eitaa logo
عاشقانه‌های کلامی_اعتقادی
352 دنبال‌کننده
415 عکس
93 ویدیو
46 فایل
یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد.. "لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون" کانالی برای دسترسی آسان به پاسخ سوالات کلامی و اعتقادی و صوت های تدریسِ دکتر زهرا دلاوری پاریزی* ارتباط با مدير: @Dr_zdp53
مشاهده در ایتا
دانلود
آیه‌ای که از قرآن خواندم "والمومنون کل آمن بالله و ملائکته و کتبه و رسله لا نفرق بین احد من رسله ... " بود. درخواست آلما در ادامه‌ی صحبت‌هایش شواهد تحریفی کتاب مقدس بود و داشتن یک قرآن. سوال کرد من به عنوان مسیحی می‌توانم به قرآن دست بزنم؟ شنیدم که اعتقاد خاصی در مورد قرآن دارید که باید با وضو باشد و مسلمان.. دلم هری ریخت پایین و نمی‌دانستم دیگر چه شنیده. یک لحظه دنیا جلوی چشمم تار شد، اگر بپرسد از نظر شما ما ذاتا نجس هستیم و ... سوالات فقهی طهارت و نجاست یکی یکی جلوی چشمم رژه می‌رفت. تا ناگهان یاد دیدار رهبر عزیز از خانواده‌ی شهدای ارمنی ایران و پذیرایی آن‌ها افتادم. لبخندی زدم و گفتم اگر بخواهی وضو گرفتن را به شما خواهم گفت، اما چون در مقام تحقیق هستید؛ قطعا مورد محبت قرآن و پیامبر و فقهای ما قرار دارید. آن روز گذشت، اما هر سه‌شنبه برای این کلاس، یک توسل خاص و عاجزانه دارم که خدایا در جهان اگر گل نیستم، خاری نباشم؛ باربردار ار زدوشی نیستم، باری نباشم. هر سه‌شنبه خودم و آلما و قلب و دل دو دختر مسیحی کلاسم را به خدای هادی و مهربان می‌سپارم. ✍@Dr_zdp53 1403/08/02
اللهم صَلِّ عَلَی مُحَمدٍ وَ آلِهِ، وَ لَا تَرْفَعْنِی فِی الناسِ دَرَجَةً إِلَّا حَطَّطْتَنِی عِنْدَ نَفسی مِثْلَهَا، وَ لَا تُحْدِثْ لِی عِزّاً ظَاهِراً إِلَّا أَحْدَثْتَ لِی ذلةً بَاطِنةً عند نَفسی بقَدَرِهَا. دچار تناقض می‌شوم. گاهی تو را در اوج قدرت و صلابت و اخم، گاهی در نهایت عطوفت و نرمی و لبخند می‌بینم. در قامت یک رهبر، نه فقط برای ایران بلکه پیشوای مسلمانان جهان، چقدر باید خودساخته باشی که در برابر یک کودک چنین زانوی رحمت بر زمین بزنی!؟ شگفتا من هر چه در خودم و بعضی بزرگ‌ترهای اطرافم نگاه می‌کنم، نشانی از این رحمت و مهربانی، نه در گفتار و نه در رفتار نمی‌بینم. احساس می‌کنم نگاه از بالا و نوعی خودبرتربینی زمینه‌ی وجودی‌مان شده و به دیگران به چشم موجوداتی که امید هدایتشان نیست نگاه می‌کنیم. اما نزدیک‌تر و دقیق‌تر که نگاه می‌کنم، می‌بینم گاهی آن طرف شفافیت و روشنایی درون، بر خلاف ظاهر وجود دارد. آقای من! تو را که می‌بینم با عرب به زبان و فرهنگ خودشان، با اتراک به گویش و غیرت آن‌ها، با مردم اروپا مشفقانه و پدرانه، با سیاستمداران غرب مقتدرانه و مطالبه‌گرانه، با دانشجویان روشنگرانه، با طلاب همدلانه و آگاهی بخش، با دولتمردان منصفانه و با کودکان رحیمانه سخن می‌گویی. گویی که سخنان مولای متقیان علی بن ابی طالب را موبه‌مو در زندگی، افکار، گفتار و رفتارت کپی کرده‌اند. چقدر حد و حریم و مخاطبت را خوب می‌شناسی، چقدر حق و باطل و روش بیان آن را زیبا پیاده می‌کنی. ای کاش من و بزرگ‌ترهای اطرافم بفهمیم، یاد بگیریم و سنت تو رویه‌ی زندگی‌مان شود. @Dr_zdp53 1403\08\03
11.69M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 خبرنگار می پرسد؟ به نظر شما چند دین آسمانی وجود دارد؟ و این نوجوان ۱۲ ساله پاسخی می دهد که خبرنگار را شگفت زده می کند.
عاشقانه‌های کلامی_اعتقادی
آیه‌ای که از قرآن خواندم "والمومنون کل آمن بالله و ملائکته و کتبه و رسله لا نفرق بین احد من رسله ...
"و اما بنعمة ربك فحدث" یک نمونه بازخورد اعضای کانال نسبت به این دلنوشته:👇👇 سلام استاد جان سلام قربونتون برم چقدر خوب و چقدر شیرین میشه این کلاس را با متن شما تصور کرد ...دقیقا وقتی میگن کاش اندیشه ۲را هم شما برمی داشتی یاد این می افتادم که من هم چقدر دلم می خواست تمام درس ها کلام بود و تمام کلام ها را با شما بر می داشتم ....🥹 یادم میادمنم ترم پیش خیلی وقت ها وقتی از عشق خدا به بنده می گفتید از شرمندگی نمی تونستم جلوی اشکهام را بگیرم وقتی از لطف خدا به بندها می گفتید دلم می خواست داد بزنم بگم خدایا من شرمندم من داغونم ولی منم به خودت قسم دوست دارم 😭 با شما خیلی چیزها رو فهمیدم و شما کار بزرگی در حقم کردید استاد من دروغ نگم خیلی جاها برای شما و خانواده محترم شما دعا میکنم ... دیروز بد جوری دلتنگ شما بودم و خیلی دلم می خواست با شما حرف بزنم ولی خوب نمی شد .. استاد خیلی کارتون درسته ...خیلی👌❤️🥹 خیلی دوستون دارم ببخشید خیلی لوس حرف میزنم ولی اگه نمی گفتم می ترکیدم 😍🥰❤️🥹
5.92M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️⭕️ شاید به زودی.... اینم از امروزی‌ها.. هر کسی به سبک خودش نتانیاهو رو نمیخواد... ⭕️⭕️
"اهالی هم‌رگ" نیمه شب خلوت خوبی است برای نوشتن. نوشتن از هم‌دلی، هم‌فکری و هم‌راهی. شاید فرصت دیگری نشود به این زودی‌ها، هوس ماهی تازه‌ی از آب گرفته کرده‌ام. راه روبروی ما روشن و رنگ نگاهمان سبز و سرخ و سفید، گام‌هایمان بلند، عزممان جزم و کفشمان از جنس فولاد است. روزی که عهد هم‌رگی را بستیم، مویرگ‌هایمان را از زلال عشق و غزل آکندیم و شاهرگ غیرتمان را روی مقاومت، غزه و لبنان و فلسطین گرو گذاشتیم. اما قرارمان این بود که قوی و پرصلابت شویم، کوه باشیم که پناه رزمندگان خط مقدم، رود باشیم که سراینده‌ی سرود ایثار و استقامت و صخره باشیم تا موج‌های سهمگین خیانت و جنایت دشمن را به جان بخریم.. شاید زودتر از زمانی که فکر می‌کردیم دیر شود، خیلی دیر که جمع گرم و کوچکمان با ناملایمات و تازیانه نفرت و حسد روزگار متلاشی شود، پس تا فرصت باقی است و تا آتش حسادت اصحاب شیطان تنمان را رنجور و روحمان را نحیف نکرده، اوقات را غنیمت شمریم و با اقتدار و نشاط پیش رویم. کتاب‌های بسیاری لحظه شماری می‌کنند تا دستان نازنین اهالی هم‌رگ آن‌ها را ورق بزند و نوازش کند، سنگرهای دل‌های سخت و یخ‌زده از فرهنگ سرد غرب منتظر فتح‌المبین همت و اراده‌ و محبت شماست، تا پناهی یابد و به دریای امید بپیوندد.. باری فرزندان دلبندم! وقت تنگ و کار بسیار، بارهای بر زمین مانده، سرزمین قلب‌های فتح نشده، جوانه‌های تشنه‌ی معنویت، زمین‌های منتظر آب.. جانم برايتان بگوید! قطعا لبیکتان به ندای هل من ناصر حسین، سرور آزادگان جهان و امیر ذلت‌ناپذیر عالم، از سوی رهبر امروز جهان، قطب عالم امکان، حضرت صاحب العصر و الزمان دریافت می‌گردد و مشمول دعا و نگاه گرم و مهربانش می‌شوید، عهدمان را هر روز صبحگاهان با او و هر شنبه با یاران جانی به وقت ۱۲:۳۰ در انجمن قدسی هم‌رگ و ریشه‌ها تجدید و تمدید می‌کنیم، نشان به این نشان که اگر گاهی یکی از هم‌پیمانان به هر دلیلی جایش خالی بود، یاد و نامش را گرامی و عزیز خواهیم داشت.. خوشحالم که به رگ و ریشه و عقیده و کیش و نوع، "اهل هم" شده‌ام .. @Dr_zdp53 1403/08/04
بسم الله العلیم الحلیم "نگاه نو" (۴) استاد چرا درس کلام اینقدر خشک است؟ جلسه دوم کلاس ما یکی از طلبه‌های خوش‌فکر این جمله را راحت به زبان آورد. یکی یکی را از نظر می‌گذرانم که ببینم کدام دختر دردانه‌ام ساعت ۱۲، خسته، تشنه و گرسنه از خشکی درس کلام می‌گوید، وقتی داری برای اثبات یگانگی خدا براهین خشک عقلی و فلسفی را پشت سر هم ردیف می‌کنی. البته وقتی که دست و پایت را متن و نمره و گزارش می‌بندد؛ نمی‌دانم به عطش بچه‌ها پاسخ دهم یا به سوالاتشان. مانده‌ام کتاب را به پایان برسانم یا ماموریتم را؟ متحیرم تئوری‌ها را دقیق بگویم و نمونه سوال و امتحان کلاسی تا بچه‌ها ۲۰ بگیرند و نام نیکش برایم بماند که طلاب استاد فلانی نمراتشان عالی بود؟ یا نیاز و درددل‌های بچه‌ها را بشنوم و به سوالاتشان پاسخ دهم؟ گفتم جای یک بحث قبل از توحید خالی است و آن‌هم انسان شناسی، خودشناسی یا همان خودم شناسی است. پاسخ دادم خوشحالم که این گپ بزرگ را خوب فهمیدید، آفرین. جواب داد پس استاد برامون بگین لطفا. ما کتاب را خودمان می‌خوانیم. ترجمه‌ی این جمله از نگاه من یعنی این طلبه از استادش آن‌ چیزی را می‌خواهد که باید به کار زندگی‌اش بیاید. باید از اعتقادات به چیزی بپردازد که کارش را راه بیاندازد و فقط اندوخته‌ی دانشی نباشد. گویا: "از قیل و قال مدرسه‌ام حاصلی‌ نشد؛جز حرف دلخراش، پس از آن همه خروش حالی‌ به کُنج میکده، با دلبری‌ لطیف، بنشینم و ببندم از این خلق، چشم و گوش. کتاب را می‌بندم و طلاب جوان را می‌برم تا سایه‌سار عرش الهی، همان‌جا که حتی خاک بدنمان را از زیر عرش برگرفتند و سپس با نفخ حیات، انقلابی در جانمان انداختند. همان جا که ملائکه در میخانه، گل آدم را بسرشتند و به پیمانه زدند. وقتی که پاسخ می‌شنوم استاد کمی فرصت بدهید تا طعم این کلمات بر جانمان بنشیند، می‌نشینم و با بزرگی خودشان تنهایشان می‌گذارم. جلوه‌های حیات الهی، تجلیات آن هستی مطلق که الان در منشور جان، متکثر و دیده می‌شوند. هر کدام به اندازه‌ی یک آیت‌الله، با خودشان نشان از منبع حیات و هستی جاودان دارند، نگاهشان که می‌کنم قند در دلم آب می‌شود، چگونه خدای عزیز چنین هستی‌های لطیفی را به زیباترین حالت ممکن اراده و خلق کرد. فتبارک الله احسن الخالقین. در آسمان افکارم با کروبیان در حال پروازم که یاد مظلومیت و استضعاف فکری جوانان سرزمینم می‌افتم. غمی سنگین روی دلم می‌نشیند؛ استادی که اجازه‌ی سوال به طلبه یا دانشجو نمی‌دهد، اساتیدی که وقتی دانشجو یا طلبه‌ای سوال می‌کند، از آن سوال استبعاد می‌کنند که از شما بعید است، استادی که شاید به خاطر ندانستن جواب سوالات یا عدم اقناع آن‌ها اصل پرسش را زیر سوال ببرد و ابراز نگرانی کند؛ فرصت رشد و پرواز را از این بچه‌های پرشور و پرنشاط می‌گیرد. قطعا هیچ کس جز معصوم جرات گفتن "سلونی قبل ان تفقدونی" را ندارد، اما می‌توان با صداقت و شفافیت گفت: "من همه‌چیزدان نیستم" و گشتن برای پاسخ را به خود طلبه واگذار کند تا او هم لذت کشف را بچشد. این سوالات اگر تلنبار شود یا چون کوهی از شبهه روی سر طلاب ما آوار می‌شود یا تبدیل به عقده و خشم و انحراف خواهد شد. گاهی هم در ‌کلاس‌ها مطالبی گفته می‌شود که شاید فرصت کلاس، اجازه‌ی سوال و جواب حول آن مسئله را ندهد، اما الحمدلله رب العالمین از زمان تاسیس پاتوق اعتقادی سرنخ خوابگاه در ترم پیش و پاتوق هم‌رگ فرهنگی، می‌شود به این دو گعده‌ی گفتگو منتقل و سپس جواب داد. پاتوقی که برای خوابگاه از کمی قبل‌تر و برای روزانه‌هاکمی بعدتر، همین روزهای پرالتهاب مقاومت و موشک و نگرانی، روی لب طلاب لبخند می‌نشاند و به قول خودشان یک روزنه امید در دلشان باز کرده تا شنیده شوند. دنبال سنگ صبوری می‌گردند که حرف‌هایشان را بشنود، به قول خودشان بدون قضاوت دل به دلشان دهد و اجازه گفتگو درباره‌ی دغدغه‌مندی‌هایشان را آزادانه به آن‌ها بدهد. خدای بزرگ را سپاسگزارم که پیامبر عظیم‌الشانی به ما عنایت فرمود که درباره‌اش اُذُن را به کار گرفتند، اما خدای مهربان فرمود اُذُن برای شما بهتر است. فرستاده و پیام‌آور مهربان همان خدای شنوای صبور، حلیم و غفوری که به انسان عقل، اختیار و کرامت داد تا ببیند، کنجکاوی کند، کشف کند و در آخر آزادانه بیاندیشد، پرواز کند و تا بی‌نهایت وجود و جایگاه خود اوج بگیرد. @Dr_zdp53 1403/08/06
⭐️بسم الله الغفور الشکور⭐️ من یک بانو هستم، دستم از میدان جنگ نظامی کوتاه است. گاهی که تصاویر دلخراش قتل عام فلسطین و لبنان را می‌بینم، دلم آتش می‌گیرد، جگرم می‌سوزد و نفسم بند می‌آید.. آن‌قدر حسرت می‌خورم که ای کاش می‌توانستم جای یکی از افسران و فرماندهان مقاومت، یا کنارشان بجنگم تا عاقبت قطره قطره خونم را برای دفاع از حق و نابودی صهیونیست‌های غاصب بدهم. اما حال که دستم از رزم نظامی کوتاه است، صحنه رزمم را تغییر می‌دهم، جهادم هم‌چنان باقی است. جهاد من اما در کندن دل از باارزش‌ترین‌های زندگی‌ام است، گاهی همسر، گاهی فرزند است و گاهی مال و ثروت. و اما گاهی طلا و جواهراتم. فلزات و سنگ‌های ارزشمندی که به دست هستی‌بخش مطلق، هستی و ارزش یافته‌اند و روزهایی روی گوش و گردن و