باز هم چرخیده دنیا در مدار دیگری
آمده از عرش أعلا ذوالفقار دیگری
تا حسین آرام جانش شد، برای او نشد
هیچکس همواره آرام و قرار دیگری
میرسد روزی که زینب میشود یار حسین
آن زمانی که ندارد هیچ یار دیگری
خار در می آورد از پای طفلانش ولی
میرود با هر قدم در پاش خار دیگری
هیچ وقت أمّا نیفتاد از تکاپو، از نبرد
کارهایی کرده است و مانده کار دیگری
ابن سعد و شمر و خولی شد شکار نطق او
بعد هم شد ابن مرجانه شکار دیگری
گرچه امشب آنچنان لب وا نشد بر مدح او
باز مدحش میکنم لیل و نهار دیگری
دوست دارم «یاعلی» را، دوست دارم یاعلی!
من هم آخر میثمی باشم به دار دیگری
ای زبان لکنت بگیری گر نگویی یاعلی
یاعلی و یاعلی و یاعلی و یاعلی
«حسن معارف وند»
#شعر
#مدح
#حضرت_زینب
#امام_علی
@Arshiv_Gholam
@HassanMaarefvand
روسیاهی زیاد هم بد نیست
در زمستان به كار می آید
بدم أمّا همیشه اربابم
با غلامش كنار می آید
غیر لیلی دم از كسی نزدم
عاشق اینگونه بار می آید
داغ زینب چقدر پیرم كرد
به من این انكسار می آید
مرگ در زینبیه یعنی یار
لحظه احتضار می آید
«محسن عرب خالقی»
#شعر
#مناجات
#مناجات_و_روضه
#حضرت_زینب
@Arshiv_Gholam
Nariman-hosayn jan ey aberouye do alam.mp3
1.25M
🎙حسین جان ای آبروی دو عالم🎙
🔰 کربلایی نریمان پناهی
🗓 صوت های قدیمی
#صوت
#سینه_زنی
#نریمان_پناهی
@Arshiv_Gholam
وجودش مثل دریا بود عمّه
دقیقا مثل زهرا بود عمّه
اگرچه کربلا جا مانده بودی
حسین دوّم ما بود عمّه
هجوم یک سپاه تازیانه
ولی افسوس تنها بود عمّه
خدا خیرش دهد این خواهرت را
کسی سیلی نخورد تا بود عمّه
و بعد از ساقی آب آور ما
علم بر دوش و سقّا بود عمّه
تمام راه را مشغول ذکرِ
حسینم وا حسینا بود عمّه
در اوج عاطفه چون مرد جنگید
اگر چه قامتش تا بود عمّه
سرش بشکست أمّا دشمنش دید
سرش بالای بالا بود عمّه
«یاسر مسافر»
#شعر
#مدح_و_روضه
#حضرت_رقیه
#حضرت_زینب
@Arshiv_Gholam
دخترت گم شده ای وای برادر چه کنم
من غارت زده و اینهمه لشگر چه کنم
رفتی و بعد تو از من چه دلی سوزاندند
با دل سوخته از داغ برادر چه کنم
من به بوسیدن پیشانیات عادت کردم
حال بالاسر این پیکر بی سر چه کنم
تا به کی دامن آتش زده خاموش کنم
دستهایم همه تاول زده آخر چه کنم؟
به خدا عمّه شدن دردسرش بسیار است
دست تنهایم و با اینهمه دختر چه کنم
درد من گریه اطفال پریشان تو نیست
دردم این است که با خنده لشگر چه کنم
در سفر همسفران خاطره ها میگویند
آه با خاطره شمر ستمگر چه کنم
«علی اکبر لطیفیان»
#شعر
#روضه
#حضرت_زینب
@Arshiv_Gholam
14010921-05.mp3
7.84M
🎙وای وای وای وای شلوغه کوچمون🎙
🔰 کربلایی هادی خادم حسینی
#صوت
#سینه_زنی
#هادی_خادم_حسینی
@Arshiv_Gholam
دیدن گریۀ او داد زدن هم دارد
سر که باشد، بغلش حال سخن هم دارد
زحمت شانه نکش عمّه، برایش دیر است
گیسوی سوخته، کوتاه شدن هم دارد
کاش عادت به روی شانه نمیکرد سه سال
بند زنجیر شدن، درد بدن هم دارد
ناخن پیرزنی بر رخ او جا انداخت
کاش میگفت کسی، بچه زدن هم دارد؟
ساربان ضربۀ دستش چقدر سنگین است
تازه انگشتر او سنگ یمن هم دارد
زخمهای سر و روی پدرش را که شمرد
گفت با عمًه، چرا زخم دهن هم دارد؟
حرمله چشم چران است، بدم میآید
مثل زجر است ببین، دست بزن هم دارد
چادر پارۀ او را به روی دست گرفت
عمّهاش گفت به غسّاله، کفن هم دارد
#شعر
#روضه
#حضرت_رقیه
@Arshiv_Gholam
14010923-03.mp3
5.62M
🎙جعل اللّه طاعتنا نظاما للملّة🎙
🔰 کربلایی محسن عرب خالقی
#صوت
#سینه_زنی
#محسن_عرب_خالقی
@Arshiv_Gholam