شبه پیغمبر
علی اکبر باشد یا علی اوسط فرقی ندارد ، علی بن الحسین که باشد یعنی در مدار حق و حقيقت و حق طلبی قرار دارد.
محدث بود و در کربلا یار پدر.
در عاشورا و در آوردگاه مرگ و زندگی، گوهر وجودش درخشید و شجاعت و معرفتش نمایان شد.
میلاد شبه پیغمبر(ص)، علی اکبر (ع) تهنیت!
✍️نجمه صالحی
#ماه_شعبان
#میلاد_حضرت_علی_اکبر
ــــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ
@javal60
یا صاحبنا
"ﺃَﯾْﻦَ ﺍﻟﺴَّﺒَﺐُ ﺍﻟْﻤُﺘَّﺼِﻞُ ﺑَﯿْﻦَ ﺍﻟْﺄَﺭْﺽِ ﻭَ ﺍﻟﺴَّﻤﺎﺀ"
"ﮐﺠﺎﺳﺖ ﺳﯿﺪ ﻣﻦ ﻣﻮﻻﯼ ﻣﻦ، ﺁﻥ ﺳﺒﺐ ﻣﺘﺼﻞ ﺑﯿﻦ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺁﺳﻤﺎﻥ، ﻭ ﺁﻥ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺎ ﺁﺳﻤﺎﻥ، ﻭ ﻭﺍﺳﻄﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻓیض ﺁﺳﻤﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺍﻫﻞ ﺁﻥﻣﯿﺮﺳﺪ؟"
به گفتهٔ علما ﺩﺭ عصر غیبت و برای کسب ﻣﻘﺎﻡ ﺻﻌﻮﺩ به سوی خدا، ﻫﺮ گامی ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻣﻘﺼﺪ ﺑﺮﺩﺍشته شود، ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ الطاف ﺣﻀﺮﺕ حجت بن الحسن روحی فداه است، ﭼﻪ ﺑﺪﺍﻧﺪ، ﻭ ﭼﻪ ﻧﺪﺍﻧﺪ، ﭼﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻭ ﭼﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.
همچنین ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻋﺎ(دعای ندبه) ﻣﯽﺧﻮﺍﻧﯿﻢ: "ﺃَﻳْﻦَ ﺑﺎﺏُ ﺍﻟﻠّٰﻪِ ﺍﻟَّﺬِﻱ ﻣِﻨْﻪُ ﻳُﺆْﺗﻰٰ" ﯾﻌﻨﯽ "ﮐﺠﺎﺳﺖ ﺳﯿﺪ ﻣﻦ ﻭ ﻣﻮﻻﯼ ﻣﻦ، ﺁﻥ ﺑﺎﺏ ﺍﻟﻠﻪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺑﻪ ﺟﻮﺍﺭ ﻗﺪﺱ ﺍﻭ ﺭﻭﯼ ﺁﻭﺭﺩ؟"
🍃کاش زمستان ما بهار شود با آمدنت یا مهدی، اللهم عجل لولیک الفرج🍃
طراح پوستر مریم قاسمی(دختر دایی عزیزم)
آدرس اینستاگرام با آیدی👇
@ai_da_6
پ.ن: نشد آدرس اینستاگرام را بگذارم، شنیدم بخاطر طرح صیانت، لینک اینستاگرام قابل انتشار نیست...الله اعلم
ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ
@javal60
اگر به جای او بودم...
اگر به جای او بودم غربت تنهایی و دوری از وطن و بی همزبانی را تحمل میکردم؟
اگر به جای او بودم، حاضر میشدم از لباس فاخر شاهزادگان در آیم و لباس اسارت بپوشم؟
اگر به جای او بودم به دنیای پر زرق و برق، به خاطر عقیدهام پشت میکردم؟
شاهزادگی، قصر، ملکه شدن، کنار خانواده بودن، خدم و حشم داشتن و....یک مورد از اینها کافیست تا دست و پای دل بلرزد که نکند از دست داده شود، مرد میدان میخواهد تا بتوانی از این امتیازات چشمگیر، چشم بپوشانی...
اما قرنها پیش یک نفر بود که توانست! زن بود اما مردانه وارد میدان شد! از رفاه زندگی، ناز و نعمت دنیایی خود را خارج کرد تا به آرامش و آسایش واقعی وارد شود و لبخند بزند به آخرتی تضمینشده.
خود را به لباس کنیزان در آورد و در بین کنیزان پنهان شد و پس از اسارت به بازار برده فروشان سپرده شد، تحمل کرد همو که بارها خوابش را دیده بود؛ همو که در خواب به او معرفی شده بود.
دل به بهترین دلدار سپرد تا پلههای بندگی را در کنار او بالا رود و عزت یابد. در خواب بود که مادرش فاطمه سلام الله علیها از او خواستگاری کرد، بعد از این خوابها آشفته شد، فکر کرد و تصمیم گرفت.
حالا در میان اسیران منتظر دیدار یار است و لحظهٔ دیدار برایش بهترین زمان! تحت تعلیم بانو حکیمه قرار گرفت تا بشود آنچه که یارش میخواهد و شد بهترین بانو! بانوی بهترین همسر جهان و مادر خاصترین پسر زمان!
بانوی روم در دیار خود با زمانه پیش نرفت و همرنگ جماعت هم کیش خود نشد، دل کَند از دیار خود تا شود همسر بهترین خلق زمان و مادر منتظرترین خلق جهان.
مسلما سخت بود این تصمیم، اگر جای او بودیم میتوانستیم؟؟؟!!
✍️نجمه صالحی
#جوال_ذهن
#امام_زمان
#نرجس_خاتون
#میلاد_امام_زمان
#یامهدی
#نیمه_شعبان
http://salehi60.blogfa.com/
ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ
@javal60
💞سلام بهار دل خزانیام
قُرّة العين علی
نـور حـی سرمـدی
آینـــۀ محمّـــدی
شمع جمـع عالمی
معـز الاولیـا
امیـد انبیـا
عطر نرگس
یوسف زهرا
وارث تاج نبی
به جهان خوش آمدی💞
💞آرزویم این است در حضورت سلام دهم!💞
🍃السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَهُ🍃
#جمعه
#انتظار
#امام_زمان
#نیمه_شعبان
http://salehi60.blogfa.com/
ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ
@javal60
انتظاری همچو سیبم آرزوست
سیب منتظر روزهای زیادی بر روی درخت نشست. او چشم به راه بود ودُمش بند شاخه. روزها صدای او را شنیده بود که بلند از خود می پرسید چرا سیب از پایین به بالا نمی رود . مرد انتظارهای معکوس به دنبال جرقه آن سیب بود و بالاخره انتظار به سر آمد و تحول شکل گرفت و انقلابی در جهان پدید آورد.
جهان، تغییر و تکنولوژی، پیشرفت کرد. به تدریج بشر به دلیل سودجویی برخی از افراد بشر، گرفتار کویر هستی سوز و ظلمی جهان سوز شد، تفکرات لائیک ، اومانیسم ، مارکسیسم و.... بشر را اسیرجریان خطرناک بحران هویت کردند. متفکران برای کشف راه نجات بازگشت به مقوله معنویت و چشم به راهی مرد نجات بخش از جنس نور را تجویز کردند.
چشم به راهی پویا و سازنده که نوید بخش تجدید هستی کویر وجود انسان است و زندگی را از مرگ تدریجی عدالت نجات می دهد. چشم به راهی فردی که به گفته معصوم(ع) عدالت را مانند سرما و گرما وارد منازل می کند.
اگر مثل سیب منتظررسیدن باشیم یعنی هدف را انتخاب کردیم پس باید تلاش برای بهتر شدن و ساختن کنیم و این چشم انتظاری نیاز به مهندسی دارد، آن هم از نوع فرهنگی.
مهندسی فرهنگی آن هم در همه مجراهای اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی و مجرای صحیح خانواده هم از مادر شروع می شود. هنگامی که ۵۰ نفر از یاران منجی بانوان هستند و ۴۰۰ بانوی برگزيده همراه حضرت عیسی (ع)به کمک حضرت یار(عج) می آیند، انگیزه پویایی و آمادگی وسازندگی بانوان بیشتر خواهد شد. آمادگی که توام با شناخت مولا و خودسازی و دگر سازی است.
بانو، چشم به راه است پس به جای سکون و گوشه نشینی در کنج خانه، تلاش می کند تا به اندازه وسعش باری را از روی زمین بردارد. او قلبش برای مهدی فاطمه(عج) می تپد و انتظار را با حرکت می سازد و تا رسیدن به هدف دست از تلاش بر نمیدارد.
✍️نجمه صالحی
#باز_نشر
#ماه_شعبان
#انتظار
#امام_زمان
#جمعه
ــــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ
@javal60
آخرین سیب
با صدای تلقتولوق طلق زردرنگی که روی شیشه شکسته اتاق زده بود به آرامی چشمانش را باز کرد، طبق عادت همیشگیاش نگاه مهآلودش را به سمت تخت گوشه اتاق چرخاند تا ببیند از کپسولاکسیژن بابا چقدر مانده که به یادش افتاد نفس او دیگر در قفس ماسک پلاستیکی اکسیژن نیست!
تخت چوبی زهوار در رفته با پتوی قهوهای پلنگی رویش مدتها بود که سنگینی تن بیرمق بابا را نچشیده بود.
نگاه خوابآلود و کمیخیسش به میخهای روی زمین افتاد، دستان سفید و بلندش که زبرزبر شده بود را روی فرش کنارش کشیدتا عینکش را پیدا کند. عینک سرمهای مستطیلیاش را به چشم گذاشت و موهای خرماییاش را از صورت کنار زد. گذر زمان را از روی ساعت کوکی قدیمی که خروسی در آن نوک به زمین میزد و گوشه شیشهاش ترک خورده، مشاهده کرد. ساعت ۱۱:۴۷دقیقه با حساب سر انگشتی که کرد تقریبا ۳ ساعت وقت مانده بود و یک کوه میخی که باید صاف میکرد و به اصغر آقا نجار تحویل میداد. از جا بلند شد، موهایش را محکم با کشسفیدی بست و سمت یخچالسبز رفت. یخچال غرغرویی که همیشه دور دهانش نمدار است و با صدای جیغ، کار میکند. داخل آن که گوشه دیوارههایش زنگ زده بود و پلاستیک طبقههایش زرد شده بود جز یک شیشه کشک و یک دبه ترشی و آخرین سیب نذری مادر شهید همسایه، چیز دیگری نبود؛ سیب را برداشت و همانطور که با آب سرد آن را میشست با خودش گفت:«اگر حسین تک پسر همسایه که هر ماه سیب سرخی را مهمان یخچال غرغرو ما میکند نبود، جواب صدای نالهٔ شکم گرسنهام را کشک و ترشی میداد ؟»✍️فاطمه خانی حسینی
#پودمان_چهار_داستان_نویسی
#انیمیشن
ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ
@javal60
.
#یا_صاحبنا
تولد تو،
تولد امید بود.
و انتظار تو
بلوغ رنج،
ما در بلوغ، به یأس رسیدیم
ما در بلوغ رنج، به مرگ رسیدیم
اما تو در بلوغ رنج و یأس و مرگ، بر دل ما نشستى.
بلوغ رنج با تو به فریاد رسید.
و اکنون انتظار تو، تولد اقدام است.
ظلم سرشار تو را صدا زد.
و تو ما را صدا زدى.
اى زبان گویاى خدا،
اشاره هاى ما را بپذیر.
که حجم فاجعه بر زبانمان نشسته است.
✍️عین.صاد(استاد علی صفایی حائری)
#انتظار
#تولد
#امام_زمان
ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ
@javal60
چراغانی
با کفش جلو بسته که رویش ازشوره سفیدک زده بود، پاهایش را محکم روی پله های زنگ زده نردبان گذاشت با یک دست تیر چراغ برق را گرفته بود و در دستی دیگر ریسه ها را، با قدمهایی قوی و استوار پله های سست و زنگ زده نردبان آهنی را بالا رفت با وصل کردن ریسهها، ترکیبات شربت را دوباره در ذهنش مرور میکرد که صدایی نگاهش را به پایین کشاند.
_ «تو چرا رفتی بالا میگذاشتی یکی از این بچه ریزه میزهها بالا برن تو با این وزنت ...نردبان خرد میشه!!»
با همان خندهٔ پر از مهربانی، نگاهی به او کرد و دوباره به کارش ادامه داد. با بستن آخرین گره، با صدای بلند گفت: «برق را وصل کنید!»
بچهها مثل جوجه اردک دنبال هم دویدند تا برق را متصل کنند، کمی گذشت و از دور صدای پسرک جوانی آمد که میگفت: «حاجی، برق وصل نمیشه!»
نفس بلندی کشید و از پلهها پایین آمد، با پشت دست عرق پیشانی بلندش را پاک کرد؛ با چهارسو که در جیبش بود به چندتا پیچ و مهره ضربه زد، تکان تکانش داد، طولی نکشید نورهای رنگی را سقف بلند کوچه کرد.
با یک دستش صدای ضبط را زیاد کرد تا مولودی با وسعت بیشتری پخش شود و با دستی دیگر اسپند روی ذغال را تازه کرد.
با صدای یاصاحبالزمان دیگ بزرگ شربت را بلند کردند و روی میز پذیرایی کنار خیابان گذاشتند. با پارچ لیوانها را پر میکردند و دیگ شربت را خالی...
پ.ن: به یاد پدرم که سالها برای باشکوه برگزارشدن جشننیمهشعبان تلاش کرد.
✍️فاطمه خانی حسینی
#پدر
#نیمه_شعبان
#چراغانی
ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ
@javal60
بِسمِ رَبِّالمَهدی
گردش ایام و گذر فصلها و آغاز بهار، نوید جوانه زدن و رویشی تازه میدهد، روزهای سال نوی شما سرشار از رشد، قلبهایتان مملو از مهربانی و صفا و تمام لحظههایتان همواره احسن الحال.
دعا کنیم مفرد مذکر غایب همه جمعهایمان، متکلم وحده شود و ندای «انَا المَهدی» سر دهد.
دعا کنیم که این شجره طیبه به دست موعود آبیاری گردد و جهان در سایهسارش آرام گیرد.
امیدوارم سال ۱۴۰۱ شمسی برای همه پر از نام و نگاه مولا و صاحب عصر و زمانمان باشد.
🍃اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعافِیَةَ وَ النَّصْرَ وَ اجْعَلْنا مِنْ خَیْرِ اَنْصارِهِ وَ اَعْوانِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ یَدَیْهِ...🍃
✍️ملتمس دعای خیر_نجمه صالحی
#یامهدی_ادرکنی
#نوروز
#ماه_شعبان
http://salehi60.blogfa.com/
ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ
@javal60