یک آیه در روز
. ۱۱۶۹) 📖 و مَا أَدرَیكَ مَا الْحُطَمَةُ 📖 ترجمه 💢و چه چيزی آگاهت کرد [= میتواند آگاهت کند] که ح
2️⃣ «وَ مَا أَدرَیكَ مَا الْحُطَمَةُ»
اغلب مفسران وقتی به این آیه رسیدهاند صرفا گفتهاند که این آیه در مقام نشان دادن فخامت و ترسناکی «حطمه» است و بلافاصله سراغ آیات بعد رفتهاند
(مثلا: مجمع البيان، ج10، ص818 ؛ الميزان، ج20، ص359 )
اما با توجه به احادیث ذیل آیه قبل، مقصود از حطمه میتواند عبارت باشد از:
🔥الف. یکی از درهاى هفتگانه دوزخ هفت، که در آيه «لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ» (حجر/۴۴) مورد توجه قرار گرفته است و از آن است که «تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ كَأَنَّهَا جِمَالاتٌ صُفْرٌ: شرارههایی از خود پرتاب میکند مانند یک کاخ! گویی همچون شتران زردرنگی هستند» (مرسلات/۳۲-۳۳)؛ هرکس سوی آن شود را درهم میشکند [و پودر میکند] همانند سرمه، امّا روحش نمیمیرد، و هربار که همانند سرمه شوند، دوباره به حالت اوّل برمیگردند (حدیث۱ ذیل آیه ۴)
🔥ب) موقفی از مواقف جهنم که بعد از چند سقوط طولانی که شخص در آخرین آن هفتاد هزار سال سقوط میکند در «حطمه» قرار میگیرد؛ چون در آن واقع شد هم او و هم شیطانش را درهم میکویند. و البته باز هم مراتب دیگری هست که بدان سقوط کند. (حدیث۲ ذیل آیه۴).
🔥ج) جایگاهی در جهنم که هنگامی که مالك [= فرشته نگهبان جهنم] بر آتش دوزخ خشم آرد، به خاطر خشم او برخى از آن برخى ديگر را خرد كند و ببلعد (حدیث۳ ذیل آیه۴).
🔥د) ...
☄️در عین حال ادامه آیات هم توضیحات دیگری برای حطمه داده است که این حطمه، آتش برفروخته الهی است که نه بر تن، بلکه بر دلها سر میکشد و در ستونهایی بلند همه عرصهها را بر کسانی که گرفتارش آمدهاند میبندد.
و وقتی در احادیث آن را به یکی از ابواب جهنم تعبیر میکنند حکایت از آن دارد که حطمه، باطن حقیقتی در دنیاست که انسان را اینچنین به جهنم وارد میکند.
در واقع شاید این آیه پیوند عمیقی بین آیات قبل و بعد برقرار میکند:
انسان عیبجوی طعنهزننده که تمام هم و غم وی انباشت و شمارش ثروت خویش است و گمان میکند که این ثروت برای وی جاودانگی میآورد، در حقیقت از باب حطمه وارد جهنم میشود؛ یعنی با این سبک زندگیاش آتشی فراهم آورده که دل خودش را میسوزاند و وی را در هم شکند و آرزوهای بلندش ستون بلندی از آتش شده که عرصه نجات را از همه سو بر وی بسته است.
🤔ما انسان دنیازدهای که به آزار دیگران مشغول است و خود را غرق در مال و ثروت نموده، در خوشی و رفاه میپنداریم اما باطن وی به نحو باورنکردنیای در حال سوختنی است که هیچ راه نجاتی از آن ندارد.
⛔️شاید به خاطر همین پیچیدگیهاست که میفرماید چگونه میتوان به تو فهماند که حطمه چیست.
@yekaye
#همزه_۵
🔹نارُ
قبلا بیان شد که
▪️همگان متفقاند که ماده «نور» در اصل بر «روشنایی» دلالت میکند، و البته برخی با توجه به برخی از مشتقات این ماده بر این باورند که در این ماده نوعی اضطراب و کم ثباتی هم نهفته است…
▪️کلمه بسیار پرکاربرد دیگر از این ماده کلمه «نار» (آتش) است که اهل لغت بر اینکه از «نور» اخذ شده تصریح کردهاند. برخی گفتهاند که اساساً روشنایی و حرارت با هم متلازمند و هر دو از تموج شدید در ذرات پدید میآیند، وقتی روشنایی مورد تاکید باشد از کلمه «نور» و وقتی حرارت مورد تاکید باشد از کلمه «نار» استفاده میشود.
🔖جلسه ۷۲۰ http://yekaye.ir/al-fater-35-20/
@yekaye
🔹الْمُوقَدَةُ
قبلا بیان شد که
▪️ماده «وقد» در اصل دلالت بر شعلهور شدن آتش میکند و کلمه «وَقَد» به معنای خود آتش است. «وقود» (أُولئِكَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ، آلعمران/۱۰؛ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَة، تحریم/۶) هم به معنای چیزی که با آن آتش برپا میکنند – مانند هیزم و نفت – به کار میرود، و هم به معنای لهیب و شعله برخاسته از آتش.
▪️وقتی این ماده به باب إفعال برود (کُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّه، مائده/۶۴؛ فَأَوْقِدْ لي يا هامان، قصص/۳۸؛ فَإِذا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُون، یس/۸۰) متعدی، و به معنای «آتش را برافروختن» میباشد، که اسم مفعول آن به صورت «موقَد: برافروخته» میباشد (نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ؛ همزه/۶).
▪️اما وقتی به باب استفعال (استوقد) میرود (مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً؛ بقره/۱۷) هم میتواند به معنای «أوقد: آتش را برافروخت» باشد؛ و هم به معنای آماده شدن برای برافروختن آتش، و یا درخواستِ برافروختن آتش کردن از دیگران.
🔖جلسه ۷۳۰ https://yekaye.ir/ya-seen-36-80/
@yekaye
☀️۱) روایت شده است که پس از اینکه ابوبکر کارگزاران حضرت زهرا س را از فدک بیرون کرد و آن را تصاحب نمود، حضرت زهرا س همراه جمعی از زنان به مسجد رفت و خطبهای خواندند که به خطبه فدکیه معروف است و فرازهایی از آن قبلا گذشت.
در فراز پایانی آن آمده است:
و آنچه گفتم را گفتم با اینکه آگاهم از خذلان و خواریای که در سینههایتان جا گرفته و آن را از دلهایتان احساس میکنم ولیکن آنچه گفتم از روی غلیان نفس و برآمدن خشم و اندوه سینه و اتمام حجت بود، اکنون شمایید و این باری که برداشتید در حالی که پشت کردهاید و حق را زیرپا گذاشته و عارشان برایتان باقی و ننگش تا ابد گریبانگیرتان خواهد بود و شما را میرساند به «آتش افروخته خداوند که بر دلها سرمیکشد» (همزه/۶-۷). پس در برابر دیدگان خداوند است آنچه انجام میدهید «و بزودی کسانی که ظلم کردند خواهد دانست که به کدام بازگشتگاه بازمیگردند» (شعراء/۲۲۷) و من دختر آن کسی هستم که انداز میداد «در پیش روی شما عذابی شدید را» (سبأ/۴۶) پس اقدام کنید که ما هم اقدام میکنیم «و منتظر بمانید که ما هم منتظریم» (هود/۱۲۲).
📚بلاغات النساء، ص31
حدثني عبد الله بن أحمد العبدي عن حسين بن علوان عن عطية العوفي: أنه سمع أبا بكر رحمه الله يومئذ يقول: لفاطمة ع: يا ابنة رسول الله ...
قالت: «إن الله يقول: عن نبي من أنبيائه يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوب ...
و قد قلت الذي قلته على معرفة مني بالخذلان الذي خامر صدوركم و استشعرته قلوبكم و لكن قلته فيضة النفس و نفثة الغيظ و بثة الصدر و معذرة الحجة فدونكموها فاحتقبوها مدبرة الظهر ناكبة الحق باقية العار موسومة بشنار الأبد موصولة بنار اللَّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ» فبعين الله ما تفعلون «وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ» و أنا ابنة نذير «لَكُمْ بَيْنَ يَدَيْ عَذابٍ شَدِيدٍ» فاعملوا إنا عاملون «وَ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ».
🔹متن مذکور با سندهای متفاوت و اندک تفاوتی در عبارات در منابع زیر هم آمده است:
📚السقيفة و فدك، ص100 و 144 ؛
📚كشف الغمة في معرفة الأئمة، ج1، ص491-492
📚الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج1، ص104
📚دلائل الإمامة، ص121-122
📚مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج2، ص207
📚شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج16، ص213
@yekaye
☀️۲) ادعیهای از پیامبر ص و اهل بیت ع رسیده است که برای در امان ماندن از بدیهای کسی است که قصد بدی در حق آنها را داشت؛ که بر اساس اینکه از کدام معصوم ع روایت شده به «حجابِ ...» معروفند. سید بن طاووس، برخی از این حجابها را روایت کرده است.
حدیث و دعایی که به عنوان حجاب امام جواد ع مطرح است چنین است:
آفریننده عظیمتر از آفریدگان است و دست روزیدهنده بازتر از دست روزیگیرندگان است و آتش خداوند که راه را میبندد و در ستونهایی امتدادیافته است سینههای شیاطین رانده شده را به آتش میکشد و مکر حسودان را [به خودشان] برمیگرداند؛ با سوگندها، با حکمها، با لوح محفوظ [یا: به سوگندها به احکامِ به لوح محفوظ] و حجابی که به عرش پروردگار عظیممان زده شده، در حجاب قرار گرفتم و خود را مخفی کردم و در پناه قرار دادم و پناهنده شدم و تحصن کردم به «الم» و به «كهيعص» و به «طه» و به «طسم» و به «حم» و به «حم عسق» و «ن» و به «طس» و به «ق، وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ، وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ» و خداوند ولیّ من است و او بهترین وکیل است.
📚مهج الدعوات و منهج العبادات، ص300
📚المصباح للكفعمي، ص217
ذكر ما نختاره في الحجب المروية عن النبي و الأئمة ع التي احتجبوا بها ممن أراد الإساءة إليهم
حجاب محمد بن علي الجواد ع:
الْخَالِقُ أَعْظَمُ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ وَ الرَّازِقُ أَبْسَطُ يَداً مِنَ الْمَرْزُوقِينَ وَ نَارُ اللَّهِ الْمُؤْصَدَةُ فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ تَكِيدُ أَفْئِدَةَ الْمَرَدَةِ وَ تَرُدُّ كَيْدَ الْحَسَدَةِ بِالْأَقْسَامِ بِالْأَحْكَامِ بِاللَّوْحِ الْمَحْفُوظِ وَ الْحِجَابِ الْمَضْرُوبِ بَعَرْشِ رَبِّنَا الْعَظِيمِ احْتَجَبْتُ وَ اسْتَتَرْتُ وَ اسْتَجَرْتُ وَ اعْتَصَمْتُ وَ تَحَصَّنْتُ بِ الم وَ بِ كهيعص وَ بِ طه وَ بِ طسم وَ بِ حم وَ بِ حم عسق وَ ن وَ بِ طس وَ بِ ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ، وَ اللَّهُ وَلِيِّي وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ.
@yekaye