eitaa logo
نردبان فقاهت
6.1هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
62 ویدیو
98 فایل
رضاحسینی ارتباط با ادمین @Rezahosseini7575 انتشار مطالب حوزوی، دروس خارج فقها، ادبیات، اصول، فقه
مشاهده در ایتا
دانلود
نردبان فقاهت/ رضا حسینی4_5791867117821235394.mp3
زمان: حجم: 7.61M
✔️ تدریس کتابِ فقهی «شرائع الإسلام- محقق حلی- کتاب الطهارة» 58 🔹 شهید غسل ندارد (بیانِ شرائط) 🔸 کسانی که ثواب شهید را دارند، اما احکام شهید بر آنها مترتّب نمی‌شود 🔹 معنای «مطعون» و اشکالی به مرحوم اشتهاردی(رضوان الله علیه) 🔸 اگر بخشی از اعضای میّت پیدا شود، آیا تغسیل او واجب است؟ 🔹 اگر جنینی سقط شود، تکلیف در مورد تغسیل او چیست؟ 🔸 بی سلیقگی در حذف محدوده‌ها! 🔹 کیفیت اغسال ثلاثه میّت 🔸 سدر و کافور و آب خالص 🔹 آیا باید میّت را وضو هم بدهیم؟ @Nardebane_feghahat
4_5796481467475300049.pdf
حجم: 2.89M
✔️ «الاجتهاد و التقليد والاحتياط» ✍ تقریراً لأبحاث آیة الله العظمی السیستانی (مدظله العالی) @Nardebane_feghahat
✔️ علامه محمد تقی مجلسی(ره) قائل به تشیع سکونی می‌باشد. ایشان می‌نویسد: «به نظر می‌رسد که سکونی امامی است، ولی به علت هم‌نشینی با اهل‌سنت و قاضی آن‌ها بودن، از اهل‌سنت تقیه می‌کرده است؛ به دلیل این‌که در همۀ ابواب از امام(علیه‌السلام) روایت دارد و امام(علیه‌السلام) از او تقیه نمی‌‌فرموده است. اموری را هم روایت کرده که مخالفِ عقائدِ عامه و موافق تشیّع است» 🔸 و الذي يغلب على الظّن أنّه كان إماميّاً، لكن لما كان مشتهراً بين العامة و كان يتّقي منهم لأنه روى عنه (عليه‌السلام) في جميع الأبواب و كان (عليه‌السلام) لا يتّقي منه و يروي عنه (عليه‌السلام) جلّ ما يخالف العامة. 📚 روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه، المجلسي‌، محمد تقى ج14 ص59 @Nardebane_feghahat
🔹 قطب الدین کیدری - بر وزن حیدری- (متوفّی اوائل قرن۷) مؤلفِ کتاب «اصباح الشيعة بمصباح الشريعة» است. شاید اسمِ ایشان را کمتر شنیده باشیم. شخصیت بزرگی است. همچنین فقیه بزرگی به نام «مرحوم صابونی» داشته‌ایم. معمولاً این بزرگان مغفول واقع شده‌اند‌. ✍ رضا حسینی @Nardebane_feghahat
✳️ (47) ✔️ (1) 1⃣ «عن علی، عن عمّه، عن أبی عبد اللّٰه(علیه‌السلام) قال: جاءت امرأة إلی عمر فقالت: إنی زنیتُ فطهّرنی، فأمر بها أن ترجم، فأخبر بذلک أمیر المؤمنین (علیه‌السلام) فقال: کیف زنیتَ؟ قالت: مررتُ بالبادیة فأصابنی عطش شدید فاستسقیت أعرابیاً فأبی أن یسقینی إلا أن أمکنه من نفسی، فلما أجهدنی العطش و خفت علی نفسی سقانی فأمکنته من نفسی، فقال أمیر المؤمنین(علیه‌السلام): تزویج و رب الکعبة» 2⃣ «محمد بن عمرو بن سعید عن بعض أصحابنا قال: أتت امرأة إلی عمر، فقالت یا أمیر المؤمنین! إنی فجرت، فأقم فی حد اللّٰه فأمر برجمها و کان علی(علیه‌السلام) حاضراً. قال: فقال له: سلها کیف فجرت؟ قالت: کنت فی فلاة من الأرض- أصابنی عطش شدید فرفعت لی خیمة فأتیتها فأصبت فیها رجلا أعرابیاً فسألته الماء فأبی أن یسقینی إلا أن أمکنه من نفسی فولیت منه هاربة و اشتد بی العطش حتی غارت عینای و ذهب لسانی فلما بلغ منی أتیته فسقانی و وقع علی فقال له علی (ع) هذه التی قال اللّٰه تعالی -فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بٰاغٍ وَ لٰا عٰادٍ- هذه غیر باغیة و لا عادیة إلیه فخلی سبیلها فقال عمر: لو لا علی لهلک عمر» @Nardebane_feghahat
نردبان فقاهت
✳️ #کتاب_النکاح (47) ✔️ #یک_ماجرا_و_دو_برداشت (1) 1⃣ «عن علی، عن عمّه، عن أبی عبد اللّٰه(علیه‌السل
✳️ (48) ✔️ (2) ✔️ درس خارج فقه آیت الله 83/03/17 🔸 مورد روایت این است: که زنی نزد عمر آمده، اظهار می‌دارد: من زنا کرده‌ام! عمر نیز فوراً دستور رجم وی را صادر می‌کند، امیرالمؤمنین‌ (علیه السلام) که آنجا حضور داشتند اجرای حکم را مانع شده و از زن می‌خواهند که ماجرا را تعریف نماید، زن چنین می‌گوید: «در بیابانی گرم و سوزان عطش بر من غلبه کرد، از دور خیمه‌ای دیدم، به آنجا رفتم، مردی را آنجا یافتم و از او آب طلبیدم، او عوض آب از من تمکین خواست» تا اینجا در هر دو نقل مشترک است. 🔹 ادامه جریان در یک نقل چنین است: «من هم تمکین کردم. در این هنگام امیرالمؤمنین‌علیه السلام می‌فرمایند: «هذا تزویج والله» ولی در نقل دیگر زن می‌گوید: «من فرار کردم تا اینکه بر اثر عطش، ضعف بر من غلبه کرد به حدی که مُشرف بر موت شدم، در این حال مجبور به تمکین گشتم، حضرت می‌فرمایند آیه اضطرار یعنی «غیر باغ ولاعاد» به این زن مصونیت می‌بخشد، در این هنگام عمر می‌گوید: «لولا علی لهلک عمر» 🔸 با مقایسه این دو نقل به خوبی روشن می‌شود که در نقل اول، این مباشرت، تزویج قلمداد شده ولی در نقل دوم هر چند زنا به حساب آمده ولی به جهت اضطرار «حد» از آن ساقط گشته است. @Nardebane_feghahat
✳️ (49) ✔️ (3) ✔️ درس خارج فقه آیت الله 83/03/17 🔸 مرحوم فیض این روایت را حمل بر متعه نموده است... صاحب حدائق نیز با مرحوم فیض موافق است. صاحب وسائل هم چون این روایت را در باب متعه وارد کرده است، می‌توان استفاده نمود که با این بزرگان هم عقیده است. و ظاهراً عقیده کلینی هم با آنها یکی است چون در جواهر تعبیر می‌کند: «بعضی از ظاهریه از اصحاب ما چنین عقدی را صحیح می‌دانند» که مراد از ظاهریه که در کلام ایشان به چشم می‌خورد همان اخباری‌ها می‌باشد که تعدادشان یکی دو نفر نیست، بلکه جمعی هستند که از جمله آنها ممکن است مرحوم کلینی باشد، مضافاً بر اینکه مرحوم کلینی این روایت را در باب نکاح وارد کرده است که می‌توان استفاده کرد که از نظر وی این عمل زنا نبوده، بلکه تزویج شرعی تلقی شده است. 🔹 مرحوم فیض در کتاب الحدود آن را مفصل و در کتاب النکاح مختصر نقل نموده است. در کتاب الحدود می‌فرماید: «امیرالمؤمنین‌علیه السلام هم «تزویج والله» را فرموده و هم استدلال به آیه اضطرار نموده است منتهی آیه اضطرار را به طور علنی و در مقابل عمر مطرح نموده ولی «تزویج والله» را به اولاد و ائمه بعدی فرموده است نه به عمر خصوصاً. 🔸 بعضی‌ها روایت را حمل بر متعه کرده‌اند که عمر اعتقادی به حلیت آن نداشته است و هر دو کلام حضرت درست است، اما «مسئله اضطرار» برای اینکه عمر روی موازین خودش بپذیرد و قهراً حد آن ساقط شود و اما «مسئله تزویج» چون واقع مطلب عبارت از آن بوده است. 🔹 مرحوم فیض در ادامه می‌فرماید: «إن قلت»: این مباشرت چگونه تزویج می‌باشد، در حالی که خودش اعتراف به زنا می‌کند؟ بعد خودش جواب می‌دهد: «قلت»: میزان برای اینکه عقدی شرعاً صحیح باشد یا نباشد، اعتقاد طرف نیست؛ لذا با این که زن خیال می‌کرده که این نوع مباشرت مصداق برای زناست، زیرا او نیز تابع عمر بوده ولی در عین حال امام‌ (علیه‌السلام) آن را عقد صحیح از نوع متعه دانسته است. 🔸 مؤیّدی هم به عنوان شاهد بر مدعی اقامه شده است و آن اینکه امیرالمؤمنین‌ (علیه‌السلام) از زن سوال نفرمود که آیا شوهر دارد یا خیر؟ پس معلوم می‌شود که این مباشرت را «زنا» تلقی نفرموده است، زیرا در فرض زنا باید مشخص شود که آیا زن شوهر دار است یا بی‌شوهر و در صورت شوهر دار بودن، حکم آن رجم است نه در هر صورت. از عدم سوال حضرت معلوم می‌شود که اصلا از باب زنا نبوده تا نیاز به سؤال باشد. ما این مؤید و نیز اصل معنا را قبول نداریم و به زودی به آن اشاره خواهیم کرد. 🔹 نقدِ مؤيدِ مزبور: مطلبی که به عنوان مؤید مطرح شده بود قابل مناقشه است یعنی اینکه حضرت در مورد شوهردار بودن هیچ سوالی از زن ننمود مؤید مطلب نمی‌تواند باشد، زیرا محتمل است که حضرت آن زن را خارجاً می‌شناخته و از شوهردار بودن یا عدم آن اطلاع داشته و لذا سوال نفرموده است و نیز محتمل است که به علم امامت به این مطلب آگاهی داشته و نیازی به سوال نمودن از خود زن نبوده است، پس عدم سؤالِ حضرت منحصراً به معنای عدم تلقی زنا نمی‌باشد. @Nardebane_feghahat
✳️ (50) ✔️ (4) ✔️ درس خارج فقه آیت الله 83/03/17 🔸 مرحوم مجلسی در مرآة العقول و نیز صاحب جواهر در جواهر روایت را به معنای دیگری غیر از متعه حمل نموده‌اند و آن اینکه منظور حضرت از «تزویج والله» این است که این مباشرت تنزیلاً تزویج است، نه حقیقةً. و جهت اینکه تنزیلاً تزویج است، مسئله اضطراری است که پیش آمده و می‌دانیم که اضطرار مسوّغ و مجوز می‌باشد. بدین معنا که همان خدایی که با عقدِ صحیح اجازه وِقاع داده، در ظرف اضطرار هم وقاع را جایز و در حکم تزویج قرار داده است؛ نه اینکه واقعاً تزویج باشد. 🔹 به نظر ما این معنی معنای صحیح روایت می‌باشد. @Nardebane_feghahat
6.19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✔️ غزل امام خمینی و پاسخ شیخ عبدالکریم حائری @Nardebane_feghahat
✳️ (51) ✔️ درس خارج فقه آیت الله 99/09/12 🔸 «عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ» دارد که «قَذَفَ رَجُلٌ مَجُوسِیّاً عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیه السَّلام» حضرت فرمود: «مَهْ»، «فَقَالَ الرَّجُلُ إِنَّهُ یَنْکِحُ أُمَّهُ وَ أُخْتَهُ فَقَالَ ذَاکَ عِنْدَهُمْ نِکَاحٌ فِی دِینِهِمْ» 🔹 این دین می‌تواند جهانی باشد. جریان «مباهله» که مسیحی‌ها با ناقوس آمدند حضرت آنها را در مسجد راه داد، فرمود فعلاً با همین وضع بیایند به مسجد تا کم‌کم خودشان آشنا بشوند دست بردارند. اینها با همان ابزار ناقوسی در مسجد آمدند. @Nardebane_feghahat
✳️ (52) 🔹 طبق نظرِ شیعه، آیه «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً» در مورد متعه می‌باشد. اما عامّه معتقدند آیه ربطی به متعه ندارد، زیرا اولاً لفظِ «اسْتَمْتَعْتُمْ» أعم است، و ثانیاً بحثِ پرداختِ أجر در آیه «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ» هم آمده و ارتباطی با بحث متعه ندارد. 🔸 از آن‌جا که ما شیعیان در ذیل آیه دلیلِ خاص و روایات متعدده داریم، حکم می‌کنیم که آیه در مورد متعه منقطعه است، وگرنه شاید آیه فی‌نفسه ظهوری در آن نداشته باشد. 🔹 البته ناگفته نماند که عامّه نیر روایاتی دارند مبنی بر این‌که این آیه در مورد نکاح موقّت است. ✍ رضا حسینی @Nardebane_feghahat
✳️ (53) ✔️ (1) 🔹 برخی از فقها در مورد نادرست‌بودنِ نکاح معاطاتی به این ادله استناد کرده‌اند: 1⃣ در روایت آمده: «إنّما يحلّل الکلام ويحرّم الکلام» لذا اصل بر اشتراط لفظ در عقود است، مگر آنکه دلیلی اقامه گردد (الّا ما خرج بالدّلیل) 2⃣ اسوة (عملِ پیغمبر اکرم و ائمه اطهار علیهم‌السلام) 3⃣ سیره متشرّعه: متشرّعه در مورد بیع و تقایل «تَعاطی» می‌نمایند اما در مورد نکاح و طلاق چنین رفتار نمی‌کنند. 4⃣ اجماع بر اشتراطِ لفظ @Nardebane_feghahat