یک آیه در روز
. ۱۱۶۸) 📖 كَلاَّ لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ 📖 ترجمه 💢نه چنین است؛ حتما در حطمه [آتش درهمشکنند
.
2️⃣ «وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ؛ الَّذي جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ؛ يَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ؛ كَلاَّ لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ»
اوصاف این شخصی که در حطمه انداخته میشود عبارت بود از: «هماز» (عیبجو) و لماز (طعنهزن) بودن، انباشت و شمارش اموال.
حطمه میتواند تجسم هریک از اینها یا مجموع اینها باشد؛ اما چگونه؟
🌴الف. عیبجویی انسان را درهم میشکند زیرا به جای اینکه به عیوب خود توجه کند و به رفع آنها اهتمام ورزد هم و غم خود را مصروف شناسایی عیوب دیگران و رسوا کردن آنان میکند؛ آنگاه:
🌿الف.۱. از آنجا که هر کاری که در قبال دیگران انجام دهیم در حقیقت آن را برای خودمان خواستهایم، این استخراج عیوب که به ضربه زدن و درهمشکستن اعتبار افراد در جامعه منجر میشود حقیقتا بر سر خود ما وارد خواهد شد.
🌿الف.۲. از باب «ای برادر تو همه اندیشهای» وقتی تمام فکر و ذکر انسان به موضوعی مشغول شود همان حقیقت او خواهد بود. وی تمام فکر و ذکرش را به یافتن عیبها و بدیهای این و آن اختصاص داده پس خود را به تعداد عیوب دیگران تجزیه کرده و چون عیب از آن جهت که عیب است امری خوار و ذلیل است وی با اهتمام به خواری این و آن، ذلت تکهپاره شدهای را در وجود خود رقم زده است.
🌿الف.۳. ...
🌴ب. طعنه زدن به این و آن، انسان را درهم میشکند زیرا:
🌿ب.۱. وی با طعنه زدن قصد درهمشکستن افراد را دارد و حقیقت این اقدامش به خودش برمیگردد.
🌿ب.۲. ...
🌴ج. انباشت اموال و به شمارش آنها مشغول شدن، انسان را درهم میشکند زیرا:
🌿ج.۱. مال و ثروت امری اعتباری است و شمارش آنها حکایت از پراکندگی وجودی آنها دارد و وقتی محور وجود خویش را این قرار دهیم، بخاطر محور قرار دادن اعتبار به جای حقیقت، حقیقت خود را زیر پا گذاشتهایم و به خاطر تکثری که در شمارش اموال هست خود را متکثر کردهایم و ترکیب این دو (زیر پا گذاشتن و متکثر کردن) یعنی در هم شکستن و خرد کردن.
🌿ج.۲. مال و ثروت دنیا اساسا ناظر به کثرات و دلمشغولیهای متنوع است که همگی گذرا و ناپایاست؛ وقتی تمام دلمشغولی شخص این باشد، یعنی روح و باطن خود را به کثراتی تکهتکه کرده که هیچیک باقی ماندنی نیست و این یعنی شکسته و خرد و تکهتکه شدن روح.
🌿ج.۳. ...
@yekaye
#همزه_۴
یک آیه در روز
. ۱۱۶۸) 📖 كَلاَّ لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ 📖 ترجمه 💢نه چنین است؛ حتما در حطمه [آتش درهمشکنند
یک آیه در روز
. ۱۱۶۸) 📖 كَلاَّ لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ 📖 ترجمه 💢نه چنین است؛ حتما در حطمه [آتش درهمشکنند
.
4️⃣ «كَلاَّ لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ»
ملاصدرا حکایتی را از کتاب اخوان الصفا نقل میکند که ظاهرا مکاشفهای است برای یکی از اولیاء الله درباره به حطمه افکنده شدن یکی از جهنمیان، که این باطن چه عملی و چگونه زندگانیای بوده است.
📜حکایت
در کتاب اخوان الصفا حکایت گفتگوی دو نفر آمده است که یکی از اولیاء الله و بندگان صالح خداوند بوده که از عذاب جهنم نجات یافته و خود را از اسارت آتش رهانیده و از دشمنی اهل جهنم رهایی یافته است و دیگری شخصی که به انواع عذابهای سوزانده گرفتار آمده است:
ناجی (نجات یافته) به هالک (هلاکشونده) گفت: زندگیات چگونه بود؟
هالک: در نعمتهای خدا زندگی میکردم و دائما بیشتر می خواستم و بر جمع آنها حرص میورزیدم در حالی که یاور دین
خدا و دشمن دشمنانش بودم و با آنان میجنگیدم!
ناجی: دشمنان خدا [از نظر تو] چه کسانی بودند؟
هالک: هرکسی که با دین و اعتقاد و مذهبم مخالفت میکرد!
ناجی: ولو که از پیروان توحید و از مسلمانانی بود که به قبله واحد نماز میگذارند؟
هالک: بله.
ناجی: و اگر بر آنان غلبه میکردی چه میکردی؟
هالک: آنان را به مذهب و نظر و اعتقاد خودم دعوت میکردم.
ناجی: و اگر قبول نمیکردند؟
هالک: با آنان میجنگیدم و خونشان را میریختم و اموالشان را میگرفتم و خانوادهشان را اسیر میکردم؟
ناجی: و اگر برای غلبه بر آنان قدرت نداشتی چطور؟
هالک: شب و روز در نمازهایم قربة الی الله آنها را لعن می کردم!
ناجی: آیا اطلاع داری که از نفرین و لعنهای تو ضرری به آنها رسیده باشد؟
هالک: نمی دانم اما وقتی ای کار را میکردم در دلم و نفسم احساس راحتی میکردم و این شفای سینه بیمارم بود.
ناجی: میدانی چرا؟
هالک: نه؛ تو بگو.
ناجی: چون تو نفسی مریض و دلی معذب و روحی گرفتار عقوبت داشتی؛ زیرا لذت همان خروج از دردهاست؛ و بدان که تو در طبقهای از طبقات جهنم گرفتار هستی که نامش «حطمه» است همان «آتش فروزنده خداوند که بر دلها سر میکشد» (همزه/۶-۷) تا زمانی که از آن خلاصی یابی یا خودت را از عذابش نجات دهی در صورتی که تقوای الهی پیشه کنی که خودش فرمود: «سپس نجات مىدهیم كسانى را كه تقوا پيشه كردهاند» به [پاسِ] كارهايى كه مايه رستگارىشان از عذاب بوده، «و ستمگران را به زانو درافتاده در [دوزخ] رها مىكنيم.» (مریم/۷۲)
سپس هالک به ناجی گفت: تو به من از نظر و مذهب و حال خودت خبر بده.
ناجی: بله؛ امام من هم در نعمتها و احسان خداوند زندگی می کردم که به شماره نمیآمد و توان شکرش را نداشتم و راضی بودم بدانچه خداوند برایم مقدر کرده و قضای او بدان تعلق گرفته بود در حالی که بر احکام او صبر میکردم و نه بدیای برای احدی خواستم و نه با کسی دغل کردم و نه قصد سوءی به کسی داشتم؛
نفسم از من راحت بود و دلم در گشایش و خلایق از من در امان؛ مذهب و دینم تسلیم شدن در پیشگاه پروردگارم بود یعنی همان دین پدرم ابراهیم، همان طور که گفت: «پس هر كه از من پيروى كند، بى گمان، او از من است، و هر كه مرا نافرمانى كند، به يقين، تو آمرزنده و مهربانى» (ابراهیم/36) و همان طور که حضرت عیسی ع فرمود: «اگر عذابشان كنى، آنان بندگان تواند و اگر بر ايشان ببخشايى تو خود، توانا و حكيمى» (مائده/118).
📚شرح أصول الكافي (صدرا)، ج4، ص384
@yekaye
#همزه_۴
ان شاء الله زیر سایه امام زمان ع و در درجه اول به نیابت از حضرت معصومه س و سپس به نیابت از تمامی شیعیان و محبان حضرت که امسال توفیق حضور در این مراسم بینظیر را ندارند، عازم سفر اربعین هستم.
انشاء الله ادامه تدبر در سوره همزه بعد از این سفر انجام خواهد شد.
@yekaye
یک آیه در روز
. ۱۱۶۸) 📖 كَلاَّ لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ 📖 ترجمه 💢نه چنین است؛ حتما در حطمه [آتش درهمشکنند
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یک آیه در روز
. ۱۱۶۸) 📖 كَلاَّ لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ 📖 ترجمه 💢نه چنین است؛ حتما در حطمه [آتش درهمشکنند
🔹مَا أَدرَیكَ
▪️درباره ماده «دری» و این ترکیب به تفصیل در
جلسه ۹۸ http://yekaye.ir/al-qadr-097-02/
و جلسه ۵۵۱ https://yekaye.ir/al-ahzab-33-63/
بحث شد.
🔹الْحُطَمَةُ
درباره ماده «حطم» و این کلمه ذیل آیه قبل توضیح داده شد.
https://yekaye.ir/al-humazah-104-4/
📖اختلاف قرائت
▪️در قراءات مشهور به همین صورت «فِي الْحُطَمَةِ» قرائت شده است؛
▪️اما در قرائتی غیرمشهور (زید بن علی)، هم در این آیه و هم در آیه بعد، به صورت اسم فاعل «فی الحاطمة» قرائت شده است.
📚معجم القراءات، ج١٠، ص۵۷۹
@yekaye
🔹تمام احادیثی که ذیل آیه قبل آمد به این آیه هم مرتبط است.
https://yekaye.ir/al-humazah-104-4/
در کانال از اینجا به بعد:
https://eitaa.com/yekaye/12777