🔹وَيْلٌ
قبلا بیان شد که
▪️ کلمه «وَيْلٌ» برای دلالت بر وضعیتی است که بدی و بدبختی دامنگیر شخص شود.
در فارسی ما تعبیر «وای بر» را برای حالات مختلفی استفاده میکنیم،
🔸اما در زبان عربی، برای هریک از این حالات یک کلمه هست:
▪️«ویل» در جایی است که شخص مرتکب کار بدی شده باشد و وضعیتش جای تأسف داشته باشد؛
▪️«ویس» برای کوچک شمردن (استصغار) است؛ و
▪️«ویح» برای جایی است که انسان حالت ترحم داشته باشد.
▪️همچنین اینکه «ویل» را وادیای در جهنم دانستهاند، از باب معنای لغوی نبوده است، بلکه [یک نامگذاری درباره جایی در جهنم است و] ظاهرا منظور این است که کسی که خدا در موردش «ویل» بگوید سزاوار آن جایگاه در جهنم میباشد.
🔖جلسه ۱۷۴ https://yekaye.ir/saad-38-27/
▪️همچنین اشاره شد که از نظر زمخشری تعبیر «أولی لک» هم به معنای «ویل لک: وای بر تو» است؛ و بیضاوی توضیح داده که در واقع ماده آن، «ویل» بوده است که در وزن أفعل رفته و جابجایی رخ داده است («أویل» بوده که به «أولی» تبدیل شده است، همانند «أدون» که به «أدنی» تبدیل میشود).
🔖جلسه ۳۹۲ https://yekaye.ir/al-qiyamah-75-34/
@yekaye
هدایت شده از بحثی در تعدد قراءات قرآن کریم
بسم الله الرحمن الرحیم
در ادامه تدریسهایی که قبلا در زمینه تعدد قراءات داشتم و توضیحش در اینجا گذشت
در تابستان امسال (۱۴۰۴) به پیشنهاد مدرسه عالی فقه و علوم اسلامی، قرار شده است از روز شنبه ۱۶ محرم ۱۴۴۷ (۲۱ تیر۱۴۰۴) ۵ جلسه در خدمت برخی از طلاب درس خارج این مدرسه باشم برای ارائه دورنمایی از بحث تعدد قراءات
(ان شاء الله این بحث برای کسانی که اصلا با بحث آشنایی ندارند و بخواهند یک دورنمای کلیای از بحث داشته باشند مفید باشد)
فایلهای صوتی این جلسات ( در صورت امکان، متنی از خلاصه بحثها) ان شاء الله در ادامه تقدیم خواهد شد.
@qiraat
🔹همَزَةٍ
قبلا بیان شد که
▪️ماده «همز» در اصل بر فشار دادن (عصاره گرفتن) دلالت دارد و دو کلمه «همّاز» و «هُمَزَة» (همزه/۱) هر دو صیغه مبالغهاند به معنای کسی که بشدت در مقام عیبجویی و غیبت انسانها برمیآید؛ گویی با این کارش دیگری را از پشت سر و به طور پنهانی تحت فشار قرار میدهد.
🔸در زبان عربی چند کلمه وجود دارد که همگی دلالت بر انتقال معنا به صورت اشارهای و غیرصریح دارد که که غیر از «رمز» بقیه موارد زیر با بار معنایی منفی همراه است:
▪️«غمز» اشاره با چشم و ابرو به عیب افراد است؛
▪️«لمز» نیز همانند غمز اشارهای عیبجویانه و البته حضوری است ولو با کلام باشد؛
▪️«همز» همانند لمز است اما در پشت سر و غیاب شخص است؛
▪️«طنز» اشاره کردن به مطلبی است که با نوعی استهزاء و مسخره کردن توام باشد؛ و
▪️«رمز» هم به مطلق اشاره کردن و مطلبی را به صورت غیرصریح ابراز نمودن، گفته میشود.
با این توضیح میتوان فهمید که چرا برخی همچون ابنعباس «هماز» و «هُمَزه» را به معنای کسی که با غیبت کردن به جان مردم میافتد، دانستهاند.
