🔹نارُ
قبلا بیان شد که
▪️همگان متفقاند که ماده «نور» در اصل بر «روشنایی» دلالت میکند، و البته برخی با توجه به برخی از مشتقات این ماده بر این باورند که در این ماده نوعی اضطراب و کم ثباتی هم نهفته است…
▪️کلمه بسیار پرکاربرد دیگر از این ماده کلمه «نار» (آتش) است که اهل لغت بر اینکه از «نور» اخذ شده تصریح کردهاند. برخی گفتهاند که اساساً روشنایی و حرارت با هم متلازمند و هر دو از تموج شدید در ذرات پدید میآیند، وقتی روشنایی مورد تاکید باشد از کلمه «نور» و وقتی حرارت مورد تاکید باشد از کلمه «نار» استفاده میشود.
🔖جلسه ۷۲۰ http://yekaye.ir/al-fater-35-20/
@yekaye
🔹الْمُوقَدَةُ
قبلا بیان شد که
▪️ماده «وقد» در اصل دلالت بر شعلهور شدن آتش میکند و کلمه «وَقَد» به معنای خود آتش است. «وقود» (أُولئِكَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ، آلعمران/۱۰؛ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَة، تحریم/۶) هم به معنای چیزی که با آن آتش برپا میکنند – مانند هیزم و نفت – به کار میرود، و هم به معنای لهیب و شعله برخاسته از آتش.
▪️وقتی این ماده به باب إفعال برود (کُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّه، مائده/۶۴؛ فَأَوْقِدْ لي يا هامان، قصص/۳۸؛ فَإِذا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُون، یس/۸۰) متعدی، و به معنای «آتش را برافروختن» میباشد، که اسم مفعول آن به صورت «موقَد: برافروخته» میباشد (نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ؛ همزه/۶).
▪️اما وقتی به باب استفعال (استوقد) میرود (مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً؛ بقره/۱۷) هم میتواند به معنای «أوقد: آتش را برافروخت» باشد؛ و هم به معنای آماده شدن برای برافروختن آتش، و یا درخواستِ برافروختن آتش کردن از دیگران.
🔖جلسه ۷۳۰ https://yekaye.ir/ya-seen-36-80/
@yekaye
☀️۱) روایت شده است که پس از اینکه ابوبکر کارگزاران حضرت زهرا س را از فدک بیرون کرد و آن را تصاحب نمود، حضرت زهرا س همراه جمعی از زنان به مسجد رفت و خطبهای خواندند که به خطبه فدکیه معروف است و فرازهایی از آن قبلا گذشت.
در فراز پایانی آن آمده است:
و آنچه گفتم را گفتم با اینکه آگاهم از خذلان و خواریای که در سینههایتان جا گرفته و آن را از دلهایتان احساس میکنم ولیکن آنچه گفتم از روی غلیان نفس و برآمدن خشم و اندوه سینه و اتمام حجت بود، اکنون شمایید و این باری که برداشتید در حالی که پشت کردهاید و حق را زیرپا گذاشته و عارشان برایتان باقی و ننگش تا ابد گریبانگیرتان خواهد بود و شما را میرساند به «آتش افروخته خداوند که بر دلها سرمیکشد» (همزه/۶-۷). پس در برابر دیدگان خداوند است آنچه انجام میدهید «و بزودی کسانی که ظلم کردند خواهد دانست که به کدام بازگشتگاه بازمیگردند» (شعراء/۲۲۷) و من دختر آن کسی هستم که انداز میداد «در پیش روی شما عذابی شدید را» (سبأ/۴۶) پس اقدام کنید که ما هم اقدام میکنیم «و منتظر بمانید که ما هم منتظریم» (هود/۱۲۲).
📚بلاغات النساء، ص31
حدثني عبد الله بن أحمد العبدي عن حسين بن علوان عن عطية العوفي: أنه سمع أبا بكر رحمه الله يومئذ يقول: لفاطمة ع: يا ابنة رسول الله ...
قالت: «إن الله يقول: عن نبي من أنبيائه يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوب ...
