☀️۳) از امام باقر ع روایتی طولانی نقل شده است که وضعیت کافر حقیقی از لحظه مرگ تا عالم قبر و ورود در محشر و نهایتا وضعیتش در جهنم را توضیح میدهند که فرازهایی از آن ذیل آیه ۴ همین سوره گذشت (جلسه ۱۱۶۸ https://yekaye.ir/al-humazah-104-4/ ).
فراز بعدی راحل پرتاب شدن وی به جهنم ذیل آیه « وَ لَهُمْ مَقامِعُ مِنْ حَديدٍ» (حج/۲۱) گذشت و فراز بعدیاش پرتاب شدن وی به سمت «شجره زقوم» است که وقایع مفصلی دارد که اصل آن، ان شاء الله ذیل یکی از دو آیه «أَ ذلِكَ خَيْرٌ نُزُلاً أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّوم» (صافات/۶۲)یا «إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّوم» (دخان/۴۳) خواهد آمد.
در فراز دیگری از آن آمده است:
سپس به هر شاخه¬ای از زقّوم، هفتاد هزار مرد میآویزند بدون اینکه شاخه¬ها کج شوند و بشکنند. آنگاه آتش از پشتشان داخل می¬شود و «بر دلها مشرف میگردد» (همزه/۷) و لب¬هایشان چروکیده و منقبض میگردد و باطنشان از جا برکنده شود و پوست¬هایشان بپزد و گوشت¬هایشان آب شود و آن حیّ قیوم خشم آورد و فرماید: «ای مالک [= فرشته مأمور جهنم]! به آنان بگو: «بچشید که جز عذاب چیزی بر شما نخواهیم افزود» (نبأ/۳۰)...
📚الإختصاص، ص364-365
سَعِيدُ بْنُ جَنَاحٍ قَالَ حَدَّثَنِي عَوْفُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأَزْدِيُّ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:
إِذَا أَرَادَ اللَّهُ قَبْضَ رُوحِ الْكَافِرِ قَالَ يَا مَلَكَ الْمَوْتِ انْطَلِقْ أَنْتَ وَ أَعْوَانُكَ إِلَى عَدُوِّي ...
... ثُمَّ تُعَلَّقُ عَلَى كُلِّ غُصْنٍ مِنَ الزَّقُّومِ سَبْعُونَ أَلْفَ رَجُلٍ مَا يَنْحَنِي وَ لَا يَنْكَسِرُ فَتَدْخُلُ النَّارُ أَدْبَارَهُمْ فَ«تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَة»ِ تُقَلِّصُ الشِّفَاهَ وَ تُطَيِّرُ الْجَنَانَ وَ تُنْضِجُ الْجُلُودَ وَ تُذَوِّبُ الشُّحُومَ وَ يَغْضَبُ الْحَيُّ الْقَيُّومُ فَيَقُولُ: يَا مَالِكُ! قُلْ لَهُمْ «ذُوقُوا فَلَنْ نَزِيدَكُمْ إِلَّا عَذاباً» ...
فراز دیگری از این حدیث ذیل آیه بعد خواهد آمد.
@yekaye
☀️۴) در منابع اهل سنت روایت شده که:
☀️الف. رسول الله ص فرمودند:
همانا آتش اهلش را می بلعد تا هنگامی که بر دلهایشان مشرف گردد، به انتها میرسد، سپس آن شخص نالهای سر میدهد، سپس به حالتی که بود برمیگردد، سپس دوباره [آتش] به استقبال او میرود و باز بر دلش مشرف میگردد؛ و تا ابد چنین خواهد بود و این سخن خداوند است که فرمود: «[آن] آتش افروخته خداوند [است]، که بر دلها مشرف میگردد» (همزه/۷-۸).
📚تفسير القرآن من الجامع لابن وهب، ج1، ص130
📚الزهد والرقائق، 87
📚صفة النار لابن أبي الدنيا، ص94
📚موسوعة التفسير المأثور، ج23، ص550
📚مفاتيح الغيب (فخر رازی)، ج32، ص286
أخْبَرَنِي عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ زِيَادِ بْنِ أَنْعُمٍ، عَنْ خَالِدِ بْنِ أَبِي عِمْرَانَ يَرْفَعُهُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ:
إِنَّ النَّارَ تَأْكُلُ أَهْلَهَا، حَتَّى إِذَا طَلَعَتْ عَلَى أَفْئِدَتِهِمُ انْتَهَتْ، ثُمَّ تُنِينُ أَنِينًا وَاحِدًا، ثُمَّ يَعُودُ كَمَا كَانَ، ثُمَّ تَسْتَقْبِلُهُ أَيْضًا، فَتَطَّلِعُ عَلَى فُؤَادِهِ، فَهُوَ كَذَلِكَ أَبَدًا، فَذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ: «نَارُ اللَّهِ الموقدة التي تطلع على الأفئدة»
☀️ب. محمد بن کعب قرظی* درباره آیه «الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ» گفته است:
مقصود همان «حطمه» است؛ آتش وی را دربرمیگیرد تا به دل او می رسد؛ و چون به دلش رسید از نو آفریده میشود [طبق نقل دیگر: حلق وی را میتراشد].
