🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹
#حب_الحسین_یجمعنا
#دیدار_با_مادر_و_همسر_شهیدان_عراقی
پارسال توفیقی بود تا با #همسنگران_الوارثین در آخرین روز میهمانی در #کربلا در شب جمعه به دیدار همسر و مادر شهیدان عراقی برویم
حکایت پابوسی همسر و مادر شهیدان عراقی از اینجا آغاز شد👇👇
آقا سید محمود همسایه ی روبروی منزلی بود که ما کربلا در آن ساکن بودیم.
با خبر شدیم پدر و برادران آقا سید محمود در #انتفاضه_شعبانیه عراق که در سال 1369 اتفاق افتاد توسط رژیم بعثی ربوده و به شهادت رسیده اند و والده سالخورده ایشان در مصیبت عزیزانش بینایی اش را از دست داده.
با مشورت با دوستان مقرر شد که به دست بوسی این همسر و مادر شهید برویم.
یکی دو ساعت به مغرب روز پنجشنبه بود که خدمت این مادر رسیدیم.
فضای عجیبی بود. از بدو ورود دوستان و همراهان ، این مادر که به وجد آمده بود به زبان فارسی به جمع بچه های #الوارثین خوش آمد میگفت.
این مادر و همسر شهید در بین صحبت هایش مدام صدام رو لعنت میکرد
این مادر با گریه میگفت: ماموران صدام لعنتی برای بردن همسر و فرزندان من با تانک اومدند و اونها رو بردند و تا امروز از اون ها خبری ندارم.
با اشاره به تصویر پسر کوچکترش با گریه میگفت: این پسرم با مسلسل از حرم امام حسین علیه السلام در مقابل حمله بعثی ها محافظت میکرد. بعثی ها خیلی دنبالش بودند.
✔️ میگفت : برای اینکه رژیم بعثی فرزندان ما را برای جبهه ها جنگ مقابل ایران نفرسته فرزندانمون رو در زیر زمین مخفی میکردیم تا صدامیان اونها رو پیدا نکنند.
اونقدر این مادر اشتیاق به بازگویی مصائبش را داشت که احساس میشد سال ها این بغض را در گلو دارد تا برای کسانی بیان کند که از رژیم بعثی صدمه دیده اند.
اونقدر اشتیاق به شنیدن خاطرات این مادرکه به فارسی صحبت میکرد در همراهان بود که متوجه نشیدیم آفتاب داره غروب میکنه.
پایان دیدار با این مادر و همسر شهید در#کربلای_معلی با ذکر توسل به امام حسن علیه السلام و فرزندش حضرت قاسم علیه السلام ختم شد.
و در آخر هم افتخار این را داشتیم با جمع #کاروان_الوارثین با این مادر عکسی به یادگار بگیریم.
#جعفر_طهماسبی
🌹
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
@alvaresinchannel
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹
#حب_الحسین_یجمعنا
#دیدار_با_مادر_و_همسر_شهیدان_عراقی
ایام اربعین سال 97
@alvaresinchannel
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹
🌷🔹 #حب_الحسین_یجمعنا
✍️✍️ راوی: #جعفر_طهماسبی
بین #عملیات_کربلای_4 و پنج بود که در #خط_شلمچه با #بچه_های_تخریب_لشگر_10 در رفت و آمد بودیم
یه وانت داشتیم که اطاقش رو برداشته بودند
برادر حاج احمد خسروبابایی راننده اش بود.
یه شب که رفتیم توی خط برای کاری که به ما محول شده بود در مسیر برگشت به سمت عقبه گفتند یک سرگرد عراقی هم بچه ها اسیر کردن باید شما عقب ببرید.
اون اسیر رو در حالیکه یه پتو روی سرش انداخته بودند عقب وانت ما سوار شد. و ما هم مواظب بودیم که هوس فرار به کله اش نزنه.
از خط مقدم که فاصله گرفتیم بچه هایی که جلو نشسته بودند ضبط ماشین رو روشن کردند.
صدای حاج منصور بود که داشت پخش میشد.
حاج منصور یه نوحه میخوند که آخرش #یا_حسین_مظلوم داشت و همه ی بچه ها که پشت وانت نشسته بودیم اون رو با هم زمزمه میکردیم و سینه میزدیم.
من روی پتویی نشسته بودم که افسر اسیر عراقی روی سرش کشیده بود و احساس کردم با هربار زمزمه یا حسین مظلوم اسیر عراقی هم زیر پتو داره تکون میخوره.
گوشه پتو رو یه مقدار بالا زدم.
دیدم اسیر عراقی هم داره آروم آروم با دستش به سینه میزنه و او هم با ما یا حسین مظلوم میگه.
به دوستان گفتم بچه ها این اسیر هم داره سینه میزنه.
پتو رو کنار زدیم و با عربی دست و پا شکسته ازش چند تا سووال کردیم.
اون اسیر عراقی به ما فهماند که شیعه است و به زور آوردنش و خودش رو معرفی کرد.
گفت اسم من کاظم است و اهل کاظمین هستم.
این رو که شنیدیم براش کمپوت باز کردیم و وقتی هم تحویلش دادیم سفارشش رو کردیم
#حب_الحسین_یجمعنا
🍂
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
@alvaresinchannel
▪️🌷▪️🌷▪️🌷▪️🌷▪️🌷▪️🌷▪️
🌷▪️
☑️ #ننه_حلیمه_پرکشید
🌹 #همسر_و_مادر_4_شهید_انتفاضه_کربلا_پرکشید
پارسال اربعین توفیق داشتیم با جمع #کاروان_الوارثین برای دست بوسی #ننه_حلیمه مادر قهرمانان شهید عراقی در منزل ایشان در کربلا حضور یابیم.
امسال هم قصد داشتیم یکبار دیگر این دیدار تکرار شود اما صد افسوس که از عراق خبر رسید #ننه_حلیمه چند روز قبل به همسر و فرزندان شهیدش ملحق شد.
روحش شاد
روح این مادر را به فاتحه ای میهمان کنیم
تصویر بالا عکس یادگاری فرزند و نوه #سردار_شهید_حاج_عبدالله_نوریان فرمانده گردان تخریب و مهندسی رزمی لشگر 10 در اربعین سال 97 با #ننه_حلیمه
@alvaresinchannel
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹
#کرببلا_رفتن_بس_ماجرا_دارد
یاد حاجی بخشی بخیر
اینروزها که همه عزم سفر کربلا کردند ومیلیون ها نفر پا تو راه گذاشتند ... جای حاج بخشی خیلی خالیه.. جای شور و ولوله حاجی بخشی خالیه..
حاجی هرکجا میرفت با سرو صدا میرفت.
یادمه صبح #عملیات_کربلای_5 هنوز #دژ_شلمچه سقوط نکرده بود و هوا هنوز روشن نشده بود که سرو کله اش پیدا شد.
تازه نیروهایی که توی کانال های لب خط بودند و برای خوندن نماز صبح بیرون اومده بودند به زور و عتاب فرماندهاشون داخل کانال رفته بودند که با سروصدای #ماشاالله_حزب_الله حاجی بخشی بیرون ریختند و از کنترل خارج شدند.
خلاصه اومدن حاجی بخشی با هیات همراهش توی خط نظم وانظباط رو به هم میریخت.
حرف هیچکسی رو هم گوش نمیداد و هرفرمانده ای هم که باهاش بگو مگو میکرد با یه شیشه عطر و یه بیسکوبیت آرومش میکرد.
حاجی بخشی با لندکروز رفت و بی لندکروز اومد
نوک کانال ماهی و سه راهی شهادت یه گلوله مستقیم تانک به ماشینش اصابت کرد و موتورش پیاده شد.
علی الظاهر داماد و برادرش هم توی ماشین بودند و به شهادت رسیدند.
@alvaresinchannel
🍃🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🍃🌹
#یاد_امام_عزیز_بخیر
اونی که از هزاران کیلومتر فاصله با جبهه ، قلبهای رزمندگان رو تسخیر کرده بود.
یادش بخیر
#شب_قبل_از_کربلای_5 برای #تیم_های_غواصی و بچه هایی که قرار بود به گردان ها مامور شوند فرمانده ما شهید زینال حسینی(فرمانده گردان تخریب لشگر10) سخنرانی کرد.
ابتدا کلیتی از عملیات و سختی هاش گفت
گفت : با توجه به عملیات قبل( #کربلای_4) که با مشکل مواجه شد احتمال زیاد داره که دشمن هوشیار باشه و مجبور باشیم زیر نور منورها و آتیش های سنگین با دشمن روبرو شویم
سید حسابی دل ها رو خالی کرد و این هم به این خاطر بود که اگر کسی آمادگی رزم نداشته باشه از جمع خط شکنان بیرون بیاد.
اون شب آخرین جمله ای که امیدها رو به جمع برگرداند این بود.
گفت برادرها!!!
نقل قولی از #امام_عزیز به ما رسیده
ایشون فرمودند
به #بچه_های_رزمنده بگویید که...
#رزمنده_ها_شما_به_کربلا_میروید
من هم می آیم
و آنجا با هم نماز میخوانیم
این جمله ای که سید فرمود همه رو به وجد آورد و اونجا با همه وجود شعار دادند
خدایا خدایا تا انقلاب #مهدی حتی کنار #مهدی #خمینی رو نگهدار.
✍️✍️راوی : #جعفر_طهماسبی
✔️🔻🔹 نکته: خاطره بالا رو جایی نقل کردم و سردار جعفر اسدی فرمانده لشگرانصار الحسین(ع) هم بودند.
ایشون فرمودند نقل قول از امام تا مستند نشده جایی نقل نکنید.
بنده گفتم این رو از قول فرمانده مون نقل کردم و اون هم در جلسه فرمانده هان لشگر شنیده بود.
دیدم ایشون قانع نشد عرض کردم ما در سلسله مراتب فرماندهی در جبهه امر فرمانده را امر امام و امام عصر(ع) و در نهایت دستور خدا میدانستیم و اطاعت از امر فرمانده رو واجب میدونستیم و این نقل و قول رو هم از فرمانده به این دلیل بدون سند قبول کردیم.
خیلی گشتم یک تصویر از این جمله امام که در اردوگاه کوثر چند روز قبل از #عملیات_کربلای_5 بر روی پارچه ای نوشته و مقابل میدان صبحگاه نصب شده بود پیدا کنم که میسر نشد تا اینکه در بازبینی فیلمی از فضای اردوگاه کوثر قبل از کربلای 5 این جمله را دیدم و از روی فیلم تصویر گرفتم.
🍃🌹
🍃🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
@alvaresinchannel