▪️«همزات» (هَمَزاتِ الشَّياطِين؛ مومنون/۹۷) که جمع «هَمْزِه» است به معنای وسوسهای است که شیاطن در دلها میافکنند و برخی که معنای «تنقیص [= ناقص نمایاندن] و عیبجویی» را معنای اصلیِ ماده «همز» گرفتهاند، «همزات» شیاطین را هم به معنای اقداماتی از شیاطین دانسته اند که به قصد ضرررسانی و عیبآفرینی و به نقص کشاندن انجام میشود.
🔖جلسه ۴۷۷ https://yekaye.ir/al-qalam-68-11/
▪️در اینجا فقظ اضافه میکنیم که حسن جبل اصل این ماده را «دفع کردن با قوت و شدت در خصوص چیزی که در چیزی نفوذ میکند» دانسته است همانند کاربرد آن در خصوص تیری که از کمان رها میشود و در چیزی وارد میگردد (المعجم الإشتقاقي المؤصل لألفاظ القرآن الكريم، ص۲۳۲۱) که این معنایی که وی ذکر کرده به معنایی که در خصوص «لمز» هم مطرح کرده بسیار نزدیک است.
@yekaye
🔹لُمَزَةٍ
قبلا بیان شد که
▪️ماده «لمز» دلالت دارد بر عیبی را به کسی نسبت دادن و راغب «در جستجوی عیب دیگران بودن» (عیبجویی) را هم در معنای آن وارد دانسته است.
▪️حسن جبل معنای محوری این ماده را – با توجه به اقتضائات تک تک حروف آن- عبارت دانستهاند از «دفع کردن در بدن با شدت و حدت» و البته تصریح کرده که این ماده عموما در همین معنای عیب و ایراد گرفتن به کار میرود.
🔸البته در تفاوت «عاب: عیب گرفت» و «لمز» گفته شده که «لمز» عیب گرفتن کسی است به خاطر چیزی که در او هست؛ مثلا وقتی میفرماید «وَ مِنْهُمْ مَنْ یلْمِزُكَ فِی الصَّدَقاتِ» (توبه/۵۸) آنان بر پیامبر ص عیب میگرفتند که چرا اموالش را در غیر جایش قرار میدهد، همچنین عیبجویی میتواند با کلام و غیر کلام باشد اما «لمز» صرفا با سخن است؛ هرچند که از نظر ابوحیان، این نکته اخیر، ویژگی ماده «همز» در مقابل ماده «لمز» است؛ یعنی از نظر او «لمز» با سخن و اشاره و سایر اموری است که مقصود را میرساند؛ اما «همز» همواره با زبان است.
🔸دیدیم که در زبان عربی چند کلمه (همز و غمز و لمز و رمز) وجود دارد که همگی دلالت بر انتقال معنا به صورت اشارهای و غیرصریح دارد که غیر از «رمز» بقیه موارد زیر با بار معنایی منفی همراه است. توضیح بیشتر تفاوت اینها:
اگرچه راغب «لمز» را به معنای «غیبت کردن و عیبجویی نمودن» معرفی کرده است که لازمهاش این است که شامل عیبجویی در غیاب شخص هم بشود؛ اما از نظر خلیل و مرحوم مصطفوی عیبجویی در غیاب ویژگی «همز» است و از کلمه «لمز» برای اشاره به عیب افراد در حضور آنها به کار میرود. از نظر ایشان تفاوت این کلمات در این است که «غمز» اشاره به عیب افراد است با چشم و ابرو؛ «لمز» نیز همانند غمز اشارهای عیبجویانه و البته حضوری است ولو با کلام باشد؛ «همز» همانند لمز است اما در پشت سر و غیاب شخص است.
به نظر میرسد مهمترین مرحوم مصطفوی برای تفاوت گذاشتن بین همز و لمز این نکته لغوی باشد که حرف «ل» که از حروف «جهر: آشکار» است دلالت بر شدت میکند ولی حرف «ه» که از حروف «هَمس: خفا و سستی» است دلالت بر رخوت و پنهانی بودن؛ لذا عیبجویی «لمز» شدیدتر از «همز» است؛ و نتیجه گرفته که «لمز» عیبجویی آشکار است و «همز» عیبجویی در غیاب شخص.