📚تفسير مجاهد، ص748؛ صفة النار لابن أبي الدنيا، ص95 ؛ تفسير ابن أبي حاتم، ج10، ص3464
أنبأ عَبْدُ الرَّحْمَنِ، قَالَ: ثنا إِبْرَاهِيمُ، قَالَ: ثنا آدَمُ، قَالَ: ثنا سُلَيْمَانُ بْنُ حَبَّانَ، قَالَ: ثنا مُوسَى بْنُ عُبَيْدَةَ الرَّبَذِيُّ، قَالَ:
سَمِعْتُ مُحَمَّدَ بْنَ كَعْبٍ الْقُرَظِيَّ، فِي قَوْلِهِ عز وجل: «الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ» يَقُولُ: الْحُطَمَةُ، يَقُولُ: تَأْكُلُهُ النَّارُ إِلَى فُؤَادِهِ، فَإِذَا بَلَغَتْ فُؤَادَهُ أَنْشَأَ خَلْقَهُ [ابْتَدَى خَلْقُهُ / انْبَرَى الْحَلْقُ].
✳️* پی نوشت:
محمد بن کعب قرظی از تابعین است. وی از رجال شیعه است که چون بشدت اهل تقیه بوده، اهل سنت هم اعتبار بالایی دارد. وی تا حوالی سال ۱۰۸ قمری زنده بوده و محضر پنج تن از امامان را درک کرده است و از این رو احتمال زیاد دارد مطلب وی منقول از پیامبر ص یا اهل بیت ع باشد؛ و در تسلط وی بر معارف قرآن، حدیثی نبوی درباره یکی از آيندگان هست که اهل سنت آن را بر وی تطبیق دادهاند (الطبقات الكبير، ج7، ص420).
@yekaye
یک آیه در روز
. ۱۱۷۱) 📖 الَّتي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ 📖 ترجمه 💢که بر دلها مشرف میگردد؛ سوره همزه (۱۰۴
.
1️⃣ «الَّتي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ»
آتشی که خدا افروخته نهتنها جسمشان را میسوزاند، بلکه بر دلها مشرف میشود؛ این یعنی چه؟
🔥الف. آتشی که خداوند بیفروزد نه فقط بر جسم، بلکه بر جان و دل مجرمان نفوذ میکند (مجمع البيان، ج10، ص818؛ تفسیر نور، ص۵۹۲)، و این آخرین مرحله از وجود آنهاست که میسوزد (حدیث۴).
🔥ب. همان طور که آتش دنیوی ظاهر افراد را میسوزاند، این آتش باطن افراد را هم میسوزاند (الميزان، ج20، ص359-360 ).
🔥ج. این آتش از باطن خود آنها سرمی کشد و به ظاهر سرایت میکند (مجمع البيان، ج10، ص818 ).
🔥د. ...
@yekaye
#همزه_۷
یک آیه در روز
. ۱۱۷۱) 📖 الَّتي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ 📖 ترجمه 💢که بر دلها مشرف میگردد؛ سوره همزه (۱۰۴
.
2️⃣ «الَّتي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ»
در یک تقسیم کلی اعمال انسان را به دو دسته اعمال جوارحی (بدنی) و جوانحی (قلبی) میتوان تقسیم کرد.
چهبسا این تعبیر با نشان دادن وضعیت اخروی مجازات (که تجسم حقیقت وضعیت دنیوی عمل است) میخواهد بفرماید اموری همچون عیبجویی و طعنهزدن و انباشت مال به امید تضمین جاودانگی را از اعمال جوانحی ببینید نه از اعمال جوارحی.
درست است که عیبجویی و طعنهزدن با زبان انجام میشود، اما زبان و سخن در انسان، اساسا پدیده فرهنگی و ناظر به روح و دل و باطن انسان است.
به تعبیر دیگر، انسان با عیبجویی کردن و طعنه زدن به دیگران، در درجه اول و پیش از اینکه آزاری را متوجه دیگران کند، دارد روح و دل خود را به آتش میکشد.
@yekaye
#همزه_۷
یک آیه در روز
. 2️⃣ «الَّتي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ» در یک تقسیم کلی اعمال انسان را به دو دسته اعمال جوار
🔹مُؤْصَدَةٌ
چنانکه در اختلاف قراءات خواهد آمد این کلمه هم با همزه (ؤ) و هم بدون همزه (و) قرائت شده است.
