eitaa logo
یک آیه در روز
2.2هزار دنبال‌کننده
117 عکس
11 ویدیو
25 فایل
به عنوان یک مسلمان، لازم نیست که روزی حداقل در یک آیه قرآن تدبر کنیم؟! http://eitaa.com/joinchat/603193344C313f67a507 سایت www.yekaye.ir نویسنده (حسین سوزنچی) @souzanchi @HSouzanchi گزیده مطالب: @yekAaye توضیح درباره کانال https://eitaa.com/yekaye/917
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یک آیه در روز
. 2️⃣ «الَّتي‏ تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ» در یک تقسیم کلی اعمال انسان را به دو دسته اعمال جوار
. ۱۱۷۲) 📖 إِنَّها عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ 📖 ترجمه 💢همانا آن [آتش] بر آنان [درش را] فروبسته است [فراگیر و سرپوشیده است]. سوره همزه (۱۰۴) آیه ۸ ۱۴۰۴/۶/۶ ۴ ربیع‌الاول ۱۴۴۷ @yekaye
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔹مُؤْصَدَةٌ چنانکه در اختلاف قراءات خواهد آمد این کلمه هم با همزه (ؤ) و هم بدون همزه (و) قرائت شده است. قبلا بیان شد که ▪️اغلب اهل لغت در اینکه ماده آن «أصد» باشد ویا «وصد» نظر قطعی ندارند، بلکه توضیح داده‌اند که در هر دو صورت، اصل این ماده به معنای اشتمال و فراگیری‌ای است که کاملا بر شیء مورد نظر احاطه دارد و روی آن را می‌پوشاند و لذا به معنای «سرپوش»ی که کاملا روی چیزی قرار بگیرد و در آن را محکم کند نیز به کار رفته است؛ و در همین راستا برخی همچون مرحوم مصطفوی اصل این ماده را به معنای «انضمام چیزی به چیز دیگر به نحوی که کاملا بر آن منطبق شود» دانسته‌اند. در همین راستا اغلب اهل لغت و نیز مفسران «موصده» را معادل «مطبقه» دانسته‌اند و چنانکه دیدیم قرائتی هم بدین صورت وجود داشته است. ▪️و برخی چنین توضیح داده‌اند که مقصود از این آیه آتشی است که درب [=درپوش]هایش بر روی آن چنان محکم شده که نه راه خروجی برای آنها باقی نمی‌ماند و نه نسیم ورحمتی از بیرون بدانها می‌رسد؛ ▪️برخی هم توضیح داده‌اند که «موصدة» در اصل وصف «درب» است و تقدیر کلام چنین بوده : «عليهم نار مؤصدة الأبواب» و چون مضاف الیه حذف شده، تنوین در جای آن نشسته است. ▪️این کلمه بدین صورت تنها دوبار در قرآن کریم به کار رفته است (مورد دیگر: عَلَيْهِمْ نارٌ مُؤْصَدَةٌ؛ بلد/۲۰) و البته از این ماده کلمه «وصید» هم در قرآن کریم به کار رفته (وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصيدِ؛ کهف/۱۸) که بمعنای «درگاه منزل» می‌باشد ظاهرا از این جهت که محلی است که درب در آنجا بر منزل بسته و منطبق می‌گردد. 🔖جلسه ۳۴۹ https://yekaye.ir/al-balad-90-20/ 📖اختلاف قرائت مُؤْصَدَةٌ / مُوصَدَةٌ / مُوْصَدِهْ / مُؤصَدِهْ / مُطْبَقة / لَمؤصدة ▪️این کلمه در قراءات اهل بصره (ابوعمرو) و برخی قراءات اهل کوفه (حمزه و روایت حفص از عاصم و روایت شیرزی از کسائی) و برخی قراءات عشر (خلف و یزیدی) و اربعه عشر (حسن و اعمش) با همین حرف همزه (ؤ) به صورت «مُؤْصَدَةٌ» قرائت شده است؛ ▪️اما در قراءات مدینه (نافع) و مکه (ابن کثیر) و شام (ابن عامر) و برخی دیگر از قراءات اهل کوفه (دو روایت معروف کسائی و [طریق اعشی از] روایت شعبه از عاصم) و برخی از قراءات عشر (یکی از روایات یعقوب) با حرف «و» به صورت «مُوصَدَةٌ» قرائت شده است. ▪️ ودر هنگام وقف، در قرائت حمزه نیز با «و» قرائت می‌شود: «مُوْصَدَهْ»؛ ▪️البته در قرائت حمزه و کسائی هنگام وقت با اماله «ه» و حرف ماقبلش همراه است به صورت «مُوْصَدِهْ» ؛ ▪️و در روایت حفص از عاصم هم هنگام وقف این اماله انجام می‌شود به صورت: «مُؤصَدِهْ»؛ ▪️و البته این کلمه در قرائت ابن مسعود و أبی بن کعب به صورت «مُطْبَقة» آمده است. ▪️البته در قرائت ابن مسعود به صورت «لَمؤصدة» یعنی همین کلمه مؤدة اما با اضافه شدن حرف «ل» تاکید هم قرائت شده است. 📚معجم القراءات، ج۱۰، ص580-۵۸۱ ؛ المغنی فی القراءات، ص١٩٥6 @yekaye
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔹حدیث شماره۲ ذیل آیه ۶ (جلسه۱۱۷۰ https://yekaye.ir/al-humazah-104-6/) و 🔹حدیث۲ ذیل آیه۷ (جلسه۱۱۷۱ https://yekaye.ir/al-humazah-104-7 ) نیز به این آیه هم مرتبط می‌باشد. 🔹همچنین احادیثی که قبلا ذیل آيه «عَلَيْهِمْ نارٌ مُؤْصَدَةٌ» (بلد/۲۰) در جلسه ۳۴۹ https://yekaye.ir/al-balad-90-20/ گذشت همگی به این آیه مرتبط است و مجدد تکرار نمی‌شود؛ غیر از حدیث زیر که فقط پاراگراف آخر این حدیث در آنجا آمده بود ولی به نظر می‌رسد فراز قبلی‌اش هم بدان مربوط است لذا کاملترش در اینجا تقدیم می‌شود:
☀️۱) از امام باقر ع روایتی طولانی نقل شده است که وضعیت کافر حقیقی از لحظه مرگ تا عالم قبر و ورود در محشر و نهایتا وضعیتش در جهنم را توضیح می‌دهند که فرازهایی از آن ذیل آیات ۴ و ۷ همین سوره گذشت (جلسه ۱۱۶۸ https://yekaye.ir/al-humazah-104-4/ و جلسه ۱۱۷۱ https://yekaye.ir/al-humazah-104-7/). فراز پایانی حدیث مذکور چنین است: این چنین امواج آتش هفتاد پائیز روح¬هایشان را در دوزخ به ضربه می¬گیرد و درهایش، که از یکی تا دیگری پانصد سال راه است و هر یک ضخامتی هم اندازه راه صد ساله دارد، بر آنان فرو بسته می¬شود. سپس هر یک از آنان را در سه تابوت تو در تو از جنس آهن آتشین می¬گذارند، چنان که هیچ صدایی از آنان به گوش نرسد جز آن که بانگ قاطر برآورند و چون الاغ عرعر کنند و چون سگ به پارس‌کردن افتند و کر و لال و نابینا (بقره/۱۷۱) هیچ سخن نگویند جز آن که ناله کنند. پس درها جهنم بر آن گذاشته می‌شود و ستونش بر آنان مسدود می‌گردد دیگر نه روح و راحتی‌ای بر آنها وارد ‌شود و نه غم و اندوه هرگز از آنان بیرون رود و آن [آتش] بر آنها «موصده»‌ یعنی دربسته، خواهد بود؛ نه فرشتگانی دارند که شفاعتشان کنند و نه از بهشتیان دوست صمیمی‌ای دارند و پروردگار آنها را به فراموشی می‌سپارد و یاد آنها را از دل‌های بندگان می‌برد و دیگر هرگز یاد نخواهند شد؛ به خداوند عظیم و غفور و رحمان و رحیم پناه می‌بریم از آتش، و آنچه در آن است، و هر عملی که به آتش نزدیک کند؛ که همانا او غفور و رحیم و جواد و کریم است. 