عسکری نیز اگرچه همین دیدگاه را قبول دارد (که همز، بیان مخفیانه عیب است، و لمز، بیان آشکار)؛ اما از مبرد سخنی میآورد که ظاهرا همین ضابطه لفظی را به طور دیگری شرح میدهد: همز آن است که انسان از شخصی عیبجویی کند با سخنی قبیح به طوری که وی نمیشنود ویا اینکه با نحوه بیانش او را برانگیزاند و بفریبد برای انجام امری قبیح که متوجهش نیست، اما لمز انجام این کار به نحو آشکارتر است؛ لذا خداوند اقدامات شیاطین را «هَمَزاتِ الشَّیاطِین» (مؤمنون/۹۷) خوانده است، نه «لَمَزاتِ الشَّیاطِین»؛ و از آن سو مذمت کردن علنی صدقه دادن را که به نحوی هدفش بازداشتن از انجام کار است با تعبیر «لمز» یاد کرده است: «وَ مِنْهُمْ مَنْ یلْمِزُكَ فِی الصَّدَقاتِ» (توبه/۵۸) و «الَّذينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعينَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ فِي الصَّدَقات» (توبه/۷۹).
با توجه به اینکه عمل «لمز» عملا ناظر به شخص دیگر است درباره اینکه چرا در قرآن کریم این تعبیر ناظر به خود مطرح شده و فرموده است «وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُم» (حجرات/۱۱) مفسران احتمالات مختلفی را مطرح کردهاند که در قسمت تدبرهای آیه ۲ سوره حجرات بیان شد.
▪️کلمه «لُمَزَةٌ» (وَیلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ؛ همزة/۱). هم صیغه مبالغه از این ماده است شبیه «لمّاز»، که دلالت بر کسی که زیاد عیبجویی میکند دارد.
🔖جلسه ۱۰۷۶ https://yekaye.ir/al-hujurat-49-11-2/
🔹اختلاف قرائت
▪️در قراءات رایج کلمه «کل» را ذکر کرده و دو کلمه بعدی را به صورت نکره قرائت کردهاند: «لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ»
▪️اما نزد برخی قراءات غیرمشهور (ابن مسعود و ابووائل و نخعی و أعمش) بدون کلمه «کل» و به صورت معرفه «لِلْهُمَزَةِ اللُّمَزَة» قرائت شده است.
▪️همچنین در قرائتی دیگر از ابن مسعود بین این دو کلمه حرف «و» هم آمده است: ««لِلْهُمَزَةِ و اللُّمَزَة»
📚معجم القراءات، ج۱۰، ص۵۷۵
▪️در قراءات رایج حرف «م» در هر دو کلمه به صورت مفتوح قرائت شده است: «هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ»
▪️اما در قرائتی منسوب به امام باقر ع و اعرج به صورت ساکن: «هُمْزَةٍ لُمْزَةٍ»
▪️و در قرائتی شاذ به صورت مرفوع (از باب اتباع از حرکت قبلی) به صورت: «هُمُزَةٍ لُمُزَةٍ».
📚معجم القراءات، ج۱۰، ص۵۷۵
@yekaye
🔹درباره اینکه این سوره درباره چه کسی نازل شده است در مقدمه توضیحاتی گذشت؛ که عموما ناظر به همین آیه است. به طور خلاصه،
عطاء و کلبی بر این باورند که در مورد اخنس بن شریق نازل شده که وی به عیبجویی و غیبت از مردم به طور عام و پیامبر ص به طور خاص میپرداخت.
مقاتل بر این باور است که در مورد ولید بن مغیره نازل شده که در پشت سر از پیامبر ص غیبت میکرد و در روبرو هم به ایشان طعنه میزد.
محمد بن اسحاق (مورخ معروف) بر این باور است که این در مورد امیه بن خلف نازل شد.
📚مفاتيح الغيب، ج32، ص283
@yekaye
☀️ذیل آیه «وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبين» (مرسلات/۱۵)
(جلسه ۳۸ https://yekaye.ir/15-77-al-mursalat/)
حدیثی از پیامبر ص روایت شد که در پاسخ حضرت علی ع فرمودند: «ویل» وادیای در جهنم است که اکثر اهالی آن، دشمنان تو، قاتلان ذریه تو و کسانیاند که بیعت تو را شکستند.
☀️همچنین ذیل آیه «هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَميمٍ» (قلم/۱۱)
(جلسه ۴۷۷ https://yekaye.ir/al-qalam-68-11/)
احادیث متعددی درباره شخص عیبجو (لمّاز) گذشت که میتواند به اینجا هم مرتبط باشد.
☀️اما احادیث دیگر: