فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
مرا عهدیست با جانان...❣
اول هر صبح قرار دعای #عهد❤️
قرار عاشقی❣
『#جَوانانِـ_مَــهـدَویَٺــ❥⇣•』___
@Youth_of_mahdi ✨⃟🌱⌋•
#سلام_امام_زمانم❤️✋
ای ز هر زیباتری، زیباتری
از زمین و آسمان بالاتری
پس چرا ای حجت ثانی عشر
از علی و فاطمه تنهاتری ...
السلامعلیکیااباصالحالمهدی ≽
✦السّلامُ عَلَیْڪَ یا صاحِبَ الزَّمانِ
✦اَلسَّلامُ عَلَیْڪَ یا خَلیفَةَ الرَّحْمانِ ،
✦اَلسَّلامُ عَلَیْڪَ یا شَریڪَ الْقُرْآنِ ،
✦اَلسَّلامُ عَلَیْڪَ یا إِمامَ الْإِنْسِ وَالْجانِّ
『#جَوانانِـ_مَــهـدَویَٺــ❥⇣•』___
@Youth_of_mahdi ✨⃟🌱⌋•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❌ رمز مقاومت در لحظات پایانی دوران غیبت!
( فتنههای سنگینی که در پیش داریم! )
#کلیپ
استاد#شجاعی
『#جَوانانِـ_مَــهـدَویَٺــ❥⇣•』___
@Youth_of_mahdi ✨⃟🌱⌋•
هشدار چند ماه قبل رهبر انقلاب به بشار اسد
『#جَوانانِـ_مَــهـدَویَٺــ❥⇣•』___
@Youth_of_mahdi ✨⃟🌱⌋•
📌درگذشت آیت الله سید محمد بادکوبهای
🔹سید محمد بادکوبهای(۱۲۸۵-۱۳۸۹ق)،از علمای شیعه باکو و تبریز و از روحانیون مبارز در قرن چهاردهم هجری قمری بود.ایشان علوم اسلامی را در مشهد، اصفهان و عتبات عالیات نزد اساتید بزرگی همچون آخوند خراسانی و سید محمدکاظم طباطبایی یزدی فرا گرفته و به مدارج عالی علمی و مقام استادی رسید.
🔸وی به بادکوبه زادگاه خود رفت وبه فعالیتهای اجتماعی، سیاسی پرداخت وبه همین جهت توسط جمهوری آذربایجان تبعید و زندانی شد.او بعد از آزادی از زندان بادکوبه به اردبیل هجرت کرده وبه فعالیتهای خود ادامه داد و این بار توسط رضاشاه به تبریز تبعید گردید. او از حامیان انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی بود.
🔹ازدیگراقدامات سیاسی ایشان واکنش به تصویب انجمنهای ایالتی وولایتی بود.ایشان پس از جنگ شش روزه بین اعراب و اسرائیل بادیگر علما اعلامیه ای برای اعلام حمایت از آوارگان فلسطینی وکمک به آنها نوشتند.
🔸آثارگرانبهایی ازایشان به جای مانده است که ازجمله آنها میتوان به حاشیه بر عروة الوثقی وحاشیه برشرح تجریدعلامه حلی اشاره کردکه هنوز به چاپ نرسیدهاند.ایشان کتابخانه بزرگی داشت که حاوی کتابهای نفیس چاپی و خطی بود.بنا بر وصیت آن فقیه، همه کتابهایش به کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی درقم انتقال یافت و هماکنون درآنجا نگهداری میشود.
🔹وی سرانجام در هفتم جمادی الثانی (۱۳۸۹ق) دار فانی راوداع گفت و پیکرش پس از تشییع باشکوه توسط دههاهزار نفر، دروادی رحمت شهرستان تبریزبه خاک سپرده شد.
#تقویم_تاریخ
#جمادی_الثانی_۷
#سید_محمد_بادکوبهای
『#جَوانانِـ_مَــهـدَویَٺــ❥⇣•』___
@Youth_of_mahdi ✨⃟🌱⌋•
مداحی آنلاین - آثار و برکات دعا برای امام زمان - استاد رفیعی.mp3
2.29M
💠 آثار و برکات دعا برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
🎙حجت الاسلام #رفیعی
#امام_زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
『#جَوانانِـ_مَــهـدَویَٺــ❥⇣•』___
@Youth_of_mahdi ✨⃟🌱⌋•
مرا عهدیست با جانان...❣
اول هر صبح قرار دعای #عهد❤️
قرار عاشقی❣
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
مرا عهدیست با جانان...❣
اول هر صبح قرار دعای #عهد❤️
قرار عاشقی❣
『#جَوانانِـ_مَــهـدَویَٺــ❥⇣•』___
@Youth_of_mahdi ✨⃟🌱⌋•
#سلام_امام_زمانم💚
ای نور هدایت و امید جهان!
سلام بر تو، ای موعود خداوند،
که با ظهور خویش جهان را از ظلم
و بیعدالتی پاک خواهی کرد.
تویی که با نور وجودت
قلبهای مؤمنان را روشن میکنی
و با عدالت خود، زمین را پر
از عدل و داد میگردانی.
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
『#جَوانانِـ_مَــهـدَویَٺــ❥⇣•』___
@Youth_of_mahdi ✨⃟🌱⌋•
مباحث احیای نهضت دعا برای امام زمان ق 9.mp3
5.04M
#اهمیت_و_آداب_دعا
#قسمت_نهم
🔻احیای نهضت دعا برای امام زمان سلام الله علیه
حجة الاسلام شیخ محمد#توحیدی
『#جَوانانِـ_مَــهـدَویَٺــ❥⇣•』___
@Youth_of_mahdi ✨⃟🌱⌋•
↜دَربـوسهِبـَرسنگحـرمرزقِعرٰاقاست . . ؛
بوےنجفرامـےدهدصحنرضـ♡ـاهـَم..🩵🫀!″↝
#شـــٰاهخــراســـٰان
『#جَوانانِـ_مَــهـدَویَٺــ❥⇣•』___
@Youth_of_mahdi ✨⃟🌱⌋•
جَوانانِـ_مَــهـدَویَٺــ❥
↜دَربـوسهِبـَرسنگحـرمرزقِعرٰاقاست . . ؛ بوےنجفرامـےدهدصحنرضـ♡ـاهـَم..🩵🫀!″↝ #شـــٰاهخــراســ
کاش این روحِ خسته الآن پیشت بود!
در " منم میخوام " ترین حالت ممکنم:)
『#جَوانانِـ_مَــهـدَویَٺــ❥⇣•』___
@Youth_of_mahdi ✨⃟🌱⌋•
✿❀بِسمِـ الرَّبِّ الشُّهداء والصِّدیقین❀✿
💞 #ازســـوریہ_ٺامنـــا🕊
💞 قسمت #نوزده
ساکش آماده بود.
انگار همیشه آماده ماموریت بود. هر چی اصرار می کرد استراحت کنم قبول نکردم.
ناهار فسنجون درست کردم.
خیلی دوست داشت. به زهرا بانو و باباهم گفتم بیان.
توی اتاق تنها بودیم. کیفم رو آوردم و تسبیح رو بهش نشون دادم.
ــ صالح جان... این تسبیح رو خانوم یکی از شهدای مدافع حرم بهم داده. دفعه ی قبلی که رفتی، باهاش برای سلامتیت صلوات می فرستادم. با خودت ببرش.😔
دستم رو بوسید و گفت:
ــ ای شیطون... از همون موقع دلتو دادی رفت؟؟!!😍 می خوام پیش خودت باشه که دوباره برا سلامتیم صلوات بفرستی.
تسبیح رو به تخت آویزان کردم.
بغض داشتم و صالح حال دلم رو می فهمید.😢😞
دستش رو زیر چونه ام گرفت و گفت:
ــ قول میدم وقتی برگردم هر چقدر دوست داشتی مسافرت ببرمت. تو فقط منو ببخش. بخدا دست خودم نیست. اعلام اعزام کنن باید بریم.😊
بغضم ترکید
ــ تو فقط برگرد.😭 سالم و سلامت بیا😭 پیشم من قول میدم ازت هیچی نخوام. 😭مسافرت فدای یه تار موی تو. من صالحمو می خوام، صحیح و سالم...
نوازشم کرد و اونقدر که خودم آرام شدم و ازش جدا شدم
و به آشپزخانه رفتم که غذا رو وارسی کنم.
همه هوای دلم رو داشتند و زیاد پا پیچم نمی شدن.
غذا خورده شد، چه خوردنی.😖 فقط حیف و میل شد و همه با غذامون بازی می کردیم.
حتی صالح هم میل چندانی نداشت. بخاطر دل من بیشتر از بقیه خورد اما مشخص بود که رفتارش تصنعیه.
هر چی از لحظه ی بدرقه بگم حالم وصف ناشدنیه. زیر لب و بی وقفه صلوات می فرستادم و آیة الکرسی می خوندم.
قرآن و کاسه ی آب آماده بود.
رفتم از توی اتاق کوله اش رو بردارم که خودش اومد و گفت:
ــ سنگینه خوشگلم.خودم بر می دارم.
به گوشه ای رفتم و به حرکاتش دقیق شدم. چشمام می سوخت و گونه ام خیس شد.
هر چی سعی کردم نمی تونستم جلوی اشکم رو بگیرم.😭
ــ مهدیه.. 😔 تو رو خدا گریه نکن. بند دلم پاره میشه اشکتو می بینم.😢
سریع اشکم رو پاک کردم و لبخندی زورکی زدم.
ــ قولت که یادت نرفته؟☺️
برام احترام نظامی گذاشت و گفت:
ــ امر امر شماست قربان...😍✋
گفتم:
ــ آزاد...
و هر دو خندیدیم.
میلی به خداحافظی نداشتیم. بی صدا دست هم رو گرفتیم و از اتاق بیرون اومدیم.
این بار بابا هم با پدر صالح همراه شد. برگشته بود و از توی شیشه ی عقب ماشین، اونقدر نگام کرد که پیچ کوچه رو رد کردند.
دلم فرو ریخت و سریع به داخل خونه و اتاقمون دویدم.💔 زجه زدم و های های گریه کردم.
انگار بی تابی سلما اینبار به من رسیده بود. سری قبل، من محرم دلتنگی سلما بودم و حالا زهرا بانو و سلما هر چی می کردند نمی تونستند منو آروم کنن. حالم خیلی بد بود و انگار اتاق برام تنگ و تنگ تر می شد.
روی تخت نشستم و چنگ انداختم به تسبیح.
💚اللّٰهُمَ صَلِّ عَلٰی مُحَمَّدِاً وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ...💚
ادامه دارد...
✿❀بِسمِـ الرَّبِّ الشُّهداء والصِّدیقین❀✿
💞 #ازســـوریہ_ٺامنـــا🕊
💞 قسمت #بیست
یک هفته از #تنهایی ام می گذشت.😔
یک هفته #اشک...😢
یک هفته #زجه...😭
یک هفته #انتظار و #دق مرگ شدن... یک هفته بود خواب و خوراکم شده بود خیره شدن به #تلفن...☎️
نه زهرا بانو نه سلما نه بابا و پدرجون(پدر صالح)،
هیچکدامشون نمی تونستند آرامم کنند.
اواسط هفته بود
و دلتنگیم دیونم کرده بود. دو روز بود صالح تماس نگرفته بود. سلما پایگاه بود و من تنها توی خانه مونده بودم.
حتی حال نداشتم به خونه بابام برم. سلما هم نتونست منو به پایگاه ببره.
لباسم رو پوشیدم و چادرم رو به سرم انداختم و راهی امامزاده شدم. چند وقتی بود که امامزاده🕌 نرفته بودم. فضای اونجا آرامش خاصی داشت. به امید همین حس آرامش قدم در محوطه ی سبز امامزاده گذاشتم.
چمن ها همه سبز و یکدست بودند اما رنگ پاییز🍂 روی برگ درختان🌳 نشسته بود. نوای دعا و روضه✨ توی صحن امامزاده پیچیده بود.
خلوت بود.
گوشه ی ضریح نشستم و سرم رو به ضریح تکیه دادم. نمی دونستم از خدا چی میخواستم؟!
گنگ و سردرگم تسبیح سفید رو از کیفم درآوردم، چشمم رو بستم و شروع کردم. نمی دونم چه موقع خوابم برد. سبک بودم و آرام. دیگه حس دلتنگی خفه کننده نبود.
چشمم رو که باز کردم هوا تاریک شده بود.
نمازم رو خواندم و راهی منزل شدم.
" الان همه دیوونه شدن. نباید بی اطلاع می اومدم. گوشیمم خاموش شده. "😥
زهرا بانو و سلما جلوی درب حیاط منتظر بودند. از دور که منو دیدن، زهرا بانو از سر آسودگی به دیوار تکیه داد. سلما به سمتم دوید و با من همراه شد
ــ من به درک...😡 حداقل به فکر مامانت باش. پدرجون و بابات رفتن دنبالت بگردن دیوونه.
بی توجه به عصبانیت اش گفتم:
ــ صالح زنگ نزده؟😒
ــ خیلی خری دختر...😠
قهر کرد و به منزل رفت. زهرا بانو رو با خودم به منزل آوردم. تلفن زنگ زد. دویدم و گوشی را برداشتم.
ــ الو صالح جان...😍
ــ سلام دخترم... تو کجایی؟ برگشتی باباجان؟؟!!😥
پدر صالح بود. با خجالت گفتم:
ــ سلام پدر جون. 😓شرمندم نگرانتون کردم. نگران نباشید خونه هستم.
گوشی رو سرجاش گذاشتم و از تلفن دور شدم که از دل سلما در بیارم. تلفن دوباره زنگ خورد.
خونسرد تر از قبل گوشی را برداشتم و گفتم:
ــ بله؟؟!!😒
ــ سلام خانوم خوشگلم...
ــ صالح...
ــ جان دلم خانوم گل... خوبی؟
ادامه دارد...
هدایت شده از " قمَرُالأحیآء "
اینجا ؟
-با کلمات روحمان را نوازش میدهیم !
جَوانانِـ_مَــهـدَویَٺــ❥
اینجا ؟ -با کلمات روحمان را نوازش میدهیم !
کانالِ یه مجنون که با قلمِ توی دستش شناخته میشه..✍
ترکیبی از عشق و مذهب و عقیده !
منتظرتم رفیق :)
@moon_Revival
میدونی اون شهیدی که " حاج قاسم " گفت الگوی جوانان هست ، کیه ؟؟🤔
بیا تو کانالمون تاباهاش آشنا شی✌️
شهیدی که دست خیلیا رو گرفته 🌷
کلی محتوای مذهبی و انقلابی و شهدایی در انتظارته رفیق...
.🌱. ᴊᴏɪɴ↴
@jihadmughniyeh_ir