و قد قلت الذي قلته على معرفة مني بالخذلان الذي خامر صدوركم و استشعرته قلوبكم و لكن قلته فيضة النفس و نفثة الغيظ و بثة الصدر و معذرة الحجة فدونكموها فاحتقبوها مدبرة الظهر ناكبة الحق باقية العار موسومة بشنار الأبد موصولة بنار اللَّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ» فبعين الله ما تفعلون «وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ» و أنا ابنة نذير «لَكُمْ بَيْنَ يَدَيْ عَذابٍ شَدِيدٍ» فاعملوا إنا عاملون «وَ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ».
🔹متن مذکور با سندهای متفاوت و اندک تفاوتی در عبارات در منابع زیر هم آمده است:
📚السقيفة و فدك، ص100 و 144 ؛
📚كشف الغمة في معرفة الأئمة، ج1، ص491-492
📚الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج1، ص104
📚دلائل الإمامة، ص121-122
📚مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج2، ص207
📚شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج16، ص213
@yekaye
☀️۲) ادعیهای از پیامبر ص و اهل بیت ع رسیده است که برای در امان ماندن از بدیهای کسی است که قصد بدی در حق آنها را داشت؛ که بر اساس اینکه از کدام معصوم ع روایت شده به «حجابِ ...» معروفند. سید بن طاووس، برخی از این حجابها را روایت کرده است.
حدیث و دعایی که به عنوان حجاب امام جواد ع مطرح است چنین است:
آفریننده عظیمتر از آفریدگان است و دست روزیدهنده بازتر از دست روزیگیرندگان است و آتش خداوند که راه را میبندد و در ستونهایی امتدادیافته است سینههای شیاطین رانده شده را به آتش میکشد و مکر حسودان را [به خودشان] برمیگرداند؛ با سوگندها، با حکمها، با لوح محفوظ [یا: به سوگندها به احکامِ به لوح محفوظ] و حجابی که به عرش پروردگار عظیممان زده شده، در حجاب قرار گرفتم و خود را مخفی کردم و در پناه قرار دادم و پناهنده شدم و تحصن کردم به «الم» و به «كهيعص» و به «طه» و به «طسم» و به «حم» و به «حم عسق» و «ن» و به «طس» و به «ق، وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ، وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ» و خداوند ولیّ من است و او بهترین وکیل است.
📚مهج الدعوات و منهج العبادات، ص300
📚المصباح للكفعمي، ص217
ذكر ما نختاره في الحجب المروية عن النبي و الأئمة ع التي احتجبوا بها ممن أراد الإساءة إليهم
حجاب محمد بن علي الجواد ع:
الْخَالِقُ أَعْظَمُ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ وَ الرَّازِقُ أَبْسَطُ يَداً مِنَ الْمَرْزُوقِينَ وَ نَارُ اللَّهِ الْمُؤْصَدَةُ فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ تَكِيدُ أَفْئِدَةَ الْمَرَدَةِ وَ تَرُدُّ كَيْدَ الْحَسَدَةِ بِالْأَقْسَامِ بِالْأَحْكَامِ بِاللَّوْحِ الْمَحْفُوظِ وَ الْحِجَابِ الْمَضْرُوبِ بَعَرْشِ رَبِّنَا الْعَظِيمِ احْتَجَبْتُ وَ اسْتَتَرْتُ وَ اسْتَجَرْتُ وَ اعْتَصَمْتُ وَ تَحَصَّنْتُ بِ الم وَ بِ كهيعص وَ بِ طه وَ بِ طسم وَ بِ حم وَ بِ حم عسق وَ ن وَ بِ طس وَ بِ ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ، وَ اللَّهُ وَلِيِّي وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ.
@yekaye
☀️۳) الف. از رسول الله ص روایت شده است که فرمودند:
وقتی خداوند آدم را آفرید و از روحش در او دمید آدم به سمت راست عرش نگاهی کرد و متوجه [نور] پنج شبح شد [که به شکل خود وی بودند و در حال رکوع و سجود]. گفت: پروردگارا! آیا قبل از من هم انسانی آفریدهای؟
فرمود: خیر.
گفت: پس این پنج تنی که میبینم [که به صورت و شکل من هستند] کیستند؟
فرمود: اینها پنج نفر از فرزندان تو هستند که اگر آنها نبودند نه تو را میآفریدم و نه بهشت را و نه جهنم را و نه عرش را و نه کرسی را و نه آسمان را و نه زمین را و نه فرشتگان را و نه جن و انس را. اینان پنج تن هستند که برایشان اسمی از اسمای خود مشتق کردم:من محمودم و این محمد ص است؛ من أعلی هستم و این علی است؛ من فاطر هستم و این فاطمه؛ من ذوالاحسان هستم و این حسن؛ و من محسن هستم و این حسین؛ با خود عهد کردهام که هیچکس نزدم نیاید که در دلش ذرهای محبت احدی از اینها باشد مگر اینکه او را داخل بهشتم کنم و با خودم عهد کردهام که هیچکس نیاید که در دلش ذرهای بغض نسبت به احدی از اینها باشد مگر اینکه او را داخل در آتشم کنم.
ای آدم! اینها برگزیدگان من از مخلوقاتم هستند و به واسطه آنان است که نجات میدهم هرکه را نجات دهم و هلاک میکنم هر که را هلاک کنم.
📚قصص الأنبياء عليهم السلام (للراوندي)، ص44-45؛
📚شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار عليهم السلام، ج2، ص500 ؛
📚غرر الأخبار (للدیلمی)، ص202
☀️ب) همچنین از امام باقر ع روایت شده که فرمودند:
همانا خداوند تبارک و تعالی جماعاتی از فرشتگان را همچون سایه بر سر آدم فرستاد در حالی که او در وادیای به نام روحاء بود که وادیای بین مکه و طائف است. پس [با دست قدرت خویش] دستی بر پشت آدم کشید و سپس ذریه او را صدا زد در حالی که همچون ذراتی بودند. پس بیرون آمدند آن گونه که مورچه از لانهاش بیرون میآید و در اطراف آن وادی جمع شدند. پس خداوند به آدم فرمود: بنگر که چه میبینی؟
آدم گفت: ذرات فراوانی میبینم در اطراف این وادی.
خداوند فرمود: ای آدم! اینها ذریه تو هستند؛ آنان را از پشت تو بیرون آوردم تا از آنان برای خودم در مورد ربوبیت، و برای محمد ص در مورد نبوت، میثاقی بگیرم همان طور که در آسمان از آنان میثاق گرفتهام.
آدم گفت: پروردگارا! و چگونه همه اینها در پشت من جا شدند؟
فرمود: با لطافت صنع من و قدرت نافذم.
گفت: پروردگارا! در میثاق از آنان چه میخوای؟
فرمود: اینکه به من شرک نورزند.
گفت: پروردگارا! هرکس از ایشان که از تو اطاعت کن پاداشش چیست؟
فرمود: او را در بهشتم ساکن میکنم.
گفت: و کسی که عصیانت کند جزایش چیست؟
فرمود: او را در آتشم ساکن کنم.
آدم گفت: پروردگارا! در مورد آنان به عدل رفتار کردی و اگر خودت آنها را حفظ نکنی اکثرشان معصیتت کنند.
📚تفسير العياشي، ج2، ص219؛
📚بحار الأنوار، ج5، ص259
☀️ج) از رسول الله ص روایت شده که فرمودند:
خداوند عز و جل در شبی که مرا به معراج بردند به من وحی کرد: ای محمد! چه کسی را در زمین در امتت جایگزین خود ساختی؛ و البته خودش بدین مطلب عالمتر بود.
گفتم: پروردگارا! برادرم.
فرمود: محمد! علی بن ابیطالب [را]؟
گفتم: بله ای پروردگار.
فرمود: محمد! من بر زمین نگاهی انداختم پس تو را برگزیدم پس یاد نشوم مگر اینکه تو با من یاد شوی؛ من محمودم و تو محمد ص هستی؛ سپس بار دیگر به زمین نظر انداختم و علی بن ابیطالب را برگزیدم و او را وصی تو قرار دادم؛ پس تو سرور پیامبرانی و علی سرور اوصیاء است. سپس اسمی از اسمهای خودم را مشتق کردم؛ پس من أعلی هستم و او علی است؛ ای محمد! من علی و فاطمه و حسن و حسین و ائمه را از نور واحدی آفریدم سپس ولایت آنان را بر فرشتگان عرضه کردم پس هرکس قبولش کرد از مقربین شد و کسی که انکارش کرد از کافرین شد. ای محمد اگر بندهای از بندگانم مرا بقدری عبادت کند که جان دهد سپس در حالی که منکر ولایت آنهاست به دیدارم بیاید او را در آتشم وارد خواهم ساخت ...
تبصره: ظاهرا مقصود از عرضه کردن بر فرشتگان و انکار برخی از آنها، شبیه حکایت سجده بر آدم است که ابلیس هم در میان فرشتگان بود و انکار کرد.
📚الغيبة للنعماني، ص93
☀️د) از امام صادق ع روایت شده که فرمودند:
خداوند عز و جل میفرماید: من ده فریضه را بر بندگانم واجب ساختم؛ هنگمی که آ»ها را به رسمیت بشناسند آنان را در ملکوتم سکنی خواهم داد و بهشتهایم را بر آنان مباح خواهم ساخت.
[سپس توضیح میدهند اولین و دومین آنها معرفت به خود خداوند و به رسول وی است و بعد میفرمایند:]
و سومی، معرفت به اولیای من است که آنان حجتهای بر بندگانم هستند کسی که ولایت آنان را بپذیرد به ولایت من تن داده و کسی که با آنان دشمنی کند با من دشمنی کرده است؛ و آنان عَلَمهای بین من و مخلوقاتم هستند و کسی که آنان را انکار کند آتشم را به وی میچشانم و عذابم را بر وی مضاعف گردانم. ...
📚التمحيص، ص69
@yekaye
👇سند و متن👇
سند و متن احادیث شماره ۳
☀️الف) عَنِ ابْنِ بَابَوَيْهِ أَخْبَرَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ هَارُونَ الْهِيتِيُ أَخْبَرَنَا أَبُو بَكْرٍ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَزِيدَ الْقَاضِي أَخْبَرَنَا قُتَيْبَةُ بْنُ سَعِيدٍ أَخْبَرَنَا اللَّيْثُ بْنُ سَعْدٍ وَ إِسْمَاعِيلُ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:
لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ الْتَفَتَ آدَمُ يَمِينَةَ الْعَرْشِ، فَإِذَا [من النور] خَمْسَةُ أَشْبَاحٍ [على صورته ركعا سجدا]. فَقَالَ: يَا رَبِّ هَلْ خَلَقْتَ قَبْلِي مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً؟
قَالَ: لَا.
قَالَ: فَمَنْ هَؤُلَاءِ الَّذِينَ أَرَى أَسْمَاءَهُمْ [أراهم على هيئتي و على صورتي]؟
فَقَالَ: هَؤُلَاءِ خَمْسَةٌ مِنْ وُلْدِكَ لَوْلَاهُمْ مَا خَلَقْتُكَ وَ لَا خَلَقْتُ الْجَنَّةَ وَ لَا النَّارَ وَ لَا الْعَرْشَ وَ لَا الْكُرْسِيَّ وَ لَا السَّمَاءَ وَ لَا الْأَرْضَ وَ لَا الْمَلَائِكَةَ وَ لَا الْجِنَّ وَ لَا الْإِنْسَ، هَؤُلَاءِ خَمْسَةٌ شَقَقْتُ [اشتققت] لَهُمُ اسْماً مِنْ أَسْمَائِي: فَأَنَا الْمَحْمُودُ وَ هَذَا مُحَمَّدٌ ص، وَ أَنَا الْأَعْلَى وَ هَذَا عَلِيٌّ ع، وَ أَنَا الْفَاطِرُ وَ هَذِهِ فَاطِمَةُ ع، وَ أَنَا ذُو الْإِحْسَانِ وَ هَذَا الْحَسَنُ ع، وَ أَنَا الْمُحْسِنُ وَ هَذَا الْحُسَيْنُ ع، آلَيْتُ عَلَى نَفْسِي أَنَّهُ لَا يَأْتِينِي أَحَدٌ وَ فِي قَلْبِهِ مِثْقالُ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ مِنْ مَحَبَّةِ أَحَدِهِمْ إِلَّا أَدْخَلْتُهُ جَنَّتِي، وَ آلَيْتُ بِعِزَّتِي أَنَّهُ لَا يَأْتِينِي أَحَدٌ وَ فِي قَلْبِهِ مِثْقالُ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ مِنْ بُغْضِ أَحَدِهِمْ إِلَّا أَدْخَلْتُهُ نَارِي.
يَا آدَمُ هَؤُلَاءِ صَفْوَتِي مِنْ خَلْقِي بِهِمْ أُنْجِي مَنْ أُنْجِي وَ بِهِمْ أُهْلِكُ مَنْ أُهْلِك.
📚قصص الأنبياء عليهم السلام (للراوندي)، ص44-45؛
📚شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار عليهم السلام، ج2، ص500 ؛
📚غرر الأخبار (للدیلمی)، ص202
☀️ب) عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:
إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أهْبَطَ إِلَى الْأَرْضِ ظُلَلا مِنَ الْمَلَائِكَةِ عَلَى آدَمَ، وَ هُوَ بِوَادٍ يُقَالُ لَهُ الرَّوْحَاءُ، وَ هُوَ وَادٍ بَيْنَ الطَّائِفِ وَ مَكَّةَ. [قَالَ: فَمَسَحَ عَلَى ظَهْرِ آدَمَ] ثُمَّ صَرَخَ بِذُرِّيَّتِهِ وَ هُمْ ذَرٌّ. قَالَ: فَخَرَجُوا كَمَا يَخْرُجُ النَّمْلُ مِنْ كُورِهَا، فَاجْتَمَعُوا عَلَى شَفِيرِ الْوَادِي. فَقَالَ اللَّهُ لآِدَمَ: انْظُرْ مَا ذَا تَرَى؟
فَقَالَ آدَمُ: [أَرَى] ذَرّاً كَثِيراً عَلَى شَفِيرِ الْوَادِي.
فَقَالَ اللَّهُ: يَا آدَمُ هَؤُلَاءِ ذُرِّيَّتُكَ أَخْرَجْتُهُمْ مِنْ ظَهْرِكَ لِآخُذَ عَلَيْهِمُ الْمِيثَاقَ لِي بِالرُّبُوبِيَّةِ، وَ لِمُحَمَّدٍ بِالنُّبُوَّةِ، كَمَا أخذتُ عَلَيْهِمْ فِي السَّمَاءِ.
قَالَ آدَمُ: يَا رَبِّ وَ كَيْفَ وَسِعَتْهُمْ ظَهْرِي.
قَالَ اللَّهُ: يَا آدَمُ بِلُطْفِ صنعی [صَنِيعِي] وَ نَافِذِ قُدْرَتِي.
قَالَ آدَمُ: يَا رَبِّ فَمَا تُرِيدُ مِنْهُمْ فِي الْمِيثَاقِ؟
قَالَ اللَّهُ: أَنْ لَا يُشْرِكُوا بِي شَيْئاً.
قَالَ آدَمُ: فَمَنْ أَطَاعَكَ مِنْهُمْ يَا رَبِّ فَمَا جَزَاؤُهُ؟
قَالَ: أُسْكِنُهُ جَنَّتِي.
قَالَ آدَمُ: فَمَنْ عَصَاكَ فَمَا جَزَاؤُهُ؟
قَالَ: أُسْكِنُهُ نَارِي.
قَالَ آدَمُ: يَا رَبِّ لَقَدْ عَدَلْتَ فِيهِمْ وَ لَيَعْصِيَنَّكَ أَكْثَرُهُمْ إِنْ لَمْ تَعْصِمْهُمْ.
📚تفسير العياشي، ج2، ص219؛
📚بحار الأنوار، ج5، ص259
@yekaye
👇ادامه👇
☀️ج) حَدَّثَنَا أَبُو الْحَارِثِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ سَهْلٍ الطَّبَرَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى الْبَغْدَادِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ الرَّقِّيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عِيسَى بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ قَالَ حَدَّثَنَا هِشَامُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الدَّسْتُوَائِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ الْجُعْفِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ ع عَنْ سَالِمِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِيهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:
إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحَى إِلَيَّ لَيْلَةَ أُسْرِيَ بِي: يَا مُحَمَّدُ مَنْ خَلَّفْتَ فِي الْأَرْضِ فِي أُمَّتِكَ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِذَلِكَ.
قُلْتُ: يَا رَبِّ أَخِي.
قَالَ: يَا مُحَمَّدُ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ.
قُلْتُ: نَعَمْ يَا رَبِّ. قَالَ: يَا مُحَمَّدُ إِنِّي اطَّلَعْتُ إِلَى الْأَرْضِ اطِّلَاعَةً فَاخْتَرْتُكَ مِنْهَا فَلَا أُذْكَرُ حَتَّى تُذْكَرُ مَعِي فَأَنَا الْمَحْمُودُ وَ أَنْتَ مُحَمَّدٌ؛ ثُمَّ إِنِّي اطَّلَعْتُ إِلَى الْأَرْضِ اطِّلَاعَةً أُخْرَى فَاخْتَرْتُ مِنْهَا عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ فَجَعَلْتُهُ وَصِيَّكَ؛ فَأَنْتَ سَيِّدُ الْأَنْبِيَاءِ وَ عَلِيٌّ سَيِّدُ الْأَوْصِيَاء.ِ ثُمَّ شَقَقْتُ لَهُ اسْماً مِنْ أَسْمَائِي، فَأَنَا الْأَعْلَى وَ هُوَ عَلِيٌّ. يَا مُحَمَّدُ إِنِّي خَلَقْتُ عَلِيّاً وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ وَ الْأَئِمَّةَ مِنْ نُورٍ وَاحِدٍ ثُمَّ عَرَضْتُ وَلَايَتَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ، فَمَنْ قَبِلَهَا كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ وَ مَنْ جَحَدَهَا كَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ. يَا مُحَمَّدُ لَوْ أَنَّ عَبْداً مِنْ عِبَادِي عَبَدَنِي حَتَّى يَنْقَطِعَ ثُمَّ لَقِيَنِي جَاحِداً لِوَلَايَتِهِمْ أَدْخَلْتُهُ نَارِي ...
📚الغيبة للنعماني، ص93
☀️د) عَنِ الْمُفَضَّلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ: افْتَرَضْتُ عَلَى عِبَادِي عَشَرَةَ فَرَائِضَ إِذَا عَرَفُوهَا أَسْكَنْتُهُمْ مَلَكُوتِي وَ أَبَحْتُهُمْ جِنَانِي:
... وَ الثَّالِثَةُ: مَعْرِفَةُ أَوْلِيَائِي وَ أَنَّهُمُ الْحُجَجُ عَلَى خَلْقِي، مَنْ وَالاهُمْ فَقَدْ وَالانِي وَ مَنْ عَادَاهُمْ فَقَدْ عَادَانِي، وَ هُمُ الْعَلَمُ فِيمَا بَيْنِي وَ بَيْنَ خَلْقِي، وَ مَنْ أَنْكَرَهُمْ أَصْلَيْتُهُ [أَدْخَلْتُهُ] نَارِي وَ ضَاعَفْتُ عَلَيْهِ عَذَابِي...
📚التمحيص، ص69
@yekaye
☀️۴) ذریح محاربی روایت کرده است که: به امام صادق ع گلایه کردم از آنچه از قومم و فرزندانم به من میرسد هنگامی که به آنان خبر میدهم که رفتن به مرقد امام حسین ع چه خیراتی را به ارمغان دارد؛ آنان مرا تکذیب میکنند و میگویند که تو بر جعفر بن محمد [= امام صادق ع] دروغ میبندی!
فرمودند: ذریح! مردم را ول کن که هرجایی میخواهند بروند! به خدا سوگند خداوند به زائر امام حسین ع مباهات میکند و کسی که بر وی وارد شود فرشتگان مقرب و حاملان عرش خداوند به استقبالش میروند تا حدی که به آنان میفرماید:
آیا نمیبینید که زوار قبر حسین ع را که با شوق به سراغ او و سراغ فاطمه دختر رسول الله ص آمدهاند؟! به عزت و جلال و عظمتم سوگند، قطعا که کرامتم را بر آنان واجب کنم و قطعا که آنان را به بهشتی وارد کنم که آن را برای اولیاء و پیامبران و رسولانم آماده کردهام. ای فرشتگانم! اینان زائران حسیناند که محبوبِ محمد پیامبرم بود، و محمد، محبوب من است؛ و کسی که مرا دوست دارد محبوب مرا دوست دارد و کسی که محبوب مرا دوست دارد کسی را که او دوست میدارد هم دوست دارد؛ و کسی که بغض محبوب مرا داشته باشد بغض مرا دارد و کسی که بغض مرا داشته باشد بر من است که با شدیدترین عذابم عذابش کنم و او را با حرارت آتشم بسوزانم و جهنم را مسکن و مأوایش قرار دهم و چنان عذابش کنم که احدی از عالمیان را چنین عذاب نکرده باشم.
📚كامل الزيارات، ص143-144
حَدَّثَنِي الْحَسَنُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي الْمِعْزَى عَنْ ذَرِيحٍ الْمُحَارِبِيِّ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع: مَا أَلْقَى مِنْ قَوْمِي وَ مِنْ بَنِيَّ إِذَا أَنَا أَخْبَرْتُهُمْ بِمَا فِي إِتْيَانِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ ع مِنَ الْخَيْرِ إِنَّهُمْ يُكَذِّبُونِّي وَ يَقُولُونَ إِنَّكَ تَكْذِبُ عَلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ.
قَالَ: يَا ذَرِيحُ دَعِ النَّاسَ يَذْهَبُونَ حَيْثُ شَاءُوا وَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَيُبَاهِي بِزَائِرِ الْحُسَيْنِ وَ الْوَافِدُ يَفِدُهُ الْمَلَائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ وَ حَمَلَةُ عَرْشِهِ حَتَّى إِنَّهُ لَيَقُولُ لَهُمْ:
أَ مَا تَرَوْنَ زُوَّارَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ أَتَوْهُ شَوْقاً إِلَيْهِ وَ إِلَى فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ؟! أَمَا وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي وَ عَظَمَتِي لَأُوجِبَنَّ لَهُمْ كَرَامَتِي وَ لَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّتِيَ الَّتِي أَعْدَدْتُهَا لِأَوْلِيَائِي وَ لِأَنْبِيَائِي وَ رُسُلِي. يَا مَلَائِكَتِي هَؤُلَاءِ زُوَّارُ الْحُسَيْنِ حَبِيبِ مُحَمَّدٍ رَسُولِي وَ مُحَمَّدٌ حَبِيبِي وَ مَنْ أَحَبَّنِي أَحَبَّ حَبِيبِي وَ مَنْ أَحَبَّ حَبِيبِي أَحَبَّ مَنْ يُحِبُّهُ وَ مَنْ أَبْغَضَ حَبِيبِي أَبْغَضَنِي وَ مَنْ أَبْغَضَنِي كَانَ حَقّاً عَلَيَّ أَنْ أُعَذِّبَهُ بِأَشَدِّ عَذَابِي وَ أُحْرِقَهُ بِحَرِّ نَارِي وَ أَجْعَلَ جَهَنَّمَ مَسْكَنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ أُعَذِّبُهُ عَذاباً لا أُعَذِّبُهُ أَحَداً مِنَ الْعالَمِينَ.
@yekaye
☀️۵) از امام صادق ع روایت شده که رسول الله ص فرمودند:
هیچ بندهای نیست که با زبان روزه صبح کند و سپس مورد دشنام قرار بگیرد اما در مقابل بگوید: «من امروز روزه هستم سلام بر تو» [یعنی به خاطر روزه بودنش از پاسخ تند اجتنبا کند و با بزرگمنشی و عفو برخورد کند] مگر اینکه پروردگار تبارک و تعالی بفرماید: این بندهام از دست آن بندهام به روزه پناه برد؛پس وی را از آتشم پناه دهید و وارد در بهشتم کنید.
📚الأمالي( للصدوق)، ص586
حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ هَارُونَ الْفَامِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ جَامِعٍ الْحِمْيَرِيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بُنَانِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مُسْلِمٍ السَّكُونِيِّ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ ع قَالَ:
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: مَا مِنْ عَبْدٍ يُصْبِحُ صَائِماً، فَيُشْتَمُ، فَيَقُولُ: إِنِّي صَائِمٌ سَلَامٌ عَلَيْكَ، إِلَّا قَالَ الرَّبُّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: اسْتَجَارَ عَبْدِي بِالصَّوْمِ مِنْ عَبْدِي أَجِيرُوهُ مِنْ نَارِي وَ أَدْخِلُوهُ جَنَّتِي.
📚در المحاسن (ج1، ص72) همین حدیث آمده است با این تفاوت که اولا مستقیم از خود امام صادق ع است و ثانیا عبارت «فیشتم: مورد دشنام قرار میگیرد» را ندارد.
@yekaye