دستان و انگشتان من جلوه‌گری کرده‌اند، زیبا و پرشکوه.. بارها از دیدن آن‌ها در آینه شاد شده‌ام و با رنگ‌های زیبا و درخشانشان در دلم شادی و نشاطی ایجاد شده‌ است. اما شرط جهاد، کندن دل است، دست شستن از آن‌چه که پایت را در این دنیا زنجیر و پای‌بند کرده است. چشم بستن از آن‌چه که در نظرت بزرگ و باشکوه آمده برای شکوهی والاتر و هدفی بزرگ‌تر. الهی قربانی می‌کنم جواهرات زیبایی را که روزی جانم به جانشان بند بود! فدای راه مقاومت و جبهه حق می‌نمایم هرچه دلبستگی و وابستگی مادی داشته‌ام. پروردگارا این قلیل قربانی را از من قبول کن و به عوض باز کردن زنجیرهایم از دست و پا و گردنم در این دنیا، غل و زنجیر عصیان و گناه و عذاب را از وجودم باز کن. کمکم کن تا رها و آزاد در سرزمین عبودیت تو که جوهرش ربوبیت و بزرگی است، سیر آفاقی و انفسی داشته باشم و ملکوت آسمان‌ها و زمینت را مشاهده نمایم. @Dr_zdp53 ۱۴۰۳/۰۸/۰۸
جهاد گاهی نظامی است و سخت، گاهی فرهنگی و نرم.. اما در هر معنایی که باشد، شرط جهاد، کندن دل است، دست شستن از آن‌چه که پایت را در این دنیا زنجیر و پای‌بند کرده است. چشم فرو بستن از آن‌چه که در نظرت بزرگ و باشکوه آمده برای شکوهی والاتر و هدفی بزرگ‌تر. الهی قربانی می‌کنم جواهرات زیبایی را که روزی جانم به جانشان بند بود! فدای راه مقاومت و جبهه حق می‌نمایم هرچه دلبستگی و وابستگی مادی داشته‌ام. پروردگارا این قلیل قربانی را از من قبول کن و به عوض باز کردن زنجیرهایم از دست و پا و گردنم در این دنیا، غل و زنجیر عصیان و گناه و عذاب را از وجودم باز کن. کمکم کن تا رها و آزاد در سرزمین عبودیت تو که جوهرش ربوبیت و بزرگی است، سیر آفاقی و انفسی داشته باشم و ملکوت آسمان‌ها و زمینت را مشاهده نمایم. @Dr_zdp53 ۰۳/۰۸/۰۸
🔸 کتاب "وجود شناسی و معنا شناسی اسما و صفات الهی" تألیف حجت الاسلام و المسلمین دکتر رضا برنجکار، از آثار پژوهشگاه قرآن و حدیث منتشر شد. 📖معرفی کتاب: ✍️ کتاب حاضر سعی کرده است ضمن توجه به همه دیدگاه های مهم درباره اسما و صفات الهی، با به کارگیری عقل و وجدان از یک سو و بررسی کل گروانه و اجتهادی آیات و احادیث از سوی دیگر، دیدگاه جامعی را درباره مباحث اسما و صفات الهی عرضه کند. ✍️ بحث اصلی کتاب حاضر مباحث وجودشناختی و معناشناختی صفات الهی است، هرچند در فصل اول کتاب برخی از مهم ترین مباحث لفظ شناختی مورد بررسی قرار گرفته است. ✍️ در این کتاب بحث معرفت شناختی صفات در ضمن مباحث معناشناختی بررسی شده است. ✍️ پژوهش حاضر در سه فصل و هفده گفتار سامان یافته است که به قرار ذیل می باشد: 1️⃣ فصل اول: کلیات 2️⃣ فصل دوم: وجودشناسی اسما و صفات الهی 3️⃣ فصل سوم: معناشناسی اسما و صفات الهی ◀️ ادامه خبر 👇 https://www.riqh.ac.ir/post/77222 🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹 🆔@Islamic_theology