eitaa logo
#مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
1.4هزار دنبال‌کننده
49.9هزار عکس
36.4هزار ویدیو
1.7هزار فایل
#نذر_ظهور ارتباط با ما @Zh4653 @zandahlm1357 سلام خدمت بزرگواران این کانال پیروفرمایشات امام خامنه ای باب فعالیت درفضای مجازی ایجاد شده ازهمراهی شما سپاسگزاریم درصورت رضایت ؛کانال را به دیگران معرفی بفرمایید🍃🍃🍃🍃https://eitaa.com/zandahlm1357
مشاهده در ایتا
دانلود
8.61M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥این چادری که رو سر خواهرامونه...🎙کربلایی حسین طاهری
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❌ شبهه ۱۰۴۴ مقایسه‌ی قانون حجاب با قانون برده داری وقتی میگی باید به قانون حجاب احترام گذاشت، می‌گن برده‌داری هم قانون بود! هر قانونی را که نمیشه قبول داشت. چی جواب بدیم؟
.......: ماجراى چسبيدن دست زن و مرد نامحرم در حال طواف زنى دوركعبه طواف مى كرد و مردى نيز پشت سر آن زن مى رفت. لحظه اى آن زن بازوى خود را از چادر بيرون آورد تا كعبه را لمس كند. ناگهان آن مرد دستش را دراز كرد و روى بازوى زن گذاشت. خداوند دست آن مرد را به بازوى زن چسباند. مردم ديدند و ازدحام كردند، چنان كه راه عبور بسته شد. كسى را نزد امير مكه فرستادند و امير مكه فقها و علما را حاضر كرد و آنها فتوا دادند كه بايد دست مرد را ببرند؛ زيرا آن مرد مرتكب گناه شده است. امير مكه كه از فتواى علماى مكه قانع نشده بود، گفت: «آيا در اينجا از خانواده پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) كسى هست؟ » گفتند: «بله، حسين بن على (عليه السلام) اينجاست». امير مكه كسى را نزد امام حسين (عليه السلام) فرستاد. امام حسين (عليه السلام) تشريف آوردند. به آن حضرت عرض كردند: «اى فرزند رسول خدا! حكم خدا درباره اينها چيست؟ » امام حسين (عليه السلام) رو به كعبه ايستادند و دست هايشان را بلند كردند. آن گاه مدتى مكث فرمودند و دعا كردند. سپس به طرف زن و مرد رفتند و دست آن مرد را از بازوى آن زن جدا كردند. امير مكه عرض كرد: «اى حسين! آيا اين مرد را براى كارى كه از او سر زده است، مجازات نكنيم؟ » حضرت فرمود: «نه». گويند آن مرد همان شتربانى است كه در كربلا دست امام حسين (عليه السلام) را قطع كرد و اين گونه لطف آن حضرت را پاسخ داد. [۱] ---------- [۱]: شجره طوبي، حا، عين، ص۴٢٢. تقویت فرهنگ حجاب https://eitaa.com/zandahlm1357
.......: ۶۹- شکیبایی مادرانه یکی از اصحاب بزرگ پیغمبر صلی الله علیه و آله به نام ابوطلحه پسری داشت که بسیار مورد محبت او بود. اتفاقا سخت بیمار شد. مادر آن پسر همین که احساس کرد نزدیک است بچه از دنیا برود ابوطلحه را به بهانه ای نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرستاد. پس از اینکه ابوطلحه از منزل خارج شد طولی نکشید که بچه از دنیا رفت. امّ سلیم مادر، جسد فرزندش را در جامه ای پیچید و در گوشه اتاق گذاشت و به اعضای خانواده سفارش کرد که به ابوطلحه خبر مرگ بچه را نگویند سپس غذای مطبوعی تهیه نمود و خود را با عطر و وسایل آرایش آراست و برای پذیرایی شوهرش آماده شد. هنگامی که ابوطلحه به خانه آمد پرسید: حال فرزندم چگونه است؟ زن گفت: استراحت کرده. سپس ابوطلحه گفت: غذایی هست بخوریم؟ امّ سلیم فوری برخاست و غذا را آورد پس از صرف غذا خود را در اختیار ابوطلحه گذاشت و با وی همبستر شد. در این حین به وی گفت: ای ابوطلحه! اگر امانتی از کسی نزد ما باشد و آن را به صاحبش باز گردانیم، ناراحت می‌شوی؟ ابوطلحه: سبحان الله! چرا ناراحت باشم. وظیفه ما همین است. زن: در این صورت به تو می‌گویم پسرت از طرف خدا نزد ما امانت بود که امروز او امانت خود را باز گرفت. ابوطلحه بدون تغییر حال گفت: اکنون من به صبر شکیبایی از تو که مادر او بودی سزاوارترم. آن گاه ابوطلحه از جا حرکت کرد و غسل نمود و دو رکعت نماز خواند. پس از آن محضر پیغمبر صلی الله علیه و آله رسید و داستان همسرش را به عرض پیامبر صلی الله علیه و آله رساند. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند در فرزند آینده تان به شما برکت دهد. سپس فرمود: - سپاس خدای را که در میان امت من زنی همانند زن بردبار بنی اسرائیل قرار داد. از حضرت سؤال شد شکیبایی آن زن چگونه بود؟ فرمود: در بنی اسرائیل زنی بود که دو پسر داشت. شوهرش دستور داد برای مهمانان غذا تهیه کند غذا آماده شد و مهمانان آمدند بچه‌ها مشغول بازی بودند که ناگهان هر دو به چاه افتادند زن نخواست آن مهمانی به هم بخورد و مهمانان ناراحت شوند جنازه بچه‌ها را از چاه بیرون آورد و در پارچه ای پیچید و در کنار اتاق گذاشت پس از رفتن مهمانها خود را آرایش کرد و برای همسرش آماده شد پس از فراغت از بستر، مرد پرسید: بچه‌ها کجایند؟ زن گفت: اتاق دیگرند. مرد بچه‌ها را صدا زد ناگهان آن دو کودک زنده شده و به سوی پدر دویدند زن که این منظره را دید گفت: - سبحان الله! به خدا سوگند این دو کودک مرده بودند و خداوند به خاطر شکیبایی و صبر من آنها زنده کرد. [۱] ---------- [۱]: بحار: ج ۸۲، ص ۱۵۰. جلد ۲ 📚داستانهای بحار الانوار https://eitaa.com/zandahlm1357
.......: در معنای یس و این که س نام مبارک پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلم می‌باشد چون می‌دانید که در قرآن مجید پنج اسم از دوازده اسم پیغمبر برای مزید بینائی امت ذکر گردیده و آن پنج اسم مقدس محمد و احمد و عبد الله و نون و یس است و در اول سورۀ ۳۶ می‌فرماید یس وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ [۴] یا حرف نداء و س نام مبارک آن حضرت و اشاره بحقیقت و سویت اعتدالیه ظاهریه و باطنیه آن حضرت می‌باشد. نواب- علّت اینکه میان حروف تهجّی (س) نام مبارک آن حضرت گردیده است چیست داعی- عرض کردم اشاره ایست بعالم معنی و حقیقت اعتدال آن حضرت چه آنکه حائز مقام خاتمیت کسی است که وجودش بحد اعتدال رسیده باشد و آن وقتی است که ظاهر و باطن او یکسان باشد و این مرتبه در وجود اقدس آن حضرت موجود بوده فلذا با حرف (س) اثبات مقام برای آن حضرت می‌نماید. ببیان نزدیک تر بفهم عموم آنکه در میان حروف تهجّی فقط (س) است که ظاهر و باطن آن مساویست باین معنی که از برای هر یک از حروف بیست و هشت گانه تهجّی در نزد علمای علم اعداد زبر و بیّنه ایست که در موقع تطبیق زبر و بیّنۀ هر حرفی قطعا یا زبرش زیادتر است یا بیّنه اش. نواب- قبله صاحب ببخشید من جسارت می‌نمایم چون که برای فهم مطالب بی طاقتم مستدعی است در این شبها مطالب را بقسمی ساده و واضح بیان نمائید که مورد توجّه و قابل قبول فهم همه ما باشد چون معنی زبر و بیّنه را نفهمیدیم متمنی است با بیان ساده توضیح دهید تا حلّ معمّا گردد. داعی- اطاعت می‌شود زبر عبارت از صورت حرف است که روی کاغذ نوشته می‌شود و بیّنه آن زیادتی است که در وقت تلفظ معلوم می‌آید. س در روی کاغذ یک حرف است ولی در وقت تلفظ سه حرف می‌شود س و ی و ن در تلفظ ی و ن باو زیاد می‌شود چون در میان بیست و هشت حرف تهجّی فقط س است که در موقع تطبیق حساب زبر و بیّنه اش مساوی می‌باشد. س شصت عدد است بیّنه اش هم که عبارت از ی و ن باشد شصت است ی (۱۰) -ن (۵۰) می‌شود شصت. بهمین جهت خطاب می‌کند در قرآن مجید بخاتم الانبیاء صلّی اللّه علیه و آله و سلّم یس اشاره بظاهر و باطن پیغمبر یعنی ای کسی که از حیث ظاهر و باطن واجد اعتدال می‌باشی ---------- [۴]: ۴) ای سید رسولان و ای کاملترین انسان قسم بقرآن حکمت بیان بدرستی که تو البته از پیغمبران خدائی. پیشاور.... https://eitaa.com/zandahlm1357