.
#بازگشت_به_مدینه
#قطعه ورودِ کاروان داغدیدهیِ کربلا به مدینه
بشیر آمد و شهرِ مدینه بر هم ریخت
مدینه بر سرِ خود خاکِ غصّهوغم ریخت
مدینه از غمِ کـرب و بلا به سر میزد
صدایِ قاصدِ غم شعله بر جگر میزد
آهای شهرِ مـدینه... حسین را کشتند
تمـامِ آبـرویِ عالـَمـین را کشتند
هوا هوایِ غم و غصّههایِ لیلا بود
نوایِ داغِ جـوانی که اِرباً اِرباٰ بود
آهای شهرِ مـدینه نَه آب بود نَه شیر
جوابِ کودکِ بیتابِ این حرم شد تیر
نَه قاسمیسْت در این کاروان نَه عبدُاللّه
رسیـده قافـلهیِ داغـدارِ ثاراللّه
بگو به حضرتِ امُّ البنـین پسرها پـَر
دو دست و چشم و علمدار و مشکِ سقّا پَر
عزیزِ فاطـمه را تشنه سَر بریده ستم
به یادِ فاطمه و فاطمیّه سوخت حرم
نشسته است سرِ شاهِ دین رویِ نیزه
تـَنی به زیرِ سمِ اسبها شـده روضه
بـِبار تا به قیامت که حرفِ غارت شد
نصیبِ دخـترِ زهرا چرا اسارت شد؟!
بـِبار و ناله بزن نالههایِ واویلا
بگـو شبیهِ حـرم العجل گلِ زهرا
#صفر #مدینه
#ورود_کاروان_داغدار_حسینی_ب_مدینه
#حسین_ایمانی ✍
..__________________________
کانال باب الحسین (ع)
https://t.me/Babolhusein
گروه اشعار حسینی
https://t.me/joinchat/TnNArTssrr8vRxab
کانال ایتا
http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af
.
#حضرت_فاطمه_زهرا_سلام_الله_علیها
#مدح
#ولادت
#قطعه
فَطَمَت هي و شيعَتُنا مِنَ النّار
.
.
حرام گشته به آتش، جدا شده است ز نار
به نام فاطمه،حيران نام فاطمه ام
به روز حشر چو پرسند نام و منصب من
به افتخار بگويم غلام فاطمه ام
نگفته حاجتمان را روا كند بانو
هميشه شكر گذار مرام فاطمه ام
تمامي بركات از علي و آل عليست
خوشم كه پيروِ اين يك پيام فاطمه ام
سه روز روزه گرفت و غذا به سائل داد
تمام عمر گداي صيام فاطمه ام
چهل نفر همه در جنگ با علي بودند
عجيب در عجب از اين قيام فاطمه ام
#مهدي_داوري
#میلاد_حضرت_زهرا
#ولادت_حضرت_زهرا
.............._________________________
کانال باب الحسین (ع)
https://t.me/Babolhusein
گروه اشعار حسینی
https://t.me/joinchat/TnNArTssrr8vRxab
کانال ایتا
http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af
.
#امام_جواد_علیه_السلام
#قطعه
دلم غریب تر از آخرین ستاره ی صبح
تو را صدا زده هر بامداد ای ساقی
سبوکشان همگی بندگان میکده اند
بیار باده، فبشّر عباد ای ساقی
کجا روم؟ چه کنم؟ دامن که را گیرم؟
که پیر میکده راهم نداد ای ساقی
مرا بهشت تو هستی و سرنوشت تویی
مرا چه کار به کار معاد ای ساقی
خدا شبی که تو را آفرید و معنا کرد
دو عالم از حرکت ایستاد ای ساقی
جواد یعنی باران، جواد یعنی دشت
أنا البخیل و أنت الجواد ای ساقی
#مهدی_جهاندار
#میلاد_امام_جواد
.........._________________________
کانال باب الحسین (ع)
https://t.me/Babolhusein
گروه اشعار حسینی
https://t.me/joinchat/TnNArTssrr8vRxab
کانال ایتا
http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af
.
#امام_صادق_صلوات_الله_علیه
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#قطعه
۲۸۲
کاش آید اجل از راه و ببیند حالم
غیر غم ها به دل سوخته زانو نزدند
بسته شد دست من و یاد علی افتادم
همسرم را به خدا ضربه به بازو نزدند
به رخم سیلی و ،شلاق به تن خورد ولی
وسط هلهله و بین هیاهو نزدند
مثل عمه سر هر کوچه مرا گرداندند
ولی از بام دگر سنگ ز هر سو نزدند
می کشیدند مرا در وسط کوچه ولی
مثل گودال،دگر چکمه به پهلو نزدند
گرچه بی عمامه می بردند نیمه شب مرا
سر برهنه شدم و پنجه به گیسو نزدند
****
#محمود_اسدی_شائق✍
#شهادت_امام_صادق
.
.
#امام_جواد_علیه_السلام
#قطعه
۳۱۹
بی حیا همسر بی مهر و وفا
خیره بر حالتم آنجا می شد
خنده می کرد به غلتیدن من
خوب سرگرم تماشا می شد
تا در حجره به رویم می بست
غربت فاطمه معنا می شد
ما ز در خاطره ی بد داریم
دیده از اشک چو دریا می شد
پشت در مادر ما آمده بود
با لگد درب حرم وا می شد
میخ با سینه ندارد نسبت
قامتم از غم او تا می شد
یاد آن روز که در خانه ی وحی
مادرم حامی مولا می شد
#محمود_اسدی_شائق✍
#شهادت_امام_جواد
.