📚الإختصاص، ص364-365 سَعِيدُ بْنُ جَنَاحٍ قَالَ حَدَّثَنِي عَوْفُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأَزْدِيُّ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: ... ثُمَّ يَضْرِبُ أَمْوَاجَهَا أَرْوَاحَهُمْ سَبْعِينَ خَرِيفاً فِي النَّارِ، ثُمَّ يُطْبِقُ عَلَيْهِمْ أَبْوَابَهَا مِنَ الْبَابِ إِلَى الْبَابِ مَسِيرَةَ خَمْسِمِائَةِ عَامٍ وَ غِلَظُ الْبَابِ مَسِيرَةُ خَمْسِمِائَةِ عَامٍ، ثُمَّ يَجْعَلُ كُلَّ رَجُلٍ مِنْهُمْ فِي ثَلَاثِ تَوَابِيتَ مِنْ حَدِيدٍ مِنَ النَّارِ بَعْضُهَا فِي بَعْضٍ، فَلَا يَسْمَعُ لَهُمْ كَلَاماً أَبَداً إِلَّا أَنَّ لَهُمْ فِيها شَهِيقٌ كَشَهِيقِ الْبِغَالِ وَ زَفِيرٌ مِثْلُ نَهِيقِ الْحَمِيرِ وَ عُوَاءٌ كَعُوَاءِ الْكِلَابِ، صُمٌ‏ بُكْمٌ عُمْيٌ فَلَيْسَ لَهُمْ فِيهَا كَلَامٌ إِلَّا أَنِينٌ، فَيُطْبَقُ عَلَيْهِمْ أَبْوَابُهَا وَ يُسَدُّ عَلَيْهِمْ عَمَدُهَا فَلَا يَدْخُلُ عَلَيْهِمْ رَوْحٌ أَبَداً وَ لَا يَخْرُجُ مِنْهُمُ الْغَمُّ أَبَداً، وَ هِيَ «عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ» يَعْنِي مُطْبَقَةٌ، لَيْسَ لَهُمُ الْمَلَائِكَةُ شَافِعُونَ، وَ لَا مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ صِدِّيقٌ حَمِيمٌ، وَ يَنْسَاهُمُ الرَّبُّ وَ يَمْحُو ذِكْرَهُمْ مِنْ قُلُوبِ الْعِبَادِ، فَلَا يُذْكَرُونَ أَبَداً. فَنَعُوذُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ الْغَفُورِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ مِنَ النَّارِ وَ مَا فِيهَا وَ مِنْ كُلِّ عَمَلٍ يُقَرِّبُ مِنَ النَّارِ، إِنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ جَوَادٌ كَرِيم‏. @yekaye
☀️۲) در منابع اهل سنت از سعد بن جبیر به صورت مرفوع روایت شده است* که: در آتش شخصی است در شعبه‌ای از شعبه‌های آن که به مدت هزار سال ندا می‌دهد که «یا حنان و یا منان» [= ای بسیار مهربان و ای بسیار منت‌گذارنده]. خدا به جبرئیل می‌گوید: برو آن بنده‌ام را بیاور. به سراغش می‌رود و می‌یابد در جایی است که دربش را فروبسته‌اند. برمی‌گردد و می‌گوید: پروردگارا! «همانا آن [آتش] بر آنان [درش را] فروبسته است» (همزه/۸) خداوند می‌فرماید: جبرئیل! آن را باز کن و بنده‌ام را از آتش بیرون آور. پس او را رها می‌کنند و او همانند شبحی [یا: در حالی که ذغال شده] بیرون می‌آید و او را در ساحل بهشت می‌اندازند تا خداوند دوباره برایش مو و گوشت و خون می‌رویاند. 📚تفسير الطبري، ج24، ص623 📚الهداية الى بلوغ النهاية (مکی بن ابی طالب)، ج12، ص8433 📚الدر المنثور، ج‏6، ص393 حدثنا ابن حميدٍ، قال: ثنا يعقوب، عن جعفرٍ، عن سعيد بن جبير، قال: في النارِ رجلٌ، في شِعْبٍ من شعابها، ينادى مقدار ألف عام: يا حَنَّانُ يا مَنَّانُ. فيقولُ ربُّ العزَّة لجبريل: أخرج عبدى من النار. فيأتيها فيجدها مطبقةً، فيرجعُ فيقولُ: يا ربِّ، «إِنَّهَا عَلَيْهِم مُّوْصَدَةٌ». فيقولُ: ‌يا ‌جبريل، ‌فُكَّها وأخرج عبدى من النار. فيفكُّها، ويخرج مثل الخيال [/الجبل/ الفحم]، فيطرحه على ساحل الجنة حتى يُنبتَ اللهُ له شعرًا ولحما ودمًا» ✳️*پی‌نوشت: سعید بن جبیر از اصحاب خاص امیرالمومنین ع است که به علت شدت تقیه‌ای که داشته، در میان اهل سنت نیز بسیار معتبر است. وی نهایتا به دست حجاج به شهادت رسید و شهادت وی کابوسی برای حجاج رقم زد که همان را عامل به درک واصل شدن وی می‌دانند. از آنجا که مضمون مطلب از مطالبی است که علی‌القاعده در حوزه اطلاعات معصوم است احتمال زیاد آنچه وی در اینجا گفته مضمون حدیثی است که مستقیم یا باواسطه از پیامبر ص ویا اهل بیت ع شنیده است. @yekaye
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یک آیه در روز
. ۱۱۷۲) 📖 إِنَّها عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ 📖 ترجمه 💢همانا آن [آتش] بر آنان [درش را] فروبسته است [فرا
. 1️⃣ «إِنَّها عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ» مرجع ضمیر «ها» هم می‌تواند به «حطمة» برگردد و هم به «نار الله»؛ و تفاوتی هم ندارد؛ زیرا «نار الله» توضیح و بیان همان «حطمة» بود. در واقع، این سومین آیه‌ای است که به توضیح «حطمة» اختصاص یافته است. «حطمة» که عذابی است که برای افراد عیب‌جوی طعنه‌زنی که همّ و غمشان انباشت ثروت است آماده شده، آتش برافروخته الهی است که بر دلها سر می‌کشد و در عین حال همچون درپوشی است که بر دیگی بگذارند و تنها راه خروج و ارتباط داخل آن دیگ و بیرون آن را مسدود کند. و این کنایه از این است که هیچ راه خروج و نجاتی از آن ندارند (الميزان، ج‏20، ص360) و شدت تأکید است بر اینکه از هرگونه امکانی برای خروج مأیوس می‌شوند (مجمع البيان، ج‏10، ص818 ). ▪️گزینه دیگر برای ضمیر «ها» این است که به آخرین کلمه قبل از خویش، یعنی «الْأَفْئِدَة» برگردد، که در این صورت این آیه نزدیک می‌شود به آیاتی همچون «طُبِعَ عَلى‏ قُلُوبِهِم‏» (توبه/۸۷ ؛ منافقون/۳) یا «أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها» (محمد/24)، یعنی این آیه نه ناظر به عذابی جدید، بلکه ناظر به فلسفه و علت این عذاب آنهاست و مقصود از این آیه آن خواهد بود که این دلهایشان بر آنان بسته شده و قفل زده شده است، که مبتلا به چنین عذابی می‌شوند که آتش بر دلهایشان مشرف می‌شود. @yekaye
یک آیه در روز
. ۱۱۷۲) 📖 إِنَّها عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ 📖 ترجمه 💢همانا آن [آتش] بر آنان [درش را] فروبسته است [فرا
. 2️⃣ «وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ ... إِنَّها عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ» شخصی که اهل عیب‌جویی و طعنه‌زدن به دیگران است ظاهرش این است که با زخم زبان خود دیگران را می‌سوزاند، اما باطنش این است چنان حصاری از آتش دور خود می‌کشد و در را بر خویش می‌بندد که کاملا در آن گرفتار می‌شود و از سوزش خویش که در درجه اول بر دل وی سرمی‌کشد هیچ راه رهایی ندارد. @yekaye