِمَا قَدْ عَلِمَهُ اللَّهُ وَ النَّاسُ.
ثُمَّ أَقْبَلَ ع عَلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ: أَ لَيْسَ كَذَلِكَ؟
قَالُوا: بَلَى يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِين.
📚الخصال، ج2، ص365-382؛ ترجمه فهرى، ج2، ص412-439
📚الإختصاص، ص164-181
📚إرشاد القلوب (للديلمي)، ج2، ص343-358
@yekaye
👇ادامه حدیث👇
فراز چهارم از حدیث امتحانات امیرالمومنین ع
#سومین_امتحان و #چهارمین_امتحان در زمان پیامبر ص
☀️سپس فرمود:
و اما سومين مورد اى برادر يهود!
آن بود كه دو فرزند ربيعة و پسر عتبة كه پهلوان قريش بودند در روز جنگ بدر براى خود مبارز طلبيدند و هيچ كس به ميدان مبارزه آنان قدم نگذاشت.
رسول خدا (ص) مرا و دو رفيقم (حمزة و عبيدة) را به جنگ آنان روانه كرد.
اين مأموريت را هنگامى به من ارجاع فرمود كه من از همه رفقايم در سن كوچكتر و در جنگ كم تجربهتر بودم. خداى عز و جل به دست من وليد و شيبة را بكشت، و این غير از سایر بزرگان قريش بود که کشتم و غیر از آنان که اسیر کردم، كه آن روز نتيجه كار من از همه رفقايم بيشتر بود.
پسر عمويم (عبيدة بن حرث) در همان روز كشته شد خدايش رحمت كند.
سپس رو به اصحاب خود كرده و فرمود: آيا اين طور نبود؟
همه گفتند: چرا، يا امير المؤمنين!
☀️سپس فرمود:
و اما چهارمين مورد، اى برادر يهود!
آن بود كه مردم مكه تا آخرين نفر بر ما هجوم آورده و همگى قبائل عرب و قريش را كه به فرمانشان بود بر ما شورانيدند تا خون مشركين قريش را كه به روز بدر كشته شده بودند از ما بازستانند.
جبرئيل بر پيغمبر (ص) فرود آمد و از جريان آگاهش نمود. پيغمبر (ص) به افراد نظامى خود دره احد را سنگر ساخت.
مشركين پيش آمدند و يكباره بر ما تاختند افرادى از مسلمانان كشته شد و آنان كه زنده ماندند با شكست مواجه شدند، تنها من با رسول خدا (ص) ماندم و مهاجر و انصار همه به خانههاى خود در مدينه بازگشتند و هركس میگفت پيغمبر (ص) و يارانش همگى كشته شدند.
سپس خداى عز و جل جلوى پيشرفت مشركين را گرفت و من كه در پيشاپيش رسول خدا (ص) بودم هفتاد و چند زخم برداشتم كه از جمله اينهاست:
در اين موقع امير المؤمنين رداى خود را بيفكند و دست بر جاى زخمها كشيده و آنها را نشان داد و فرمود:
آن روز خدمتى از من سر زد كه ان شاء الله پاداش خدمتم بر خدا است.
سپس روى به اصحاب كرده و فرمود: چنين نبود؟
عرض كردند: چرا يا امير المؤمنين.
📚الخصال، ج2، ص365-382؛ ترجمه فهرى، ج2، ص412-439
📚الإختصاص، ص164-181
📚إرشاد القلوب (للديلمي)، ج2، ص343-358
@yekaye
👇ادامه حدیث👇
👇متن اصلی فراز فوق👉
متن فراز چهارم از حدیث ۲
☀️فَقَالَ ع: وَ أَمَّا الثَّالِثَةُ يَا أَخَا الْيَهُودِ!
فَإِنَّ ابْنَيْ رَبِيعَةَ وَ ابْنَ عُتْبَةَ كَانُوا فُرْسَانَ قُرَيْشٍ، دَعَوْا إِلَى الْبِرَازِ يَوْمَ بَدْرٍ. فَلَمْ يَبْرُزْ لَهُمْ خَلْقٌ مِنْ قُرَيْشٍ.
فَأَنْهَضَنِي رَسُولُ الله ص مَعَ صَاحِبَيَّ رَضِيَ الله عَنْهُمَا؛ وَ قَدْ فَعَلَ وَ أَنَا أَحْدَثُ أَصْحَابِي سِنّاً وَ أَقَلُّهُمْ لِلْحَرْبِ تَجْرِبَةً.
فَقَتَلَ الله عَزَّ وَ جَلَّ بِيَدِي وَلِيداً وَ شَيْبَةَ، سِوَى مَنْ قَتَلْتُ مِنْ جَحَاجِحَةِ قُرَيْشٍ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ، وَ سِوَى مَنْ أَسَرْتُ؛ وَ كَانَ مِنِّي أَكْثَرُ مِمَّا كَانَ مِنْ أَصْحَابِي؛
وَ اسْتُشْهِدَ ابْنُ عَمِّي فِي ذَلِكَ رَحْمَةُ الله عَلَيْهِ.
ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ: أَ لَيْسَ كَذَلِكَ؟
قَالُوا: بَلَى يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ!
☀️فَقَالَ عَلِيٌّ ع: وَ أَمَّا الرَّابِعَةُ يَا أَخَا الْيَهُودِ!
فَإِنَّ أَهْلَ مَكَّةَ أَقْبَلُوا إِلَيْنَا عَلَى بَكْرَةِ أَبِيهِمْ، قَدِ اسْتَحَاشُوا مَنْ يَلِيهِمْ مِنْ قَبَائِلِ الْعَرَبِ وَ قُرَيْشٍ، طَالِبِينَ بِثَأْرِ مُشْرِكِي قُرَيْشٍ فِي يَوْمِ بَدْرٍ.
فَهَبَطَ جَبْرَئِيلُ ع عَلَى النَّبِيِّ ص فَأَنْبَأَهُ بِذَلِكَ.
فَذَهَبَ النَّبِيُّ ص وَ عَسْكَرَ بِأَصْحَابِهِ فِي سَدِّ أُحُدٍ، وَ أَقْبَلَ الْمُشْرِكُونَ إِلَيْنَا.
فَحَمَلُوا إِلَيْنَا حَمْلَةَ رَجُلٍ وَاحِدٍ وَ اسْتُشْهِدَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ مَنِ اسْتُشْهِدَ وَ كَانَ مِمَّنْ بَقِيَ مِنَ الْهَزِيمَةِ وَ بَقِيتُ مَعَ رَسُولِ الله ص، وَ مَضَى الْمُهَاجِرُونَ وَ الْأَنْصَارُ إِلَى مَنَازِلِهِمْ مِنَ الْمَدِينَةِ، كُلٌّ يَقُولُ قُتِلَ النَّبِيُّ ص وَ قُتِلَ أَصْحَابُهُ.
ثُمَّ ضَرَبَ الله عَزَّ وَ جَلَّ وُجُوهَ الْمُشْرِكِينَ.
وَ قَدْ جُرِحْتُ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ الله ص نَيِّفاً وَ سَبْعِينَ جَرْحَةً، مِنْهَا هَذِهِ وَ هَذِهِ - ثُمَّ أَلْقَى ع رِدَاءَهُ وَ أَمَرَّ يَدَهُ عَلَى جِرَاحَاتِهِ - وَ كَانَ مِنِّي فِي ذَلِكَ مَا عَلَى الله عَزَّ وَ جَلَّ ثَوَابُهُ إِنْ شَاءَ الله.
ثُمَّ الْتَفَتَ ع إِلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ: أَ لَيْسَ كَذَلِكَ؟
قَالُوا: بَلَى يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ.
📚الخصال، ج2، ص365-382؛ ترجمه فهرى، ج2، ص412-439
📚الإختصاص، ص164-181
📚إرشاد القلوب (للديلمي)، ج2، ص343-358
@yekaye
👇ادامه حدیث👇