.
#حضرت_عبدالله_بن_الحسن_علیه_السلام
#قطعه
۳۹۰
از خیمه ها دیدم که زنده زنده دشمن
با اسب بر جسم عمویم تاخت بابا
رفتم به میدان و سپر کردم دو دستم
دشمن به ظلم و کینه اش پرداخت بابا
از ضعف چشمان عمویم تار می دید
سربسته گویم او مرا نشناخت بابا
وقتی که شمر آمد روی سینه نشیند
از قتلگه بیرون مرا انداخت بابا
****
#محمود_اسدی_شائق✍
#شب_پنجم_محرم
#حضرت_عبدالله
.
.
#بی_بی_شریفه سلام_الله_علیها
#بنت_الحسن
#قطعه
۷۷۱
در کربلا چها که کشیدم ز دست ظلم
دیدم هزار داغ ولی باورم نبود
یکعمر بوسه زد به سر و صورتم عمو
بعد از عمو حسین کسی یاورم نبود
عمه به جای من کتک از دست شمر خورد
جز او کسی به فکر دل مضطرم نبود
****
دیدم رباب را که کمان تر شد از کمان
میدید روی نیزه سر شیرخواره بود
در قتلگاه جسم عموجانِ من حسین
در زیر پای مرکب و چندین سواره بود
چیزی نمانده بود از آن جسم چاک چاک
دیدم به چشم خویش تنش پاره پاره بود
****
نازک تر از تن عموی من تنِ من است
پای شتر کجا و تن دخترِ حسن
با کعب نی زدند مرا بسکه کوفیان
جسمم کبود گشته چنان مادرِ حسن
#محمود_اسدی_شائق✍
.
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#وفات
#قطعه
زائر اوست زائر زهرا
تِلو خیرالنساست معصومه
دستگیری کند ز زائر خویش
چقدَر با وفاست معصومه
آل احمد به سایهاش جمعاند
چون حدیثِ کساست معصومه
سیر در خود کند ز فیض قِدم
کی حدوثش رَواست معصومه
وین عجب بین که در تشعشع خویش
خویش تحتالشعاعست معصومه
خاطرم زنده میشود با او
چقدَر آشناست معصومه
شوهرش نیست لیک مادر ماست
فیض بی ردِپاست معصومه
صَرف مِهر است فعل و قول کریم
خبر و مبتداست معصومه
در اصولش کَرم قضا نشود
چون فریضه اَداست معصومه
دست و پا چون زنم که رزاقِ
خلق بی دست و پاست معصومه
#محمد_سهرابی
.
قطعه و #بحرطویل تلفیقی روضهیِ فاطمیه و امام حسن علیه السلام
روضه یعنی کوچههایِ بیکسی
گامِ لرزان مادر و دلواپسی
سینه یعنی سینهای پر راز و رمز
از هلائل پیکری بیجان و سبز
سبز یعنی صورتِ راز و نیاز
یک زره در زیرِ تنپوشِ نماز
سبز یعنی آسمانی داغدار
چشمی از سیلیِ کینه تارِ تار
چشم یعنی اشک و خون آمیختن
با درِ آتش گرفته سوختن
ناله یعنی صورتی نیلوفری
خونِ سینه بر رویِ میخِ دری
آه یعنی سیلی و غصبِ فدک
مادری پیشِ پسر خورده کتک
سیلی یعنی غربتِ خیرُالنّسا
داستانِ مجتبی و کوچهها
خاطره یعنی دلی با غم عجین
دم به دم در کوچهها خوردن زمین
دشمن اشاره کرد
کوچه سیاه شد
آوار شد تمامِ جهان بر رویِ سرم
افتاد بر زمین
پیشِ دو چشمِ مضطرب از ضربهیِ جفا
ای وای مادرم
وقتی که آمدیم
دستم گرفته بود مبادا که گم شوم
امّا کنون منم که شدم رهنمایِ او
سیلی گرفت قوّتِ چشمانِ مادرم
مادر .....
اَمرت مُطاع هیچ نگویم به خواهرم
هرگز نمیزنم سخنی با برادرم
سِرِّ مگویِ رویِ تو در گور میبرم
امّا خودت بگو چادر چه مادرم!!!
این خاک میگوید به خدا رازِ کوچه را
رازِ مغیره را
گوید تمامِ قصّهیِ جانسوزِ کینه را
رازِ سقیفه و فدک و بغضِ سینه را
رازِ غریبیِ تو و شهرِ مدینه را
اشک یعنی گوشهای تنها شدن
روضهخوانِ روضهیِ زهرا شدن
روضه یعنی افتخارِ نوکری
گفتن از رویِ کبودِ مادری
سوره یعنی کوثرِ بدرُالدُّجا
دست و رویِ فاطمه تَبَّت یَداٰه
قلب یعنی مَحرمِ سِرّی غریب
دورِ بستر خواندنِ اَمَّن یُجیب
عشق یعنی قبرِ بینام و نشان
لحظهیِ دلواپسیِ کودکان
یاحسن اِی رازدارِ اهلِ بیت
ای دلم از غصّههایت بیت بیت
با من از کوچه نمیگویی سخن
ای غریبِ آشنایِ قلبِ من
صحنِ تو ای بیحرم کنجِ دلم
غصّهات ای کاش گردد قاتلم
قلبِ زارِ ما و سوزت یاحسن
ای امامِ شاهِ بیغسل و کفن
#فاطمیه #قطعه #بحر_طویل #تلفیقی
#امام_حسن
#حسین_ایمانی ✍
.