4_6021525964100468930.mp3
زمان:
حجم:
18.7M
رشته ای بر گردنم افکنده دوست
https://eitaa.com/TAMASHAGAH
"إذا أردت أن تدعو على أحد أعدائك
فاطلب من الله أن يبتليه بالعشق"
"اگر خواستی
بر یکی از دشمنانت
نفرینی کنی
پس از خدا بخواه که او را
به «عشق» مبتلا کند"
ملاأحمد الجزیري [شاعر و نویسنده صوفی کردی]
https://eitaa.com/TAMASHAGAH
نقل است که زمستانی بود در بازار نیشابور می رفت. غلامی دید با پیراهن تنها که از سرما میلرزید. گفت چرا با خواجه نگویی که از برای تو جبّه ای سازد.
گفت: چه گویم؟
او خود میداند و میبیند.
عبدالله را وقت خوش شد. نعره ای بزد و بیهوش بیفتاد. پس گفت: طریقت از این غلام آموزید.
#تذکره الاولیاء
ذکر شیخ عبدالله مبارک
https://eitaa.com/TAMASHAGAH
🔹 دوست
زندگی ما پر از آدم های معلّق است. آدم هایی آویخته از سقفِ زندگی مان. آدم هایی که پایشان به زمین رفاقت نمی رسد. کاری نمی کنند؛ نه بد، نه خوب، فقط هستند.
اما این هستن های معلّق، این آویختگی های معطّل، فقط اتاقِ دوستی را شلوغ می کند و فضایِ رفاقت را تنگ.
هر از چند گاهی باید آزمونی تعریف کرد، تا ببینید این ریسمان که رفیق به آن آویزان است به چه کار می آید؟
آیا رفیق، ریسمانش را رها می کند و پایین می آید و دست به کاری می زند؟ یا فقط همین ریسمان است که جذاب است و تاب بازی در فضای رفاقت.
**
رفاقت، بازار نیست که به شلوغی اش خوشحال شویم، زیرا که شوق و اندوه، زیرا که اشک و لبخند، اجناسی قیمتی اند نمی شود که حراجشان کرد.
رفاقت، زیارتگاهی کوچک است پشت کوهِ دل، تنها زائرانی که با پای پیاده فرسنگ ها را پیموده اند، می توانند بیایند و بنشیند و بفهمند چه طعمی دارد، اجابت دعایی که نامش دوستی ست.
✍️#عرفان_نظرآهاری