قبلا بیان شد که
▪️اغلب اهل لغت در اینکه ماده آن «أصد» باشد ویا «وصد» نظر قطعی ندارند، بلکه توضیح دادهاند که در هر دو صورت، اصل این ماده به معنای اشتمال و فراگیریای است که کاملا بر شیء مورد نظر احاطه دارد و روی آن را میپوشاند و لذا به معنای «سرپوش»ی که کاملا روی چیزی قرار بگیرد و در آن را محکم کند نیز به کار رفته است؛
و در همین راستا برخی همچون مرحوم مصطفوی اصل این ماده را به معنای «انضمام چیزی به چیز دیگر به نحوی که کاملا بر آن منطبق شود» دانستهاند. در همین راستا اغلب اهل لغت و نیز مفسران «موصده» را معادل «مطبقه» دانستهاند و چنانکه دیدیم قرائتی هم بدین صورت وجود داشته است.
▪️و برخی چنین توضیح دادهاند که مقصود از این آیه آتشی است که درب [=درپوش]هایش بر روی آن چنان محکم شده که نه راه خروجی برای آنها باقی نمیماند و نه نسیم ورحمتی از بیرون بدانها میرسد؛
▪️برخی هم توضیح دادهاند که «موصدة» در اصل وصف «درب» است و تقدیر کلام چنین بوده : «عليهم نار مؤصدة الأبواب» و چون مضاف الیه حذف شده، تنوین در جای آن نشسته است.
▪️این کلمه بدین صورت تنها دوبار در قرآن کریم به کار رفته است (مورد دیگر: عَلَيْهِمْ نارٌ مُؤْصَدَةٌ؛ بلد/۲۰) و البته از این ماده کلمه «وصید» هم در قرآن کریم به کار رفته (وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصيدِ؛ کهف/۱۸) که بمعنای «درگاه منزل» میباشد ظاهرا از این جهت که محلی است که درب در آنجا بر منزل بسته و منطبق میگردد.
🔖جلسه ۳۴۹ https://yekaye.ir/al-balad-90-20/
📖اختلاف قرائت
مُؤْصَدَةٌ / مُوصَدَةٌ / مُوْصَدِهْ / مُؤصَدِهْ / مُطْبَقة / لَمؤصدة
▪️این کلمه در قراءات اهل بصره (ابوعمرو) و برخی قراءات اهل کوفه (حمزه و روایت حفص از عاصم و روایت شیرزی از کسائی) و برخی قراءات عشر (خلف و یزیدی) و اربعه عشر (حسن و اعمش) با همین حرف همزه (ؤ) به صورت «مُؤْصَدَةٌ» قرائت شده است؛
▪️اما در قراءات مدینه (نافع) و مکه (ابن کثیر) و شام (ابن عامر) و برخی دیگر از قراءات اهل کوفه (دو روایت معروف کسائی و [طریق اعشی از] روایت شعبه از عاصم) و برخی از قراءات عشر (یکی از روایات یعقوب) با حرف «و» به صورت «مُوصَدَةٌ» قرائت شده است.
▪️ ودر هنگام وقف، در قرائت حمزه نیز با «و» قرائت میشود: «مُوْصَدَهْ»؛
▪️البته در قرائت حمزه و کسائی هنگام وقت با اماله «ه» و حرف ماقبلش همراه است به صورت «مُوْصَدِهْ» ؛
▪️و در روایت حفص از عاصم هم هنگام وقف این اماله انجام میشود به صورت: «مُؤصَدِهْ»؛
▪️و البته این کلمه در قرائت ابن مسعود و أبی بن کعب به صورت «مُطْبَقة» آمده است.
▪️البته در قرائت ابن مسعود به صورت «لَمؤصدة» یعنی همین کلمه مؤدة اما با اضافه شدن حرف «ل» تاکید هم قرائت شده است.
📚معجم القراءات، ج۱۰، ص580-۵۸۱ ؛ المغنی فی القراءات، ص١٩٥6
@yekaye
🔹حدیث شماره۲ ذیل آیه ۶ (جلسه۱۱۷۰ https://yekaye.ir/al-humazah-104-6/)
و
🔹حدیث۲ ذیل آیه۷ (جلسه۱۱۷۱ https://yekaye.ir/al-humazah-104-7 ) نیز به این آیه هم مرتبط میباشد.
🔹همچنین احادیثی که قبلا ذیل آيه «عَلَيْهِمْ نارٌ مُؤْصَدَةٌ» (بلد/۲۰) در جلسه ۳۴۹ https://yekaye.ir/al-balad-90-20/ گذشت همگی به این آیه مرتبط است و مجدد تکرار نمیشود؛
غیر از حدیث زیر که فقط پاراگراف آخر این حدیث در آنجا آمده بود ولی به نظر میرسد فراز قبلیاش هم بدان مربوط است لذا کاملترش در اینجا تقدیم میشود: