🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹🌹
🌹
#روزگار_وصل_یاران_یاد_باد
1️⃣ به یاد شهدای حماسه ساز #تخریبچی
این روزها روزهای حماسه فتح المبین است
عملیات فتح المبین در روز 2 فروردین 61 در غرب رودخانه کرخه با رمز یازهراء(س) آغاز شد
در این عملیات حماسه های بزرگی به ثبت رسید که تصرف توپخانه دشمن که شاهرگ حیاتی یک عملیات است به دست رزمندگان و به مددالهی یکی از آن است. #موقعیت_الوارثین که مسکن و ماوای بچه های تخریب است در این منطقه قرار داد و سال ها به موقعییت #شهید_کهن معروف بود و سال آخر جنگ به موقعیت الوارثین تغییر نام یافت.
نام شهید کهن برای بچه های #تخریب_لشگر_10 نامی آشنا بود اما اینکه این سردار شهید در چه عملیات و چگونه به شهادت رسیده بود برای من که سالها در زمینه شهدا و زندگی نامه ی اون ها پیگیری میکردم و یا اینکه مزار این شهید در کجا این کشور قرار دارد هم مشخص نبود.
تا اینکه پاییز سال گذشته در اردوی فرهنگی #تخریب_لشگر_27 با تعدادی از همسنگران تخریبچی لشگر10 شرکت کردیم... روز دوم این اردو قرار شد با دوستان سری به الوارثین بزنیم و وسیله ای اجاره کردیم ودر این زیارت جمعی از پیشکسوتان تخریبچی با ما همراه شدند.
وسط های روز بود که به موقعیت الوارثین رسیدیم و هر کسی سمت حسینیه الوارثین میرفت حال خودش رو داشت.
حاج عباس عبادی که روزگای فرماندهی تخریب تیپ 110 خاتم الانبیاء(ص) رو داشت و از بچه های قدیمی تخریب و از یاران شهید #حاج_عبدالله_نوریان بود و روزگاری هم معاون تخریب قرارگاه ثارالله و در کنار سردار شهید حاج حسین کربلایی فرماندهی این موقعیت رو داشت به محض ورودش به این سرزمین زانوهاش سست شد و به خاک افتاد و با گریه نام همسنگرانی که با اونها در این سرزمین خاطره داشت به زبان میاورد و اونها را صدا میکرد.
ادامه دارد.........👇🏿👇🏿
@alvaresinchannel
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹🌹
🌹
#یاد_باد_آن_روزگاران_یاد_باد
2️⃣#حماسه_ی_عملیات_فتح_المبین
و حکایت شنیدنی #موقعیت_الوارثین
✅از جمله قدیمی های تخریب که رائر الوارثین شد حاج حسین دلیر بود.
حاج حسین از مربیان قدیمی تخریب در پادگان امام حسین(ع) بود و در عملیات فتح المبین فرماندهی #تخریب_تیپ33_المهدی (ع) را به عهده داشت و چند ماهی هم فرمانده اطلاعات عملیات لشگر10 بود.
حاج حسین هم از بدو ورود به #الوارثین حالش دگرگون شد و من متعجب شدم که مگر حاج حسین هم از این نقطه عرشی خاطراتی به یاد دارد که گریه کنان به هر سو خیره میشود و اشک میریزد.
همه همسنگران تخریبچی در فضای خاکی حسینیه ی الوارثین جمع بودند و هر کدام از شهیدی یاد میکرد.
حاج عباس عبادی با ضجه میگفت: با شهید حاج حسین کربلایی قبل از #عملیات_بدر دنبال جایی میگشتیم تا در آن مقر بچه های #تخریب_قرارگاه_ثارالله(ع) را سر پا کنیم که به این نقطه رسیدیم. شهید حاج حسین گفت همین جا خوبه.. سوال کردم حاج حسین وسط این بر و بیابون چرا اینجا پاهات شل شد.
گفت عباس یاد #شهید_کهن افتادم که خونش در حال معبر زدن در همین نقطه به زمین ریخت و به شهادت رسید..
اینجا شد مقر بچه های تخریب قرارگاه ثارالله(ع)و تابلوی ورددی جاده هم شد #موقعیت_شهید_کهن.
حاج عباس همه ی این حکایت رو با هق هق گریه میگفت و گاهی هم به سجده میرفت و رفقای شهیدش رو صدا میزد.
همه ی زائران الوارثین بغضی در گلو داشتند و منتظر روضه بودند و من هم زیارت عاشورا رو شروع کردم و چون ایام فاطمیه(س) بود با ذکر و یاد و نام بی بی دو عالم حضرت صدیقه سلام الله علیها همراه شد.
بعد از تمام شدن زیارت عاشورا هنوز ناله و گریه بعضی ها قطع نشده بود که باز خاطرات با شهدا به زبان اومد.
ادامه دارد...👇🏿👇🏿👇🏿
@alvaresinchannel
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹🌹🌹
🌹
#اینجا_معبر_است
روزهای آغازین سال 1361 در غرب رودخانه کرخه به ثبت رسید
شب گذشته این معبر برای عبور رزمندگان از داخل میدان مین توسط #بچه_های_تخریب باز شده
همه به سلامت گذشتند و به مواضع دشمن رسیدند
دشمن غافلگیر شد و #فتح_المبین رقم خورد
نصر من الله و فتح قریب
@alvaresinchannel
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹🌹
🌹
#یاد_باد_آن_روزگاران_یاد_باد
3️⃣روایت شهادت
#سردار_شهید_تخریبچی
#شهید_مرتضی_کهن
حاج حسین دلیر خاطره میگفت.. من با خودم گفتم حاج خسین مگر در این سرزمین بوده!!!؟؟؟؟ و چه خاطره ای از اینجا داره...
اما حاج حسین همه رو با خاطره اش غافلگیر کرد.
حاج حسین دلیر گفت:
حاج آقا فضلی فرمانده تیپ 33 المهدی بود و از من خواست که مسوولیت تخریب تیپ را به عهده بگیرم
مقدمات عملیات فتح المبین بود و من گردان تخریب تیپ المهدی رو سازماندهی کردم و آموزش ها شروع شد و بچه ها برای عملیات آماده شدند. قبل از #عملیات_فتح_المبین از برادر مرتضی کهن که در تهران از مربیان تخریب #پادگان_امام_حسین(ع) بود خواستم که برای یاری و کمک من به تیپ المهدی (ع) بیاید و او هم قبول کرد.
وقتی مرتضی به گردان اومد ازش خواهش کردم که او فرمانده باشد و من در کنارش کار کنم اما او با تواضعی که داش قبول نکرد.
ماموریت عملیات فتح المبین به تیپ المهدی(ع) ابلاغ شد و ما هم بچه ها رو برای باز کردن معبرها سازماندهی کردیم و مامور به گردان ها شدند.
ماموریت #تیپ_المهدی (ع)در یکی از مراحل عملیات تصرف مواضع دشمن در اطراف همین #مقر_الوارثین بود که برای رسیدن به مواضع دشمن باید از میدان مین عبور میکردیم و یکی از معبرهای ما داخل همین موقعیت الوارثین قرار داشت و شهید بزرگوار مرتضی کهن خودش مسولیت بازگشایی این معبر را به عهده گرفت.
مرتضی قبل از عملیات پیش من آمد و گفت: حسین به من گقتن معبر رو جایی بزن که روبروی تیربار است من چیکار کنم.
بهشت گفتم هر چی خودت صلاح میدونی..بین اگر لازم است معبر بزنی بزن.
گفت: ننه قمر(تکه کلام مرتضی بود) میگم معبر روبروی آتیش تیرباره . گفتم هر چی خودت صلاح میدونی عمل کن.
شب اومدن برای معبر زدن و برنگشت..یک شب ..دوشب نیومد فردای روزش با حسین کربلای و با رسول خلیل فرد و یکی دیگه از بچه ها اومدیم توی منطقه دنبالشون... دشمن یک مقدار عقب نشینی کرده بود.. اومدیم دیدیم مرتضی معبر رو زده..خودش نفر اول بود با فاصله ی 3 متر حداکثر با سنگر کمین دشمن که داخلش تیربار بود و به همه ی جا تسلط داشت افتاده و یک نارنجک داخل دستش هست و یکی دو نفر هم پشت سرش افتاده اند دو یا سه ردیف از مین ها مونده بود و خنثی نشده بود نارنجک رو گرفته بود و نیم خیز میخواست داخل سنگر دشمن بیاندازد دشمن فهمیده بود و او را به رگبار بسته بود.
تمام تن حسین را آتش تیربار دشمن گرفته بود .
تمام تنش سوراخ ، سوراخ شده بود.. اما نارنجک منفجر نشده داخل دستش بود
سینه اش رو تیر دشمن شکافته بود و تعداد زیادی هم تیر به صورتش اصابت کرده بود و تیربار دشمن تخریبچی های دیگری هم که پشت سر مرتضی بودند بی نصیب نگذاشته بود و اون ها هم روی زمین داخل میدون مین افتاده بودن.
دشمن روی منطقه دید تیر داشت و ما به سختی توانستیم پیکر خونین مرتضی و بچه های تخریب رو به عقب بیاوریم.
این موقعیت الوارثین شرفش به معبری بود که شهدای تخریبچی از آن به آسمان پرواز نمودند و مقر #شهید_مرتضی_کهن یا همان #الوارثین سکوی پرواز اهل آسمان بود که از زمین به پرواز در آمدند و به لقاء حق رسیدند
یادشان گرامیباد.
@alvaresinchannel
🌴🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌴🌹
#عملیات_بیت_المقدس_4
عملیات بیت المقدس 4 در بامداد روز 6 فروردین 67 با رمز #یا_اباعبدالله_(_ع_) در منطقه عمومی #دربند_یخان آغاز شد.و #لشگر_ده _سیدالشهداء(ع) به همراه چند یگان دیگر در این عملیات شرکت نمودند.منطقه مورد نظر برای عملیات، منطقهای کوهستانی بود که از شمال به دریاچه دربندیخان و شاخ تیمورژنان، از جنوب به ارتفاعات شاخ خشیک و بمو، از شرق به رودخانه زیمکان و کوه بیزل، و از غرب به سد دربندیخان منتهی می شد. مهمترین ارتفاعات و عوارض این منطقه ، #شاخ_سورمر، #شاخ_شمیران، برددکان، دریاچه دربندیخان و دشت تولبی بود....
🌴🌹
🌴🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
@alvaresinchannel
🌴🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🍃🌹
#غواصان_تخریبچی
#عملیات_بیت_المقدس_4
فروردین 1367
#لشگر_10_سیدالشهداء_علیه_السلام
✍🏿✍🏿✍🏿 راوی : #جعفر_طهماسبی
روز 5 فروردین ماه بود که دستور رسید امشب باید به دشمن حمله کنید.
مقرر شده بود که غواص های تخریب و اطلاعات از پایین ارتفاع تیمورژنان وارد آب شوند و با نفوذ در ساحل دشمن و گرفتن سرپل سایر گردانها هم وارد منطقه شده و عملیات گسترش پیدا کند .که عصر روز پنجم این طرح لغو شد و قرار شد همه غواصها سوار بر قایق به سمت ساحل دشمن حرکت کنند.
هنوز ظهر نشده بود که با تعدادی از دوستان رفتیم سمت #اسکله_لشگر_10 که حدود چهار کیلومتر با منطقه درگیری فاصله داشت و داخل شیاری که از آتش در امان باشد ایجاد شده بود.
کنار اسکله دستم را داخل آب کردم .
تمام بدنم یخ کرد.
گفتم "خدا کنه امشب ما مجبور نشیم داخل این آب بریم "چون آب دریاچه #دربندیخان تازه با آب برفهایی که از کوهها سرازیر شده بود قدری بالا اومده بود..
اسکله رو که دیدیم برگشتیم به سنگر بچه ها که زیر #ارتفاع_تیمورژنان بود.
دسته غواصهای تخریب 20نفری میشدند که 5 نفر دیگه هم اضافه شد.
لباس غواصی های ما مناسب نبود .
سایز لباس ها بزرگ بود و برای هیکل های تنومند خوب بود و اکثر بچه های ما نحیف و لاغر بودند.
فین های غواصی هم لنگه به لنگه بودند.این مسئله ما رو نگران کرده بود.
مقر #گردان_حضرت_زینب(س)نزدیک ما بود.
رفتم پیش فرمانده گردانش که حاج آقا خادم بود.تا مشکل لباس های غواصی رو حل کنم.
اما دیدم وضع اونا هم از ما بدتره...
ادامه دارد👇👇👇👇
🍃🌺🌺
🍃🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@alvaresinchannel
🍃🍂🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
🍃🍂🌺
#غواصهای_تخریبچی
#عملیات_بیت_المقدس_4
#لشگر_10_سیدالشهداء_علیه_السلام
✍🏿✍🏿 راوی : #جعفر_طهماسبی
برای آخرین هماهنگی ها با فرمانده #گردان_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها قبل از غروب آفتاب به مقرشون رفتم
کارهامون رو هماهنگ کردیم قرار شد بعد از پیاده شدن #غواص_های_تخریب و سر پل گرفتن از دشمن و چک کردن ساحل از موانع و مین با علامت دادن با #چراغ_قوه نیروهای #گردان حضرت زینب (س) برای ادامه عملیات حرکت کنند .
با حاج خادم خداحافظی کردم و از چادر که بیرون اومدم سرو صدای #شهید_سید_مصطفی_فتاحی رو شنیدم که داشت با بدن خشک #لباس_غواصی میپوشید و مقر رو رو سرش گذاشته بود...
نماز مغرب و عشاء رو خوندیم و بچه های تخریب لباس غواصی به تن کردند و با ماشین به سمت #اسکله_لشگر_10 راه افتادیم
توی مسیر با هم این سرود رو زمزمه میکردیم
#ای_ولی_عصر_رو_امام_زمان
#ای_سبب_خلقت_کون_و_مکان
به اسکله که رسیدیم همه فرماندهان جمع بودند.
روی کالک آخرین نکات رو تذکر دادند.
احتمال میرفت که هنگام پیاده شدن در ساحل با کمین دشمن درگیر شویم.
قرار شد بچه ها نارنجک به تعداد کافی بردارند.
معمولا ما تخریبچی ها برای عملیات اسلحه بر نمیداشتیم و فقط سه چهار تا نارنجک به بند حمایل می بستیم..اما در این عملیات چون احتمال درگیری زیاد بود و باید تا رسیدن نیروهای گردان ها ساحل دشمن رو تامین میکردیم با خود اسلحه برداشتیم...
ادامه دارد👇👇👇👇
🍃🍂🌺
🍃🍂🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@alvaresinchannel
🍃🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
🍃🌺
#عملیات_بیت_المقدس_4
محدوده عملیات لشگر10
#غواصان_تخریبچی
✍🏿✍🏿✍🏿✍🏿 راوی: #جعفر_طهماسبی
ادامه👆🏾👆🏾👆🏾
زیر نور منور به بچه هایی که داخل قایق بودند اشاره کردم که آماده باشید .
دیدم آتیش تیربارها طولانی شد و نگران شدم. احتمال دادم که دشمن ما رو دیده باشه و قایق رو هدف قرار بده.
#بچه_ها_و_جعلنا میخوندند و #سکاندار قایق هم آنقدر تسمه هندل رو کشید تا قایق روشن شد و گاز را تا تهش گرفت و با سرعت جلو میرفتیم...
منور ها خاموش شد و آتش تیربارها هم قطع شد...
بچه ها اطلاعات اشاره کردند که به "راه کار" رسیدیم و قایق با احتیاط پهلو گرفت.
جلوی راه کار ما یک تخته سنگ بود که تقریبا جان پناهی هم برای ما بود..بچه ها همه توی ساحل پیاده شدند و اطراف تخته سنگ پناه گرفتند و منتظر شدیم بقیه قایق ها هم برسند.تا قایق ها برسند. با بچه های اطلاعات چرخی در اطراف زدیم و اطراف ساحل رو چک کردیم که مین و موانعی نباشد.فاصله ما با کمین عراق در ساحل #دریاچه_دربندی_خان صد وپنجاه متر بیشتر نبود.از سکوتی که در منطقه حاکم بود خاطر جمع بودیم که دشمن از حضور ما مطلع نشده.اطلاعات ما این بود که کمین های دشمن به استعداد یک گروهان مقابل ماست. و باید با احتیاط و دقت و حداقل تلفات اونها رو خاموش کنیم. #غواصان_گردان_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها هم از راه رسیدند و آخرین هماهنگی ها انجام شد.چون میدان مین و موانع خاصی جلوی بچه ها نبود تدبیر این شد که از توان بچه های تخریب برای ادامه ماموریت استفاده شود . اما فرماندهان گردان حضرت زینب اصرار داشتند که بچه های تخریب هم باید به ما کمک کنند.
ادامه دارد 👇👇👇👇👇👇👇
🍃🌺
🍃🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@alvaresinchannel
🍃🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
🍃🌺
#عملیات_بیت_المقدس_4
محدوده عملیات لشگر10
#غواصان_تخریبچی
✍🏿✍🏿✍🏿✍🏿 راوی: #جعفر_طهماسبی
ادامه👆🏾👆🏾👆🏾
زیر پای دشمن بگو مگو بالا گرفت و #شهید_سید_عباس_میر_نوری نزدیک ما بود و میشنید که ما قصد داریم بچه های تخریب رو جلو نفرستیم .من رو کناری کشید و با گریه گفت: برادر جعفر!!! #من_کیسه_ماسکم_رو_پر_از_نارنجک کردم برای اینکه دمار از روزگار بعثی ها در بیارم. حالا شما میخواهید از ما استفاده نکنید.
بچه های دیگه هم سید رو همراهی کردند و با توجه به اصرار فرمانده های گردان حضرت زینب سلام الله علیها تصمیم ما عوض شد و از بچه ها قول گرفتم ..به شرطی جلو میرید که کسی #شهید_نشه!!!! و اگر هم کسی مجروح شد خودتون باید عقب بیارید و صبح زود قبل از اینکه آفتاب بزنه لب اسکله باشید.بچه ها قول دادند و همراه گروهان پیشرو گردان حضرت زینب راهی شدند سمت کمین های دشمن.
من هم توی ساحل منتظر بودم تا بقیه نیروها رو هدایت کنم .... #قرص_شب_نماهای عمودی بزرگی داشتیم که اونها رو خم میکردیم و محلول داخل اون به جنب و جوش میفتاد و نور افشانی میکرد و #قایق ها در تاریکی شب با دیدن این نور به سمت نور می اومدند و نیروها در ساحل پیاده میشدند...
چند لحظه ای از رفتن بچه ها نگذشته بود که دیدم قایقی پهلو گرفت و #حاج_خادم_فرمانده_گردان_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها پیاده شد.گفتم بچه ها رفتند و تا حالا دیگه از کمین ها رد شدند و مسیر رفتن رو نشون دادم و با حاجی سمت ارتفاع شاخ شمیران حرکت کردیم.دشمن با منور تمام منطقه را روشن کرده بود و زیر نور میشد درگیری بچه ها با دشمن رو دید.
بقیه بچه های گردان حضرت زینب هم که رسیدند کار سریع تر جلو میرفت و بچه ها به جاده ای که روی ارتفاع شاخ شمیران میرفت مسلط شدند ....
ما به پشت دشمن رسیده بودیم و درب سنگرهاشون به سمت ما بود و به راحتی منهدم میشد... همه سربازهای دشمن از جاده به سمت ارتفاع فرار میکردند و بچه ها هم اونها رو دنبال میکردند.
من برگشتم لب اسکله تا نیرو بیارم و بقیه بچه ها در تعقیب دشمن رفتند سمت شاخ شمیران..
ادامه دارد👇👇👇👇👇👇
🍃🌺🌺
🍃🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@alvaresinchannel
🍃🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
🍃🌺🌺
#عملیات_بیت_المقدس_4
#غواص_های_تخریبچی
#لشگر_10_سیدالشهداء_علیه_السلام
✍🏿✍🏿✍🏿 راوی: #جعفر_طهماسبی
دشمن هنوز گیج بود و آتش دقیق نمیریخت.
اسکله هنوز امن بود و دشمن هم روی اون دید نداشت.
نیروهای سایر گردانها هم برای ادامه عملیات در #ساحل پیاده شدند.
هنوز مجروح و شهیدی عقب نیاورده بودند و ظاهر کار این بود که تلفات بالا نبوده و بچه ها به هدف ها رسیده اند..
هوا داشت روشن میشد که نماز صبح رو خوندیم.
لباس غواصی ما رو کلافه کرده بود و مجبور بودیم داخل آب بریم تا لباس خیس بشه که اذیتمون نکنه.
هوا که روشن شد لب اسکله شلوغ شد ، اسیرهای عراقی رو عقب میاوردند و تک و توکی #شهید و #مجروح هم منتظر بودند تا قایق ها برسند....
بچه های پشتیبانی هم مشغول تخلیه تدارکات و مهمات بودند و ما مدام تذکر میدادیم که برادرها اسکله را تخلیه کنند.آفتاب زده بود که دیدیم یک تعداد قایق قطار شدند و سمت اسکله #لشگر10 میایند.
و دشمن هم ستون قایق ها رو زیر آتیش گرفته.با بی سیم تماس گرفتیم که گفتند بچه های لشگر ده نیستند . اولین قایق که به ساحل رسید معلوم شد بچه های #گردان_کمیل_لشگر _27 هستند و اسکله شون رو اشتباه اومدند ..
بچه های لشگر 27 سمت راست ما عملیات میکردند...
آفتاب زده بود و ما منتظر #غواص_های_تخریبچی بودیم.
اونها قول داده بودند که زود برگردند اما هنوز نرسیده بودند و ما نگران بودیم.
که دیدیم تعدادی دارند سرود میخونند و از ارتفاع پایین میان...
دیدم این سرود رو که بین بچه های تخریب مرسوم بود میخونند:
ای ولی عصر و امام زمان....ای سبب خلقت کون و مکان....
جلو تر که اومدند دیدم بچه های خودمون هستند و چهار طرف یک #برانکارد رو گرفتند و دشمن هم مدام با خمپاره میکوبید و اینها با سوت خمپاره برانکارد رو رها میکردند و روی زمین میخوابیدند.
نزدیک اسکله که رسیدند #شهید_سید_عباس_میر_نوری جلو تر دوید و گفت: #برادر_جعفر همه سورومور گنده عقب اومدیم فقط یک تلفات داشتیم که اون هم الان میرسه..
خودم رو آماده کرده بودم برای خبر شهادت یکی از بچه ها... اما خدمه برانکارد که رسیدند دیدم یکی داخلش وول میخوره و داره ناله میکنه... اون #اسماعیل_گوهری بود که پاهاش مجروح شده بود و با اعمال شاقه عقب اومده بود...
الحمدلله همه بچه ها سالم بودند و سید عباس میرنوری شروع کرد شوخی کردن.
گفتم یک ساعت دیر کردید و باید تنبیه بشید.
سید گفت راضیت میکنم.... گفتم چه جوری ؟؟؟ گفت اینجوری... دیدم یک فانسقه عراقی توی دستشه.
سید اونقدر شاداب و قبراق بود که انگار نه انگار عملیات سختی رو رفته و برگشته و با خنده گفت: یادته شب چهارشنبه که دعای توسل خوندی و اشک ما رو در آوردی گفتی برادرها بعضی از شماها شهید میشید و ما رو شفاعت کنید حالا کنفت شدی که همه ما سالم عقب اومدیم....
🍃🌺🌺🌺
🍃🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@alvaresinchannel
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹🌹
🌹
#شهدای_بهاری
#گردان_تخریب_لشگر_10_سیدالشهداء_علیه_السلام
بهار هرسال با یاد و خاطره بیش از 40 شهید عجین است که در فروردین ماه سالهای دفاع مقدس از همسنگران #تخریبچی به آسمان پرکشیدند 🔸شهدای عملیات والفجر یک بهار 1362
🔸شهدای عملیات طلائیه بهار 1363
🔸شهدای هفت تن آل صفا بهار 1365
🔸شهدای عملیات کربلای 8 بهار 1366
شهدای عملیات بیت المقدس 4 بهار 1367
🔴 گردان تخریب لشگر سیدالشهداء(ع) بهار 62 را با 6 شهید عملیات والفجریک آغاز کرد
🔴بهار سال 63 و در روز اول عید بیش از 5 شهید از همسنگران ما از طلائیه به سعادت ابدی رسیدند.
🔴بهار سال 65 با ماه رجب و شعبان شروع شد و در شب ولادت قمربنی هاشم(ع) از مدینه الزهرای فاو هفت تن آل صفا با بدنهای قطعه قطعه شده پرکشیدند.
🔴سال 66 با زمزمه عملیات جدید در شلمچه آغاز شد و در 19 فروردین و در عملیات کربلای 8 نام 8 تن از یاران ما در لیست شهدا ثبت گردید.
🔴و سهمیه شهدای ما در بهار 67 در عملیات بیت المقدس 4 و در حلبچه بود که در این عملیات 14 تن از دوستان ما دفتر شهادت را امضاء کردند و به مقام قرب حق رسیدند.
🟢شهدای بهاری را یاد کنیم با صلوات بر محمد و آل محمد🌷🌷
@alvaresinchannel