eitaa logo
مسجدالرسول(ص) میدان راهنمایی
141 دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
321 ویدیو
2 فایل
این کانال بمنظور اطلاع رسانی کلیه فعالیتهای فرهنگی ، تربیتی ،آموزشی ،اردویی و .. مسجدالرسول(ص) تشکیل گردیده است. یاعلی
مشاهده در ایتا
دانلود
آیات بامداد دوشنبه : . سوره «ق» : أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْناها وَ زَيَّنَّاها وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ «6» . پس آيا به بالاى سرشان نگاه نكرده ‏اند كه چگونه آن را بنا كرديم و (با ستارگان) زينت داديم و آن را هيچ شكاف و خللى نيست؟ . سوره «ق» : وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ «7» . سوره «ق» : تَبْصِرَةً وَ ذِكْرى‏ لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ «8» . و زمين را بگسترديم و كوه‏هاى استوار در آن افكنديم و از هر نوع با طراوت در آن رويانديم. تا براى هر بنده‏اى كه (به سوى حق،) روى مى‏آورد، مايه‏ى و پند باشد. . نكته‏ ها: «رَواسِيَ» جمع «راسية» به معناى محكم و استوار است. بيان زوجيّت گياهان، يكى از معجزه ‏هاى علمى قرآن است. «مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ» . ريشه تعجّب و بعيد شمردن ، چند چيز است: الف) مرده ‏اى كه پوسيد و خاكش پراكنده شد، چه كسى مى‏داند كجاست؟ ب) بر فرض ذّرات پراكنده شناخته شوند، با چه قدرتى جمع مى‏شوند؟ در پاسخ شبهه اول در آيه 4 خوانديم: ما همه ذرّات خاك را مى‏دانيم و مى‏شناسيم. «عَلِمْنا ما تَنْقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ» در پاسخ شبهه دوم در اين آيات مى‏فرمايد: ما قدرت جمع كردن آن ذرّات را داريم و نمونه قدرت ما را در آسمان‏ها و زمين مشاهده مى‏كنيد كه چگونه آسمان‏ها را برافراشته و زينت داده ‏ايم به گونه ‏اى كه هيچ گونه رخنه و كاستى در آن نيست. . در اسلام تعقّل، تفكّر، بصيرت و معرفت، گام اول است و مناجات، گريه، انابه و عبادت گام بعدى. «تَبْصِرَةً وَ ذِكْرى‏» اول بصيرت بعد تذكّر. در جاى ديگر مى‏فرمايد: يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ‏ ... يعنى ابتدا تفكّر و تعقّل مى‏كنند، آنگاه به ربوبيّت خداوند اقرار مى‏كنند. قرآن در ستايش از خردمندان مى‏فرمايد: «أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ» اشك آنان برخاسته از فكر، معرفت و بصيرت است، نه بر اساس عادت و احساسات. . پيام‏ها: 1- طبيعت، كلاس خداشناسى است. أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ ... 2- با بيان نمونه ‏ها، مردم را دعوت كنيد. (براى امكان معاد، به قدرت‏ نمايى خداوند در آسمان و زمين نظر كنيد.) «أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا» 3- كسانى كه در هستى نمى ‏انديشند و معاد را بعيد مى‏ شمارند، قابل سرزنش‏ هستند. «أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا» 4- در كرات آسمانى، نظم و قانون حاكم است. كَيْفَ بَنَيْناها ... ما لَها مِنْ فُرُوجٍ‏ 5- زمين، كوه‏هاى استوار دارد. «أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ» 6- استحكام و زيبايى، ويژگى آفريده‏هاى خداوند در آسمان و زمين است. ما لَها مِنْ فُرُوجٍ‏، زينا السماء، أَلْقَيْنا ... رَواسِيَ‏، زَوْجٍ بَهِيجٍ‏ 7- رويش گياهان زنده از دل خاك مرده، نمودى از رستاخيز دوباره انسان است. ذلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ ... وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ‏ 8- نگاه به گياهان و مناظر طبيعى، عاملى براى ايجاد نشاط و سرور است. أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا ... مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ‏ 9- آن قدر نمونه ‏هاى قدرت خداوند را نظر كنيد، تا ذرّه ‏اى شبهه باقى نماند. أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا ... بَنَيْنا، زينا، مددنا، أَلْقَيْنا، أَنْبَتْنا 10- ارزان‏ترين، عمومى‏ ترين، نزديك‏ترين، سالم‏ترين، بادوام ‏ترين، هدفدارترين و جامع ‏ترين نشاطها، نگاه در آفريده ‏هاى الهى است. «بَهِيجٍ» 11- در مكتب انبيا، نگاه و تامل بايد مقدّمه بصيرت، فهميدن، هوشيارى و پند گرفتن باشد. «يَنْظُرُوا- تَبْصِرَةً- ذِكْرى‏» 12- راه بازگشت، بر روى همه باز است. «لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ» 13- اگر انسان، دلى براى فهميدن داشته باشد، تمام هستى (آسمان و زمين) براى او كلاس است. «تَبْصِرَةً وَ ذِكْرى‏ لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ» 14- در مكتب انبيا، ‏ ها و سرورها، وسيله غفلت نيست، بلكه وسيله رشد و قرب است . زينا ... زَوْجٍ بَهِيجٍ‏ ... تَبْصِرَةً وَ ذِكْرى‏ لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ‏ 15- تواضع، زمينه فهميدن و غرور، باعث محروميّت است. «تَبْصِرَةً وَ ذِكْرى‏ لِكُلِّ عَبْدٍ» 16- زارى و انابه به درگاه خداوند، لازمه عبوديّت است. «عَبْدٍ مُنِيبٍ»
آیه بامداد پنجشنبه : . سوره «ق» : وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ ما مَسَّنا مِنْ لُغُوبٍ «38» . و همانا ما آسمان‏ها و زمين و آنچه را ميان آنهاست، در شش روز ( ) آفريديم و هيچ رنج و خستگى به ما نرسيد. . نكته‏ ها: «لُغُوبٍ» به معنى رنج و خستگى است كه در مورد قدرت‏هاى محدود بشرى معنا دارد. امّا در مورد خداوند كه قدرتش نامحدود است مفهومى ندارد. كسى كه قادر است آسمان و زمين را به آسانى بيافريند، آيا از آفرينش دوباره ما عاجز است؟! مراد از « » در آيه، روز و يا شبانه روز نيست، شايد مقصود شش مرحله و دوران است، زيرا روز به معناى متعارف بعد از پيدايش آسمان و زمين پيدا شده است ! . آفرينش خداوند، ويژگى‏ هايى دارد: 1. بديع و ابتكارى است. «بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» 2. هدفدار است. «ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا» 3. در حال تغيير و تحوّل و گسترش است. «وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ» 4. با برنامه و اندازه‏گيرى است. «كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ» 5. هر چيز در حد خود كامل است. «أَحْسَنَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَهُ» 6. و مرحله به مرحله است. خَلَقْنَا ... فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ‏ . در آيه پانزدهم خوانديم: آيا ما نسبت به آفرينش نخستين عاجز مانديم. «أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ» و در اين آيه مى‏فرمايد: ذرّه ‏اى خستگى در ما راه نيافت. «وَ ما مَسَّنا مِنْ لُغُوبٍ» . پيام‏ها: 1- را ساده ننگريم كه به تعبير قرآن، محل قدرت‏نمايى خداوند، داراى وسعت بسيار و طبقات متعدد است. «السَّماواتِ» 2- در آفرينش تدريجى موجودات، اسرار و حكمت‏هايى است، وگرنه در قدرت بى ‏نهايت خداوند ضعف و خستگى و خللى راه ندارد و او مى‏تواند با يك اراده و در يك لحظه همه چيز را خلق كند. خَلَقْنَا ... فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ‏ 3- براى قدرت مطلقه الهى، خستگى مفهوم ندارد. «ما مَسَّنا مِنْ لُغُوبٍ»
آیات بامداد پنجشنبه ، روز دهم از ، سالروز رحلت بانوی فوق العاده خلقت ، همسر و یاور و حامی خاتم النبیین ، در غربت و مظلومیت و حصر و محدودیت های فراوان ، حضرت خدیجه عزیز : . سوره طور : يَوْمَ تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً «9» سوره طور : وَ تَسِيرُ الْجِبالُ سَيْراً «10» . روزى كه آسمان به شدّت درهم ‏پيچيده شود و كوه‏ها از جا كنده شده و به شتاب گردند. سوره طور : فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ «11» سوره طور : الَّذِينَ هُمْ فِي خَوْضٍ يَلْعَبُونَ «12» . پس در آن روز، واى بر تكذيب كنندگان! آنان كه در باطل فرو رفته و به ياوه‏ سرايى (درباره آيات الهى) سرگرمند. . سوره طور : يَوْمَ يُدَعُّونَ إِلى‏ نارِ جَهَنَّمَ دَعًّا «13» سوره طور : هذِهِ النَّارُ الَّتِي كُنْتُمْ بِها تُكَذِّبُونَ «14» . روزى كه به سختى به سوى آتش رانده مى‏شوند. (و به آنان گفته مى‏شود:) اين همان آتشى است كه دائماً آن را مى‏كرديد. . نكته‏ ها: « » در لغت به معناى حركت سريع و دورانى، امّا نامنظّم و گرداب‏ وار است، آن گونه كه باد، گرد و غبار را در هوا مى‏ پراكند و درهم مى‏پيچد. «خَوْضٍ» در اصل به معناى ورود در آب و عبور از آن است ولى در اصطلاح، به موردى گفته مى‏شود كه انسان در مطالب بيهوده و باطل وارد شود. كلمه « » به معناى راندن همراه با خشونت است. چنانكه قرآن در سوره ماعون يكى از نشانه ‏هاى تكذيب دين را، طرد يتيمان مى‏داند. «أَ رَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ فَذلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ» . همه هستى براى انسان آفريده شده است و همين كه پرونده انسان در زمين بسته شد، بساط هستى نيز جمع مى‏شود. «تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً» در جاى ديگر نيز مى‏خوانيم: ما سفره آسمان را همچون طومار، درهم پيچيده و جمع مى‏كنيم. «نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ» . ثابت و پابرجا تنها خداست. ‏ هاى محكم هفتگانه‏ «وَ بَنَيْنا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِداداً» نيز سست مى‏شود و به صورت امواجى متحرّك در مى‏آيد، «تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً» و كوه‏هايى كه سبب استقرار زمين بودند: «وَ جَعَلْنا فِيها رَواسِيَ شامِخاتٍ» آن روز بى ‏قرار و سست و روان مى‏شوند. «وَ تَسِيرُ الْجِبالُ» . پيام‏ها: 1- ترسيم حوادث بسترى است براى دست برداشتن از تكذيب و لجاجت. تَمُورُ السَّماءُ ... تَسِيرُ الْجِبالُ‏ ... 2- براى وقوع قيامت، نه فقط زمين كه آسمان و كرات آسمانى به هم مى‏ريزد. تَمُورُ السَّماءُ ... تَسِيرُ الْجِبالُ‏ ... 3- تكذيب كنندگان منطق ندارند، سرگرم شدن به ياوه‏ها و پوچى‏ها سبب تكذيب آنان شده است. «لِلْمُكَذِّبِينَ الَّذِينَ هُمْ فِي خَوْضٍ يَلْعَبُونَ» 4- سخن بيهوده بسيار پيدا مى‏شود، ليكن خطر آنجاست كه انسان در بيهوده ‏گويى شود و خود را به ياوه‏ ها مشغول كند. «فِي خَوْضٍ يَلْعَبُونَ» 5- تلاش كفّار براى خدشه‏ دار كردن قرآن، كارى بازيچه و بى‏ نتيجه است. «لِلْمُكَذِّبِينَ الَّذِينَ هُمْ فِي خَوْضٍ يَلْعَبُونَ» 6- مخالفان انبيا، هم به دوزخ كشانده مى‏شوند و هم مورد عتاب و توبيخ قرار مى‏گيرند. يُدَعُّونَ‏ ... هذِهِ‏، (عذاب روحى روانى و جسمى دارند) 7- با تكذيب قيامت، حقيقت پشت پرده نمى‏ماند. هذِهِ النَّارُ ... 8- تكذيب سرسختانه، قهر سرسختانه دارد. مكذبين ... يُدَعُّونَ إِلى‏ نارِ 9- كيفر تكذيبى كه پيوسته و برخاسته از لجاجت است، جز آتش چيزى نيست. «هذِهِ النَّارُ الَّتِي كُنْتُمْ بِها تُكَذِّبُونَ»
آیات بامداد یکشنبه ، سالروز رای مردمی به تاسیس نظام جمهوری اسلامی ایران ، و روز بیستم از : . سوره طور : وَ إِنْ يَرَوْا كِسْفاً مِنَ السَّماءِ ساقِطاً يَقُولُوا سَحابٌ مَرْكُومٌ «44» (آنان به قدرى لجوجند كه حتى) اگر ببينند پاره ‏اى از فرو مى ‏افتد، (باز هم ايمان نمى‏آورند و) مى‏گويند: اين ابرى متراكم است (نه قهر خدا) ! . سوره طور : فَذَرْهُمْ حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ «45» سوره طور : يَوْمَ لا يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ «46» . پس آنان را (به حال خود) واگذارشان تا آن روزشان را كه در آن گرفتار صاعقه (و قهر خدا) مى‏شوند، ببينند. روزى كه نيرنگ و ترفندشان آنان را هيچ سود نبخشد و (از هيچ سوى) يارى نشوند. . نكته ‏ها: « » به معناى قطعه است و مقصود از آن در اين جا، فرود قطعه سنگ از آسمان به عنوان عذاب الهى است. «مَرْكُومٌ» به معناى متراكم و «يُصْعَقُونَ» به معناى هلاكت و بيهوشى است كه در اثر صاعقه‏ى عذاب پديد آيد. اين كلمه در قالب مجهول آمده كه نشانه اضطرار و ناچارى است. . اشخاص لجوج هر دم بهانه ‏اى مى‏آورند. آنها از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله درخواست سقوط قطعه ‏اى‏ از آسمان را داشتند، فَأَسْقِطْ عَلَيْنا كِسَفاً ... ولى اگر درخواست آنان عملى شود، باز مى‏گويند: اين ابرى است متراكم. وَ إِنْ يَرَوْا ... يَقُولُوا سَحابٌ مَرْكُومٌ‏ ! . امر به معروف و نهى از منكر، مراحل و محدوديّت‏هايى دارد، گاهى تذكر لازم است و گاهى اعراض و ترك. در آيه 29 خوانديم: «فَذَكِّرْ» يعنى به مردم تذكّر بده! ولى در اينجا مى‏خوانيم: «فَذَرْهُمْ» يعنى آنان را به حال خود كن، زيرا ديگر ارشاد تأثيرى ندارد. . پيام‏ها: 1- لجاجت، انسان را به تحليل غلط وامى‏دارد. كِسْفاً مِنَ السَّماءِ ... يَقُولُوا سَحابٌ مَرْكُومٌ‏ 2- انسانى كه بديهيّات را انكار مى‏كند و حتّى آنچه را با چشم مى‏بيند نمى‏پذيرد، ديگر قابل هدايت نيست. «يَقُولُوا سَحابٌ مَرْكُومٌ فَذَرْهُمْ» 3- همه‏ى افراد لايق ارشاد نيستند. «فَذَرْهُمْ» 4- از ارشاد مردم نبايد زود خسته شد. قرآن بعد از طرح چهارده سؤال و بستن همه‏ى راه‏هاى عذر و بهانه، فرمان رها كردن آنان را مى‏دهد. أَمْ تَأْمُرُهُمْ‏ ... أَمْ‏ ... أَمْ‏ ... أَمْ‏ ... فَذَرْهُمْ‏ 5- لطف خداوند به قدرى است كه حتّى در هنگام رها كردن انسان به حال خود، هشدار لازم را مى‏دهد. فَذَرْهُمْ حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي‏ ... 6- كفر و لجاجت سبب بدفرجامى است. حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ‏ ... 7- سنّت خدا در برابر مخالفان، شتاب وعجله نيست. فَذَرْهُمْ حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ‏ ... 8- به هنگام فرا رسيدن قهر الهى، مجرمان ديگر اختيارى از خود ندارند و بايد آن را با ذلّت بپذيرند. «يُصْعَقُونَ» 9- هنگام قهر الهى، نه نيرنگ درونى كارساز است و نه ياور بيرونى. يَوْمَ لا يُغْنِي‏ ...